بسم الله الرحمن الرحیم
إِذَا جَاءكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ
منافقون 1
(۲۶/اسفند/۹۶ ۱۴:۵۴)سعدی نوشته است: [ -> ]جناب مهدی سینانوشته های شما مبهمه و اگر واضح تر بفرمایید بهتر میشه به نتیجه رسید. در مثال علی و معاویه، عصمت ملاک هست. اما در نوشته قبلی هم توضیحی نفرمودید که ملاک شما چی هست. اگر منظور خودتون رو بیان بفرمایید میشه در موردش صحبت کرد.من سعی می کنم مطالب شما رو به شکل پرسش و پاسخ در بیارم و بهشون جواب بدم. اگر حس می کنید که مطالب شما رو به شکل درستی متوجه نشدم، خواهشمندم در پستهای بعد به شکل واضح و بدون ابهام مطرح بفرمایید.
سوال: آیا این مطالب، عقاید وهابیهاست؟
پاسخ: وهابیا که اصلا تقیه رو قبول ندارند. نمی دونم کدوم قسمتش رو مشابه دیدید.
سوال: چرا ایمان رو ملاک حق و باطل نمی دونید؟
پاسخ: هر اعتقادی ایمان رو به شکلی تعریف می کنه. مثلاٌ از نظر یک هندو، من و شما افراد بی ایمانی محسوب میشیم چون به اعتقاد اونها باور نداریم. یا در مسائل سیاسی، ممکنه فردی که به یک جناح تعلق داره، دیگران رو به خاطر داشتن نظر متفاوت سرزنش کنه. پس اول باید حق مشخص بشه تا ببینیم کدام ایمان درسته، نه اینکه ایمان رو معیار حق و باطل قرار بدیم.
سوال: مثال علی و معاویه به هیچ وجه ملاک عصمت رو بنده ملاک قرار ندادم. شما چرا چنین فکر کردید؟
پاسخ: وقتی ما در مثالمون در مورد یک امام معصوم صحبت می کنیم، نمی تونیم اون رو به مسائل سیاسی روز و درگیری های جناحی تعمیم بدیم. اگر در مورد عصمت صحبت نمی کنیم، پس بهتره مثالی بزنیم که در اون مسئله عصمت مطرح نباشه. و اگر در مورد معصومین صحبت می کنیم، قاعدتاً بحث عصمت هم مطرح میشه.
سوال: با توجه به اینکه منافقان زمان پیامبر به اسلام اعتقاد واقعی نداشتند، آیا ایمان را می توان ملاک تمایز بین تقیه و نفاق دانست؟
پاسخ: چه در مورد نفاق و چه در مورد تقیه، فرد به عقیده ای که اظهار می کنه باور قلبی نداره. پس تفاوت رو باید در جای دیگر جستجو کرد، مثل درستی یا نادرستی باورها.
سوال: یه نکته ای خودت اشاره کردی البته نقل قول بود ولی دقت نکردی که چه عاملی علت فرق نفاق و تقیه هست . میگم یبار دیگه بخون شاید متوجه شدی؟
پاسخ: کدوم نقل قول؟ کدوم نکته؟ شما نظرتون رو به طور واضح بفرمایید. چه درست باشه و چه اشتباه، چیزهای جدیدی یاد میگیریم.
سوال: یه نگاه به این بنداز ...
پاسخ: با توجه به اینکه احتمال می دادم یک مطلب راهگشایی باشه، عبارت رو سرچ کردم و ترجمه فارسیش رو پیدا کردم:
http://www.velayat.tv/fa/page.php?bank=archive&id=5162
اما ابن فقط یک نمونه از کاربرد تقیه است و برای دفاع از تقیه میشه ازش استفاده کرد. در حالی که در اینجا مخالفتی با تقیه مطرح نشده.
ممنون میشم اگر بعد از این ترجمه فارسی رو ذکر کنید.
سوال: گرامی مثالی قدیمی تر هم میشه زد ، از یهودیان مخفی گرفته تا .... پس ریشه این موضوع حایی در بین ایمان هست .
پاسخ: لطفاً بیان کنید که چطور از این مثال نتیجه گیری کردید.
سوال: تقیه میکنی تا عزیز بشی ؟ اینو میشه سند دقیق بدی ؟
پاسخ: گفته شد که تقیه بر دو قسم است: خوفی و مداراتی (تحبیبی). خوفی از روی ترس هست و مداراتی (یا تحبیبی) برای عزیز کردن خود. بحث مفصلش رو در در آدرس زیر ببینید:
http://wiki.ahlolbait.com/%D8%AA%D9%82%DB%8C%D9%87
سوال: جانا معلومه اساس موضوع رو درک نکردی با این عبارات.
پاسخ: لطفا به طور واضح اشکال مطالب رو بفرمایید. ممنون
جانا دقت رو ببری بالا متوجه میشی ولی مثل همیشه دوست داری نشی . برای شما بیشتر گفتن بیفایدس چون اماده کار میخوای و دنبال مباحث نیستی . نتیجه بحث شما از ابتذا معلوم هست بتذه علم به غیب ندارم ولی از مطالب شما اینقدری تجزبه کسب کردم که هدف مطالب رو بتونم درک کنم .
(۲۶/اسفند/۹۶ ۱۴:۵۴)سعدی نوشته است: [ -> ]سوال: آیا این مطالب، عقاید وهابیهاست؟
پاسخ: وهابیا که اصلا تقیه رو قبول ندارند. نمی دونم کدوم قسمتش رو مشابه دیدید.

میگم بی اطلاع و غیر عالم ( هرلفظی میگفتم شیبت رو تند میکردی ) هستی نگو . ایکاش کمی مطالعه رو تو این سال جدید ببری بالا چه شما چه بنده و بقیه . کمی سطح خودمون رو ببریم بالا واقعا حیف .
این که توی نقل قول میارم از خدای وهابیت هست .
نقل قول:قال نَصْرُ بن حَاجِبٍ سُئِلَ بن عُيَيْنَةَ عن الرَّجُلِ يَعْتَذِرُ إلَى اخيه من الشَّيْءِ الذي قد فَعَلَهُ وَيُحَرِّفُ الْقَوْلَ فيه لِيُرْضِيَهُ لم يَأْثَمْ في ذلك فقال أَلَمْ تَسْمَعْ قَوْلَهُ ليس بِكَاذِبٍ من أَصْلَحَ بين الناس يَكْذِبُ فيه فإذا اصلح بَيْنَهُ وَبَيْنَ اخيه الْمُسْلِمِ خَيْرٌ من أَنْ يُصْلِحَ بين الناس بَعْضِهِمْ من بَعْضٍ وَذَلِكَ إذَا أَرَادَ بِهِ مَرْضَاةَ اللَّهِ وَكَرِهَ أَذَى الْمُؤْمِنِ وَيَنْدَمُ على ما كان منه وَيَدْفَعُ شَرَّهُ عن نَفْسِهِ ولاَ يُرِيدُ بِالْكَذِبِ اتِّخَاذَ الْمَنْزِلَةِ عِنْدَهُمْ ولاَ طَمَعًا في شَيْءٍ يُصِيبُ منهم فإنه لم يُرَخَّصْ في ذلك وَرَخَّصَ له إذَا كَرِهَ مَوْجِدَتَهُمْ وَخَافَ عَدَاوَتَهُمْ.
قال حُذَيْفَةُ إنى أَشْتَرِي دِينِي بَعْضَهُ بِبَعْضٍ مَخَافَةَ ان أُقْدِمَ على ما هو أَعْظَمُ منه.
الفتاوى الكبرىابن تیمیه حرانی جلد 3، صفحه 212
اون که از علمای اهل سنت هم نقل کردم بیشتر از اونها هم هست فقط چند مورد نیست که بگیم حالا یچی گفتن .
بزار چند مورد دیگه بگم تا شایذ ذرک کنی
لا ايمان لمن لا تقية له ، این رو استاد جناب بخاری نقل میمتنه تو کتاب خودش ( مصنف ابی شیبه ) جناب سیوطی ( حامغ الصغیر )همینطور جناب دیلمی (الفردوس بمأثور الخطاب ) حتی توی کتبی همچون بحاری ( کتابی که در دید غیر شیعه در جهان اسلام کتاب دوم بعد قران هست ) درباره تقیه حدیث نقل کردن جناب شیخ ابوهریره جنان اخادیثی نقل کردن که نگو نپرس . بماند که ابن تیمه هم مطالب خوبی داره اما

حیفه نمیگن .
وعابیت فقط از بیان اینکه تکفیر کنن میگن تقیه مشکل داره و شیعه چون تقیه میکنه ( البته یکی از دلایل تکفیر ) تقیه هست که ....
نظر شیخ الاسلام رو درباره شیعه میدونی ؟
وأما الرافضة فأصل بدعتهم عن زندقة وإلحاد وتعمد الكذب كثير فيهم وهم يقرون بذلك حيث يقولون ديننا التقية وهو أن يقول أحدهم بلسانه خلاف ما في قلبه وهذا هو الكذب والنفاق.
منهاج السنة النبوية، ج 1، ص 68
خوب بعدی
(۲۶/اسفند/۹۶ ۱۴:۵۴)سعدی نوشته است: [ -> ]سوال: چرا ایمان رو ملاک حق و باطل نمی دونید؟
پاسخ: هر اعتقادی ایمان رو به شکلی تعریف می کنه. مثلاٌ از نظر یک هندو، من و شما افراد بی ایمانی محسوب میشیم چون به اعتقاد اونها باور نداریم. یا در مسائل سیاسی، ممکنه فردی که به یک جناح تعلق داره، دیگران رو به خاطر داشتن نظر متفاوت سرزنش کنه. پس اول باید حق مشخص بشه تا ببینیم کدام ایمان درسته، نه اینکه ایمان رو معیار حق و باطل قرار بدیم.
شما داری درباره تقیه در اسلام صحبت میکنی پس از دایره اسلام باید ایمان رو بیان کنی نه از نگاه هندو .
درماحرای حکمیت چطور ؟ مردم چه کردن ! شخصی همچون عمار یاسر و افرادی مثل ایشون که کم نداریم همه صحابه مخسوب میشن و تقیه کردن توی مواقعی که مباحث چنین بوده چطور شما میگی نمیشه دیگران رو سرزنش کرد .
خوارج چه کردن ؟ گرامی مطالب مفصل هست اما شما هدفت چیز دیگست و مصداق میخوای برای .... من هم اون جوبی که میخوای و باب دلت هست نمیدم تعارف نداریم که .
ایمان رو اگه تونستی تعریف کنی ( باتوجه به کلام معصوم ) میتونی قدم مجکمی در درک مطالب داشته باشی
ایمان دار کسی است که ؟ خوب حالا این رو بزار کنار نفاق و منافق متوجه خواهی شد که ایمان کارکردش چیه .
مثلا یک فردی صحابی هم هست ولی به ظاهر ایمان داره اما حتی کلام رسول حدا رو اینقدر براش محکم نیست که بااون اروم بشه ایا این فرد ایمان دار است ؟ البته نفاق او حاهایی چنان میزنه بیرون که دیگه نمیشه گفت .
(۲۶/اسفند/۹۶ ۱۴:۵۴)سعدی نوشته است: [ -> ]سوال: مثال علی و معاویه به هیچ وجه ملاک عصمت رو بنده ملاک قرار ندادم. شما چرا چنین فکر کردید؟
پاسخ: وقتی ما در مثالمون در مورد یک امام معصوم صحبت می کنیم، نمی تونیم اون رو به مسائل سیاسی روز و درگیری های جناحی تعمیم بدیم. اگر در مورد عصمت صحبت نمی کنیم، پس بهتره مثالی بزنیم که در اون مسئله عصمت مطرح نباشه. و اگر در مورد معصومین صحبت می کنیم، قاعدتاً بحث عصمت هم مطرح میشه.
خوب بی ربط نیست ماجرای نبرد خندق رو اینجا یک تامل بکنیم .
با پوزش از همه اهل سنت و پیروان شیخ الاسلام ابن تیمیه
توی این موضوع ایمان مطرح هست یا عصمت ؟ جایی ک رسول خدا فرمودند بَرزالایمان کلّهُ إلی الشّرک کلّه
،
اینجا عصمت میبینی ؟ چرا برخی دیگر که رفتن پیامبر چنین نفرمود ؟
فکر کنم مفهوم رسیده باشه .
(۲۶/اسفند/۹۶ ۱۴:۵۴)سعدی نوشته است: [ -> ]سوال: با توجه به اینکه منافقان زمان پیامبر به اسلام اعتقاد واقعی نداشتند، آیا ایمان را می توان ملاک تمایز بین تقیه و نفاق دانست؟
پاسخ: چه در مورد نفاق و چه در مورد تقیه، فرد به عقیده ای که اظهار می کنه باور قلبی نداره. پس تفاوت رو باید در جای دیگر جستجو کرد، مثل درستی یا نادرستی باورها.

یعنی هنوز گیر اینی ! خوب عزیزم اونی که باور قلبی نداره چیو کتمان میکنه ؟ الان شما اظهار به اسلام میکنی ، تا زمانی که چنین هست من باید به شما چه بگم ؟ داری تقیه میکنی؟ یا منافقی ؟
این حدیث رو بزار جلو سلف و اهل سنت ، بپرس راست یا دروغ .
یَا عَائِشَهُ، لَوْلاَ أَنَّ قَوْمَکِ حَدِیثُ عَهْدٍ بِجَاهِلِیَّهٍ لَأَمَرْتُ بِالْبَیْتِ، فَهُدِمَ، فَأَدْخَلْتُ فِیهِ مَا أُخْرِجَ مِنْهُ
کتابشم ردخور نداره صحیح بخاری 
نقل قول:پیغمبر اکرم به عایشه فرمود: ای عایشه! اگر قوم تو تازه از جاهلیت به اسلام در نیامده بودند، دستور می دادم تا خانه خدا را خراب بکنند و حجر اسماعیل را که از خانه خارج شده را در بیت داخل می کردم.
(۲۶/اسفند/۹۶ ۱۴:۵۴)سعدی نوشته است: [ -> ] سوال: یه نکته ای خودت اشاره کردی البته نقل قول بود ولی دقت نکردی که چه عاملی علت فرق نفاق و تقیه هست . میگم یبار دیگه بخون شاید متوجه شدی؟
پاسخ: کدوم نقل قول؟ کدوم نکته؟ شما نظرتون رو به طور واضح بفرمایید. چه درست باشه و چه اشتباه، چیزهای جدیدی یاد میگیریم.
خوب بخون مطالبت رو اینقدر واضح هست که شاید از روان بودن و اشکاری رد میشی ، نمیگم تا خودت دقتت رو ببری بالا .
(۲۶/اسفند/۹۶ ۱۴:۵۴)سعدی نوشته است: [ -> ]سوال: یه نگاه به این بنداز ...
پاسخ: با توجه به اینکه احتمال می دادم یک مطلب راهگشایی باشه، عبارت رو سرچ کردم و ترجمه فارسیش رو پیدا کردم:
http://www.velayat.tv/fa/page.php?bank=archive&id=5162
اما ابن فقط یک نمونه از کاربرد تقیه است و برای دفاع از تقیه میشه ازش استفاده کرد. در حالی که در اینجا مخالفتی با تقیه مطرح نشده.
ممنون میشم اگر بعد از این ترجمه فارسی رو ذکر کنید.
خوب این متون از اهل سنت بود یا شیعه ؟
میدونی من ترجمه بزار نیستم . هدفی پشت این ترجمه نزاشتن هست که باعث میشه کمی تحقیق کنی .
همین ادرس که دادی مطالبی داشت که واقعا اگه دقت میکردی پاسخ قبلی رو توش میگرفتی ، اونم یکبار دیگه بخون .
(۲۶/اسفند/۹۶ ۱۴:۵۴)سعدی نوشته است: [ -> ] سوال: گرامی مثالی قدیمی تر هم میشه زد ، از یهودیان مخفی گرفته تا .... پس ریشه این موضوع حایی در بین ایمان هست .
پاسخ: لطفاً بیان کنید که چطور از این مثال نتیجه گیری کردید.
مطالعه کنید لطفا درباره مارانوس ها و انوسی ها مطالبی دستون میاد ک خیلی کمک میکنه. نمونه راحت تر میخوای زندگی و نگاه پولس رو ببین

خیلی بهتر کمک میکنه ، ببین چطور با نفاق ریشه مسیحیت رو زد
(۲۶/اسفند/۹۶ ۱۴:۵۴)سعدی نوشته است: [ -> ] سوال: تقیه میکنی تا عزیز بشی ؟ اینو میشه سند دقیق بدی ؟
پاسخ: گفته شد که تقیه بر دو قسم است: خوفی و مداراتی (تحبیبی). خوفی از روی ترس هست و مداراتی (یا تحبیبی) برای عزیز کردن خود. بحث مفصلش رو در در آدرس زیر ببینید:
http://wiki.ahlolbait.com/%D8%AA%D9%82%DB%8C%D9%87
در لینکی که دادی عزیز شدن اومده ؟
عزیز شدن نیست گلم ، مداراتی مفهومی غیر اونچیزی که داری میده . و البته توی اون لینک نیست مطالب مفصلش جاهای دیگه هست که باید وقت کنی مطلب رو بخونی ، صرف یک دوخط من بنویسم برات فایذه نداره .
«
تقیه» در اصطلاح شرع یعنی خوددارى از اظهار عقيده و مذهب خويش در مواردى كه ضرر مالى يا جانى يا عرضى(آبرو) متوجه شخص باشد؛ و به تعبير ديگر: رهانيدن خويش از خطرى كه از ناحيه ديگرى به انسان متوجه است، با گفتار يا كردار، بر خلاف وظيفه اوليه شرعيه.
گرامی بازم اینو بگم بهت برمیخوره ولی این لینک هم پاسخش طوری هست که واقعا میمونم که چرا ابهامت رفع نشده .
با این اوصاف ابهام از اساس ایراد داره وگرنه ابهامی نیست که بخواد رفع نشه /
بحث تقیه با تمام زیرشاخه هایی که داره بحث مهمی هست که فقط کتمان عقیده حق دربرایر زمان و ... نیست بلکه باتوجه به شرایط خاص و حرمت و وجوب و .... باید دقت بشه که متاسفانه نه جای بیان این مطالب بصورت مبسوط و کامل هست نه شما و دوستان وقتش رو دارید .
امیدوارم حداقل ایام عید کمی بیشتر وقت کنی برای مطالعه .
من سعی میکنم کلید واژه های فراوان بهت بدم تا بتونی کمی با تحقیق به بیشتر از اونی که میخوای برسی ولی امیدوارم در اولین زمان بتونی بهتر استفاده کنی از کلیدها .