۳/آبان/۹۲, ۶:۴۷
جناب عایشه در تاپیک اثبات خلافت شیخین این بحث را مطرح کردند . به خاطر اینکه ان موضوع منحرف نشود و به مبحث هم پاسخ داده شود ان شاالله در این تاپیک به ان میپردازیم
بسم الله الرحمن الرحیم
درباره بقیه مطالب چون پست طولانی میشود ان شاءالله به زودی پاسخ خواهم داد.
اینکه فرمودید: "میخواهید برایتان اثبات کنم که جناب عمر چند بدعت واضع وخلاف نص را وارد دین کردند؟"
بسم الله الرحمن الرحیم
درباره بقیه مطالب چون پست طولانی میشود ان شاءالله به زودی پاسخ خواهم داد.
اما درباره منبع بداء در مورد اسماعیل ازمنابع شیعی برای شما سند می آورم تا بدانید که اسامی امامان از سوی خدا یا پیامبر برده نشده. چه در این صورت امام صادق از آن مطلع می شد!
(البته این که نوشتید برخی منابع وجودندارد مشخص است که به برخی منابع سانسور شده مراجعه کرده اید. مانند سانسوراحادیثی از امامان در اصول کافی!! که در آن قرآن را تحریف شده دانسته اند!)
اما منابع:
اصل الشیعه و اصولها ص 190 و عقایدالشیعه ص 20 و 22 و فصل الخطاب ص 54
امام صادق درباره بداءدر خصوص اسماعیل فرمودند: ما بدالله فی شیء کما بدالله فی اسماعیل ابنی.
************
عطاء الملک جوینی: امام صادق ابتدا نص کرد بر پسر خود اسماعیل چون او شراب خورد امام صادق گفت: اسماعیل نه فرزند من است،شیطانی است که در صورت او ظاهر آمده و نقلی دیگر است که فرمود: بداءالله فی امراسماعیل ( تاریخ جهانگشای جوینی ج 3 ص 145 و 146 )
************
علامه مجلسی: گروهی گفتند: امام جعفرصادق پس از مرگ پسرش اسماعیل، محمد پسر او را جانشین او ساخت! ( بحار الانوار ج 9ص 175 )
************
در (کتاب الحجه) از (الکافی) (1/327) از ابیهاشم الجعفری روایت میکند که: «من نزد ابیالحسن بودم بعد از اینکه پسرش ابوجعفر رفت،من نمیخواستم که بگویم این دو نفر ـ اباجعفر و ابامحمد ـ در این هنگام همچون ابیالحسن موسی و اسماعیل بن جعفر بن محمد هستند. و داستان آنها نیز مثل قصة این دو نفر است.هنگامی که بعد از ابیجعفر ابومحمد موردنظر بود، قبل از اینکه من بلند شوم ابوالحسن به طرف من آمد و گفت: آری یا اباهاشم برای خداوند آشکار (بداء) شد درمورد ابیمحمد بعد از ابیجعفر چیزی که قبلاً نمیدانست. همانطور که پس از گذشت اسماعیل در مورد موسی برای خداوند آشکار شد. و همان طوری است که از خیالت گذشت،ابومحمد پسرم پس از من جانشین است، و نزد ابومحمد است علمِ هر چیزی که بدان محتاج گردد و نیز نزد اوست ابزار امامت»
این حدیث در اصول کافی است وچون شیخ طوسی نیز آن را در کتاب الغیبه چاپ تبریز (ص 130) آورده است، لذا آن را بااین سند میآوریم:
«روی سعد بن عبدالله الأشعري قال حدثنا أبو هاشم داوود بنقاسم الجعفري قال: کنت عند أبي الحسن وقت وفات ابنه أبي جعفر قد کان أشار إلیه ودلعلیه فإني لأفکر في نفسي وأقول هذا قضیة أبي إبراهیم وقضیة إسماعیل فأقبل على أبوالحسن فقال: نعم یا أبا هاشم بدا لله تعالى في أبي جعفر وصیر مکانه أبا محمد کمابدا لله في إسماعیل بعد ما دل علیه أبو عبدالله ونصبه وهو کما حدثت به نفسک وإنکره المبطلون أبو محمد ابني الخلف من بعدي عنده علم ما یحتاج إلیه ومعه آلةالإمامة»
الفاظ این حدیث با کافی اندک تفاوتی دارد.(
الاصول من الکافي، کتاب الحجة، همان باب، حديث دهم، ص 327)
مضمون حدیث این است که ابو هاشم داوود بن قاسم جعفری که از خواص اصحاب حضرت امام محمد تقی و امام علی و نقی و امام حسن عسکری است و در کتب رجال از او مدح بسیار شده میگوید: من در هنگام وفات ابی جعفر (سید محمد) در خدمت امام علی النقی بودم که حضرت اشاره به امامت حسن بن علی کرد، من با خود میاندیشیدم و میگفتم قضیة امامت حسن و محمد بن علی همان قضیة حضرت موسی بن جعفر با اسماعیل بن جعفر است در این موقع امام علی النقی روی به من کرد و فرمود: آری ای ابو هاشم خدا را دربارةابو جعفر (سید محمد) بدا حاصل شد و به جای او ابو محمد (امام حسن عسکری) را قرارداد، چنانکه دربارة اسماعیل پس از آنکه حضرت صادق ؛ مردم را به امامت او دلالت کردو او را برای امامت نصب نمود، بدا حاصل شد و آن همچنان است که تو حدیث نفس کردی،هر چند اهل باطل کراهت دارند، ابو محمد پسر من، جانشین من است و وسیلة امامت با اواست.
الاصول من الکافي، کتاب الحجة، همان باب، حديث دهم، ص 327)
مضمون حدیث این است که ابو هاشم داوود بن قاسم جعفری که از خواص اصحاب حضرت امام محمد تقی و امام علی و نقی و امام حسن عسکری است و در کتب رجال از او مدح بسیار شده میگوید: من در هنگام وفات ابی جعفر (سید محمد) در خدمت امام علی النقی بودم که حضرت اشاره به امامت حسن بن علی کرد، من با خود میاندیشیدم و میگفتم قضیة امامت حسن و محمد بن علی همان قضیة حضرت موسی بن جعفر با اسماعیل بن جعفر است در این موقع امام علی النقی روی به من کرد و فرمود: آری ای ابو هاشم خدا را دربارةابو جعفر (سید محمد) بدا حاصل شد و به جای او ابو محمد (امام حسن عسکری) را قرارداد، چنانکه دربارة اسماعیل پس از آنکه حضرت صادق ؛ مردم را به امامت او دلالت کردو او را برای امامت نصب نمود، بدا حاصل شد و آن همچنان است که تو حدیث نفس کردی،هر چند اهل باطل کراهت دارند، ابو محمد پسر من، جانشین من است و وسیلة امامت با اواست.
**************************
شیخ صدوق ( توحید ص 336 ): امام صادق علیه السلام نخست اسماعیل رابه امامت پس از خود تعیین کرده بود و چون او در زمان حیات پدرش مرد، امام صادق علیه السلام این سخن راگفت .البته شیخ صدوق در این روایات تردید کرده است.
امام صادق در پاسخ به یارانش فرمود:إن الله بدا له في إمامة إسماعيل و نیز فرمود: بدا لله في إسماعيل یعنی برای خداوند دربارة امامت اسماعیل بدا حاصل شد.
این گفتار آن حضرت بنابر گفته ارباب ملل و نحل از جمله سعد بن عبدالله اشعری که از بزرگان علماء و محدثین شیعه است در کتاب المقالات والفرق (ص 78) موجب شد که عده بسیاری از اعتقاد به امامت حضرت صادق عدول کنند به عذر اینکه: «إن الإمام لا یکذب ولا یقول ما لا یکون»: همانا امام دروغ نگفته وچیزی که واقع نمیشود نیز نمیگوید.
************
اینکه فرمودید: "میخواهید برایتان اثبات کنم که جناب عمر چند بدعت واضع وخلاف نص را وارد دین کردند؟"
عرض کنم طبق احادیث متواتر هر آنچه درزمان نبی اکرم بوده سنت است و هرآنچه بعداً ایجاد شده بدعت است، سیدنا علی میفرماید: «السنة ما سن رسول الله والبدعة ما أحدث بعده» یعنی، «سنت آن است که رسول خدا آورده و بدعت چیزی است که پس از رسول خدا ایجاد و اضافه شده است».
حالا شما که اینقدردرباره بدعت نگران هستید لطفا پاسخ بدهید در کجای سنت نبوی یا علوی (یعنی روش عملی ثبت شده متواتر در تاریخ، توسط پیامبر یا حضرت علی) ساختن ضریح برقبور وجود داشته است؟ آیاساختن قبور در صدر اسلام بوده است یا خیر؟ آیا این روش ( یعنی آبادانی قبور بزرگان) بطور متواتر و منطبق با مسلمات تاریخی وجود داشته و جایی ثبت شده است یا خیر؟ فقط یک سند جعلی ضعیف دروغ برای ما بیاوریدکه نشان دهد روی قبور ساختمان سازی می شده ؟ !
مشخص است که اینگونه نبوده وسوال نیز همین است که چرا روی قبر حمزه و شهدای بئرمعونه و حضرت خدیجه و ابراهیم فرزند رسول اکرم و بسیاری دیگر از این بدعت خبری نیست؟ و اگر سنت بوده روی قبوراین بزرگان مهمتر بوده که چنین کاری صورت بگیرد تا قبور دیگرانی که شناخته شده نبوده اند ! )
البته شما می توانید دهها حدیث جعلی برای جوازقبرسازی برای من بیاورید ولی در سنت پیامبر چنین چیزی نیست و این یک بدعت است!

![[تصویر: %D8%A8%D8%AF%D8%A7%D8%A1.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8102479400/%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D8%A1.jpg)