سلام

دوستان برای مدتی این پست بدون ارسال جدید میمونه ( نیستم وقتی اومدم ادامه میدم
) در کل این مباحث واقعا قصد توهین و جسارت به هیچ یک از برادران و خواهران اهل سنت نیست و فقط میخواییم بگبم که ایا با تفکرات یک فرد که بدور از تعصب هست و در دنیای امروزی داره زندگی میکنه و دم از تفکر و تعقل در یافتن موارد ناشناخته هست ، میتونه این موارد رو در خودش بقولونه؟
دوستان گرامی و جویندگان حقیقت
این مدت که با شما بودم گوشه ای از پیامبر شناسی و نشان دادن تعداد اندکی از روایات و توضیحاتی که در کتب صحیح و معتبر برادران اهل سنت امده رو براتون قرار دادم.
قرار هم نیست این بحث رو طولانی کنم و فقط و فقط چند پست دیگر با شما خواهیم بود و یک نتیجه گیری ونه قضاوت ، بلکه قضاوت و برداشت را بر عهده خود شما قرار میدیم تا با تصمیم خودتون بسندجید که ایا این پیامبر ... .
امید است این چند پست را هم با ما همراه باشید
پیشا پیش از همراهی شما دوستان گرامی تشکر میکنم.
پيامبر ، مشرك زاده بود !!!
در کتب اهل سنت ، العياذ بالله ، والدين رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) يعني عبدالله و آمنه را بتپرست و مشرك ، معرفي مينمايند از جمله :
مسلم بن حجاج نيشابوري در مورد عبدالله پدر پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مينويسد : حدثنا أبو بَكْرِ بن أبي شَيْبَةَ حدثنا عَفَّانُ حدثنا حَمَّادُ بن سَلَمَةَ عن ثَابِتٍ عن أَنَسٍ أَنَّ رَجُلًا قال يا رَسُولَ اللَّهِ أَيْنَ أبي ؟ قال : في النَّارِ فلما قفي دَعَاهُ فقال : إِنَّ أبي وَأَبَاكَ في النَّارِ .
أَنَس نقل كرده كه مردي به رسول خدا گفت : اي رسول خدا ! پدرم (كه قبل از اسلام از دنيا رفته) كجاست ؟ پيامبر جواب داد : در آتش ، آن برگشت كه برود پيامبر او را خواند و گفت : پدر من و تو در آتشاند .
صحيح مسلم ، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261 ، ج 1 ص 191، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي.
همانطوركه ابن تيميه در مجموع الفتاوي خود در اين مورد مينويسد :
التوسل بدعائه - اى النبى - وشفاعته ينفع مع الايمان به واما بدون الايمان به فالكفار والمنافقون لا تغنى عنهم شفاعه الشافعين فى الاخره، ولهذا نهى عن الاستغفار لعمه و ابيه و غيرهما من الكفار .
توسل به دعاي او – يعني پامبر اسلام – و شفاعت وي در صورت ايمان به او ، فايده مي دهد ؛ اما اگر به وي ايمان نداشته باشد ( خير ؛ فايده نمي دهد ) ؛ پس شفاعتِ شفاعت کنندگان ، براي کافران و منافقان را در آخرت فايده ندارد ؛ و به همين جهت رسول خدا از استغفار براي عمو و پدرشان و ديگر کفار منع شد!
مجموع الفتاوى ، ج1 ، ص145 و التوسل والوسيلة ، ص 7.
همچنين مسلم بن حجاج در مورد مادر پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ، آمنه بنت وهب ، اين گونه مينويسد : رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از خداوند ميخواهد كه براي مادرش آمنه استغفار كند ، اما خداوند چنين اجازهاي نميدهد :
حدثنا يحيى بن أَيُّوبَ وَمُحَمَّدُ بن عَبَّادٍ واللفظ لِيَحْيَى قالا حدثنا مَرْوَانُ بن مُعَاوِيَةَ عن يَزِيدَ يَعْنِي بن كَيْسَانَ عن أبي حَازِمٍ عن أبي هُرَيْرَةَ قال قال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم اسْتَأْذَنْتُ رَبِّي أَنْ أَسْتَغْفِرَ لِأُمِّي فلم يَأْذَنْ لي وَاسْتَأْذَنْتُهُ أَنْ أَزُورَ قَبْرَهَا فَأَذِنَ لي .
أبو هُرَيْرَة گفت : رسول خدا صلى الله عليه وسلم گفت : از خداوند اجازه خواستم تا براي مادرم استغفار كنم ، ولي اجازه نداد و اجازه خواستم تا قبرش را زيارت كنم كه اجازه داد.
صحيح مسلم صحيح مسلم ، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261 ، ج 2 ص 671. دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي
نووي شارح معروف صحيح مسلم در مورد اين حديث و مشرك بودن مادر پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مينويسد :
قوله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) : استأذنت ربي أن أستغفر لأمى فلم يأذن لي واستأذنته أن أزور قبرها فأذن لي » ، فيه جواز زيارة المشركين في الحياة وقبورهم بعد الوفاة .
اين سخن پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) : از خداوند اجازه خواستم تا براي مادرم استغفار كنم ، ولي اجازه نداد و اجازه خواستم تا قبرش را زيارت كنم و اجازه داد ، از اين حديث جواز زيارت مشركين در زمان حيات و زيارت قبورآنان بعد ازوفاتشان فهميده ميشود .
صحيح مسلم بشرح النووي ، اسم المؤلف: أبو زكريا يحيى بن شرف بن مري النووي الوفاة: 676 ، ج 7 ص 45 ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت - 1392 ، الطبعة : الطبعة الثانية