تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: اثبات حدیث غدیر ،اثبات خلافت بلافصل
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
با اینکه پيامبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، بارها ولايت حضرت علي (علیه السلام) را تأييد كردند. پس چرا بعد از پيامبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، بيشتر مسلمانان، ولايت حضرت علي (علیه السلام) را قبول نكردند؟

جواب:

مسأله مهم در اينجا، اين است كه عزيزان اهل سنت، از صحابه، يك قداست فوق عصمت انبياء درست كرده‌اند و مي‌گويند هر آنچه كه صحابه انجام بدهند، وحي منزل است. ما بحث امامت حضرت علي (عليه السلام) را مطرح مي‌كنيم مي گويند: چرا صحابه امامت او را قبول نكردند؟ عصمت أئمه (عليهم السلام) را مطرح مي‌كنيم، صحابه را جلو مي‌اندازند. قضيه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را مطرح مي‌كنيم، صحابه را جلو مي‌كشند. يعني اين آقايان آمدند از صحابه، يك سنگر فولاديني درست كرده‌اند و هر كجا با مشكل مواجه مي‌شوند، در اين سنگر فولادين صحابه، سنگر مي‌گيرند، هم مي‌خواهند جواب بدهند و هم حمله كنند.

در اینجا به دو سه نمونه اشاره مي‌كنیم تا اين آقايان يقين كنند كه عدالت و عصمت صحابه، سراب و خيالي بيشتر نيست. در زمان دودمان بني‌اميه اين مسائل را منتشر كردند تا مردم را از اهل بيت (عليهم السلام) جدا كنند.

در خود صحيح مسلم و صحيح بخاري، عايشه مي‌گويد:

يا رسول الله! آيا حجر اسماعيل، جزء خانه خداست يا نه؟ مي‌فرمايد: بله. عايشه مي‌گويد: پس چرا داخل خانه خدا نمي‌كنيد؟ مي‌فرمايد:

و لو لا أن قومك حديث عهدهم بالجاهلية فأخاف أن تنكر قلوبهم أن أدخل الجدر في البيت.

بخاطر اينكه قوم تو، هنوز آثار جاهليت از دلشان بيرون نرفته است. اگر من حجر اسماعيل را داخل خانه خدا كنم، آنان از اسلام فرار مي‌كند و قلب آنان، ايمان را انكار مي‌كند.

صحيح بخاري، ج2، ص156

در روايت ديگر فرمود:

يا عائشه! لولا قومك حديث عهد بكفر.

قوم تو، هنوز آن آثار كفر از روحيه‌شان بيرون نرفته است و اگر من خاطر جمع بودم، مي‌آمدم حجر اسماعيل را داخل خانه مي‌كردم و براي خانه خدا دو تا درب قرار مي‌دادم.

صحيح البخاري، ج1، ص40

اين مشخص است و شوخي بردار نيست. اين كتاب كافي نيست، بلكه صحيح بخاري و صحيح مسلم و ساير صحاح سته است.

وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در مورد قوم عايشه اين جملات را مي‌گويد، تكليف ديگران روشن است.

اهل سنت معتقد است كه أول کسی که به پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ایمان آورد، پدر عايشه، ابوبكر بوده است.

به عنوان نمونه، قرآن را ورق مي‌زنيم:

آيه 11 سوره جمعه، اينچنين است:

و إذا رأوا تجارة أو لهوا انفضوا إليها و تركوك قائما قل ما عند الله خير من اللهو و من التجارة و الله خير الرازقين.

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در مسجد مدينه، در اواخر عمر خود، نماز جمعه مي‌خواند. وقتي مردم صداي طبل و دهل شنيدند و متوجه شدند كه از طرف شام، قبيله‌اي براي فروختن خواروبار آمده اند، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را در مسجد، در حال نماز، تنها گذاشتند و براي تجارت و لهو و لعب، از مسجد بيرون رفتند.

جالب اين است كه بخاري از جابر بن عبد الله انصاري نقل مي‌كند:

مسجدي كه مملو از جمعيت بود، غير از 12 نفر، همه از مسجد رفتند بيرون.

صحيح بخاري، ج6، ص63

حالا سؤال مي‌كنيم:

اگر يكي از علماي شما مانند عبد الحميد يا قرضاوي نماز جمعه بخواند و صداي دهل و طبل و آواز از بيرون بيايد و مردم فرار كنند و دنبال خريد و لهو و لعب بروند، شما اسم اينها را چه مي‌گذاريد؟ چه تعبيري درباره آنها مي‌كنيد؟ هر تعبيري كه كرديد، ما با سه درجه تخفيف، در رابطه با اين صحابه مي‌گوييم.

در روايت آمده كه:

بينما نحن نصلى مع النبي صلى الله عليه و سلم، إذ أقبلت من الشام عير تحمل طعاما، فالتفتوا إليها، حتى ما بقي مع النبي صلى الله عليه و سلم إلا إثنى عشر رجلا؛ فنزلت "و إذا رأوا تجارة أو لهوا انفضوا إليها".

ما مشغول نماز بوديم كه قافله‌اي از شام رسيد و خواروبار آورده بود. تمام مردم نماز را شكستند و پريدند بيرون، غير از دوازده نفر.

صحيح البخاري، ج3، ص6

خب! اين صحابه‌اي كه تا اين اندازه با مسائل اسلامي أنس نگرفتند و روحيه اسلامي در كالبدشان دميده نشده، حتي به اين اندازه هم متوجه نيست كه پشت سر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نماز مي‌خوانند، نماز را بشكنند و سراغ خريد بروند، علاوه بر اينكه خلاف شرع است، حرام و گناه است، جسارت و اهانت به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را كه ايستاده در حال نماز بود، رها كردند و سراغ خريد و لهو و لعب رفتند، شما مي‌خواهيد بگوييد اين صحابه‌اي كه جلوي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) اينگونه هستند، اينها بعد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بيايند درباره مسأله خلافت حضرت علي (عليه السلام) بگويند: يا رسول الله! سمعاً و طاعةً؟! حضرت علي (عليه السلام) ولي و خليفه ماست؟!!!

اين صحابه‌اي كه در قضيه حج عمره كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود از احرام بيرون بيايند و آن صحابه، تعبير وقيح را نسبت به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بكار بردند و گفتند كه ما از احرام بيرون بياييم و:

أمرنا ان نفضي إلى نسائنا فنأتي عرفة تقطر مذاكيرنا المنى.

برويم با زنانمان همبستر شويم و در حالي كه مني از ما سرازير است، به طرف عرفات بريم.

صحيح مسلم، ج4، ص37

یا مثلا در آخرين لحظه، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مي خواهد وصيت بنويسد. شما ببينيد در رابطه با قضيه وصيت، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مي‌گويد:

قلم و كاغذي بياوريد تا من چيزي بنويسم كه هرگز گمراه نشويد.

تمام شارحين صحيح مسلم و صحيح بخاري گفته‌اند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم):

أراد أن يصرح باسم خلفاء من بعده.

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مي خواهد نام خلفاء را در آنجا بنويسد.

خوب، صحابه چه گفتند؟

گفتند:إن الرجل ليهجر.

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هذيان مي‌گويد.

پس مخالفت صحابه يا موافقت صحابه، نمي‌تواند ملاك مشروعيت براي ما باشد و ما بايد تابع سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) باشيم نه سنت صحابه.

آقايان اهل سنت به ما اعتراض مي‌كنند كه شما قول أئمه (عليهم السلام) را مثل قول پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مي‌دانيد.دلیلش اینست که ائمه ما، پشتوانه آيه تطهير دارند، پشتوانه آيه إنما وليكم الله دارند، پشتوانه حديث ثقلين، حديث سفينه دارند و عصمت أئمه (عليهم السلام) با هزار و يك دليل ثابت است. مضافا به اينكه أئمه (عليهم السلام) مي‌گويند كه ما هر چه مي‌گوييم از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است. يك نفر در طول اين 250 سال، نتوانسته است كوچكترين نقطه ضعفي بر ائمه شيعه بگيرد.

جناب ذهبي، وقتي به تك تك أئمه (عليهم السلام) مي‌رسد، تعابير خيلي بلند بكار مي برد. به امام رضا (عليه السلام) كه مي رسد، مي‌گويد:

شايسته‌ترين فرد براي خلافت بوده است.

به امام صادق (عليه السلام) كه مي‌رسد، مي‌گويد:

شايسته‌تر از منصور براي خلافت بوده است.

به امام كاظم (عليه السلام) مي‌رسد، مي‌گويد:

شايسته‌تر از هارون براي خلافت بوده است.

و بهترين افراد روي زمين بودند، در زهد و عبادت و تقوا بي‌نظير بودند و ... .

اينها با اين پشتوانه، به ما اعتراض مي‌كنند، ولي خود آقايان، كنار سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، سنت صحابه را درست كردند. حتي در بعضي از موارد، نظر مي‌دهند كه اگر چنانچه سنت صحابه با سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) معارضه كرد، سنت صحابه مقدم بر سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است! در اينجا فقط بايد گفت: إنا لله و إنا اليه راجعون.
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع