تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: چرا دغدغه‌ی رهبر انقلاب در دهه‌ی چهارم انقلاب سبک زندگی است؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
بسم الله الرحمن الرحیم

سؤال: کارکردهای سیاسی سبک زندگی و نگاه سیاست به سبک زندگی و نگاه سبک زندگی به سیاست چیست؟
جواب: وقتی متوجه باشیم سیاست جزء لاینفک هر عقیده‌ای است و سیاست از دیانت جدا نیست، پس سبک زندگیِ دینی سیاست مخصوص خود را به همراه دارد و رابطه‌ی متقابلی بین سبک زندگی و سیاست و بین سیاست و سبک زندگی در میان است.

از این جهت می‌توان گفت انقلاب اسلامی یک فکر و فرهنگی است که به تقابل و جنگِ فرهنگ مدرنیته آمده و نباید آن را آن‌قدر تقلیل داد که گمان کنیم انقلاب اسلامی فکر و فرهنگی است که صرفاً به تقابل با نظام استکباری خلاصه می‌شود. در زمان دولت موقت، آقای ابراهیم یزدی به عنوان وزیر امور خارجه‌ی آن دولت، فرمود: همین‌که آمریکا پدرخوانده‌ی ما نباشد ما می‌توانیم با آن زندگی کنیم. به این معنا که تقابل ما با آمریکا در آن حدّ است که به ما زور می‌گوید.

آیا حقیقت انقلاب اسلامی این بود که آقای ابراهیم یزدی فکر می‌کردند، یا حقیقت انقلاب اسلامی آن است که زندگی زمینی را به آسمان متصل کند و یک حیات قدسی به بشریت عرضه نماید؟ در حالت دوم نه‌تنها انقلاب اسلامی، نظام استکباری را نمی‌تواند به رسمیت بشناسد بلکه سبکی که آن‌ها برای زندگی بشر پیشنهاد می‌کنند را نیز نمی‌پذیرد.

اگر بتوانید این خطر را بشناسید که چنانچه ما گوهر تقابلِ نظام اسلامی با دنیای غرب را در حدّ تقابل با روحیه‌ی استکباری آن تقلیل دادیم، عملاً گرفتار زندگی غربی می‌شویم. آن‌گاه می‌فهمیم نظام اسلامی کاملا سیاسی است، به همان معنایی که حضرت امام«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» فرمودند: «والله همه‌ی اسلام سیاست است».

ان شاءالله ادامه دارد.......
بسم الله الرحمن الرحیم

یعنی ما نمی توانیم در حیات قدسی خود با شرک کنار بیاییم و به چیزی از غیر حضرت حق و تاثیراتی که نظام ملکوت بر بشر می‌گذارد، اصالت بدهیم.

مشکل ما در این‌جاست که بعضی‌ها به این نرسیده‌اند که آن سبک زندگی که انقلاب اسلامی پیشنهاد می‌کند به آن معنا است که حتماً با فرهنگ غرب درگیر می‌شود، وقتی درگیر شد شدیداً سیاسی می‌شود. زندگی غربی سلیقه ساز است و ارزش‌های خود را به میان می‌آورد و در همین رابطه مک لوهان می‌گوید:
«رسانه خود پیام است».

یعنی شما فکر می‌کنید غربی‌ها تنها تلویزیون و اینترنت به شما می‌دهند تا شما حرف‌های خودتان را در آن‌ها مطرح کنید. او معتقد است در این تکنولوژی‌ها ظرفیت خاصی نهفته است که آن‌چه آن‌ها بخواهند ظهور می‌کند.

ممکن است در یک انتزاع ذهنی بفرمایید که ما دروس تفسیر آیت‌الله جوادی را هم از تلویزیون نمایش می‌دهیم یا مراسم زیارت امام حسین«علیه‌السلام» و یا دعای ندبه را پخش می‌کنیم و مردم استفاده می‌کنند، در حالی‌که از این موضوع غافلیم که مخاطبان اصلی این ابزارها جمعیتی‌اند که می‌خواهند به وسیله‌ی این وسایل سرگرم باشند باید مخاطب اصلی را در نظر گرفت. آن‌قدر آن‌هایی که از تلویزیون درس آیت الله جوادی را گوش می‌دهند قلیل‌اند که خود تلویزیون مجبور شددرس تفسیر آقا را در کانال یک از ساعت 9 شب ببرد به ساعت 11 شب، در حالی‌که آن افرادی که برنامه‌ی تفسیر آقا را دنبال می‌کنند عموماً اهل نماز شب بودند و نمی‌توانستند تا 11 شب بیدار بمانند. پس عملاً نتیجه این شد که بیننده‌ی این برنامه‌ها صفر شد و بعد از مدتی برنامه را از شبکه‌ی یک تعطیل کردند. این مثال را زدم تا روشن شود.

