۵/آذر/۹۳, ۷:۴۷
(۴/آذر/۹۳ ۲۲:۴۷)namekarbary نوشته است: [ -> ]مثلا معادله شرودینگرو با قرآن اثبات کنیم؟ خیلی جالب می شه.اینم که دوباره برعکس شد.
در واقع: گزاره های دینی خاصیت descriptive/prescriptive مور نیاز نظریه های علمی رو ندارن و بنابراین نمی شه گزاره های علمی رو ازش استخراج کرد. همون طور که تا بحال نشده.
از قران یه سری گزاره استخراج میشه بعد علما روش کار میکنن و در نهایت منجر به کشف معاله شرودینگر میشه.
نه اینکه معادله رو داریم بعد بگیم از کجای قران در میاد.
هر چند من با اقای دلخسته هم موافقم که از قران خیلی چیزا در میاد اما ما علمشو نداریم،انگار به یه بدوی افریقایی یه دی وی دی بدیم بگیم توش یه میلیون کتاب هست.احتمالا با اون دی وی دی ،به چشم شکار نور میندازه،یا روش شمع روشن میکنه.....
منظورم اینه که مثلا در قران داریم رب المشرقین و رب المغربین،به قول اقای درست پسند خیلی سخته که از اینا بشه گزاره علمی دراورد،یه چیز تو مایه های اینکه معما چون حل گشت اسان شود ..،اما اگه یه دانشنمد روی اینا فکر کنه که چه گزاره هایی میشه ازش استخراج کرد میتونه یکیش کروی بودن زمین باشه.حالا اگه داره فکر میکنه اینم در بک گراند ذهنش داشته باشه،نمیتونم منظورمو خوب بگم.اینکه ذهن ادم صفر باشه با اینکه یه چیزایی براش پر رنگتر باشه میتونه راحتر فکر کنه.روند کلی اثبات ها همون قواعد ریاضی اند منتها ما اون فرمول کلی رو داریم.
حالا شاید با این مثال یکم واضخ تر بشه
مثلا خدا میگه همه چیز رو زوج افریده پس من هر چیزی در طبیعت یافتم در کنارش میتونم دنبال زوجش هم باشم اونم با این حساب که ذکر(فعال کننده) و اونثی(بستر فعالیت).... حالا زوجیت در گیاهان یکی از مصادیق هست
اما حتما هم نباید این مدلی باشه،مثلا امام خمینی ،ذکر جامعه ایران بود.در واقع ایشون باعث فعال شدن بستر جامعه شدن.حالا چرا انقلاب فلان جا به ثمر ننشست ،میشه بررسی کرد که ذکرش(فعال کننده انقلاب) ضعف داشته یا انثی (بستر جامعه).
یعنی تعمیم قانون کلی در موارد مختلف.
یا مثلا وقتی من الکترون رو کشف کردم،شاخکم فعاله که در ضمیر ناخوداگاهم دنبال یه پادالکترون هم هستم.
یا مثلا برای من احتمال اینکه تک قطبی مغناطیسی وجود داشته باشه کمه.
همه اینها کمک میکنه که ادم از تفکر 50-50 به یه سمتی متمایل شه.
در علوم انسانی که عالی جواب میده.
اگه بازم بد گفتم بفرمایید بیشتر توضیح بدم.
(۴/آذر/۹۳ ۱۸:۳۲)درست پسند نوشته است: [ -> ]سلامالبته منظورمو تا حدودی در پست قبلی توضیح دادم
اولاً اینکه میفرمایید «فلان علم خودش رو ثابت کنه»، با معنای علم در تضاد هست.
معنای علم داشتن چیه؟
پس،
هیچ علمی از باب علم بودن(=اینکه بدونیمش) با هیچ علم دیگری فرقی نداره.
ثانیاً با توجه به معنایی که از علم گفته شد، هیچ تقابلی بین هیچ دو علمی ممکن نخواهد بود، بلکه تجمیع خواهد بود.
یعنی مثلاً علوم تجربیای که از جهت تطبیق با فلان مطلبی که در قرآن کریم اومده بررسی میشن، در لحظهای که این کار صورت میگیره در حقیقت جزئی از علم دین ِ کسی هستن که داره بررسی میکنه.
اولاً بسیاری از این گزارهها تا پیش از اینکه علم بشر بهشون برسه، بخاطر اینکه درک بشر از علم متفاوته، معناشون برای بشر غیرقابلتصوره، که حالا بشر بخواد دنبال معنای احتمالی بره و تحقیق کنه.
مثلاً خداوند در قرآن کریم در سوره یونس آیه 92 خطاب به فرعون که در حال غرق شدن بود میفرماید:
«امروز بدنت را میرهانيم تا برای آنان که از پس تو میآیند عبرتی باشی، و همانا بسيارى از مردم از نشانههای ما بیخبرند.»
باید قرنها بگذره و علم بشر پیشرفت کنه و بعد بخوان فراعنهی مومیایی شده رو بررسی کنن و در ریهی جسد مومیایی نمک مربوط به آب شور پیدا کنن و پی ببرن که این جسد غرق شده بوده و بعد تازه با خودشون بگن مسلمونها عقیده دارن یکی از فراعنهی مصر باستان در نیل غرق شده بوده(جریان آشنایی دکتر موریس بوکای با اسلام).
چه کسی پیش از این جریان، با خوندن این آیه میتونست به منظور خداوند پی ببره؟
ثانیاً وقتی تطبیقی پیدا میشه، برای جویندگان حقیقت برهانی بر حقانیت دین میشه.
اصل کار اینه.
بنابراین نمیفهمم چرا میفرمایید اینکه ما اول نگیم هیچ ارزشی نداره؟
اتفاقاً: اینکه ما اول بگیم چه ارزش اضافهای داره؟
باز هم انکار خواهند کرد و خواهند گفت که علم دانشمندهای خودشون از قبل بهش رسیده بوده و شما قرآنتون رو با سفسطه براساس علم روز تفسیر کردین!
اما چیزی که شما میفرمایین نمیشه، الان دارن توی مدرسه قران در چند فیلد روش کار میکنن.البته در علوم انسانی سرعتشون بیشتره و حالا این کارشون ممکنه 100 سال هم طول بکشه اما این مدل کار کردن کار درستیه.
ببینید ایات قران محکم و متشابه داره،از روی متشابهش خیلی راحت میشه خیلی از علومی که کشف میشه،یه ایه براش پیدا کرد و گفت ،ببینید ما قبلا در قرانمون داشتیم.حالا به کی میخوایم اثبات کنیم؟ مسلمونا که مسلما در قران نباید شک داشته باشن و کسی بگه من با این اتفاق ایمانم اضافه شد به نظرم درست نیست،یعنی چی؟ تا حالا شک داشته ؟ اینکه یه ادم غربی بخواد با این مدل حالت ایمان بیاره که من بعیید میدونم اما اگه روزی برسه که مسلمونا علومی رو از قران در بیارن که با حقایق بیرون منطبق باشه اون وقت میتونه برای یه ادم غربی حجت باشه.
البته و صد البته که کار دشواریه و ممکنه در زمان حیات ما به ثمر هم نشینه.اما ابوعلی سینا در طب از فلسفه و نجوم و فقه و ... استفاده میکرده و این نشون میده تمام علوم از یکجا سرریز میشن و احکام کلی دارن که با پیش فرض های مختلف فرمول ها و قوانین ریز ازش نشئت میگیره.
یکی از دوستام روانشناسی جامعه (توی امریکا) میخوند و جالب این بود که لیسانس فیزیک داشت و با استفاده از مبحث جامعه اماری در فیزیک یه سری الگوهای کلی برای رفتار جامعه پیش بینی میکردن.کلا کار جالبیه


