تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: پدر ،مادر دوستتان دارم .
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
پدر و مادر از کودکی با ما هستند ، پشت و پناه همیشگی ، در کودکی پناه گاه ، در نوجوانی سنگ صبور ، در جوانی حامی ، در میانسالی راهنما و کمی بعد خاطره و روزهای گذشته و تمام شده و حسرت برای ما ، ( کاش می شد یکبار دیگر در آغوش پدر و مادر بودم ) ؛ اما همه ی ما ، پدر و مادر هایمان را می شناسیم ، نگرانی هایشان را ، غم هایشان را و تمام رفتار هایی که بخاطر ما است چه غلط و چه درست ، هرچقدر بد اخلاق و خوش اخلاق آنها را دوست داریم ، اما چه شده و چه می شود که حرمت ها شکسته می شود ، زبان تند و خشم ، تیر خود را به سمت این دو عزیز پرتاب می کند ، و قلب این عزیزان را
می شکند .

این روز ها کم ، با صحنه هایی این چنینی ، برخورد نمی کنم ، وقتی مادر نگران تماس می گیرد فرزندم کجا هستی یا زود برگرد خانه ، جواب فرزند توهین و فریاد ناراحتی است ، وقتی پدر از پس کاری ( چه از نظر مالی و یا ... ، بر نمی آید ) باز با عصبانیت فرزند و توهین دلبندش روبه رو می شود ( به من چه من را به دنیا نمی آوردید ، بی عرضه هستی ) و انواع دیگر توهین ها ؛ در گذشته وقتی با چنین صحنه ای از طرف آشنایان یا همسایگان و کسانی که می شناختمشان روبه رو می شدم تعجب می کردم و یا اقدامی انجام می دادم ، اما این روز ها این صحنه ها آنقدر برایم تکرار شده ، که نه تنها تعجب نمی کنم بلکه ، برخورد اشخاص را پیش بینی می کنمو اگر یک در بیست این اتفاق نیفتد تعجب می کنم ( مخصوصا بچه های این دو ده) آنهایی که محروم از پدر و مادرند در حسرت و آنهایی که دارند خسته اند ، چند روز قبل با دو دوست در این رابطه داشتیم بحث می کردیم و به دنبال ریشه و چاره بودیم به جواب های مختلفی رسیدیم ، یکی از جواب ها این بود وقتی ما در کنار دیگران با احترام بسیار بالاتری با پدر و مادرمان رفتار کنیم (یا حرفش را بزنیم پیش شخص مورد نظر ) شخص به خودی خود حسرت رفتار ما را می خورد و جواب های دیگر ؛
به نظر شما این مشکل اجتماعی ریشه اش چیست ؟ و راه چاره اش چیست ؟ ، اگر خاطره ای هم در این مورد داشتید ممنون می شوم وقت بگذارید و بنویسید ؛ مهم است شاید خدایی نکرده ،در میان ما هم چنین افرادی باشند .[/b]
پدر مادر دوستتان دارم .؟!
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
شرایط زندگی تغییرکرده...نسلای جدید دارن میان روی کار وبه تناسب اون افکارقدیمیتررو هرچقدرم صحیح باشه قبول نمیکنن.
این گونه رفتارباوالدین به هیچ عنوان پسندیده نیست.
ولی به نظرم می بایست خودپدرومادرها((خصوصا امروزی ها))کمی روی روانشناسی ذهن بچه هاشون مطالعه داشته باشن.
دربعضی ازدوره ها،واقعا اقتضای ذات بچه س.
مثل نوجوون که دراین دوره واقعا تحریک پذیره ومیخواد به استقلال برسه وبیشترین تاثیررو دوستاش روش میذارن.
بنابراین باافکاروالدینش مقابله میکنه.
حرف زیاددارم ولی حوصله ی دوستان سرخواهد رفت.Smile
یاعلی.
مامان
بابا
دوستون دارم هوارتاااااااااااااااااااااااااااااااا
[align=CENTER] [تصویر: amor05.gif]
سلام
حرف شما کاملا صحیح و جای بحث نداره ، اما این رو هم قبول دارین که امروزه پدر مادر هایی هستن که این کار رو هم انجام
میدن و از پس برخی از مشکلات و خواسته ها که مربوط به سن فرزندان هست بر می ایند ، اما باز اکثر کودکان تند خو و در مواردی این تند خویی را در سن های بالاتری نیز می بینیم .
متاسفانه من هم بارها و بارها با چنین صحنه هایی مواجه شدم وخیلی هم ناراحت میشم.
ولی اگه کلی به دوره ی فعلی نگاه کنیم میبینیم که کدوم رفتار وکارامون درست انجام میشه که این یکی بشه؟!!

ما از لحاظ اعتقادی و اخلاقی در جامعه با مشکل مواجه هستیم.
هر روز تربیتمون از اسلام واخلاق انسانی داره دور تر میشه و نتیجه اش هم اینطوری بروز پیدا میکنه.

مثلا من چنین چیزی رو درخانواده های متدین و مذهبی خیلی کم دیدم اتفاق بیفته.

اما وقتی خانواده ای از همون اول تولد فرزندشون به هیچ اعتقادی به طور کامل و قطعی پایبند نباشه و فرزنشون به طور اتفاقی و دیمی تربیت بشه با وضع نه چندان جالب جامعه تربیتش تربیت خوبی نخواهد بود. و این چرخه همینطور ادامه دارد.
(۱۷/مهر/۹۲ ۱۳:۵۰)ندا دهنده نوشته است: [ -> ]سلام
حرف شما کاملا صحیح و جای بحث نداره ، اما این رو هم قبول دارین که امروزه پدر مادر هایی هستن که این کار رو هم انجام
میدن و از پس برخی از مشکلات و خواسته ها که مربوط به سن فرزندان هست بر می ایند ، اما باز اکثر کودکان تند خو و در مواردی این تند خویی را در سن های بالاتری نیز می بینیم .

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
بله این مورد روبه وضوح میبینیم.
رشته ی تحصیلی بنده روانشناسی هست.
اتفاقااینکه والدین همه ی خواسته های بچه روبخوان برآورده کنن کاملا کاراشتباهیه. وخود این موضوع ادامه دهنده ی رفتارزشت اونا خواهدبود.
توی دوره های مختلف سنی بحران هایی روماداریم.
این مطلبیکه شمامی فرمایید بیشترمربوط میشه به دوره ی نوجوونی.
ببینیدماسه نوع والدین داریم
اقتدارگرا
مستبد
منفعل((همون بیخیال خودمونSmile))
الان برطبق تحقیقاتیکه صورت گرفته نشون داده شده که والدین اقتدارگرابهترین نوع تربیت رودارن.
یعنی بابچه هاشون تعامل خوبی دارن ،باهاشون صحبت میکنن ،نظرشونومیپرسن توامورمختلف ،بهشون احساس ارزش داشتن میبخشن ودرعین حال نظارت میکنن روی کاراشون وخطاهاشونومیگیرن.

درمستبد والدین حرف حرف خودشونه وقدرت انتخابو ازبچه میگیرن...بنابراین بچه هاشون استرس واضطراب میگیرن....این بچه هاتوآینده شونم دچارمشکل میشن برای زندگی چون همش وابسته بودن.
والدین منفعل هم که کاری به کاربچه ندارن و رهاش میکنن تاهرکاری دلش میخواد انجام بده
بچه های اینا دربیشترموارد لوس وبی تربیت میشن.
باید اقتدارگرابود...همیشه نباید خواسته های بچه روبرآورده کرد.
براتون مثال میزنم توپست بعدی تافعلا خسته نشید ازخوندن مطالب منSmile
حالا درسته این بحث های روانشناسی هم تاثیر داره ولی مشکل اصلی اینجا نیست.
جواب خیلی سادهه، در اکثر مواقع چون خود پدر و مادرها به پدر و مادرشون خوب احترام نمیذارن و به همین دلیل بچه هاشون هم احترام نمیذارن. چون که جزای بدرفتاری با پدرو مادر تو همین دنیاست.
به نظرم خیلی کم پیدا میشه که زن و شوهر به پدر و مادرشون خیلی خوب احترام بذارن ولی بچه هاشون جز این باشن و البته عکس این هم زیاد دیدم که به پدرومادرشون احترام نذاشتن و حالا بچه هاشون از اونا بدتر شدن.
متاسفانه از این موارد طرفای ما زیاد اتفاق افتاده!
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
فرمایش شمامتینه آقامهدیSmile
ولی منم میشناسم خونواده ای که پدره میگفت من هیچ بدی ای درحق والدینم نکردم.((درستم میگفت بنده خدا))
ولی بچه هاش اذیتش کردن.
سلام
غرور جواني

وقتي به غرور جواني بانگ بر مادرم زدم دل آزرده به كنجي نشست و گريان همي گفت :

« مگر خردي خود را فراموش كردي كه درشتي مي كني ؟ »

چه خوش گفت زالي به فرزند خويش/
چو ديدش پلنگ افكن و پيل تن /

گر از عهد خرديت ياد آمدي /

كه بيچاره بودي در آغوش من /

نكردي در اين روز به من جفا/

كه تو شير مردي و من پير زن/


خدايا من و دوستانم را از آن دسته از كساني قرار بده كه قدردان زحمات مادرامان باشيم .
آمين !
اسارت در دام محبت!
محبت مادر و مراقبت های ویژه ای که در سنین کودکی برای فرزند ضروری و غیرقابل اجتناب است اگر به موقع قطع نشود یا تغییر جهت ندهد تبدیل به عوامل بیماری زا و رفتارهای بیمارگونه می شود و به رکود رشد و یا انحراف شخصیت در کودک و نوجوان می انجامد. اسارت کودک و نوجوان در دام مراقبت دائمی پدر و مادرانی که به این مهم توجه ندارند به آنجا می رسد که اگر روز و شب هم در برابر فرزند خود خم و راست بشوند و تمام خواسته های او را فراهم آورند بازهم به تدریج احترام لازم را نزد فرزند خود از دست می دهند و با فقدان احترام ، عشق نیز رو به زوال می گذارد؛ زیرا کودکان و نوجوانان نازپرورده همیشه خود را وابسته احساس کرده و به اهمال و قصوری که در حق آنان شده به خوبی آگاهند و چون از کودکی ، تمام مهارت و ابتکارهای شخصی آنان سلب شده احساس ضعف و ناتوانی می کنند و خود را تسلیم پدر و مادر و محیط و سرنوشت می دانند .

در چنین شرایطی است که احساسات ضد و نقیضی مثل نارضایتی از پدر و مادر و در عین حال ترس از دست دادن عشق آنان وجود کودک را در بر می گیرد و او را مجدداً در معرض تسلط جویی و تحمیل اراده پدر و مادر قرار می دهد . تشخیص صحیح و به موقع این علایم و برطرف ساختن عوارض ناشی از آن یکی از وظایف خطیر والدین و مربیان است.
منبع :
www.islamquest.net
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع