۱۲/مهر/۹۲, ۱۹:۱۰
سلام به تمام اعضای تالار
نمی دونم اسم نوشته هام رو چی بزارم ، بیانیه ، انتقاد ؛ درد دل و... اما من اعتراض دارم .
یک زمانی از اینکه عضو تالار بیداری بودم ، احساس خوبی داشتم ، اکثر فعالیت ها رو مثبت می دیدم ، احساسم نسبت به تالار
اما امروز احساسم به تالار عوض شده ،
من اعتراض دارم ؛ به تمام افراطگری هایی که در تالاری که نام اندیشه بر رویش است ؛ اتفاق می افتد ؛ من اعتراض دارم به این خواب همگانی ، به اینکه هی فریاد بکشیم سلفی ها افراطی هستن ، اما وقتی نوبت به خودمان برسد ، همه چیز فراموش بشود جز اینکه طرف مقابل را باید به زمین بکوبیم ، من اعتراض دارم به اینکه ،خودمان را کامل بدانیم، اما مخالفانمان را جاهل بخوانیم
برادران و خواهران ، من اعتراض دارم ؛ اعتراض به اینکه فریاد بکشیم ، آن ها مخالفانشان را می کشند و صدای حق خواهی مخالفانشان را نمی شنوند ، اما خودمان به مخالفانمان تهمت بزنیم ، صدای آن ها را نشنویم ، به خودمان نگاهی بکنیم ، ما با چه امیدی بحث می کنیم ، با چه امیدی ، می نویسیم ، با چه جرأتی انتقاد می کنیم ، وقتی خودمان انتقاد پذیر نیستیم ، آمدیم در جایی(تالار ) که احساس کردیم ، نه همفکران؛ بلکه برادران و خواهران انسانی و دینی ما در آنجا هستند حرف ما را اگر قبول نکنند درد ما را می فهمند ، یک عمر ظلم به انسان را می فهمند ، اما حالا می بینم ، اینجا نیز شده است جامعه ی که به آن منتقد هستیم ، اعضا جرأت ، تهدید و تهمت گفتن را پیدا می کنند و بعد می آیند با احساس رضایت در مورد عملشان سخنرانی می کنند و وقتی حرفی می زنی سریعا می گویند ایجاد تشنج نکن .
اعضای عزیز باز انتقاد ها و تشکر ها شروع خواهد شد من نمی خواهم باز شروع به تشکر کنید و قطار تشکر در زیر پست من درست کنید ؛ انتقاد هم که حق همه است و قابل توجه ؛ اما از همه خواهش ، التماس ، دارم ؛ فکر کنید ،... فکر کنید ،....فکر کنید ، این تالار بد از مسیر خود در آمده است ، شاید هم اشتباه می کنم ،این من باشم که بد از مسیر در آمده باشم ، اما این مسیر افراط چیزی جز به حدر رفتن زحمات ، برای هیچکس به ارمغان نمی آورد . فراموش نکنید این من و شما هستیم که باید این تالار را جای گزین بسیاری از سایت ها کنیم .
حالا باز برویم و شروع کنیم ( ما جواب گو خواهیم بود ، با افراط و قضاوت نادرست این تالار شکست خواهد خورد .)
در پناه حق .
نمی دونم اسم نوشته هام رو چی بزارم ، بیانیه ، انتقاد ؛ درد دل و... اما من اعتراض دارم .
یک زمانی از اینکه عضو تالار بیداری بودم ، احساس خوبی داشتم ، اکثر فعالیت ها رو مثبت می دیدم ، احساسم نسبت به تالار
(۶/خرداد/۹۲ ۱۱:۳۶)ندا دهنده نوشته است: [ -> ]سلاممن وقت کمی دارم و انتخاب های زیادی در فضای مجازی داشتم و دارم ، ثبت نام خود را در فیسبوک به ظاهر جذاب رها کردم، و اینجا را انتخاب کردم ، وقتی که دوستی حرف از تالار اندیشه زد ، با خود گفتم اینجا همان جایی است که می خواستم
امیدوارم کل مدیران و ناظران جدید خسته نباشند و موفق باشند.
آقا ما یکمی دیر رسیدیم ،هیچی بهمون از مدیریت و نظارت نرسید،اما آقا من هر کاری بلدم ،به آبدارچی شدن برای تالار هم راضیم
،بیکارم به منم یک کاری بدین ،تالار پاک میکنم ،در و دیوار تالار می سابم و خلاصه هر کاری، یه گوشه نگاهی کنین بلکه ما هم ،استخدام شدیم واستون دعا میکنم.
اما امروز احساسم به تالار عوض شده ،
من اعتراض دارم ؛ به تمام افراطگری هایی که در تالاری که نام اندیشه بر رویش است ؛ اتفاق می افتد ؛ من اعتراض دارم به این خواب همگانی ، به اینکه هی فریاد بکشیم سلفی ها افراطی هستن ، اما وقتی نوبت به خودمان برسد ، همه چیز فراموش بشود جز اینکه طرف مقابل را باید به زمین بکوبیم ، من اعتراض دارم به اینکه ،خودمان را کامل بدانیم، اما مخالفانمان را جاهل بخوانیم
برادران و خواهران ، من اعتراض دارم ؛ اعتراض به اینکه فریاد بکشیم ، آن ها مخالفانشان را می کشند و صدای حق خواهی مخالفانشان را نمی شنوند ، اما خودمان به مخالفانمان تهمت بزنیم ، صدای آن ها را نشنویم ، به خودمان نگاهی بکنیم ، ما با چه امیدی بحث می کنیم ، با چه امیدی ، می نویسیم ، با چه جرأتی انتقاد می کنیم ، وقتی خودمان انتقاد پذیر نیستیم ، آمدیم در جایی(تالار ) که احساس کردیم ، نه همفکران؛ بلکه برادران و خواهران انسانی و دینی ما در آنجا هستند حرف ما را اگر قبول نکنند درد ما را می فهمند ، یک عمر ظلم به انسان را می فهمند ، اما حالا می بینم ، اینجا نیز شده است جامعه ی که به آن منتقد هستیم ، اعضا جرأت ، تهدید و تهمت گفتن را پیدا می کنند و بعد می آیند با احساس رضایت در مورد عملشان سخنرانی می کنند و وقتی حرفی می زنی سریعا می گویند ایجاد تشنج نکن .
اعضای عزیز باز انتقاد ها و تشکر ها شروع خواهد شد من نمی خواهم باز شروع به تشکر کنید و قطار تشکر در زیر پست من درست کنید ؛ انتقاد هم که حق همه است و قابل توجه ؛ اما از همه خواهش ، التماس ، دارم ؛ فکر کنید ،... فکر کنید ،....فکر کنید ، این تالار بد از مسیر خود در آمده است ، شاید هم اشتباه می کنم ،این من باشم که بد از مسیر در آمده باشم ، اما این مسیر افراط چیزی جز به حدر رفتن زحمات ، برای هیچکس به ارمغان نمی آورد . فراموش نکنید این من و شما هستیم که باید این تالار را جای گزین بسیاری از سایت ها کنیم .
حالا باز برویم و شروع کنیم ( ما جواب گو خواهیم بود ، با افراط و قضاوت نادرست این تالار شکست خواهد خورد .)
در پناه حق .
،اما آقا من هر کاری بلدم ،به آبدارچی شدن برای تالار هم راضیم
،بیکارم به منم یک کاری بدین ،تالار پاک میکنم ،در و دیوار تالار می سابم و خلاصه هر کاری، یه گوشه نگاهی کنین بلکه ما هم ،استخدام شدیم واستون دعا میکنم.
