۵/مهر/۹۲, ۱۶:۵۲
.............................................................................................................................................................................
نقل قول:ایشان همچنین در خطبه 228نهج البلاغه نسبت به خلیفه ی ثانی عمر بن خطاب تمجید نموده و می فرمایند:"فقدقوم الاود و داوی العمد و اقام السنه و خلف الفتنه، ذهب نقی الثوب قلیل العیب اصابخیرها و سبق شرها ادی الی الله طاعته و اتقاه بحقه"یعنی: کژیها را راست کرد و بیماری را مداوا نمودو سنت را بپا داشت و فتنه را پشت سر نهاد و پاک جامه و کم عیب از این جهان رفت به خیر آن رسید و از شر آن پیشی رفت و رهایی یافت و حق را اطاعت کرده و چنانکه بایداز او تقوی گزید.آیا اگر حضرت علی شیخین را غاصب خلافت می دانست آنان را با لفظ صالح یاد میکرد؟آیا اگر غدیر خم صحت داشت و دستور خدا مبنی بر جانشینی ایشان در آن مکان اعلام شده بود حضرت علی افرادی راکه برخلاف سخن پیامبر مسند خلافت را غصب کرده بودند "عامل به کتاب وسنت" می خواند و می فرمود آنها "از سنت و سیره ی رسول خدا تجاوزنکردند؟"!!!!!!
نقل قول:به نظر شما این عجیب نیست که اختلاف عجیب دقیقا در خطبه ای باشه که عده زیادی از فرقه اسلام اون را درباره خلیفه دوم میدونن؟ببینید موضوع اصلی فلان هست . نه بلاد یا بلا
نقل قول:
البته در خطبه به طور مشخص اسم خلیفه دوم برده نشده اما مصداقهایی که در این خطبه گفته شده به اشخاص عادی مانند سلمان و ابوذر و ... مطابقت نداره. حتی نمیشه آن را به مالک اشتر که منصب حکومتی داشته اطلاق کرد. چون مفاهیمی و اعمالی که در این خطبه هست بسیار گسترده تر از شرح وظایف مالک اشتر هست و باید متعلق به یکی از خلفا باشه.
نقل قول: و سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را به پاداشت،و این
نقل قول:با دامن پاك، و عيبى اندك، درگذشت، به نيكىهاى دنيا رسيده و از بدىهاى آن رهايى يافت، وظائف خود نسبت به پروردگارش را انجام داد، و چنانكه بايد از كيفر الهى مىترسيد.
نقل قول: خود رفت و مردم را پراكنده بر جاى گذاشت، كه نه گمراه، راه خويش شناخت، و نه هدايت شده به يقين رسيد.
نقل قول: (خصوصا که برخی مترجمان کلمه خلافت را در ترجمه شان استفاده کردن بدون اینکه اسمی از خلیفه دوم برده باشن)اگر شارحان دلیلی برای این نداشته باشند خب دلیل حساب نمیشود
نقل قول:.فیض الاسلام درشرح خطبه فلان را جناب عمر می دونن:
نقل قول:سلمان در مقام حکومتی نبوده و این جملات که سنت را بپا داشت و مردم را در میان راههاى مختلف رها ساخت با ایشان مطابقت نداره.
نقل قول: شما الان کلا بحث را به خطبه ای بردین که به طور مشخص اسم جناب عمر در آن نیست.
نقل قول:شما حتی سخنان بزرگان شیعه (فیض الاسلام و ابن میثم بحرانی) را هم قبول ندارین که گفتن مقصود از فلان جناب عمر ست!حتی جناب فیض الاسلام خواسته که این جملات را توجیه کنه و معنی عکس آن را نتیجه بگیره!!!!! ولی فرقی درقضیه نمیکنه. چون ایشان پذیرفته این سخنان مربوط به جناب عمر است.
نقل قول:به همین دلیل من اصراری ندارم شما آن را بپذیرین.که
نقل قول:اما اینکه گفتین با جملات قبلی ایشان در تناقض است پرسش من از شما این هست آیا نامه ایشان به مردم مصر در مورد شیخین هم جعلی است؟آیا خطبه ایشان درباره جناب عثمان هم جعلی است؟!!!!!!!!
نقل قول:آیا خطبه ایشان درباره جناب عثمان هم جعلی است؟!!!!!!!!ایشون مشخصا اسم سه خلیفه را در این خطبه بردن که کاملا خطبه 228 را تایید میکنه. اگر شما این خطبه را هم قبول ندارین پس کلا سندیت نهج البلاغه که گردآوری سیدرضی شیعی مذهب هست را زیر سوال بردین!پس می بینین بجای تناقض تایید این خطبه هست/
نقل قول:سوال : اگر کسی در دین و سنت پیامبر بدعت اشکار بنا نهد . خداوند را دارای صورت و مجسم بداند . قایل به تحریف قران باشد . شایسته این تعاریف است ؟
نقل قول:این مطلب در تاریخ معتبر طبری و به نقل از مغیره بن شعبه آمده
