تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: عاشقا بیاین وصف علی(ویژه نامه عید غدیر)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8
ما زین جهان از پی دیدار میرویم
از بهر دیدن حیدر کرار میرویم
درب بهشت گر نگشایند ز روی ما
گوییم یا علی و ز دیوار میرویم


السلام وعلیک یا امیرالمومنین
سلام


گر فضل تو را همه بدانند علی

حیران تو تا ابد بمانند علی

می ترسم اگر فضائلت را گویم

یک عده تو را خدا بخوانند علی

[تصویر: 47799878861453651666.png]
دل سوز و گدازه از علی می گیرد

صد نغمه ی تازه از علی می گیرد

جبریل همیشه اول هر کاری

می آید اجازه از علی می گیرد

[تصویر: 47799878861453651666.png]
خورشید به ظلمت شبت آوردم

شادی به دل پُر تعبت آوردم

می دانم از این شعر خوشت می آید

چون نام علی را به لبت آوردم

[تصویر: 47799878861453651666.png]


نصیبم شد غمت الحمدللَّه
دلم شد محرمت الحمدللَّه

من و درماندگى صد شكر یارب
من و بیش و كمت الحمدللَّه

تبارم كوثر و از طیف نورم
سرشكم زمزمت الحمدللَّه

دلم در صیقل دستت جلا یافت
فتادم در یَمَت الحمدللَّه

تویى كه ریشه هر ذوالمعالى
امیرالمؤمنین مولى الموالى

به دشت سینه ‏ها اُلفت نشینم
كه مدّاح امیرالمؤمنینم

گره بند قباى مرتضایم
پى یك رشته از حبل المتینم

اگر خواهى بسوزان یا كه بردار
هر آنچه كشت كردى در زمینم

تملّك نیست حتى در حیاتم
تصرّف كن دلم را مستكینم

یمینى گم شده، اندر یسارم
یسارى نیست گشته در یمینم

غمت باده، دلم جام هلالى
امیرالمؤمنین مولى الموالى

مرا در ظلّ نامت آفریدند
ملائك را غلامت آفریدند

دل مؤمن اگر عرش خدا شد
دل از دارالسّلامت آفریدند

پیمبر را به وادى محبّت
گرفتار مَرامت آفریدند

تو را «المؤمنون» محتاج ذكر است
كه مصحف را كلامت آفریدند

نبوت گر چه شد پیش از امامت
تو را پیش از امامت آفریدند

مبادا سینه از شوق تو خالى
امیرالمؤمنین مولى الموالى

جنون آشفته موى تو باشد
لطافت لیلىِ خوى تو باشد

تماماً جز تو را تكفیر كردم
خدا در طاق ابروى تو باشد

نه اینكه ما برایت خاكساریم
نبى هم كُشته روى تو باشد

تو آن بابى كه گشتم مبتلایت
حساب و رجعتم سوى تو باشد

تو را ایزد براى خود على گفت
خدا دلداده هوى تو باشد

تو بالاتر ز هر اوج كمالى
امیرالمؤمنین مولى الموالى

تو را با جامه ‏هایت مى‏ شناسند
ز تمكین گدایت مى‏ شناسد

تو را همراه پیغمبر به معراج
ملائك از صدایت مى ‏شناسند

تمام انبیاء حتى محمّد
خدا را با ولایت مى ‏شناسند

نه تنها حق به تو معروف گشته
تو را هم با خدایت مى ‏شناسند

تمام خاكهاى راهت اى یار
تواضع را ز پایت مى ‏شناسند

تو هجرى و تو شوقى و وصالى
امیرالمؤمنین مولى الموالى

اگر زخم است دل، دارو تویى تو
وگر زشت است دل نیكو تویى تو


اگر كه مصطفى خُلق عظیم است
قسم بر مصطفى آن خو تویى تو

مُراد من تویى از هر اشاره
خط و خال و لب و ابرو تویى تو

به هر در مى ‏زنم وجه تو بینم
به هر جا بنگرم، هر سو تویى تو

تو مُنْشَقْ گشته از حىِّ تعالى
امیرالمؤمنین مولى الموالى

نگاه نخلها چشم انتظارت
تمام مستمندان بیقرارت

امامت كن به بانوى مدینه
كه گیرد خون ز تیغ ذوالفقارت

میان خانه خود عرش دارى
كه دُخت مصطفى شد خانه دارت

تو كه خود صاحب فصل بهارى
طلوع فاطمه باشد بهارت

كنار مصطفى لب بسته ماندى
سَلونى بعد احمد شد شعارت

نباشد در ولاى تو زوالى
امیرالمؤمنین مولى الموالى

بده بر انتظار دیده تسكین
مرا هم بهر یك دیدار بگزین

ركوعى تازه كن سائل رسیده
نگینى لطف كن همراه تمكین

اگر نذرى میان خانه دارى
دوباره قرص نانى ده به مسكین

به وقت آن طلوعات سه گانه
دمى هم یار این شوریده بنشین

زكاتى گر دهى ما مُستحقّیم
اگر بذلى كنى گردیم تأمین

ندارم جُز شما از حق سؤالى
امیرالمؤمنین مولى الموالى

میان خطبه ‏ها حرفم كن ایدوست
نگاه لطف بر طَرْفم كن ایدوست

بِكن در سینه ‏ام چاه غمت را
چو آمد خونِ دل وقفم كن ایدوست

از آن خرما كه سلمان را چشاندى
كمى در بین این ظرفم كن ایدوست

وسیعم كن به شرح سینه خود
شبیه چشم خود ژرفم كن ایدوست

نگاهم جنبه خواهش گرفته
نگاهى از در لطفم كن ایدوست

تو خود بهتر ز هر رزق حلالى
امیرالمؤمنین مولى الموالى




شاعر : محمد سهرابی
تاراج دل به تيغ دو ابروي دلبر است
مستي قلب عاشقم از جام کوثر است
بر سر در عرش خدا حک شده چنين
بختش بلند هر که گرفتار حيدر است.

[تصویر: monasebat.com_image_gallery_image_762.jpg]

سلام
بسم الله الرحمن الرحیم

الیوم یئس الذین كفروا من دینكم فلا تخشوهم واخشون الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتی و رضیت لكم الاسلام دینا)
*ایه سوم سوره مبارکه مائده*
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_
امروز كافران (از زوال) آیین شما مأیوس شدند; بنا بر این از آنها نترسید، واز (مخالفت) با من بترسید! امروز دین شما را كامل كردم; و نعمت خود را بر شما تمام نمودم، و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم.
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_


فَقالَ( نبی الله )
اَلا من كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلي مَوْلاهُ، اللهمَّ والِ مَنْ والاهُ و عادِ مَنْ عاداهُ وَانْصُرْمَنْ نَصَرَهُ واخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ


***************************************************
قال رسول الله صلی اله علیه و آله و سلم:
Blush
ولاية على بن ابى طالب ولاية الله‏ و حبه عبادة الله و اتباعه فريضة الله
‏و اولياؤه اولياء الله و اعداؤه اعداء الله‏ و حربه حرب الله و سلمه سلم الله عز و جل.
رسول خدا که سلام خدا براو وخاندانش بود فرمود:
ولايت على بن ابيطالب(علیه السلام) ولايت‏ خداست، دوست داشتن او عبادت خداست،
پيروى کردن او واجب الهى است و دوستان او دوستان خدا و دشمنان او دشمنان خدايند،
جنگ با او، جنگ با خدا و صلح با او، صلح با خداى متعال است.
امالى صدوق: 32ص

********************************************************

Heart هدیه جبرئیل Heart

جلوه گر شد بار دیگر طور سینا در غدیر

ریخت از خمّ ولایت می به مینا در غدیر

رودها با یکدگر پیوست کم کم سیل شد

موج می زد سیل مردم مثل دریا در غدیر

هدیه جبریل بود «الیوم اکملت لکم»
وحی آمد در مبارک باد مولی در غدیر

با وجود فیض «اتممت علیکم نعمتی»

از نزول وحی غوغا بود، غوغا در غدیر

بر سر دست نبی هر کس علی را دید گفت
آفتاب و ماه، زیبا بود، زیبا در غدیر

بر لبش گلواژه «من کنت مولاه» تا نشست

گلبن پاک ولایت شد شکوفا در غدیر

«برکه خورشید» در تاریخ نامی آشناست

شیعه جوشیده است از آن تاریخ، آنجا در غدیر

گرچه در آن لحظه شیرین کسی باور نداشت

می توان انکار دریا کرد حتی در غدیر

باغبان وحی می دانست از روز نخست
عمر کوتاهی است در لبخند گل ها در غدیر

دیده ها در حسرت یک قطره از آن چشمه ماند

این زلال معرفت خشکید آیا در غدیر؟

دل درون سینه ها در تاب و تب بود ای دریغ!
کس نمی داند چه حالی داشت زهرا در غدیر
محمدجواد غفورزاده
**********************************
منتظر متنها و دلنوشته های خوبتون برای این روز هستیم.
عید همه دوستان و مسلمانان مبارک
شکر خدا که نام علی در اذان ماست
ما شیعه ایم و عشق علی هم از آن ماست
از یا علی زبان و دهان خسته کی شود
اصلا زبان برای همین در دهان ماست
ما شیعه زاده ایم و خدا را هزار شکر
این شیعه زادگی شرف خاندان ماست
خطابه حضرت در میان جمعیت بدین گونه ایراد گردید:

« حمد و ستایش مخصوص خداوند است و از او یاری می‌خواهیم و به او ایمان داریم و از شرور نفسهایمان و زشتیهای کردارمان، به او پناه میبریم؛ خداوندی که هدایتگری وجود ندارد برای کسانی که گمراهشان نماید و گمراه کننده‌ای وجود ندارد برای اشخاصی که او هدایتشان نماید و شهادت می‌دهم که جز خدا، معبودی نیست و محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) بنده و فرستاده اوست و اما بعد؛ ای مردم، خداوند لطیف و خبیر (دارای لطف فراوان و بسیار آگاه) مرا خبر داد که من به زودی (به سوی او) فرا خوانده می‌شوم و (دعوت او را) اجابت خواهم نمود. من مسئول هستم و شما نیز مسئولید. پس (درباره دعوت و مسئولیت من) چه می‌گویید؟ »

حاضران در پاسخ گفتند: « شهادت می‌دهیم که دعوت خویش را ابلاغ نمودی و نصیحت کردی و کوشش نمودی، پس خداوند شما را جزای خیر دهد.»

سپس رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: « آیا شهادت نمی‌دهید که معبودی جز خدا نیست و محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) بنده و فرستاده اوست؟ و (آیا شهادت نمی‌دهید که) بهشت و دوزخ خداوند، حق است و مرگ، حق است و قیامت می‌آید و در آن شکی نیست و خداوند کسانی را که در قبرها هستند مبعوث می‌گرداند؟»

حاضران گفتند: « بله ای رسول خدا، شهادت می‌دهیم.»

سپس در ادامه، رسول اکرم خداوند را بر این امر شاهد گرفتند و از مردم پرسیدند: « آیا (کلام مرا) می‌شنوید؟»

حاضرین گفتند: « بله یا رسول‌الله.»

پس حضرت فرمودند: « من پیش از شما در کنار حوض (کوثر) حاضر می‌گردم و شما در کنار آن بر من وارد می‌گردید و عرض آن به اندازه فاصله مابین بُصری (شهری در حوالی شام) و صَنعا (شهری در یمن) میباشد. در آن قدحهایی به تعداد ستارگان، از جنس نقره است؛ پس بنگرید که پس از من چگونه درباره ثقلین (دو شئ گرانبها) رفتار می‌نمایید.»

در این هنگام فردی ندا داد که « ثقلین چه هستند ای رسول‌ خدا؟»

رسول اکرم فرمودند: « ثقل اکبر کتاب خداست. جانبی از آن به‌دست خداوند و جانب دیگر آن در دستان شماست. پس به آن متمسک شوید. (آنرا گرفته و از هدایت آن بهره‌ برید.) که اگر به آن تمسک جویید، گمراه نمی‌شوید و ثقل دیگر و کوچکتر، عترت من هستند. خداوند لطیف خبیر مرا خبر داد که این دو ثقل تا هنگامی که در کنار حوض بر من وارد شوند، از یکدیگر جدا نمی‌گردند و من این را از پروردگارم مسئلت نموده‌ام. پس، از این دو پیشی نگیرید که هلاک می‌گردید و از این دو، باز نمانید که هلاک می‌شوید.»

سپس رسول خدا، دست امام علی را بلند نمود تا همه مردم، ایشان را در کنار رسول خدا مشاهده نمودند. در این هنگام رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از حاضرین پرسیدند: « ای مردم، آیا من از خود شما، بر شما اولی و مقدمتر نیستم؟»

مردم پاسخ دادند: « بله، ای رسول خدا.»

حضرت در ادامه فرمودند: «خداوند ولی من است و من ولی مؤمنین هستم و من نسبت به آنان از خودشان اولی و مقدم‌ می‌باشم.»

آنگاه فرمودند: « پس هر کس که من مولای او هستم، علی مولای اوست.»، رسول خدا 3(صلی الله علیه و آله و سلم) بار این جمله را تکرار نمودند و فرمودند: «خداوندا، دوست بدار و سرپرستی کن، هر کسی که علی را دوست و سرپرست خود بداند و دشمن بدار هر کسی که او را دشمن می‌دارد و یاری نما هر کسی که او را یاری می‌نماید و به حال خود رها کن، هر کس که او را وا میگذارد.»

سپس خطاب به مردم فرمودند: «ای مردم، حاضرین به غایبین (این پیام را) برسانند.»

هنوز جمعیت متفرق نگشته بودند که بار دیگر جبرائیل نازل شد و از جانب خداوند، آیه: « ألیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الإسلام دیناً» را بر پیامبر فرو فرستاد. هنگامی که این آیه نازل گردید، نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «الله‌اکبر بر کامل ‌شدن دین و تمام گشتن نعمت و رضایت پروردگار به رسالت من و ولایت علی پس از من.»




[تصویر: 136102823902429697139170120222393239191_123cac.jpg]
خواهم امشب عشق را معنا کنم
عشق را اندر دلم سودا کنم
عشق یعنی لا فتی الا علی
نفی هستی از همه الا علی
عشق یعنی آبرو یعنی نجف
تا ابد تسلیم سلطان نجف
عشق یعنی روز و شب در زمزمه
بردن نام علی و فاطمه
غدیر یادآور تلخ ترین غفلت ناس است
لکه ننگی ست بر پیشانی بشریت
نسیان بیعت.....


الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمومنین و الائمة علیهم السلام

التماس دعا
علی یعنی شکوه آفرینش

فروغی نو ز روح آفرینش

علی یعنی تمام عشقبازی

علی یعنی جهانی تکنوازی

علی یعنی بلندای امامت

علی یعنی وجودی با شهامت

علی فخر جهان آفرینش

معّمای نهان آفرینش

علی یعنی تمام مرد بودن

میان جمع ، امّا فرد بودن

سکوتی آهنین ، معنای او بود

خرابه ، گوشه اش ، دنیای او بود

به یک چشمش فقیر و بی نیازی است

به هر حرفش ، هزاران رمز و راز است

علی یعنی فقیری غرق ثروت

لباسی ژنده ، وحشتناک هیبت

علی یعنی جواب هر سؤالی

توانایی به هر امر محالی

علی یعنی عذاب پینه دست

علی یعنی ز جام عاشقی مست

علی یعنی شکم را ، سنگ بستن

کمر بر کشتن نیرنگ بستن

علی یعنی زره ، بی پشت کردن

برای روی ظلمت ، مشت کردن

علی یعنی عدالت تا عدالت

حفاظت از ره حق ، تا شهادت

علی یعنی سلوکی با دل چاه

گذر از لبّه تیغ گذرگاه

علی یعنی سکوت حرف دامن

عقیل و دست جهل و سوز آهن

علی یعنی مرام پاکبازی

تمام زجر و از این زجر ، راضی

علی یعنی عطش بر جنگ کردن

تمام عرصه بر خود تنگ کردن

علی یعنی به شب همراز بودن

به هر بیقوله ای دمساز بودن

تمام عشق ، در دستان او بود

گلیم کهنه ای سامان او بود

علی یعنی خدا را فرد دیدن

کنار خود دو صد نامرد دیدن

علی یعنی دلیل خلقت روز

یگانه مشعل خورشید افروز

علی بر کفشهایش وصله می دوخت

تمام شب زجهل خلق می سوخت

علی یعنی ز عالم سیر بودن

یگانه همدم شمشیر بودن

علی یعنی ندای لافتایی

سواری مست ، از عشق خدایی

علی یعنی تماماً اوج بودن

به هر نهر روانی موج بودن

علی معنای مروارید پنهان

اسیر گوهر یکتای ایمان

علی یعنی زمان را خاک کردن

زمین و آسمان را چاک کردن

کسی که نو گلش را سر بریدند

به روی صوتش سیلی کشیدند

علی پیراهن را چاک می کرد

که تنها مونسش را خاک می کرد

علی ایوب را در صبر پوساند

برای درد خود ، غمنامه می خواند

علی غمنامه را با چاه می گفت

تمام درد او را آه می گفت

علی چالاک ، همچون باد می شد

به وقت جنگ ، چون فولاد می شد

علی مولود کعبه در غدیر است

چو صیدی دست صیّادش اسیر است

علی یعنی سکوتی عاشقانه

نگاهای عمیق و عارفانه

سکوتش کوله بار غصه ها بود

نگاهش شعله خشم خدا بود

علی اُسطوره معراج می شد

دلش از عشق حق ، آماج می شد

علی یعنی جهان را خواب کردن

به اقیانوس غم ، گرداب کردن

علی یعنی نیایش در سحرگاه

برای خالق از خلق آگاه

علی اعلی ترین نام زمین است

کلید حوض کوثر ، در همین است

[b]یا علی مدد...
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8
آدرس های مرجع