تقابل ما با غرب یک تقابل فرهنگی عمیقی است و تا این نکته روشن نشود ناخواسته به چیزی نزدیک می‌شویم که می‌خواستیم از آن فرار کنیم.


ان شاءالله ادامه دارد....
بسم الله الرحمن الرحیم

مشکل ما این است که هنوز به این خودآگاهی نرسیده‌ایم که سبک زندگی رابطه‌ی تنگاتنگ با فرهنگی دارد که پذیرفته‌ایم و تصور می‌کنیم می‌توانیم به طور عمومی در هر سبک زندگی، آرمان‌های خود را عملی نماییم.

درست است بنده هم که دارم به اینترنت انتقاد می‌کنم در حال حاضر از طریق سایت، فعالیت‌های خود را ارائه می‌دهم ولی یک وقتی است که می‌گوییم در حال حاضر چکار باید کرد و یک وقت می‌گوییم آن سبک از زندگی که بستر سیر مردم به جامعه‌ی آرمانی است کدام است.

در شرایط حاضر بنده هم باید سایت داشته باشم و آنچه باید بگویم از این طریق بگویم ولی بیشترین نگاهم باید به جای دیگری باشد و بی‌خودی خودم را خوشحال نکنم و از آن نوع سبک زندگی که ما را از بحرانی که در جهان پیش آمده آزاد می‌کند غافل شوم. استفاده از این نوع ابزارها در این زندگی مثل اَکْلِ مَیْتِه است و این را می‌گویند آگاهی به زمان. که هم بفهمیم در این زمان باید چه بکنیم و هم دنبال یک افق دیگری باشیم با نگاه به فرهنگ مهدویت که معتقدیم آن فرهنگ مافوق این ساختارها می‌تواند خود را بنمایاند.

حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» فرمودند باید رادیو تلویزیون دانشگاه بشود. ولی فراموش نفرمایید که روش حضرت امام با ما فرق می‌کرد


ان شاءالله ادامه دارد.....
بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت امام همان‌طور که روح دموکراسی غرب را مصادره کردند و شورای نگهبان را در کنار آراء مردم قرار دادند، بنا داشتند روح رادیو تلویزیون را مصادره کنند. روح دموکراسی غربی که صرفاً میل انسان‌ها بود را به مردم‌سالاری دینی تبدیل کردند.

حضرت امام قدرت تسخیر تکنولوژی غربی را داشتند که نمونه‌ی آن روح را در کارهای شهید آوینی ملاحظه می‌کنید، که چگونه دوربین را دستش می‌گیرد و روایت فتح می‌سازد. مثل سرداران ما در دفاع مقدس که تانک و توپ را تسخیر می‌کنند برای مقابله با استکبار، در حالی‌که اگر تنها ارتش در میان بود این تسخیر محقق نمی‌شد. عموم مردم نمی‌توانند تکنولوژی غربی را در تسخیر فرهنگ الهی قرار دهند، این آوینی است که می‌تواند دوربین را تسخیر کند و در تصرف خودش دربیاورد و روایت فتحی بسازند که هزارتا دانشگاه صدا و سیما نمی‌تواند به گرد پایش برسد. حضرت امام به دنبال چنین روحیه‌هایی بودند ولی بعد از جنگ، دولت سازندگی، سازندگی را با فرهنگ غرب شروع کرد. درواقع دوربین غرب با نگاه غربی آمد در نظام سیاسی و اجتماعی و تربیتی ما .

آن زندگی که سلیقه‌سازی‌اش مطابق فرهنگ مادیِ شهوانی است حتما نظام اسلامی را در مقابل خود دارد و از این جهت انقلاب اسلامی سبکی از زندگی را در میان می‌آورد که در عین سیاسی‌بودن غیر از سبک زندگی غربی است. این‌که در کشورهای غربی به‌خصوص در فرانسه ما را متهم می‌کنند که نوع پوشش زنان شما بار سیاسی دارد، درست می‌گویند، حرف ما در این باره این است که چرا حق نمی‌دهید که ما فکر خودمان را داشته باشیم، درست می‌گویند که آن نوع پوشش، یک نوع پیام در بر دارد که نوع زندگی مدرن را که اصالت را به سکولاریسم می‌دهد نفی می‌کند و شما با این کار سکولاریسم را زیر سؤال می‌برید.ولی اشکال آن است که فرهنگ مدرنیته خودش خود را گرفتار این بن‌بست کرده، همین‌طور که آمریکا می‌گوید ما باید منافع‌مان را در خاورمیانه حفظ کنیم. ما می‌گوییم چرا منافع خود را در خاور میانه تعریف کرده‌اید که حالا مجبور باشید آن را حفظ کنید. از این جهت سبک زندگی رابطه‌‌ی تنگاتنگی با امور سیاسی پیدا می‌کند.

ان شاءالله ادامه دارد...
بسم الله الرحمن الرحیم

سؤال : غالب فتنه‌گران اهل دیدن شبکه‌های بیگانه مثل بی بی سی و ... بودند. ریشه‌های جریان فتنه در سبک زندگی غربی چه فاکتورهایی داشته است؟

جواب: اولا: جریان فتنه و این‌نکته‌ای که می‌فرمایید، نمونه‌ی خوبی است که ما بفهمیم رابطه‌ای هست بین فرهنگ غربی و آن نوع سبک زندگی که با نظام اسلامی در تقابل است. ما در موضوع ارتباط سبک زندگی غربی با مقابله‌با نظام اسلامی در فتنه‌ی 88 بیدار شدیم و این موضوع به صورتی ملموس ظهور کرد. غافل بودیم که حیات غربی ذاتاً و به طور جدّی ضد نظام اسلامی است.

این‌که مقام معظم رهبری در جمع دانشجویان و جوانان بجنورد می‌فرمایند: فرهنگ غربی، فرهنگ نابودکننده‌ی فرهنگ‌ها است، هرجا غربی‌ها وارد شدند فرهنگ‌های بومی را نابود کردند، هویت ملت‌ها را از بین می‌برد، آرمان‌های معنوی را از ذهن‌ها می‌زداید. از این جهت است که باید از این فرهنگ فاصله گرفت.

اگر ما این را فهمیدیم که فرهنگ غربی می‌خواهد یک ملتی را از فرهنگ خودش جدا کند و به رنگ فرهنگی در آورد که گناه در آن فرهنگ عادی است، می‌فهمیم چرا با ورود به سبک زندگی غربی هویت دینی خود را از دست می‌دهیم.

ان شاءالله ادامه دارد.......
بسم الله الرحمن الرحیم

باید بدانیم شاخصه‌ی سبک زندگیِ غربی توسعه در همان فرهنگ و به همان روش است. به قول شهید آوینی: «توسعه در غرب یعنی رفاه بیشتر برای انسان مادی و تمتع از دنیا.

در آن فرهنگ میزان فقر و غنا مصرف است بدون نظرداشتن به ابعاد روحانی انسان، در حالی‌که اسلام در نقد این نوع زندگی می‌فرماید: «ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ» ای پیامبر! اینان را رها کن تا چون چهارپایان بخورند و لذت ببرند و آرزوهایشان بازی‌شان بدهد، به زودی خواهند فهمید نتیجه‌ی این نوع زندگی چیست.

مرحوم شهید آوینی در آن کتاب، شاخصه‌ی توسعه‌ی تمدن غربی را اسراف و تبذیر و دیکتاتوری پول و اقتصاد و سودپرستی از یک طرف و غلبه‌ی روح شهوت در تبدیل انسان به میمون برهنه از طرف دیگر می‌داند. هدف شهید آوینی در آن مقالات روشن‌کردن این موضوع است که توسعه به روش غربی ما را از اهداف متعالی خود غافل می‌کند در حالی‌که مدینه‌ی فاضله‌ی ما یک مدینه‌ی مهدوی است، نه پرخوری و ثروت‌پرستی. ملاحظه فرمودید خداوند در آیه‌ی فوق به رسول خود دستور می‌دهد از آن‌ها جدا شود تا رنگ و انگ آن نوع از زندگی به او نخورد. برای رسیدن به خودآگاهی لازم در این روزگار باید بتوانیم تفاوت ماهوی بین باطن فرهنگ قدسی ما با باطن فرهنگ غربی را بشناسیم.

مقام معظم رهبری می‌فرمایند: «فرهنگ غربی فقط هواپیما و وسایل آسایش زندگی و وسایل سرعت و سهولت نیست. این‌ها ظواهر فرهنگ غرب است، که تعیین‌کننده نیست، باطن فرهنگ غربی عبارت است از همان سبک زندگی مادی شهوت‌آلودِ گناه‌آلودِ هویت‌زدا و ضد معنویت»
. باید متوجه بود فرهنگ غربی یک هویت و باطنی دارد که آن باطن تماماً مقابل فرهنگ انبیاء می‌باشد.

ان شاءالله ادمه دارد.......
بسم الله الرحمن الرحیم

این تکنیک برای جواب‌دادن به آن باطن است و در مجموع آن باطنِ گناه‌آلود این سبک زندگی را در غرب ایجاد کرده است نباید فکر کنیم این‌ظاهر از آن باطن جداشدنی است. اگر خواستیم زندگی‌مان را به روح انقلاب اسلامی پیوند بزنیم، به گفته‌ی حضرت امام«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» باید از خود شروع کنیم. در زمان تحریم شرکت نفت در اوایل انقلاب کارمندان حزب اللهیِ شرکت نفت خودشان دست به کار شدند و بدون مشاوران خارجی کار را راه انداختند، وقتی خدمت امام رسیدند امام فرمودند: «باید از خود شروع کنیم و ما می‌توانیم». که همین جمله شعار دولت نهم شد.

با توجه به باطن فرهنگ غرب باید متوجه باشیم اگر این تکنولوژی با روح غربی وارد کشور ما شود مردم ما را غربی می‌کند و حاصلش این می‌شود که تا حدّی ملاحظه می‌کنید تحصیل‌کرده‌های ما نسبت به انقلاب و اهداف آن بیگانه‌اند، آن دانشجویانی که تربیت‌شده‌ی مسجد و هیئت‌اند که ربطی به مراکز آموزشی ما ندارند. باید از خود پرسید چرا تحصیل‌کرده‌های مراکز آموزشی ما در فتنه‌ی 88 نتوانستند به خوبی موضع‌گیری کنند و این‌قدر که احساس هم زبانی با غرب و رادیو بی‌بی‌سی می‌کردند با مسجد و منبر نمی‌کردند. این به جهت آن است که متوجه نبودیم غرب یک باطنی دارد که نظام آموزشی ما تحت تأثیر آن باطن است، باطنی که رویکردش به نفس امّاره‌ی انسان‌ها می‌باشد.

ما به گمان خودمان خواستیم تکنولوژی پیشرفته وارد کشور کنیم ولی غافل بودیم اگر آگاهی لازم را به مردم ندهیم این تکنولوژی، فرهنگ خودش را به همراه می‌آورد، فرهنگی که هرگز اسلام و انقلاب را نمی‌پذیرد. اگر مسأله‌ی فتنه‌ی 88 را عمیق‌تر بررسی کنیم باید بپرسیم چرا بعد از این‌همه سال که از انقلاب گذشته بود و ما می‌توانستیم نسلی آماده برای سربازی انقلاب تربیت کنیم، دانش‌آموختگان مراکز آموزشی ما در خیابان آمدند و به راهنمایی مراکز رسانه‌ای غرب عمل کردند و 14 میلیون رأی به آقای موسوی دادند، می‌پذیریم که 7 میلیون از رأی‌دهندگان با این ذهنیت بودند که آقای موسوی نخست وزیر حضرت امام بوده، ولی عده‌ای علناً به این امید به آقای موسوی رأی دادند تا بیاید و آن‌ها را از دست ولایت فقیه نجات بدهد. در همین راستا دلسوزان انقلاب به این نتیجه رسیدند که باید در مورد علوم انسانی دانشگاه‌ها بازخوانی کنند.
بنده در یک جمع‌بندی جواب سؤال شما را این طور عرض می‌کنم که تا باطن فرهنگ غربی و روح آن را نشناسیم نمی‌توانیم به درستی آن را بشناسیم و به انقلاب اسلامی رجوع کنیم.

ان شاءالله ادامه دارد...
بسم الله الرحمن الرحیم

سؤال: می‌شود در حال حاضر تکنولوژی را کنار گذاشت و وارد آن نوع سبک زندگی شد که مدّ نظر اسلام است؟

جواب: سخن بنده این نیست که در حال حاضر به این تکنولوژی پشت کنیم. عرض بنده آن است که به عنوان اَکْل مَیْتِه و از روی ناچاری به آن نظر کنیم. در حال حاضر مسلّم است که اگر این برق نباشد ما نمی توانیم زندگی کنیم. ولی باید طوری زندگی را برای خود تعریف کنیم که با طبیعت و با کم‌ترین ابزارها زندگی خود را شکل بدهیم که تا این‌ اندازه وابسته به تکنولوژی نباشیم و تکنولوژی تا این اندازه بر ما فرمانروایی نکند.

با روح بومیِ خودمان ابزارهای مورد نیازمان را برای اهدافی که خودمان می‌شناسیم، بسازیم. این‌که رهبری می‌فرمایند: باید دیواره‌های علم را بشکنید به همین معنا باید باشد . مسلم است که هیچ بشری بدون علم نمی‌تواند قدرت بگیرد، آری «العلم سلطان» ولی با توجه به دو نکته که گوشزد می‌کنند باید موضوع را دنبال کرد و آن این‌که
اولا: قطعاً توسعه به روش غربی مطلوب ما نیست.


ثانیا: باید دیواره‌های علم را بشکنیم و به طبیعت رجوع کنیم و استعدادهای طبیعت را به فعلیت برسانیم، بدون آن‌که با طبیعت درگیر شویم. در کتاب «تمدن‌زایی شیعه» تفاوت تقابل با طبیعت و تعامل با طبیعت مطرح شده است.
در کتاب «تمدن‌زایی شیعه» تفاوت قنات با موتور پمپ و چاه عمیق را بیان می‌کنیم. می‌دانید که امروزه یکی از مسائل دنیا مشکلاتی است که در اثر پمپاژ آب از قعر زمین برای زمین‌های کشاورزی پیش آمده است. چون زمین بر روی سفره‌های آب‌های زیرزمینی قرار دارد که آن آب‌ها لایه‌های بالایی را نگه می‌دارند، حال با خالی‌شدن آب از آن سفره‌ها زمین نشست می‌کند و ترک‌ها و شکاف‌های بزرگ بر می‌دارد و دیگر هیچ آبی را بر روی خود نگه نمی‌دارد.

ان شاءالله ادامه دارد...
بسم الله الرحمن لرحیم

در سفره‌های متوسط آب‌های زیرزمینی، آب مورد نیاز ما فراهم است و آب باران در داخل همین سفره‌های متوسط می‌رود که قبلاً از طریق قنات‌ها آن آب‌ها را به سوی دشت‌ها سرازیر می‌کردند و با دقت و محاسبات بسیار دقیق اقدام به حفر قنات می‌کردند. بر اساس حجم آن آبی که از قنات می‌گرفتیم محصول خود را می‌کاشتیم و بر همان اساس زندگی خود را تنظیم می‌نمودیم. ولی حالا ما با روح تجاوز به طبیعت، الکتروپمپ را به میدان آوردیم و نه‌تنها آب‌های سفره‌های آبی که مربوط به خودمان بود را کشیدیم بلکه رفتیم سراغ سفره‌های زیرزمینی عمیق و یا زدن چاه عمیق، افتخار هم کردیم که آب‌های سفره‌های عمیق را نیز تصاحب کردیم و نتیجه‌اش این شد که شما امروز با دشت‌هایی روبه‌رو شده‌اید که به‌کلی از استعداد کشاورزی خارج شده‌اند چون زمینِ آن دشت‌ها در حال فرو رفتن است و مردم مجبور شدند از آن منطقه به طرف شهرها کوچ کنند. بنده خدایی می‌گفت تا بیست سال پیش این دشت، دشت بسیار آبادی بود و حالا این‌طور لَمْ یَزرع شده.

بنده این مثال را زدم تا نمونه‌ای از روح تجاوز به طبیعت را در سبک زندگی جدید عرض کرده باشم در حالی‌که اگر با روح قدسی با طبیعت برخورد می‌کردیم چون در آن حالت نفس امّاره میدان‌دار نبود هرگز فکر تجاوز به طبیعت به سر بشر نمی‌زد.

شما نقش کود شیمیایی با کود طبیعی را در نظر بگیرید که چگونه کود شیمیایی حاصل روح تجاوز به طبیعت است و کود طبیعی حاصل روح تعامل با طبیعت می‌باشد تا طبیعت از طریق کود طبیعی استعدادهای خود را بروز دهد. چندین سال پیش کارشناسان کشاورزی هلند به این نتیجه رسیدند که خاک کشاورزی آن کشور به علت کودهای شیمیایی مُرده است، چون خاک یک حیاتی دارد که با کودهای شیمیایی آن حیات از بین می‌رود و خاک عقیم می‌شود و دیگر نمی‌تواند رطوبت لازم را در خود نگه دارد، مثل این‌که آب در پارچه‌ی نخی مدت‌ها نگه داشته می‌شود ولی در پارچه‌های پلی‌مری این‌طور نیست. خاک سالم چنین حالتی دارد که آب را در خود نگه می دارد و به مرور به ریشه‌ی گیاه می‌رساند. خاک مرده مثل پارچه‌ی پلی‌مری است که آب را نگه نمی‌دارد.

ان شاءالله ادامه دارد...
بسم الله الرحمن الرحیم

هدف عرایض بنده در این مثال‌ها آن است که روشن بشود روحی که در فرهنگ غربی هست روح تعامل با طبیعت نیست.
با این مقدمه سؤال جنابعالی را می‌توانم این‌طور جواب بدهم که انسان در سبک زندگی مدرن به جهت روحی که بر آن زندگی حاکم است نمی‌تواند توصیه‌های دین را بپذیرد و دینی زندگی کند، زیرا دین الهی قناعت را در دنیا توصیه می‌کند و می‌خواهد انسان‌ها بیشتر خودشان را در عالم معنویت جستجو کنند و نه در کاباره‌ها و سینما و مراکز مصرف بیشتر. شما می‌توانید در حال حاضر دو نوع زندگی داشته باشید یک نوع زندگی که ادامه‌ی زندگی غربی است با همه‌ی تبعاتی که دارد و یا یک نوع زندگی که مدّ نظر تمدن نوین اسلامی است و مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» بر آن تأکید دارند. ممکن است بفرمایید آن‌چه رهبری می‌گویند عملی نیست ولی بنده معتقدم چون این سخن ریشه در فطرت انسان‌ها دارد عملی است.

یک دانشمندان هندی می‌گوید ما در هندوستان دویست سال است تبلیغ می‌کنیم که مردم شراب نخورند و موفق نمی‌شویم ولی حضرت محمد ص پس از چند سال که با مردم جزیرة‌العرب سخن گفت طوری بر روی آن‌ها اثر کرد که به‌کلی شراب را ترک کردند. در تاریخ هست که شخصی ظرف شراب را لب دهانش آورده بود که بنوشد همین‌که جارچی جار زد و آیه‌را خواند که خداوند می‌فرماید:

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون‏»
اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد! شراب و قمار و بت‌ها و ازلام، پليد و از عمل شيطان است، از آنها دورى كنيد تا رستگار شويد. آن شخص ظرف شراب را از دهانش جدا کرد. آن‌قدر خمره‌های شراب را در کوچه‌ها خالی کرده بودند که مدت‌ها بوی شراب کوچه‌ها را گرفته بود. این دانشمند هندی می‌گوید چون پیام حضرت محمد فطرت انسان‌ها را مورد خطاب قرار داده بود این‌چنین اثرگذار بود

ان شاءالله ادامه دارد...
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع