بسم الله
موضوع مهمی است که البته باید مواظب باشید سیاسی نشه...
برای شروع خدمتتون عرض کنم که ابتدا باید ببینیم تعریفمون از حد وسط در کارها چیه. آیا قائل به تعریف دوگانه هستیم یا سه گانه؟
سه گانه یعنی یک راه درست به عنوان حد وسط در نظر میگیریم و طرف های چپ و راست این راه رو منحرف میدونیم.
دوگانه یعنی یک جبهه ی حق و یک جبهه ی باطل که در تقابل و تضاد با یکدیگر هستن رو در نظر میگیریم و هرچیزی که در جبهه ی حق باشد حق و هرچیزی که در تقابل با حق و در جبهه ی باطل حضور داشته باشد را باطل میدانیم؟
به نظر میرسه این دو تعارضی با هم ندارن و یکی هستن ولی اینطور نیست. یکی از این تعاریف ، کاذب و انحرافی است و نشانه اش هم این است که همه جا صحیح نیست (فقط بعضی جاها)
هرکس پاسخ صحیح داد اعتبار دریافت خواهد کرد...
لطفا از افراط و تفریط چند تا مثال بزنید، چون این تفریط تو مغزم نمیره

سلام
اون جمله اصلا ربطی به سیاست نداره، حالا این وسط یه آدم سیاسی ازش استفاده کرده دلیل بر سیاسی بودن مطلب نیست
تعریف دوگانه از اعتدال، که یک جبهه حق و یک جبهه باطله کاملا اشتباه می باشد
زیرا در این حالت ما یک نوع اطلاق را باید قائل شویم : یعنی حق است و خلاف آن باطل می باشد و یا بالعکس پس دیگر حد وسطی وجود ندارد یعنی نفس کار بالذاته حق می باشد و یا باطل : به عبارتی نمی شود سر سفره معاویه شام خورد و بعد با علی (علیه السلام) نماز خواند.
پس معنی افراط و تفریط در تعریف دو گانه نمی گنجد. زیرا در این حالت ممکن است نفس کار حق باشد، درست باشد، ولی عبور از حد و مرز آن موجب خسارات و مفسده های دیگر شود
مثل قضیه انفاق پیامبر: نفس انفاق کار درستی می باشد ولی پیامبر به حدی پیش رفتن که حتی جامه خود را نیز دادن و برای نماز دیگر لباسی نداشتن که بپوشن و از خانه بیرون روند(اون طور که تفاسیر اومده فک کنم تفسیر نورالثقلین)
یا علی
عرض سلام و ادب و احترام خدمت دوستان .
و تشكر از شما بابت ايجاد تاپيك خوبتون.اميدوارم حداقل اين مبحث منحرف نشه.!!!
ببينيد من فكر ميكنم اگه ملاك رو دين قرار بديم نه افراطي در رفتار داريم و نه تفريط.
مشكل ماها اينه كه حتي دين رو هم
طبق سليقه خودمون رفتار ميكنيم.
از ريزترين مسايل تا بزرگترينش بيشتر سليقه اي رفتار ميكنيم.
به عنوان مثال تالار كه جديدا دوستان به خاطر افراط و تفريط در ابراز سلايق خودشون اكثر تاپيكهارو منحرف ميكنن.
براي هرچيزي ي معياري هست و ما مسلمونيم و انسانهايي داريم كه الگو بشن برامون.مشكل همه ماها(چه قشر مذهبي چه غير مذهبي)همه كارهارو طبق علايق انجام ميديدم نه طبق دين.
افراط يعني اينكه مثلا درمورد حجاب خدا ميگه گردي صورت ولي من بگم نه،حتي گردي هم نه.بيشتر بپوشونم.!!!
خدا ميگه در حد لزوم با نا محرم حرف زدن ولي من بگم نه!حتي اگه بميرم با نا محرم حرف نميزنم.
خدا ميگه در ي بحثي ادب رو رعايت كنيم ولي من بگم نه!!چون طرف مقابلم با
من هم سليقه نيست پس بايد دعوا بيفتم.و اصلا فكر نكنم كه شايد طرف مقابلم حق داره و حرف من اشتباست!!!
خدا ميگه صبر داشتن ولي من بگم هرجا به مصلحته صبورم.
دين ميگه اگه ي بنده اي خطا كرده و مياد از شما كمك ميخواد شما نااميدش نكن بهش اميد بده(
چون اصل خداست كه ميبخشه)ولي من بگم نه!!و شروع كنم به توهين به طرف مقابلم.
اينا همش ميشه افراط و تفريط در رفتار.
پس اصل دين اگه رعايت بشه همه چيز حل ميشه.
التماس دعا
نقل قول: یه مثال ساده بزنم از مسائل اخلاقی میتوان از
یکی بخل می ورزد ودیگری بی حساب سخاوت به خرج می دهد.یکی از خلق جدا می شود ودیگری حق رافدای خلق می کند."
پس تفریط هم همون افراطه و فرقش اینه که از اون طرف بام میفته!
نقل قول: افراط يعني اينكه مثلا درمورد حجاب خدا ميگه گردي صورت ولي من بگم نه،حتي گردي هم نه.بيشتر بپوشونم.!!!
فرض کنید یک خانمی احساس میکنه وقتی اون گردی صورت رو بپوشونه به خدا نزدیک تر میشه چون اونجوری دیگه هیچ جوونی بهش نگاه نمیکنه و احساس آرامش میکنه و کمتر شیطان اون رو وسوسه میکنه. به نظرتون الان هم میشه به اون فرد گفت افراطیه؟
یه چیز دیگه: یک فردی میگه پوشاندن صورت برای خانم ها واجبه و دلایلی هم برای خودش میاره ولی دلایلش از خودشه و حرف اسلام نیست(خودش هم میدونه حرف خودشه و حرف اسلام نیست). به نظرتون این افراطیه؟
حالا فرد دیگه ای پیدا میشه و فکر میکنه که اسلام پوشاندن صورت رو واجب کرده،(مثلا حدیثی رو اشتباه خونده) و از سر ناآگاهی غیر عمد روی حرفش پافشاری میکنه.به نظرتون این فرد هم افراطیه؟
به نام خدا
نمونه واضح افراط و تفریط در ایران: مسئله گشت ارشاد (افراط) و از آنطرف پوشش زننده خیلی از دختران (تفریط)
اگر در این ده بیست سال، گشت ارشادها مفید بود الان دختران با استرچ و ساپورت در خیابانها جولان سکسی نمیدادند.
بعد از هر افراط همیشه تفریطی وجود دارد و بعد از هر تفریطی هم افراطی. البته این مختص به جوامعی میباشد که هنوز به درستی متمدن نشده اند و آموزه های دینی را به درستی اجرا نمیکنند.
(۱۳/مهر/۹۲ ۱۷:۴۲)مهدی2012 نوشته است: [ -> ]پس تفریط هم همون افراطه و فرقش اینه که از اون طرف بام میفته!
فرض کنید یک خانمی احساس میکنه وقتی اون گردی صورت رو بپوشونه به خدا نزدیک تر میشه چون اونجوری دیگه هیچ جوونی بهش نگاه نمیکنه و احساس آرامش میکنه و کمتر شیطان اون رو وسوسه میکنه. به نظرتون الان هم میشه به اون فرد گفت افراطیه؟
یه چیز دیگه: یک فردی میگه پوشاندن صورت برای خانم ها واجبه و دلایلی هم برای خودش میاره ولی دلایلش از خودشه و حرف اسلام نیست(خودش هم میدونه حرف خودشه و حرف اسلام نیست). به نظرتون این افراطیه؟
حالا فرد دیگه ای پیدا میشه و فکر میکنه که اسلام پوشاندن صورت رو واجب کرده،(مثلا حدیثی رو اشتباه خونده) و از سر ناآگاهی غیر عمد روی حرفش پافشاری میکنه.به نظرتون این فرد هم افراطیه؟
با احترام فراوان به شما،ببينيد اقا مهدي گرامي بنده
عرضم اين نيست كه اون خانمي كه بيشتر از حد رعايت ميكنه يعني افراطيه!!!
عرض بنده اينه كه هركي در حد(گردي صورت هم رعايت كنه كارش ايرادي نداره)روي صحبتم بيشتر با اوناييه كه حتي اصل شرع رو هم بيشتر توقع دارن.
مثلا فرض بر اينكه من نوعي بخوام به هر دليلي بيشتر از گردي صورتمو بپوشونم.ولي حق ندارم به اون خانمي كه فقط گردي صورتو ميپوشونه ايراد بگيرم.چون كار اون هم درسته.اگه ايراد بگيرم ميشه يه تعصب افراطي كه خدا هم قبول نداره.درسته؟؟
اميدوارم منظورمو رسونده باشم.
