کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
پیامبرشناسی اهل سنت (بصورت خلاصه )
۱۹:۳۳, ۲۱/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
[/b]
مقدمه مهم

يكي از اتهاماتي كه مخالفين شيعه به شيعه مي‌زده‌اند و می زنند ، اين بوده است كه شيعه آن طور كه بايد و شايد حرمت پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم را نگه نمي‌دارند و مقام ائمه عليهم السلام را از پيامبر بالاتر مي‌دانند و آن حسابي كه بايد روي پيامبر باز كند ،‌ باز نمي‌كند .

ما از خواننده محترم خواهشمندیم که با مطالعه مجموعه مقالات پیامبر شناسی اهل سنت منصفانه قضاوت کنند آیا شیعه چنین نسبتهایی به پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می دهد ؟
عزیزان اهل سنتی که خود این نسبت های زشت را برای پیامبرشان قائلند ،چگونه می توانند در مورد احترام خاصی که شیعه به پیامبراکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) واهلبیتشان(علیه السلام) قائلند نظر دهند؟!

متاسفانه عزیزان اهل سنت همین اتهامات به ساحت مقدس پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را دست آویز خدشه وارد کردن عصمت آن حضرت قرار دادند.

تأسف ما را ‌آن زمان دو چندان مي‌كند كه مراكز تحقيقاتي و كتابخانه‌هاي مشهور و معروف دنيا در كشور‌هاي مختلف براي كساني كه مي‌خواهند در بارۀ اسلام بدانند و تحقيق كنند ، اين كتاب‌ها را بررسي مي‌كنند و مي‌خوانند .
[b]كسي كه تازه مي‌خواهد با اسلام آشنا بشود ، صحيح بخاري را بر مي‌دارد و پيامبري كه از ميان صحيح بخاري و صحيح مسلم و ديگر صحاح اهل سنت خارج مي‌شود ، پيامبري است بد زبان ، پيامبري است فراموش‌كار ، پيامبري است كه شيطان بر او چيره مي‌شود .
اين شخص چگونه مي‌خواهد دربارۀ اسلام قضاوت كند، اسلامی كه ادعا دارد براي همۀ نسل‌ها و انسان‌ها هادي و رهنما است .

این اشاعه ادب ها با اشاعه ادب تورات تحریف شده که نسبت به ساحت مقدس انبیاء دارد چه فرقی میکند؟[/b]

[b]ادامه دارد...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، أین المنتظر ، عبدالرحمن ، m.hossein ، ســــــاقی ، در جستجوی سختی ، Asma ، منادی حق ، محب الزهرا ، مفقود الاثر ، Patriot ، وحید110 ، خیبر110 ، ZaHrA110M

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۸:۴۹, ۱۲/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/آذر/۹۲ ۲:۳۰ توسط فرمیسک.)
شماره ارسال: #11

....................................................................................................​....................................................................
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahpare
۱۹:۰۴, ۱۲/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/مهر/۹۲ ۹:۲۹ توسط ELENOR.)
شماره ارسال: #12
آواتار
1. دوستان گرامی از ارسال های غیر مرتبط به تاپیک بپرهیزید
2. بحث شیعه و سنی هم دو تاپیک باز براش وجود دارد ... در صورت لزوم به آنها می توانید مراجعه کنید
به تاپیک های مناظره ای که خودتون ازش استقبال کردید بپردازید
نقل قول:از فرصت استفاده میکنم و از همین تریبون اعلام میکنم که از همتون که در این تاپیک شرکت کردین بدم میاد!
در مورد مساله ای نقد دارید؟؟؟؟
منطق دارید ؟؟؟
آیا شما بر حق هستید؟؟؟
خوب بحث کنید ... چرا گلایه می کنید و حرف های غیر علمی می زنید!!!!
شیعه همیشه به دنبال بحث علمی و منطقی بوده و هست ...
بسم الله ...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahpare ، mahdy30na ، وحید110 ، خیبر110 ، ZaHrA110M
۱:۰۳, ۱۳/مهر/۹۲
شماره ارسال: #13
آواتار
سلام
همکار گرامی فرمیسک محترم " همونقدر که اماده گفتگو دوستانه با شما هستم ، اماده شنیدن نقد هستم "
این مطالب اگه با مزاج شما زیبا نمیاد دیگه حرفهایی هست که در کتب اهل سنت هست و بسیار پررنگ با رنگ و لعابی زیبا بیان شده همونطوری که میبینید/
(۱۲/مهر/۹۲ ۱۸:۴۹)فرمیسک نوشته است:  
[b]از فرصت استفاده میکنم و از همین تریبون اعلام میکنم که از همتون که در این تاپیک شرکت کردین بدم میاد!
Smile

امید وارم منظورتون همونایی باشه که این مطالب در کتاب خودشون ذکر کرده اند.
نمیخواستم این بحث رو الان بازش کنم
" از نگاه شیعه فقط یک مورد ذکر میکنم "
طبق نص صریح قران :
پیامبری که از روی هوا حرف نمیزنه و فقط دستور و خواست خدا رو بیان میکنه کسی هست که خدا دستور اطاعت از اون رو بعد از اطاعت از خودش معرفی میکنه.بماند بقیه بحثا.

[b]تمام اینها یعنی عصمت مطلق و نه اون عصمتی که دیگر فرق اسلامی قبول دارند.
Blush

[/b]
یا حق

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: در جستجوی سختی ، m.hossein ، ELENOR ، وحید110 ، خیبر110 ، ZaHrA110M
۱۴:۵۴, ۱۴/مهر/۹۲
شماره ارسال: #14
آواتار
سلام
در کل این مباحث واقعا قصد توهین و جسارت به هیچ یک از برادران و خواهران اهل سنت نیست و فقط میخواییم بگبم که ایا با تفکرات یک فرد که بدور از تعصب هست و در دنیای امروزی داره زندگی میکنه و دم از تفکر و تعقل در یافتن موارد ناشناخته هست ، میتونه این موارد رو در خودش بقولونه؟
پيامبر ، آياتي از قرآن را فراموش كرده بود!!!Huh

بخاري در صحیحش، در اين مورد مي‌نويسد :

حدثنا أَحْمَدُ بن أبي رَجَاءٍ هو أبو الوليد الهروي حدثنا أبو أُسَامَةَ عن هِشَامِ بن عُرْوَةَ عن أبيه عن عَائِشَةَ قالت سمع رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم رَجُلًا يَقْرَأُ في سُورَةٍ بِاللَّيْلِ فقال يَرْحَمُهُ الله لقد أَذْكَرَنِي كَذَا وَكَذَا آيَةً كنت أُنْسِيتُهَا من سُورَةِ كَذَا وَكَذَا ....

عَائِشَة گفت : صداي قرائت قرآن مردي در شب به گوش رسول خدا صلى الله عليه وسلم رسيد ، پس گفت : خداوند او را رحمت كند ، كه فلان مقدار آيه از فلان سوره را كه فراموش كرده بودم ، به يادم آورد .[/b]

صحيح البخاري ( الجامع الصحيح المختصر) ، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، ج 4 ص 1922، ار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: در جستجوی سختی ، سید ابراهیم ، ELENOR ، وحید110 ، خیبر110 ، ZaHrA110M
۱۴:۵۵, ۱۷/مهر/۹۲
شماره ارسال: #15
آواتار
سلام
در کل این مباحث واقعا قصد توهین و جسارت به هیچ یک از برادران و خواهران اهل سنت نیست و فقط میخواییم بگبم که ایا با تفکرات یک فرد که بدور از تعصب هست و در دنیای امروزی داره زندگی میکنه و دم از تفکر و تعقل در یافتن موارد ناشناخته هست ، میتونه این موارد رو در خودش بقولونه؟
پيامبر ، در نبوتش شك داشت !!!
بخاري در صحيحش جريان بعثت و آغاز وحيِ نبوت بر پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به وسيله آيات ابتدايي سوره علق « اقْرَأْ بِسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ * خَلَقَ الاِْنسَانَ مِنْ عَلَق * اقْرَأْ وَرَبُّكَ الاَْكْرَمُ * الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الاِْنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ » را از عايشه اين گونه روايت مي‌كند :
پيامبر مدت زيادي در غار حراء عبادت مي‌كرد و پس از آن به سمت خديجه بازمي‌گشت تا اين روزي وقتي كه در غار بود فرشته‌اي نزد او آمد و گفت : « بخوان » گفت : « خواندن نمي‌دانم » آن فرشته او را به شدت فشرد و گفت : « بخوان » پيامبر گفت : «خواندن نمي‌دانم» و اين مساله تكرار شد و پنج آيه اول سوره علق نازل شد ، پيامبر به خانه بازگشت و به خديجه گفت : مرابپوشان مرابپوشان و پرسيد كه خديجه مرا چه شده ؟ و جريان را براي او نقل كرد و گفت : برجان خود بيمناكم ، خديجه او را دلداري داد و او را نزد ورقه بن نفيل پسر عموي خود كه عالم مسيحي بود برد خديجه به ورقه گفت : به حرف‌هاي او گوش كن ! او هم از پيامبر پرسيد كه چه مي‌بيني ؟ پيامبر هم آنچه را ديده بود براي ورقه گفت و ورقه پاسخ داد ، اين همان چيزي است كه بر حضرت موسي نازل شده است اي كاش وقتي كه تو براي مردم مبعوث شوي ، زنده‌ باشم پيامبر گفت : من براي مردم مبعوث مي‌شوم ؟ ورقه جواب داد : آري ...
آيا جسارتي از اين زشت‌تر به ساحت قدس پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تصور مي‌شود كه ايشان علير‌غم مشاهده وحي در نبوت خود شك داشت و نزد مسيحي‌اي چون ورقه بن نفيل مي‌رود و حالات خود را بازگو كند و او پيامبر ر از نبوتش آگاه مي‌سازد ‌؟
متن حديث بخاري از اين قرار است :
حدثنا يحيى بن بُكَيْرٍ حدثنا اللَّيْثُ عن عُقَيْلٍ عن بن شِهَابٍ وحدثني عبد اللَّهِ بن مُحَمَّدٍ حدثنا عبد الرَّزَّاقِ حدثنا مَعْمَرٌ قال الزُّهْرِيُّ فَأَخْبَرَنِي عُرْوَةُ عن عَائِشَةَ رضي الله عنها أنها قالت : أَوَّلُ ما بُدِئَ بِهِ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم من الْوَحْيِ الرُّؤْيَا الصَّادِقَةُ في النَّوْمِ فَكَانَ لَا يَرَى رُؤْيَا إلا جَاءَتْ مِثْلَ فَلَقِ الصُّبْحِ فَكَانَ يَأْتِي حِرَاءً فَيَتَحَنَّثُ فيه وهو التَّعَبُّدُ اللَّيَالِيَ ذَوَاتِ الْعَدَدِ وَيَتَزَوَّدُ لِذَلِكَ ثُمَّ يَرْجِعُ إلى خَدِيجَةَ فَتُزَوِّدُهُ لِمِثْلِهَا حتى فَجِئَهُ الْحَقُّ وهو في غَارِ حِرَاءٍ فَجَاءَهُ الْمَلَكُ فيه فقال « اقْرَأْ » فقال النبي صلى الله عليه وسلم : فقلت : « ما أنا بِقَارِئٍ » فَأَخَذَنِي فَغَطَّنِي حتى بَلَغَ مِنِّي الْجَهْدُ ثُمَّ أَرْسَلَنِي فقال « اقْرَأْ » فقلت : « ما أنا بِقَارِئٍ » فَأَخَذَنِي فَغَطَّنِي الثَّانِيَةَ حتى بَلَغَ مِنِّي الْجَهْدُ ثُمَّ أَرْسَلَنِي فقال : « اقْرَأْ » فقلت : «ما أنا بِقَارِئٍ » فَأَخَذَنِي فَغَطَّنِي الثَّالِثَةَ حتى بَلَغَ مِنِّي الْجَهْدُ ثُمَّ أَرْسَلَنِي فقال : « اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الذي خَلَقَ » حتى بَلَغَ « عَلَّمَ الْإِنْسَانَ ما لم يَعْلَمْ » فَرَجَعَ بها تَرْجُفُ بَوَادِرُهُ حتى دخل على خَدِيجَةَ فقال : « زَمِّلُونِي زَمِّلُونِي » فَزَمَّلُوهُ حتى ذَهَبَ عنه الرَّوْعُ فقال : « يا خَدِيجَةُ ما لي ؟ » وَ أَخْبَرَهَا الْخَبَرَ و قال : « قد خَشِيتُ على نَفْسِي » فقالت له : كَلَّا أَبْشِرْ فَوَاللَّهِ لَا يُخْزِيكَ الله أَبَدًا إِنَّكَ لَتَصِلُ الرَّحِمَ وَتَصْدُقُ الحديث وَتَحْمِلُ الْكَلَّ وَتَقْرِي الضَّيْفَ وَتُعِينُ على نَوَائِبِ الْحَقِّ ثُمَّ انْطَلَقَتْ بِهِ خَدِيجَةُ حتى أَتَتْ بِهِ وَرَقَةَ بن نَوْفَلِ بن أَسَدِ بن عبد الْعُزَّى بن قُصَيٍّ وهو بن عَمِّ خَدِيجَةَ أخي أَبِيهَا وكان امْرَأً تَنَصَّرَ في الْجَاهِلِيَّةِ وكان يَكْتُبُ الْكِتَابَ الْعَرَبِيَّ فَيَكْتُبُ بِالْعَرَبِيَّةِ من الْإِنْجِيلِ ما شَاءَ الله أَنْ يَكْتُبَ وكان شَيْخًا كَبِيرًا قد عَمِيَ فقالت له خَدِيجَةُ أَيْ بن عَمِّ اسْمَعْ من بن أَخِيكَ فقال وَرَقَةُ : بن أَخِي مَاذَا تَرَى فَأَخْبَرَهُ النبي صلى الله عليه وسلم ما رَأَى فقال وَرَقَةُ هذا النَّامُوسُ الذي أُنْزِلَ على مُوسَى يا لَيْتَنِي فيها جَذَعًا أَكُونُ حَيًّا حين يُخْرِجُكَ قَوْمُكَ فقال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم : أومخرجي هُمْ ؟ فقال وَرَقَةُ نعم لم يَأْتِ رَجُلٌ قَطُّ بِمِثْلِ ما جِئْتَ بِهِ إلا عُودِيَ وَإِنْ يُدْرِكْنِي يَوْمُكَ أَنْصُرْكَ نَصْرًا مُؤَزَّرًا ثُمَّ لم يَنْشَبْ وَرَقَةُ أَنْ تُوُفِّيَ .
صحيح البخاري (الجامع الصحيح المختصر) ، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، ج 6 ص 2561ح6581 ، كِتَاب التَّعْبِيرِ، بَاب أَوَّلُ ما بُدِئَ بِهِ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم من الْوَحْيِ الرُّؤْيَا الصَّالِحَةُ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا[/b]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ELENOR ، در جستجوی سختی ، سید ابراهیم ، aboutorab ، وحید110 ، خیبر110 ، ZaHrA110M
۱۴:۲۹, ۱۸/مهر/۹۲
شماره ارسال: #16
آواتار
سلامBlushBlush
دوستان برای مدتی این پست بدون ارسال جدید میمونه ( نیستم وقتی اومدم ادامه میدمAngel)
در کل این مباحث واقعا قصد توهین و جسارت به هیچ یک از برادران و خواهران اهل سنت نیست و فقط میخواییم بگبم که ایا با تفکرات یک فرد که بدور از تعصب هست و در دنیای امروزی داره زندگی میکنه و دم از تفکر و تعقل در یافتن موارد ناشناخته هست ، میتونه این موارد رو در خودش بقولونه؟
دوستان گرامی و جویندگان حقیقت
این مدت که با شما بودم گوشه ای از پیامبر شناسی و نشان دادن تعداد اندکی از روایات و توضیحاتی که در کتب صحیح و معتبر برادران اهل سنت امده رو براتون قرار دادم.
قرار هم نیست این بحث رو طولانی کنم و فقط و فقط چند پست دیگر با شما خواهیم بود و یک نتیجه گیری ونه قضاوت ، بلکه قضاوت و برداشت را بر عهده خود شما قرار میدیم تا با تصمیم خودتون بسندجید که ایا این پیامبر ... .
امید است این چند پست را هم با ما همراه باشید
پیشا پیش از همراهی شما دوستان گرامی تشکر میکنم.
پيامبر ، مشرك زاده بود !!!Huh

در کتب اهل سنت ، العياذ بالله ، والدين رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) يعني عبدالله و آمنه را بت‌پرست و مشرك ، معرفي مي‌نمايند از جمله :

مسلم بن حجاج نيشابوري در مورد عبدالله پدر پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مي‌نويسد :
حدثنا أبو بَكْرِ بن أبي شَيْبَةَ حدثنا عَفَّانُ حدثنا حَمَّادُ بن سَلَمَةَ عن ثَابِتٍ عن أَنَسٍ أَنَّ رَجُلًا قال يا رَسُولَ اللَّهِ أَيْنَ أبي ؟ قال : في النَّارِ فلما قفي دَعَاهُ فقال : إِنَّ أبي وَأَبَاكَ في النَّارِ .
أَنَس نقل كرده كه مردي به رسول خدا گفت : اي رسول خدا ! پدرم (كه قبل از اسلام از دنيا رفته) كجاست ؟ پيامبر جواب داد : در آتش ، آن برگشت كه برود پيامبر او را خواند و گفت : پدر من و تو در آتش‌اند .
صحيح مسلم ، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261 ، ج 1 ص 191، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي.

همان‌‌طوركه ابن تيميه در مجموع الفتاوي خود در اين مورد مي‌نويسد :
التوسل بدعائه - اى النبى - وشفاعته ينفع مع الايمان به واما بدون الايمان به فالكفار والمنافقون لا تغنى عنهم شفاعه الشافعين فى الاخره، ولهذا نهى عن الاستغفار لعمه و ابيه و غيرهما من الكفار .
توسل به دعاي او – يعني پامبر اسلام – و شفاعت وي در صورت ايمان به او ، فايده مي دهد ؛ اما اگر به وي ايمان نداشته باشد ( خير ؛ فايده نمي دهد ) ؛ پس شفاعتِ شفاعت کنندگان ، براي کافران و منافقان را در آخرت فايده ندارد ؛ و به همين جهت رسول خدا از استغفار براي عمو و پدرشان و ديگر کفار منع شد!
مجموع الفتاوى ، ج1 ،‌ ص145 و التوسل والوسيلة ‌، ص 7.
همچنين مسلم بن حجاج در مورد مادر پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ، آمنه بنت وهب ، اين گونه مي‌نويسد : رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از خداوند مي‌خواهد كه براي مادرش آمنه استغفار كند ، اما خداوند چنين اجازه‌اي نمي‌دهد :
حدثنا يحيى بن أَيُّوبَ وَمُحَمَّدُ بن عَبَّادٍ واللفظ لِيَحْيَى قالا حدثنا مَرْوَانُ بن مُعَاوِيَةَ عن يَزِيدَ يَعْنِي بن كَيْسَانَ عن أبي حَازِمٍ عن أبي هُرَيْرَةَ قال قال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم اسْتَأْذَنْتُ رَبِّي أَنْ أَسْتَغْفِرَ لِأُمِّي فلم يَأْذَنْ لي وَاسْتَأْذَنْتُهُ أَنْ أَزُورَ قَبْرَهَا فَأَذِنَ لي .

أبو هُرَيْرَة گفت : رسول خدا صلى الله عليه وسلم گفت : از خداوند اجازه خواستم تا براي مادرم استغفار كنم ، ولي اجازه نداد و اجازه خواستم تا قبرش را زيارت كنم كه اجازه داد.

صحيح مسلم صحيح مسلم ، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261 ، ج 2 ص 671. دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي

نووي شارح معروف صحيح مسلم در مورد اين حديث و مشرك بودن مادر پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مي‌نويسد :
قوله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) : استأذنت ربي أن أستغفر لأمى فلم يأذن لي واستأذنته أن أزور قبرها فأذن لي » ، فيه جواز زيارة المشركين في الحياة وقبورهم بعد الوفاة .
اين سخن پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) : از خداوند اجازه خواستم تا براي مادرم استغفار كنم ، ولي اجازه نداد و اجازه خواستم تا قبرش را زيارت كنم و اجازه داد ، از اين حديث جواز زيارت مشركين در زمان حيات و زيارت قبورآنان بعد ازوفاتشان فهميده مي‌شود .
صحيح مسلم بشرح النووي ، اسم المؤلف: أبو زكريا يحيى بن شرف بن مري النووي الوفاة: 676 ، ج 7 ص 45 ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت - 1392 ، الطبعة : الطبعة الثانية
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: أین المنتظر ، در جستجوی سختی ، Patriot ، وحید110 ، خیبر110 ، ZaHrA110M
۱۶:۲۵, ۹/آبان/۹۲
شماره ارسال: #17
آواتار
سلام به دوستان
باز هم برگشتیم تا با چند موردی که باقی مانده در کنار شما بصورت منطقی صحبت کنیم.
مباحث غیر اخلاقی نسبت به حضرت موسی(علیه السلام)

1-در صحيح بخاري آمده است:
موسي آمد در كنار نهري تا غسل كند. لباسش را كنار نهر مي‌گذارد و غسل مي‌كند و بيرون مي‌آيد و مي‌بيند آن سنگ، لباس‌هايش را برداشته و فرار مي‌كند. موسي هم به صورت لخت و عريان به دنبال آن سنگ و مي‌گويد:
ثوبي حجر، ثوبي حجر.
اي سنگ! لباس مرا بده.
تا اين‌كه به قوم بني‌إسرائيل مي‌رسد و تمام آنها موسي را به صورت لخت مادرزاد مي‌بينند. بعد هم آن سنگ لباس‌هاي موسي را به او مي‌دهد.
صحيح البخاري، ج4، ص129 ـ صحيح مسلم، ج1، ص183
اين قضيه با اوَّليات آداب بشري و با آنچه كه در قرآن در رابطه با حضرت موسي (عليه السلام) خوانديم، منافات دارد.

2- در صحيح بخاري آمده است:
ملك الموت مي‌آيد تا موسي را قبض روح كند. موسي قبول نمي‌كند و ملك الموت هم مي‌گويد من از طرف خداوند مأمورم. موسي هم آن‌چنان بر صورت ملك الموت مي‌زند كه چشم او را ناقص مي‌كند ... .
صحيح البخاري، ج2، ص92 ـ صحيح مسلم، ج7، ص100

اين قضايا با عصمت أنبياء (عليهم السلام) منافات دارد. خداوند حضرت موسي (عليه السلام) را از مخلَصين قرار داده است وایشان دارای مقام کلیم اللهی است. چگونه چنین رواياتي كه در صحيح بخاري آمده که با آداب و رسوم بشري و اخلاق اوليه انساني منافات دارد!!

مشكل اين است كه آقايان اهل سنت مي‌گويند:
هر روايتي كه در صحيح بخاري آمده، مانند وحي منزل است.
شايد اين‌چنين رواياتي هم در کتاب‌هاي ما باشد و نمي‌گوييم نيست. بعضي از روايات، ضعيف و جعلي و دروغين در کتاب‌هاي كافي و تهذيب الأحكام و الإستبصار و من لا يحضره الفقيه و وسائل الشيعه وجود دارد؛ ولي ما نمي‌گوييم تمام روايات اينها از اول تا آخر، صحيح است و وحي منزل است و اگر كسي روايات كافي را انكار كند، زنديق و مرتد است. بلكه مي‌گوييم در كتاب كافي، هم روايات صحيح وجود دارد و هم روايات ضعيف. قواعد و ضوابط رجالي داريم و با آنها مي‌سنجيم و روايات صحيح را مي‌پذيريم و روايات ضعيف را كنار مي‌گذاريم.

امام صادق (عليه السلام) میفرمایند
رواياتي كه از ما به شما مي‌رسد، اگر ديديد با قرآن مخالفت دارد، به ديوار بكوبيد.
"فاضْربوه علي الجدار"
ما با روايات جعلي‌مان اين‌گونه برخورد مي‌كنيم.
ایا دوستان اهل سنت هم میتوانند این کار را انجام بدهند؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Patriot ، در جستجوی سختی ، وحید110 ، سید ابراهیم ، خیبر110 ، ZaHrA110M
۱۶:۳۴, ۹/آبان/۹۲
شماره ارسال: #18
آواتار
این ارسال رو بعدا پاک کنید

من این ها رو میخونم شرم میکنمConfused

اونها که نوشتند شرم نکردند؟؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: خیبر110
۱۷:۵۷, ۹/آبان/۹۲
شماره ارسال: #19
آواتار
(۹/آبان/۹۲ ۱۶:۳۴)Patriot نوشته است:  این ارسال رو بعدا پاک کنید

من این ها رو میخونم شرم میکنمConfused

اونها که نوشتند شرم نکردند؟؟

شرم آور تر از این هم موجود هست
خواهشاً صبر داشته باشید و تاپیک را دنبال کنید

با تشکر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na ، سید ابراهیم ، خیبر110
۲۱:۳۳, ۱۰/آبان/۹۲
شماره ارسال: #20
آواتار
سلام
(۹/آبان/۹۲ ۱۶:۳۴)Patriot نوشته است:  
این ارسال رو بعدا پاک کنید

من این ها رو میخونم شرم میکنمConfused

اونها که نوشتند شرم نکردند؟؟

چرا شرم کنند ؟ شما چرا شرم میکنید؟
اینها همه مستنداتی هستند که با اینها میتوان یافت که پیامبر از نگاه مفسرین و محدثین زمان ایشان و بعد از ان چگونه گیامبر را به دیگران معرفی میکنند.
از سویی شرم برای چه؟ مگر ویژگیهایی که ذکر میشود از نگاه نگارنده این مطالب مورد وثوق نبوده و یا اگر وده ایشان حتما لازم و شاید متناسب با اوضاع زمان دیده و نقل کرده اند.
جا داره که تاکید کنم و از شما هم بخوام که از دوستان اهل سنت ( نه وهابی ) بپرسید که جایگاه کتب صحاح و مخصوصا صحیح بخاری در کجا و چه ارزشی داره برای این دوستان.
اگر جایگاه و مقام این کتاب و کتب ششگانه رو به شما گفتن متوجه میشید که این کتب که سعی شده مطالب از اون نقل بشه منبع اصلی و لااقل منبع معتبری برای محدثین و ایندگان بوده.
حالا صبر کنید که این بحث از نگاه اهل سنت رو تموم کنیم( 2-3 تا دیگه مونده ) تا شما بیشتر با نگاه شرم اور یا ناشرم اور بودن تصمیم بگیرید.
فقط بدونید که برای احترام به تالار بعضی از موارد رو بیان نمیکنیم چون واقعا جای گفتنش در این مجلس و محفل گفتمان نیست.
ان شا الله در مجالی کلیه مستنداتی که بیان شد رو متن خود کتاب رو هم در اختیار دوستان قرار میدم تا شک و شبهه باقی نمونه که ما که کتاب رو نداریم پس از کجا بدونیم مطالب درست هست یا نه.
کوتاه سخن اینکه :
پیامبر سحر می شود!!!
بخاري در صحيح‌ترين كتاب اهل سنت مي‌نويسد :
عن عائشة رضي الله عنها قالت كان رسول الله صلى الله عليه وسلم سحر حتى كان يرى أنه يأتي النساء ولا يأتيهن .
صحيح البخاري - البخاري - ج 7 - ص 29 - كتاب الطب - باب السحر .
رسول خدا را سحر كرده بودند كه در اثر اين سحر خيال مي‌كرد با زنان نزديكي مي‌كند ؛ در حالي كه نمي‌كرد !!
عجیب است از برادران اهل سنت که چنین احادیثی در کتابی دارند که مگویند صحیحترین کتاب بعد از قرآن است!!پیامبری که به راحتی سحر گردد آیا می توان به گفتار او اعتماد کرد؟!!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: در جستجوی سختی ، وحید110 ، سید ابراهیم ، خیبر110 ، ZaHrA110M
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا