(۲۸/شهریور/۹۲ ۲:۳۸)تلمیخا نوشته است: [ -> ]
در مورد بت
چیزی که تحت عنوان بت در گذشته و حال حاضر نامگذاری می شود در واقع نمادیست برای فرافکنی
چون آن بت هیچ گاه به آن افراد دستور نمی دهد (به غیر از شیطان پرستان که مستقیم دستور می گیرند)
نیاز به پرستش را با آن بت برطرف می کنند.
آن چیزی که به آنها دستور می دهد نفس خودشان است
بت پرستی مدرن همین نفس پرستیست
تمامی مکاتب دست ساز بشری نشئه ای از همین بت پرستی هستند.
من فکر نمیکنم بت پرستی فرافکنی باشد بت پرستی هزاران سال یک شبکه جهانی دارد مطمئنا شبکه به این دقیقی ساخته شخص خاصی است که مطمئنا او هم به انها دستور میدهد ولی فرقش با یکتا پرستی این است که یکتا پرستی حق است و حتی خدای خدای بتپرستان ولی بت پرستی نا حق که خدایشان خود مخلوق است
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
(۲۸/شهریور/۹۲ ۹:۵۸)ارش کمانگیر نوشته است: [ -> ]سلام
وقتی در اسلام انسان را در حد خدای کردن بالا میبره یعنی اصل را به انسان داده خدا خودش در قران نگفته روحش را در کالبد انسان دمیده چه موجود دیگری این سمت و عظمت را دارد من فکر میکنم دموکراسی اصل را به غیر انسان دادن هست که غیر خدای شده دموکراسی جدای انسان از خدا هست رسیدن به چیزی که شیطان وعده داده و خدا بر حزر کرده
در قران امده انسان میتواند بجایی برسد که خلیفه الله بشود خوب این مقامو انسان چگونه بدان دست میابد ؟
بج
ز عبد بودن در درگاه خداوند است
اگر تعریف انسانیت درست صورت گیرد براساس اسلام همونی که گفتم در طول اسلام است
و بقول برادر تلمیخا اسلام انسان گراترین مکتب است(البته انسانیت اسلامی نه اومانیزم)
و در مورد
نقل قول:آیا میشه دموکراسی بالاتر از دین یا آزادی بالاتر از دین و یا حقوق بشر بالاتر از دین[/b] که جوامع غربی به اون عمل میکنند رو نوعی بت پرستی اجتماعی دونست ؟!!!
و میشه کسانی که به اینها اعتقاد دارند رو بت پرست و مشرک دونست ؟!!!
بنظرم اول باید تعریف بت پرستی مشخص بشه(البته بخاطر بدیهی بودن هم شاید لازم نباشد)
تعریف بت پرستی یعنی
پرستش یک چیز،که برای ما
عزیز است و
قانونهای او را بدون
چون و چرا اجرا میکنیم
و در مورد دموکراسی هم رای اکثریت بدون چون و چرا پذیرفته میشه
و باید به قوانین ان عمل بشه و معیار ان رای اکثریت است نه درست و غلط بودن ان
و مانند همون بت پرستی است
از این نظر
یه جوری یاد استدلالهای بت پرستان زمن حضرت ابراهیم افتادم که میگفتند ما را از دین پدر و مادرمون برحذر میدانید
اونها هم بدون استدلال و براساس تعصب پذیرفته بودن و
به ان عمل میکردن.
یاعلی.
فکر می کنم منظورتون از دمورکراسی، آزادی و حقوق بشر مفهمو غربی اون هست. چرا که هرکدام از این کلمات در نظام دینی هم جایگاه دارن.
اونچه که دارای اهمیته اینه که اصالت با کدومه؟!
وقتی انسان محور قرار بگیره اونوقت چیزی مثل حقوق بشر مفهوم پیدا می کنه.
وقتی خدا محور قرار بگیره اونوقت حقوق بشر بر مبنای خدامحوری تعریف میشه. به عبارت دیگه آن دسته از حقوق انسان جایگاه پیدا می کنه که در راستای خدامحوری باشه.
اما اینکه این مسئله رو مساوی شرک قرار بدیم و بت پرستی بنامیم به نظرم نیاز به دقت و تخصص داره.
(۲۷/شهریور/۹۲ ۲۱:۰۵)دیدگاه نوین نوشته است: [ -> ] آیا میشه دموکراسی بالاتر از دین یا آزادی بالاتر از دین و یا حقوق بشر بالاتر از دین[/b] که جوامع غربی به اون عمل میکنند رو نوعی بت پرستی اجتماعی دونست ؟!!!
و میشه کسانی که به اینها اعتقاد دارند رو بت پرست و مشرک دونست ؟!!!
خوب شما الان دموکراسی و آزادی و حقوق بشر را در تقابل با دین قرار دادی. یعنی فکر میکنم به نوعی تعارض بین آنها معتقدی.
تا وقتی که ما این مفاهیم (دموکراسی آزادی و حقوق بشر) را نتونیم در مجموعه دینمون پیدا کنیم و اون را مفاهیمی اومانیستی بدونیم چهره ضد انسانی از دین به نمایش گذاشتیم .
فراموش نکنیم یکی از دلایل کنار رفتن مذهب در قرون گذشته همین مشروعیتی بود که حکومتهای وقت از دین می گرفتن.
یعنی وقتی حاکم وقت خود را جانشین خدا در زمین میدید هیچگونه نقد و مخالفت از سوی مردم را قبول نمیکرد و هر گونه اعتراضی حتی به حق از سوی حکومت به جدال با خدا تعبیر و به شدت سرکوب میشد.
بنابراین اگر از این دید بخواهیم به این مساله نگاه کنیم پاسخ پرسش شما منفی هست.
بسم الله.
از مبحث بسیار خوبی که باز کردید بسیار ممنون و سپاس گذارم.
حیفم اومد مطلبی از افلاطون در رابطه با خود دموکراسی نگم. ایشان بعد از اینکه به شدت این نوع حکومت داری را تقبیح میکنند در نهایت میگویند دموکراسی حکومت یک سری احمق و نادان بر نادان تر ازخودشان است....
ولی در بحث اصلی که دیدگاه نوین عزیز ایجاد کردند، باید بگم اصولا هرگونه دست آویزی غیر از ذات اقدس اله شرک می باشد....
حکومت از آن خداست و لاغیر
اگر لازم بود بفرمایید تا بیشتر توضیح دهم.
(۲۷/شهریور/۹۲ ۲۱:۰۵)دیدگاه نوین نوشته است: [ -> ] دوستان ...
یک مسئله مدتی ذهن من رو مشغول کرده ، دوست دارم نظر شما رو بدونم !!!
مقدمه
همه میدونیم که اکثر اقوام پیشین بت پرست بودند . بت ها رو در عبادتگاه ها نگه میداشتند ... این بت ها هم مورد پرستش شخصی قرار میگرفت و هم مورد پرستش اجتماعی . مثلا حکام گذشته اعتقاد داشتند که مشروعیت حکومتشون رو از خدایان گرفتند ... مانند حکومت فراعین مصر ، حکومت بابل و ...
حتی در اقوام یکتا پرست مثل ایران خودمون هم پادشاهان هخامنشی و اشکانی و ساسانی همگی معتقد به فر ایزدی ( تایید الهی ) برای پادشاهان بودند !!!
در قرون وسطی هم پادشاهان توسط پاپ انتخاب میشدند و به نوعی تایید الهی میگرفتند !!!
در حکومت ولایی شیعه هم همین اصل پا برجا است !!!
یعنی یکی از ابعاد پرستش اجتماعی خدای یکتا یا خدایان در تقریبا تمام اقوام ، داشتن مشروعیت از طرف خدا یا خدایان برای حکومت وقت بوده !!!
دموکراسی ... آزادی ... حقوق بشر
تقریبا از رنسانس به بعد ، چند قرن است که انسان در اکثر جوامع خصوصا غرب ، خدا رو از معادلات اجتماعی حذف کرده و اصلی به نام دموکراسی رو مطرح کرده ... مردم سالاری ، رجوع به اکثریت یا هر اسم دیگه که داره !!!
یعنی معتقدند که اکثریت هر اونچه رو که انتخاب کند مشروع است و باید اجرا بشه چه مخالف حکم خدا باشه و چه نباشه ... یعنی کاری به خدا ندارند و دموکراسی رو در جوامع غربی فرا تر از خدا میدونند !!!
در واقع به غیر از خدا چیزی رو در جایگاه خدا قرار دادند !!!
إِن يَدْعُونَ مِن دُونِهِ إِلاَّ إِنَاثًا وَإِن يَدْعُونَ إِلاَّ شَيْطَانًا مَّرِيدًا ( نسا 117 )
ترجمه آیت الله مکارم : آنچه آنها از غیر خدا می خوانند، تنها بتهایی است بی روح و بی اثر یا شیطانی سرکش و ویرانگر(117)
سوال من اینه :
آیا میشه دموکراسی بالاتر از دین یا آزادی بالاتر از دین و یا حقوق بشر بالاتر از دین[/b] که جوامع غربی به اون عمل میکنند رو نوعی بت پرستی اجتماعی دونست ؟!!!
و میشه کسانی که به اینها اعتقاد دارند رو بت پرست و مشرک دونست ؟!!!
سلام اول لازم می دونم یک توضیحی از دموکراسی داشته باشیم .دموکراسی چيست
دموکراسی برگرفته از واژه يونانی دِموس، به معنای مردم و كراسی به معنای حكومت است. در حکومت های دموکراتيک، اين مردم اند که بر قانون گزار و دولت حکومت می کنند. (حكومت مردم بر مردم)
اگر چه تفاوت های جزئی ميان حکومت های دموکراتيک مختلف جهان به چشم می خورد، برخی اصول و شيوه های خاص دولت های دموکراتيک را از ساير اشکال دولت ها متمايز می سازند.
· دموکراسی دولتی است که کليه شهروندان آن، چه مستقيم و چه غير مستقيم و از طريق نمايندگان منتخب خود، از قدرت استفاده و وظائف مدنی خود را انجام می دهند.
· دموکراسی مجموعه ای از اصول و روش ها است که از آزادی انسان دفاع می کند؛ دموکراسی نهادينه شدن آزادی است.
از نظر من دموکراسی هیچگاه بالاتر از دین دیده نشده حتی در کشور های کمونیستی که حکومت ها ، اعتقادی به خدا ندارند ، باز قوانین سرچشمه ی الهی دارند(البته اکثر قوانین )و این بخاطر این است که قوانین از انسان و انسان از خداوند سرچشمه می گیرد .حالا پس چرا این قوانین از نظر ما الهی نیست ،(بخش تاریک انسان ، که نمی تواند به راحتی به قوانین بشری راه پیدا کند و چهره ی خود را حق و زیبا و انسانی نشان می دهد) و به خاطر اینکه هر کسی خداوند را آنگونه که به او نشان می دهند می بیند و بعید است انسان در آن فضا بتواند، به حقیقت برسدبسیاری از قوانین دموکراسی ، آزادی و حقوق بشری غربی ، بسیار شبیه و با قوانین اسلامی و الهی یکی است ؛ اما چه شده برخی از دموکراسی ها ، دموکراسی را رد کرده اند ( و زیر پا گذاشته اند ) و ذهن انسان ها را اسیر کرده ، و اختیار عقلانی انسان را لکه دار کرده اند ،همان مسئله ( به خاطر اینکه هر کسی دموکراسی( یا اختیار و انتخاب ) را آنگونه که به او نشان می دهند می بیند و بعید است انسان در آن فضا بتواند، به حقیقت برسد.و خودش تصمیم بگیرد (اون نه جیز هست ، اون چاه پر از طلا است )این دقیقا در مورد حکومت هایی که خود را اسلامی می دانند (مشروعیت الهی و دموکراسی الهی ) نیز صدق می کند .فعلا بحث کشور های شرقی و غربی این نیست که دموکراسی بد یا خوب ، بحث این است که دموکراسی من خوب ، دموکراسی تو بد ، و این بخاطر سیاست کشور ها در گرفتن مشروعیت است .
دموکراسی ... آزادی ... حقوق بشر
اگر ما بخواهیم طبق تبلیغات کشور ها ی چپ و راست در مورد دموکراسی ،آزادی و حقوق بشر نگاه کنیم
خوب مشخص است هر کدام ، خود را در موارد (بالا) کاملتر و بهتر ، می داند ، اما اگر بخواهیم از نظر
حقیقی نگاه کنیم ، هر دو دارای مشکلاتی هستند چه آنها که می گویند ( مشروعیت حکومت را از خدا می گیرند )و چه آنها که می گویند ( مشروعیت حکومتشان را از مردم می گیرند ) و این بخاطر داشتن قدرت است (بخش تاریک انسان )
آیا میشه دموکراسی بالاتر از دین یا آزادی بالاتر از دین و یا حقوق بشر بالاتر از دین که جوامع غربی به اون عمل میکنند رو نوعی بت پرستی اجتماعی دونست ؟!!!
از نظر من نه ( نمی شود بت پرستی اجتماعی نام گذاری کرد ) ، اما دموکراسی و آزادی هایی که شما نام بردید (بالاتر از دین حقیقی ) محکوم است ، چون آزادی که قوانین الهی و ذاتی انسان ( سرشت خوب سرچشمه از خداوند ) را رد کند ، آزادی نیست ؛ بلکه سلب آزادی است .
البته اکثر قوانین غربی اینگونه نیست و تنها برخی خارج از محدوده ی انسانی شده است . و خیلی وقت است ابر قدرت های غربی به قوانین خود نیز احترام
نمی گزارند.
و میشه کسانی که به اینها اعتقاد دارند رو بت پرست و مشرک دونست ؟!!!
کسانی که برای انسان توطئه کنند و باعث ازبین رفتن انسانیت بشوند را می توان مشرک دانست ، اما کسانی که بی خبر و اسیر هستند را نه نمی توان گنهکار دانست .
(۲۹/شهریور/۹۲ ۱۵:۳۱)دیدگاه نوین نوشته است: [ -> ]اما توی جوامع غربی خدا رو در چهارچوب حقوق بشرشون تعریف میکنند . خدا رو در چهارچوب دموکراسی تعریف میکنند .
هر آن ، هر حکمی از احکام خدا که بر خلاف حقوق بشری شد که بهش اعتقاد دارند ... حکم خدا رو کنار میگذارند !!!
یک نکته را بگم که اشتباه نشه و آن اینکه دموکراسی در اروپا نتیجه اصلاح دین یا رنسانس بود...
شاید بهتر باشه ابتدا به این سوالات بپردازیم که :
1. آیا ادیان با دموکراسی مشکل دارند؟
2. آیا در اسلام دموکراسی وجود داره یا خیر؟
(۳۰/شهریور/۹۲ ۱۴:۲۱)فرمیسک نوشته است: [ -> ]یک نکته را بگم که اشتباه نشه و آن اینکه دموکراسی در اروپا نتیجه اصلاح دین یا رنسانس بود...
شاید بهتر باشه ابتدا به این سوالات بپردازیم که :
1. آیا ادیان با دموکراسی مشکل دارند؟
2. آیا در اسلام دموکراسی وجود داره یا خیر؟
اشتباه. اصلا بنیان دموکراسی قبل از ظهور حضرت مسیح در یونان و روم هم طرح ریزی شد و هم اجرا گشت....
در ایران خودمان هم بعد از قضیه گئومات یا بردیای دروغین این نظریه انجام گرفت که با مخالفت داریوش منتفی شد...
دموکراسی یک حقیقته
اما فی نفسه چیز خوبی نیست .
میتونه نتیجه خوب و یا بدی رو داشته باشه
دموکراسی وقتی نتیجه خوب میده که عموم انسانها خوبی رو انتخاب کنند . اونم چیزی بجز خواست خدا نیست .
هر انتخابی بجز این منجر به تاریکی و سقوط است . چون افریننده اینگونه خواسته است
یا حق