با سپاس از آقای علویون به خصوص برای مثالهای قرآنیشان
بنده از این مثال ها آگاه بودم ولی آنها را مخالف حرف خود نیافته بودم. بیایید مثال شما را با دقت بررسی کنیم که ببینیم که اختلاف نظز از کجا می آید:
أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَىٰ غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ ۖ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا
﴿
٧٨﴾
اگر به آیه های قبل و بعد از این آیه بنگریم می بینیم که مخاطب فرمان پیامبر است نه مومنین:
وَلَوْلَا أَن ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلًا
﴿
٧٤﴾
إِذًا لَّأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَيَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيرًا
﴿
٧٥﴾
وَإِن كَادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الْأَرْضِ لِيُخْرِجُوكَ مِنْهَا ۖ وَإِذًا لَّا يَلْبَثُونَ خِلَافَكَ إِلَّا قَلِيلًا
﴿
٧٦﴾
سُنَّةَ مَن قَدْ أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِن رُّسُلِنَا ۖ وَلَا تَجِدُ لِسُنَّتِنَا تَحْوِيلًا
﴿
٧٧﴾
أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَىٰ غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ ۖ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا
مثال های از قرآن وجود دارد که فرمان داده شده به پیامبر به شخص ایشان بوده و قابل گسترش به تمامی مسلمانان نمی باشد. مثلا بیشینه مسلمانان اعتقاد دارند که نماز شب در عین آنکه برای پیامبر واجب بوده است جزو واجبات نمی باشد و فرمان به بپاداری نماز شب به پیامبر محدود می شود. و یا مثالهایی است که فرمان های جداگانه ای برای برخوردهای اجتماعی همسران پیامبر صادر شده است و صریحا بیان شده است که این فرمان برای تمامی مومنین نیست. بنابراین استدلال من این است که اگر می خواهید این فرمان را به فرمانی از طرف خدا به تمامی مسلمانان تمامی زمانها گسترش دهید نیاز به دلیل محکمی دارید.
از این نکته که بگذریم قبلا بیان شد که از نظر اسلام ساده نزدیکی نماز یک مسلمان به نماز پیشروان کمال مزیتی برای نماز برپاداشته شده است. مسلمان پیرو اسلام ساده نیز تلاش می کند نمازش را در زمانی که به در قرآن به پیامبر امر شده است به جای آورد. همینطور این زینتی برای مسلمان است تا تلاش کند نماز شب را نیز چونان پیامبر به جا آورد. ولی آیا می توان از این نمونه نتیجه گرفت که
جزییات بیان نشده شرط رستگاری است و مسلمان راستین کسی است که با کند و کاو تاریخ به این جزییات دست پیدا کند و آنها را اجرا کند؟ پاسخ اسلام ساده خیر است.
دقت کنید که اسلام ساده وجود برخی جزییات در فرامین بیان شده در قرآن را نفی نمی کند بلکه اعتقاد دارد که اگر جزییاتی بیان نشده است حکمتی داشته است. برای مثال ما برای وضو تا حدودی جزییات می بینیم که به چه ترتیبی انجام شود. ولی دیگر صد صفحه احکام وضو از نمونه کاوی درست کردند و جزییات این صد صفحه شرط درستی وضو دانستن در اسلام ساده جایی ندارد. مثال قرآنی آن وقتی است جزییات فرمان کشتن گاو نازل نمی شوند و بنی اسراییل فرمان را مسخره می دانند چرا که فکر می کنند فرمان بدون جزییات بی معنی است. چراکه هنوز به درک درستی از دین نرسیده اند و نمی دانند که انجام یک فرمان چگونه به سعادت انسان کمک می کند. در گمانند که این رنگ و دم گاو است که آنها را به سعادت می رساند.
نقل قول:چگونه به این سادگی اصل عدم نسخ پذیری معجزه پیامبر خود را نادیده گرفته و اظهار می کنید که احکام قرآن در مورد مسئله ای خاص که نوسط پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)ابلاغ شده منحصر در همان زمان و مکان بوده و عمومیتی در آن برای مسلمان هزارو اندی سال بعد وجود ندارد.
مطلبی که اسلام ساده با آن مخالفت می کند گسترش بدون فکر زمانی و مکانی فرمانها است. من برای این که به یک فرمان که خود قرآن صریحا به یک فرد خاص می دهد
عمومیت بدهم باید استدلالی ارایه کنم. چرا فکر می کنم که این تعمیم روش مورد نظر قرآن است؟ چگونه این تعمیم را با مواردی که آشکارا قابل تعمیم نیستند توجیه می کنم. در برداشت کنونی از دین این تعمیم فرض است و کسی آن را به چالش نمی کشد. در اینجا که محفل کنجکاوان دینی است بایستی این اصل تعمیم را با قرآن و اصول توجیه کنیم.
نقل قول:تکلیف مسلمانی که چهارده قرن بعد از وفات پیامبرش زندگی می کند و روبرو است با مسئله ای که پیامبرش در قید زمان و مکانی خاص آنرا حل نموده چیست؟
اگر آن مسلمان مشکل زندگی خویش را درک هستی و مدل انسان کامل می داند چه دارویی بهتر از قرآن که هدی للمتقین است. اگر آن مسلمان مشکل رندگی خویش را رنگ گاو برای قربانی با نحوه طهارت بعد از قضای حاجت می داند اسلام ساده مشکل او را حل نمی کند.
نقل قول:لطفاٌ شما لزوم تاسیس این همه مدرسه و دانشگاه را برای من توضیح دهید.کافی بود که هفت میلیارد کتاب ریاضی ،فیزیک و...نشر و توزیع گردد تا همه ریاضی دان و یا فیزیکدان شوند
واقعیت این است که من شخصا درس ها را از روی کتاب یاد می گیرم نه سر کلاس. گهگاه با
دوستان خود در مورد کتابهای دانشگاهی بحث می کنم که بسیار شیرین است و آموزنده. ولی از روی صداقت عرض می کنم که تمامی این دروس را در خارج از دانشگاه هم می توانستم یاد بگیرم. تنها فرق آن این بود که دیگر کسی به من مدرک نمی داد تا با آن کار پیدا کنم و خرج زندگی را بگذرانم. بگذریم بحث زیادی اجتماعی شد.
ولی کتب ریاضی برای ریاضی دان شدن کافی است. آیا همه با خواندن آنها ریاضی دان می شوند؟ نه. قرآن هم همه را هدایت نمی کند (هدی للمتقین)
با سپاس ویژه از حسن.س. که از برپایی این گفتگو حمایت کردند.
نقل قول:اگر به احادیث رجوع نکنیم و تنها به سمت قرآن برویم این اختلاف صدها برابر حال حاضر می شود
نقل قول:بدون احادیث کار چنان متفرق شوذ که معلوم نیست از کجا سر در بیاوریم.
فکر کنم که قبول دارید که این فرمایش شما با دلیل و یا حداقل چند تا مثال از تاریخ همراه نشده است. به نظر شخص من این گزاره شما چندان قابل استناد نیست.
از اینکه بگذریم در
بررسی نقد آقای لسانی بیان شد که اختلافات در اسلام ساده اختلاف بر سر برداشت است و چنین اختلافی مشکل ایجاد نمی کند وقتی مسلمان می پذیرد که برداشت خود وی هم باز یک برداشت است و ممکن درست نباشد. اجازه بدهید مطالب بیان شده در آن صفحه را اینجا بچسبانم:
نقل قول:این درست است که تفاوتها همیشه وجود دارند چه با حدیث و چه بی حدیث. ولی نکته آن است فرقه های موجود هر یک دیگری را شایسته عذاب می داند: سنی شیعه را به شرک متهم می کند و شیعه منکران ولایت علی را به سرپیچی از فرمان مستقیم خدا، و بسیاری مثالهای دیگر که در آنها سطح دشمنی بسیار فراتر می رود. با محور قرار دادن قرآن، بی شک اختلاف در برداشت ها از دین از بین نمی رود ولی همین طور برداشت های دیگر به دشمنی گرفته نمی شوند چراکه اختلاف بر سر "برداشت" است و برای برداشت تغییر و تکامل پذیرفته شده است. فرقه های کنونی اما عقاید خود را "برداشت" نمی دانند بلکه به استناد به پاره ای از احادیث آنها را بسیار قطعی و غیر قابل انکار می دانند. دشمنی میان فرقه ها هم بیشتر توسط بزرگان ایشان دامن زده می شود چراکه بدون جهنمی دانستن فرقه های دیگر نمی توانند عوام فرقه خود را از ترس جهنم به پیروی وا دارند
نقل قول:سخنی مثل ارتداد هم حتی اجماع عامه دارد و حکمش مشخص است.
کاش می شد از قرآن دلایلی آورد که هر چه که اجماع عامه دارد درست است. به نظر برعکس می آید چرا که قرآن مکررا می گوید که اکثرهم لایعقلون. اگر بنا به پیروی از اکثریت بود دیگر ابراهیمی ظهور نمی کرد که ابراهیم تقریبا تک و تنها در میان اجماع عامه گیر افتاده بود. اگر بنا به پیروی از اگثریت باشد ما همه باید کافر بشویم زیرا که اجماع عامه کره زمین با کفر است.
نقل قول:وحدت دور از دست رس نیست.
اجازه بدهید بنده تنها به بررسی عقلی روش دینی بپردازم و از اظهار نظر در مورد پیشبینی های سیاسی خودداری کنم.
نقل قول:قرآن می فرماید قاتل را قصاص کنید. این حکم می تواند توسط هر کسی به صدها صورت اجراء شود بدون اینکه سنگی روی سنگ بند شود.
نقل قول:خمس و زکات و انفال و جهاد و صدها حکم اجتماعی چنان تداخل ایجاد کند که اثری از اسلام نماند.
اجازه بدهید وارد بحث حکومت اسلامی نشویم که جای بحث بسیار دارد. برای اینکه بحث عقیدتی ما بدون وارد شدن به بحث حکومت اسلامی پیش برود جامعه انتزاعی زیر را پیشنهاد می کنم: مسلمانان ممکن است درکهای متفاوتی از کرده اجتماعی ایده آل داشته باشند. بسته به سامانه سیاسی یکی از این درک ها برای اجرا انتخاب می شود. این که مسلمانان هر دیار چگونه اختلاف نظر خود را حل می کنند خارج از این بحث است.
نقل قول:یا می فرماید زنان زینت خود را بپوشانند و این فرض زینت صدها نوع مصداق می یابد. اگر گفته شود هر کس برداشت خود را اجراء کند حاصل این می شود که اگر الان هزار فرقه داریم
با عرض پوزش فراموش نکنیم که گوینده نیز متعلق به یکی از همین فرقه هاست. به عبارت دیگر گوینده اعتقاد دارد که فرقه او راه سعادت است و باقی فرقه ها تحریف شده و یا به اصطلاح
فرقه استند. گوینده در این عقیده تنها نیست. یک میلیارد مسلمان جنین فکر می کنند و هر یک فرقه های دیگر را فرقه می دانند و فرقه خود را معیار درستی.
نقل قول:اگر از حجاب زمانه به قول شما کنار رویم الان این سخنان قرآن مصداق می خواهد یا اینکه قرآن زیر سوال است. در حال حاضر باید فهمید که چه کسی مصداق این آیات قرآن است.
به نظر می آید که این نتیجه گیری تحت تاثیر برداشت گوینده از حکمت آیه باشد. به نظر می آید که گوینده فرض می کند که دلیلی که این آیه در قرآن آمده است بیان نفس پیروی است که مسلمان همیشه پیرو فردی باشد چه با پیامبر چه بعد از ایشان. شاید این درک از آیه درست باشد شاید هم نادرست. در هر صورت بهتر است احتمال اینکه در فرض خود از حکمت نزول یک آیه اشتباه کرده باشیم را بپذیریم.
نقل قول:قرآن خود مکرر از گذشتگان می گوید و سیره پیامبران ع را در مرای نظر ما قرار می دهد. این سخن نشان می دهد که باید الان هم همین روش درباره سنت و سخن پیامبر ص و کسانی که در عصمت هستند رعایت شود.
سیره پیامبر فرق می کند با جزییاتی مانند نحوه طهارت بعد از قضای حاجت. شما را به خدا انصاف بدهید آیا آن اشارات کلی قرآن مانند هو من الصالحین و ... مسلمان را به کند و کاو چنین جزییاتی وا می دارد؟
نقل قول:قرآن خود از سخن رسولان ع و سیره آن ها می آورد و همین حجت را بر ما تمام می کند تا رجوع به این شیوه نماییم.
سپاسگزار می شوم مثال بیاورید.
نقل قول:هر طوری که سندیت قرآن برای شما تایید شده است به همان شیوه می شود سندیت احادیث را اثبات نمود
من قرآن را خواندم و شهادت می دهم که آن را معجزه آمیز یافتم همچنان که باقی مسلمانان اعتقاد دارند. من حدیث را خواندم و آن را معجزه نیافتم همچنانکه باقی مسلمانان اعتقاد دارند.
نقل قول:
4- قرآن نشان داده است که بعد از پیامبران اولوالعزم و از طرف ایشان افرادی مامور به ادامه دین و تبیین آن شده اند و این امر درباره پیامبر خاتم ص هم مصداق دارد و اینان هستند که باید به سمت شان رفت.
سپاسگزار می شوم مثال بیاورید.
نقل قول:بنا به مقاله اسلام ساده تان باید به این برداشتی که عرض نمودم احترام بگذارید.
هدف از این بحث تمرین تحمل عقیده مخالف نیست. در اینجا بنده حقیری است که قران را خواند در آن تفکر کرد و به برداشتی از دین سالم رسید که با فرهنگ حاکم متفاوت بود. این بنده دلایل خود را با دوستان مسلمان خویش به اشتراک می گذارد تا بتواند اشتباهات برداشت خود را بفهمد و آنها را اصلاح کند.
نقل قول:این تازه اول کار است و اگر هر کسی برای خود بخواهد به قرآن رجوع کند کار به عجایب می کشد که در تاریخ اسلام هم نمونه دارد. می خواهد قصاص قرآن را انجام دهد و یک الگوی واحد نیست. همه ی عالم خودشان قاضی و مجری می شوند!
اضافه بر نکته جامعه اسلامی که در بالا عرض کردم مطلب زیر را از صفحه پاسخ به نقد آقای لسانی می آورم:
نقل قول:جنایات افراطی های تاریخ داستان بی پایانی است که نمی تواند برای رد یک نظریه خاص به آنها استناد کرد. مورد خوارجی هم که مثال زدید اگر یادتان باشد فرستاده حضرت علی به سفارش ایشان تنها با قرآن با خوارج استدلال کرد و بسیاری را هم به همین روش به راه راست هدایت کرد. در همان دوران هم بسیاری از پیروان حدیث بدترین دشمنی ها را با حضرت علی کردند ولی من هیچ کدام از اینها را دلیل قوی برای رد یا توجیه حدیث نمی دانم.
اگر لطف خود را تکمیل کنید و برای استدلالهای قرآنی که فرمودید مثال بیاورید می توانیم بحث را از آنجا ادامه بدهیم.
با سپاس فراوان
صفدر