کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ایمان یا اعتماد؟
۲۳:۰۳, ۲۸/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/آبان/۹۲ ۱۰:۰۲ توسط safdar.dushan.)
شماره ارسال: #1


سلام

مقاله ایمان یا اعتماد تلاش برای ریشه یابی انحرافات دینی دارد. نگارنده اینگونه بیان می کند که ریشه انحرافات آن است که اعتماد به بزرگان دینی جای ایمان به آفریدگار را در بیشتر نگرش های دینی گرفته است. سپاسگزار می شوم اگر نظر خود را در اینجا به اشتراک بگزارید.

متن مقاله:
http://simpleislam.weebly.com/trust.html

صفدر

چکیده مقاله:
ایمان و اعتماد در برداشت زمانه ما از دین واژگانی هم معنی استند که تمامی نگرش دینی بر شالوده آنها بنا شده است. در برداشت کنونی از دین همیشه مفاهیم، قوانین و مراسمی هستند که با تفکر منطقی نمی توان آنها را توجیه کرد و از خرد دیندار چنین انتظار می رود که این موارد را چشم بسته با چاشنی ایمان و اعتماد قورت دهد. این ویژگی چنان در گونه های جاری تفکر دینی خودنمایی می کند که منتقدان دینی دینداران را بی خردانی می دانند که عقل خود را زمین گذاشته اند و از یک بسته دینی شامل مفاهیم، قوانین و مراسم کورکورانه پیروی می کنند.
در این مقاله بنا بر آن نداریم که وجود عنصر "پذیرش بدون اثبات" را در تفکر دینی سالم منکر بشویم. ولیکن اعتقاد داریم که این پذیرش - که ما آن را با نام ایمان می شناسیم - در اصل دین به موارد انگشت شماری محدود می شود و گسترش آن به مجموعه وسیعی از قوانین و مراسم (در اصطلاح بسته دینی) از عنصر دیگری به نام اعتماد سرچشمه می گیرد. در این مقاله توضیح می دهیم که اعتماد نه تنها جزو پایه های تفکر دینی نیست بلکه در مواردی همان عنصر فاسدی است که دین برای مبارزه با آن برپاخاسته است
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۳:۴۵, ۱۱/آبان/۹۲
شماره ارسال: #11

اجازه بدهید که نخست شادمانی خود را پنهان نکنم از اینکه با دوست دانایی چون علویون گفتگو می کنم که نظر خود را با ارجاعات دقیق و استدلال به زیبایی بیان می کند.

نقل قول:لغت نامه دهخدا(ایمان.(ع مص)ائمان=اعتماد کردن))

فرمایش شما درست است که در فرهنگ زمانه ما واژگان ایمان و اعتماد مترادف معنی می شوند. این به زبان فارسی محدود نمی شود و در انگلیسی نیز واژگان Belief و Trust مترادف معنی می شوند. مقاله ایمان یا اعتماد با آگاهی به این نزدیکی معنایی نبشته شده است. در حقیقت مقاله با اشاره به این مطلب آغاز می شود:
نقل قول:ایمان و اعتماد در برداشت زمانه ما از دین واژگانی هم معنی استند که تمامی نگرش دینی بر شالوده آنها بنا شده است.
ولی فراموش نکنیم که واژگان زاییده فرهنگ زمانه استند و وجود واژه ای در فرهنگ دلیلی برای حقیقی بودن پدیده ای که واژه به آن اشاره می کند نیست. به عبارت دیگر فرهنگ ها و عقاید استند که واژگان را می سازند یا به آنها معنای جدید می دهند. مثال قرآنی آن اشاره به واژگانی است که فرهنگ نادرست زمانه برای بتها می ساخت و مردمانی که در این فرهنگ متولد می شدند و واژگان را از والدین خود می آموختند آنان را برابر حقیقت می گرفتند و برایشان دشوار بود پذیرش پوچی واژه ها:

قَالَ قَدْ وَقَعَ عَلَيْكُم مِّن رَّ‌بِّكُمْ رِ‌جْسٌ وَغَضَبٌ ۖ أَتُجَادِلُونَنِي فِي أَسْمَاءٍ سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا نَزَّلَ اللَّـهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ ۚ فَانتَظِرُ‌وا إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِ‌ينَ ﴿٧١

ایده اصلی مقاله ایمان یا اعتماد این است که واژه اعتماد در فرهنگ زمانه ما به پدیده ای اشاره می کند که نمی توان در توصیف قرآن از دین سالم جایی برای آن پیدا کرد. مقاله سپس اصول اولیه دینی را یک به یک مرور می کند و نشان می دهد که هیچیک به عنصر اعتماد نیازی ندارند. سپس مقاله برداشت نگارنده از چگونگی تولد اعتماد در یک فرهنگ دینی را توضیح می دهد (ارتباط روحانی و نمونه کاوی). در آخر با استناد به قرآن که مرجع ما برای درک جهان. انسان. و فرهنگ دینی سالم است نشان می دهد که در حقیقت اعتماد به بزرگان دینی ریشه بسیاری از گمراهی ها و کجروی ها در فرهنگهای دینی گذشته بوده است.

نقل قول:در طول تاریخ و در آیات متعدد قرآن{(38)فرقان-(12)و(25)قمر-(54)حج} نشانه هایی وجود دارد از اقوامی که معجزه پیامبر خود رادیدند ولی به واسطه عدم اعتماد،به وی و آیتش ایمان نیاورده و مستحق هلاک گردیدند.

عبارت "به واسطه عدم اعتماد" را شما به معنای آیات اضافه کردید و در این آیات مطلقا به این عبارت اشاره ای نمی شود. در هر صورت شما آزادید که هر معنایی که مایل باشد به یک واژه بدهید. مثلا در اینجا به جای واژه ایمان می توانید از واژه ففف یا اعتماد استفاده کنید ولی آن بایستی با استفاده شما از واژه در جاهای دیگر هماهنگ باشد. مثلا دیگر شما نمی توانید از واژه ففف برای اشاره به غذا خوردن استفاده کنید مگر آنکه نشان دهید که غذا خوردن و ایمان آوردن در اصل یکی استند. در اینجا هم اگر شما تصمیم می گیرید که واژه اعتماد به جای ایمان استفاده کنید بایستی توضیح دهید چرا این اعتماد معادل اعتماد به بزرگ دینی می باشد. نگارنده همانطور که در پیام پیشین توضیح داد قویا اعتقاد دارد که اینها دو پدیده متفاوت استند و شایسته آن است که واژگان متفاوتی نیز برای آن استفاده شود.

نقل قول:سوال من این است شما بدون اعنماد به احادیث پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)،بزرگانی که این احادیث را نقل کرده اند،کتبی که مطالب این بزرگان را آورده اند و مفسرانی که احکام نماز را از آیات مربوط به آن برداشت کرده اند چگونه فرع لازمه اصل اعتقادی خود را به جا می آورید؟


نکته بسیار خوبی است. تا کنون به آن نپرداخته بودم چون بحث در مورد آن بسیار طولانی خواهد بود. مقاله اسلام بدون حدیث پاسخ جامعی به این پرسش می دهید. اگر مایل باشید می توانیم موضوع جدیدی را باز کنیم و درباره آن بحث کنیم. پاسخی مقاله ایمان یا اعتماد میدهد بسیار کلی است. من این پاسخ را بار دیگر اینجا می آورم:

نقل قول:همان طور که در بخش قبل گفتیم ایمان به معنای پذیرش آفریننده هوشیار و روز جزا است. ایمان دیندار او را به پاکدامنی [یونس 63] و کرده نیکو [بقره 82] فرا می خواند؛ اگرچه مشخص نمی کند که دقیقا چه عملی نیکو و چه کرده ای پلید می باشد. پرسشی کاربردی که برای دیندار در زندگی روزمره مطرح است این است که مصداق کرده نیکو و پلید چیست؟ در این مقاله بنا بر پاسخ به این پرسش دشوار نداریم. اعتقاد نگارنده بر آن است که پاسخ یکتایی به این پرسش وجود ندارد: گاهی همنوا شدن با جریان آفرینش انسان را به یافتن راه درست هدایت می کند، چنانکه بسیاری از پیامبران نخستین اینگونه راه خود را از رویه ناپاک قوم خود جدا کردند. گاهی نیز همراهی با آفریده های راه یافته به دانستن راه درست کمک می کند، چنانکه بسیاری از انسانهای همزمان پیامبران از همصحبتی با ایشان بهره می بردند [آل عمران 31] [طه 90]. در مواردی هم خواندن پیام های پیشین و تلاش برای فهم مدل آفریده ایده آل که در آنها بیان شده است می تواند راه گشا باشد [بقره 2] [زمر 17 و 18].

به جای دادن پاسخی مبهم و احتمالا ناکامل به این پرسش دشوار، در این بخش پاسخهایی را که دینداران به این پرسش داده اند را تحلیل کرده و نشان می دهیم که چگونه این پاسخ ها منجر به زایش مفهوم اعتماد در تفکر دینی شده است
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۲۶, ۱۲/آبان/۹۲
شماره ارسال: #12
آواتار
بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام)

خیلی از اظهار لطف شما متشکرم و بدون تعارف شادمانی که شما بیان کردید کاملاٌ دو طرفه است.

نقل قول:
ولی فراموش نکنیم که واژگان زاییده فرهنگ زمانه استند و وجود واژه ای در فرهنگ دلیلی برای حقیقی بودن پدیده ای که واژه به آن اشاره می کند نیست.

فرمایش شما کاملاٌ درسته برادر اما لازم به ذکر هست که در تمامی مطالبی که نگاشته می شود منظور نگارنده از بیان کلمه ای خاص مثل ایمان یا اعتماد دقیقاٌ همان معنای عامی است که امروزه با به کار بردن آن کلمه در ذهن مخاطب عام تداعی می شود.

نقل قول:
ایده اصلی مقاله ایمان یا اعتماد این است که واژه اعتماد در فرهنگ زمانه ما به پدیده ای اشاره می کند که نمی توان در توصیف قرآن از دین سالم جایی برای آن پیدا کرد.

این البته به تصویری بستگی دارد که ذهن شما آن را در مورد جامعه ایده آل قرآنی ترسیم میکند.همچنین به این مطلب که واژه ای که شما آن را با مضمون((دین سالم)) بیان میکند،از دیدگاه شما چیست؟

نقل قول:
مقاله سپس اصول اولیه دینی را یک به یک مرور می کند و نشان می دهد که هیچیک به عنصر اعتماد نیازی ندارد.

خیلی خوشحال می شم اگر استدلال شما در بیان این مطلب را بدونم؟؟؟
ببیند برادر،واژه ((توکل))در قرآن بارها و بارها تکرار شده.توکل از ماده((وکل))به معنی واگذار کردن است و در صورتی که با کلمه((علی))متعدل شود به معنی اعتماد است.در قرآن مبین و روایات غالباٌ توکل با کلمه((علی الله)) استعمال شده ودر مواردی هم که بدون کلمه((علی الله))به کار رفته،این کلمه در آن مقدر است.مثال:وقتی شما می گوئید((توکلت علی الله))به این معنی است که با علم و اعتمادی که به اعلم بودن اراده الهی در همه امور دارید،زمام کارتون رو به دست خداوند می سپارید و به خداوند اعتماد می کنید.نتیجتاٌ بین توکل(اعتماد) و معرفت به خدا و ایمان به او رابطه مستقیمی وجود دارد.با توجه به این مقدمه و با علم به اینکه انسان مؤمن اعتماد کامل به خداوند و دستورات او و پیامبرش دارد شما می توانید مصادیق بسیار زیادی در قرآن یافت کنید که آیات مبارک قرآن مؤمنان را به توکل به خداوند در همه امور پیش رو امر می فرماید.
{اصلاح جامعه(هود-88)+تبلیغ و اجرای امور الهی و رسالت(یونس-71)+صبر و تحمل در برابر آزار و تذیت(ابراهیم-12)+روزی(طلاقـ2و3)+صلح و تصمیم گیری درباره آن(انفال-61)و...}
آنچه مشخص است این واقیعت است که هیچ فرد مؤمنی بدون اعتماد به فرمان الهی،منشاُ صادر کننده آن(خداوند یکتا)و پیام آور این فرمان(پیامبر) نمی تواند در انجام هیچ کاری به دستورات الهی استناد کند و خداوند را وکیل خود قرار بدهد.

نقل قول:
در حقیقت اعتماد به بزرگان دینی ریشه بسیاری از گمراهی ها و کجروی ها در فرهنگهای دینی گذشته بوده است.

من در پستهای قبلی هم سعی کردم برای شما بیان کنم که صرف اعتماد به بزرگان نمی تواند دلیل رسیدن به سعادت و یا ذلالت یک فرد شود و بیشتر اراده و تشخیص شخص در تمییز سره و ناسره در این امر دخیل است با این حال اگر شما استدلال استواری برای تشریح عقیده تون دارید خیلی دوست دارم که ازش مطلع بشم.

نقل قول:
در اینجا هم اگر شما تصمیم می گیرید که واژه اعتماد به جای ایمان استفاده کنید بایستی توضیح دهید چرا این اعتماد معادل اعتماد به بزرگ دینی می باشد. نگارنده همانطور که در پیام پیشین توضیح داد قویا اعتقاد دارد که اینها دو پدیده متفاوت استند و شایسته آن است که واژگان متفاوتی نیز برای آن استفاده شود.

((عقیده مسلمان به اصول دین باید از روی دلیل باشد(نه تقلیدی)،ولی در احکام غیر ضروری دین باید یا مجتهد باشد که بتواند احکام را از روی دلیل بدست آورد،یا از مجتهد تقلید کند،یا از راه احتیاط طوری به وظیفه خود عمل نماید که یقین کند تکلیف خود را انجام داده است.)) {توضیح المسائل امام خمینی،مسئله1}
بنابراین برادر عزیز اگر شما و یا هر شخص دیگری توانایی لازم در استخراج مدلل احکام دینی را در خود مبینید هیچ اسراری بر این که شما به سخنان بزرگان دینی که حتی عادل،اعلم و واجد الشرایط بودن آنها ثابت شده است مراجعه کنید نیست،چه رسد به بزرگانی که احکام آنها نه تنها با فطرت بلکه با عقل و انسانیت هم سازگار نیست(احکامی همچون فتاوای که امروز مفتیان جانی وهابی برای سلاخی کردن مردم بیگناه صادر می کنند).وگرنه این اعتماد،اعتمادی است که بارها قویاٌ در روایات شیعه از سوی امامان معصوم به آن اشاره شده است و البته شایسته هر انسان عاقلی است که در مسائل دینی هم مانند تمامی مسائل روزمره وقتی نمی داند،به متخصص صالح آن امر مراجعه کند که:
فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون(از آگاهان بپرسید اگر نمی دانید) {نحل-43}

نقل قول:
اگر مایل باشید می توانیم موضوع جدیدی را باز کنیم و درباره آن بحث کنیم. پاسخی مقاله ایمان یا اعتماد میدهد بسیار کلی است.


اگر شما پاسخهای ارائه شده من باب این موضوع را مکفی می دانید،با توجه به لذتی که از مباحثه با شما می برم کاملاٌ مشتاق پستهای بعدی شما هستم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۴۴, ۱۲/آبان/۹۲
شماره ارسال: #13

پاسخهای شما متین است. به امید خدا پس از پایان بحث در مورد مقاله ایمان یا اعتماد موضوع جدیدی را برای بحث در مورد مقاله اسلام بدون حدیث باز می کنم.

نکته ای در مطالب شما بود که می توان بیشتر در مورد آن صحبت کرد.

نقل قول:{توضیح المسائل امام خمینی،مسئله1}

چون بحث ما فلسفی است شایسته تر است که دلایل را به منطق بین الاذهانی, اصول اولیه دین, و قرآن محدود کنیم. نظر یک فرد هرچه قدر هم آن فرد بزرگ و شناخته شده باشد به روند بحث ما کمکی نمی کند.

نقل قول:وگرنه این اعتماد،اعتمادی است که بارها قویاٌ در روایات شیعه از سوی امامان معصوم به آن اشاره شده است

همانند نکته ای که در بالا عرض کردیم حدیث منبع خوبی برای استدلال نیست زیراکه برای تسلط به علم حدیث بایستی ابتدا درس بزرگی خواند و یکی از بزرگان دینی شد و برای کسانی که این علم را ندارند اگر بخواهند حدیث را مرجع قرار بدهند ناچار به اعتماد به یکی از بزرگان دیار خود استند. چون موضوع بحث همین اعتماد است استفاده از حدیث برای رد یا تایید اعتماد به بزرگان دینی مشکل فلسفی دور باطل پیدا می کند.

نقل قول:و البته شایسته هر انسان عاقلی است که در مسائل دینی هم مانند تمامی مسائل روزمره وقتی نمی داند،به متخصص صالح آن امر مراجعه کند که:
فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون(از آگاهان بپرسید اگر نمی دانید) {نحل-43}

در مورد ارجاع به آیات قرآن شایسته آن است که دقت شود تا آیه از متن جدا نشود وگرنه ممکن است در معنای آیه خلل وارد شود. در این مورد خاص آیه کامل این است:


وَمَا أَرْ‌سَلْنَا قَبْلَكَ إِلَّا رِ‌جَالًا نُّوحِي إِلَيْهِمْ ۖ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ‌ إِن كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ
﴿٧
که نمی تواند درباره اعتماد به بزرگان دینی برای دانستن نیکی و بدی در مسایل خرد روزانه باشد.

سپاس
صفدر
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۲۰, ۱۳/آبان/۹۲
شماره ارسال: #14
آواتار
بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام)


نقل قول:
چون بحث ما فلسفی است شایسته تر است که دلایل را به منطق بین الاذهانی, اصول اولیه دین, و قرآن محدود کنیم. نظر یک فرد هرچه قدر هم آن فرد بزرگ و شناخته شده باشد به روند بحث ما کمکی نمی کند.

نظر شما کاملاٌ درسته برادر،ولی پنداشت شخصی من این هستش که تمام مشکلی که شما در اعتماد به بزرگان دینی دارید این است که بزرگان دینی را یک پیوند اضافه از بیرون شعاع تحت النفوذ ادیان توحیدی می دانید که تنها مصرف آنها در طول تاریخ به تباهی کشاندن امتهایشان بوده است.در حالی که اکثر پیامبران مطرح الهی،قبل از رسیدن به مقام نبوت یا خودشان از بزرگان دینی بوده اند یا از نزدیکان این بزرگان دینی بوده اند و بنظر شخصی من جدای از ظریفت موجود در روح ایشان برای تحقق کلمه الهی اساساٌ همین امر(بودن در دایره بزرگان دینی) یکی از دلایل عمده برگزیده شدن ایشان برای رسالت بوده است،چرا که مطمئناٌ یک پیامبر برای اینکه بتواند وظیفه نبوت خود را به انجام برساند باید از دایره نفوذ بالا و همچنین حسن اعتبار در امت خویش برخوردار باشد.
مثال:حضرت ختمی مرتب(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)قبل ار اعطاء مقام نبوت نواده جناب عبدالمطلب(کلید دار کعبه مقدس عرب جاهلیت)بوده اند.ایضاٌ حضرت ابراهیم(علیه السلام) برادر زاده یکی از علماء بزرگ دینی قوم خویش بوده اند و...

نقل قول:
چون موضوع بحث همین اعتماد است استفاده از حدیث برای رد یا تایید اعتماد به بزرگان دینی مشکل فلسفی دور باطل پیدا می کند.

برای احترام به نظر شما نمونه ای براتون نوشتم از آیاتی که قرآن مبین در آن مشخصاٌ از بزرگان دینی با عنوان اشخاصی یاد می کند که مرجع احکام دینی هستند.
مائده(44)ما تورات را که در آن رهنمود و نوری است فرو فرستادیم.پیامبران که تسلیم خدا بودند بر اساس آن برای یهودیان داوری می کردند،و عالمان ربانی و دانشمندان یهود نیز به سبب اینکه ازآنان خواسته شده بود که نگهبان این کتاب باشند بر طبق آن حکم می کردند و از کسانی بودند که بر آن و احکام آن گواهی میدادند،پس ای یهودیان در بیان حکم خدا از مردم نترسید و از من بترسید،و آیات مرا به بهائی اندک مفروشید...

و خدایی که در این نزدیکی است...{و نحن اقرب الیه من حبل الورید}
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۱۵, ۱۴/آبان/۹۲
شماره ارسال: #15

با سپاس فراوان از مثال تفکر برانگیز شما

نقل قول:برای احترام به نظر شما نمونه ای براتون نوشتم از آیاتی که قرآن مبین در آن مشخصاٌ از بزرگان دینی با عنوان اشخاصی یاد می کند که مرجع احکام دینی هستند.



مثال بسیار خوبی است و من را حقیقتا در فکر فرو برد. اجازه بدهید که ابتدا تعریف خود را از بزرگ دینی یک بار دیگر اینجا بیاورم:
نقل قول:ولی در زمانه ما دیگر پیامبری نیست. راهکاری که بیشتر ادیان اندیشیده اند آن است که گروهی از مردم به عنوان کارشناس دینی(یا بزرگان دینی) به کاوش نمونه های گفتگوهای میان فرهیختگان (پیامبران) و مردم زمانشان می پردازند. کاوش این همه نمونه برای دیندار عامی ممکن نیست و از من و شما انتظار می رود که به نام دین به این بزرگان دینی (کارشناسان نمونه کاوی) اعتماد کنیم و گزاره های تولید شده توسط ایشان را همتراز فرمان مستقیم خداوند اجرا کنیم.

حال بیایید آیه را یک بار دیگر مرور کنیم و ببینیم که تا چه حد به تعریف ما از بزرگ دینی نزدیک است:


إِنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَ‌اةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ‌ ۚ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هَادُوا وَالرَّ‌بَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ‌ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِن كِتَابِ اللَّـهِ وَكَانُوا عَلَيْهِ شُهَدَاءَ ۚ فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلَا تَشْتَرُ‌وا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا ۚ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ فَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْكَافِرُ‌ونَ
﴿٤٤

در اینجا بیان می شود که در ادیان قبلی پیامبران با استناد به کتاب خدا برای مردم حکم می کردند. همینطور ربانیون و احبار نیز این روش را ادامه دادند و پس از پیامبران به آنچه که از کتاب خدا باقی مانده بود حکم می دادند. دقت کنید که ربانیون به کتاب خدا استناد می کردند نه به نمونه کاوی و پردازش نمونه های باقی مانده از گفتگوهای پیامبران با یهود. پس نمی توانند در تعریف ما از بزرگ دینی جای بگیرند.

ممکن است بپرسید که چرا تعریف بزرگ دینی روی نمونه ها تاکید دارد. علت آن است ارجاع به کتاب خدا می تواند توسط هر دیندار عامی مورد بررسی قرار بگیرد و درستی سنجی شود. مثال آن ما دینداران عامی استیم که به قرآن استناد می کنیم و به راحتی ارجاعات همدیگر را بررسی کرده رد یا تایید می کنیم. وقتی ما از کتاب خدا (که این آیه به آن اشاره می کند) فراتر می رویم و نمونه کاوی را به عنوان روش دینی می پذیریم برای دیندار عامی مانند من و شما امکان درستی سنجی نمونه ها وجود ندارد. ما ناچار خواهیم بود که به نظر یک بزرگ دینی اعتماد کنیم و پیرو نظرات او باشیم.

فکر می کنم بحث به جاهای بسیار خوبی رسیده باشد و جای آن است که به مقاله اسلام بدون حدیث بپردازیم. چراکه برای درک افکار همدیگر نیاز به تشریح مساله نمونه کاوی داریم. اگر موافق باشید من بحث در این مورد با در موضوع دیگری شروع کنم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۰۰, ۱۴/آبان/۹۲
شماره ارسال: #16
آواتار
بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام)
(دل نگران طفل بی آب ربابم،آقا جان می آید که دٔر دانه خدا شوید،قدمتان روی چشمانمان،ولی کاش می شد رقیه جانتان را همراه نیاورید)

نقل قول:

کاوش این همه نمونه برای دیندار عامی ممکن نیست و از من و شما انتظار می رود که به نام دین به این بزرگان دینی (کارشناسان نمونه کاوی) اعتماد کنیم و گزاره های تولید شده توسط ایشان را همتراز فرمان مستقیم خداوند اجرا کنیم.

ابتدا باید دید که مورد ایراد شما در این کنکاو،نفس استخراج احکام مطروحه پیامبر در مورد موضوعی خاص که منجر به صور حکم توسط ایشان شده است می باشد،و یا احکامی که امروزه توسط بزرگان دینی((کارشناسان نمونه کاوی)) با توجه به مقتضیات زمان تعبییر می شود.
در مورد اول باید یاد آوری کنم که قرآن مبین کلیات و اصول احکام را بیان نموده است و بنا بر آنچه مشهور است تعداد آیات قرآن که مربوط به احکام می شوند حدود 500 آیه می باشد،در صورتی که مسائلی که مربوط به فروعات نماز می باشد به تنهایی مشتمل بر 2000 مسئله است.نتیجتاٌ مبرهن است که تمام جزئیات احکام و فروعات آن در قرآن وارد نشده است و برای برداشت تمامی احکام دینی بررسی تفسیر آیات توسط پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و همچنین احکام صادره شده توسط ایشان در مورد دعاوی که نزد ایشان جهت قضاوت بیان شده است امری ضروری است.
و در مورد دوم پنداشتم این است که مطلبی که ذیلاٌ بیان می شود بیشتر از هر استنباطی که شخصاٌ مطرح کنم راهگشا خواهد بود:
ابن سینا(کلیات اسلامی ثابت و لا یتغیر و محدود است و اما به حوادث و مسائل نا محدود و متغیر،هر زمانی مقتضیات و مسائل مخصوص خود را دارد،به همین جهت ضروذت دارد که در هر عصروزمانی گروهی متخصص و عالم به کلیات اسلامی و عارف به مسائل و پیش آمدهای زمان عهده دار اجتهاد و استنباط حکم،مسائل جدید از کلیات اسلامی بوده باشند.))

نقل قول:
در اینجا بیان می شود که در ادیان قبلی پیامبران با استناد به کتاب خدا برای مردم حکم می کردند. همینطور ربانیون و احبار نیز این روش را ادامه دادند و پس از پیامبران به آنچه که از کتاب خدا باقی مانده بود حکم می دادند. دقت کنید که ربانیون به کتاب خدا استناد می کردند نه به نمونه کاوی و پردازش نمونه های باقی مانده از گفتگوهای پیامبران با یهود. پس نمی توانند در تعریف ما از بزرگ دینی جای بگیرند.

فکر می کنم که پاسخ این مطلب شما هم در مطالب فوق الذکر موجود باشه.


نقل قول:
فکر می کنم بحث به جاهای بسیار خوبی رسیده باشد و جای آن است که به مقاله اسلام بدون حدیث بپردازیم. چراکه برای درک افکار همدیگر نیاز به تشریح مساله نمونه کاوی داریم. اگر موافق باشید من بحث در این مورد با در موضوع دیگری شروع کنم.

فکر می کنم با این پست عملاٌ وارد این مبحث می شویم.(البته با عرض پوزش از شما به خاطر این پیش دستی)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۹:۳۱, ۱۸/آبان/۹۲
شماره ارسال: #17

یا سپاس از همراهی شما تا اینجا
با شما موافقم که بحث بیشتر به حوزه مقاله اسلام بدون حدیث وارد شده است و جا دارد که بحث را به طور تخصصی در موضوع دیگری دنبال کنم.

من موضوع زیر را بدین منظور ایجاد کردم:
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-29323.html

منتظر گفتگو با شما استم
سپاس
صفدر
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۱۷, ۱۸/آبان/۹۲
شماره ارسال: #18

(۱۸/آبان/۹۲ ۹:۳۱)safdar.dushan نوشته است:  یا سپاس از همراهی شما تا اینجا
با شما موافقم که بحث بیشتر به حوزه مقاله اسلام بدون حدیث وارد شده است و جا دارد که بحث را به طور تخصصی در موضوع دیگری دنبال کنم.

من موضوع زیر را بدین منظور ایجاد کردم:
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-29323.html

منتظر گفتگو با شما استم
سپاس
صفدر

نقل قول:
تالار گفتگوی بیداری اندیشه
این موضوع در بانک اطلاعاتی موجود نمی باشد. برای یافتن موضوع مورد نظر خوداز منوی بالای تالار (جستجو) را انتخاب کنید

ظاهرا این موضوع توسط مدیران وبگاه حذف شده است. متاسفانه من هیچ توضیحی را در این مورد دریافت نکردم.
صفدر
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۹:۵۵, ۱۹/آبان/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/آبان/۹۲ ۹:۵۷ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #19
آواتار
صفدر گرامی، تاپیک مورد نظر شما حذف نشده است، و در اینجا هست...

فقط خواهش حقیر به عنوان برادر کوچکتان این است که حتما مبحث مورد نظر را به نتیجه برسانیدو در روش بحث هم به مانند این تاپیک عمل بفرمایید که بسیار خردمندانه بود.

با تشکر پیشاپیشSmile

امضای سید ابراهیم
[تصویر: 70398176744835468767.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن
۱۹:۳۲, ۱۹/آبان/۹۲
شماره ارسال: #20

یا سپاس فراوان از سیذ ابراهیم
به امید خدا منتظر نکات و راهنمایی های دوستان خواهم بود تا استدلالهای موافق و مخالف را با کمک همدیگر تحلیل کنیم.
صفدر
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا