(۱۷/آذر/۹۲ ۱۰:۴۶)رهگذر95 نوشته است: [ -> ]اگرچه این شعر مبنای تاریخی نداشته باشه
ولی اصل مهمی را بیان کرده که مهترین شرط برای تقرب خدا داشتن قلبی پاک وبی ریا است
و بیشتر از جنبه عرفان بیان کرده....همان شیوه ای اشراقی که سهروردی بیان میکنه و عرفای دیگه
که در این راه عقل را نادیده میگرن و با عشق در راه خدا قدم بر میدارن
میشه بگید از کجای شیوه سهروردی به چنین دیدگاهی رسیدید؟
===
یکی از اهدافم از زدن این تاپیک جایگاه فقه است
آیا می توان به غیر از چهارچوب فقه به خدا رسید؟
یا می توان از ادعیه ائمه راهی بهتر را پیدا کرد که با همان خلوص نیت خدا را بخوانیم؟
مثلا از دعای کمیل امیرالمومنین(علیه السلام)
نقل قول:یکی از اهدافم از زدن این تاپیک جایگاه فقه است
آیا می توان به غیر از چهارچوب فقه به خدا رسید؟
منظورتون عرفان و طریقت هستش رفتار افراد طریقتی ه؟
نقل قول:شیوه سهروردی
شیخ اشراق حضرت سهروردی که خودشون در سن 13 سالگی به فقه رسیدن که بعد وی پورسینا ست که در15 سالگی به علم کامل فقه دست یافتند
بله دیگه سوالم مشخص بود
در ضمن به تفسیر علامه جعفری دسترسی ندارم
اگر کسی داشت عکسشو بگیره قراره بده در تاپیک
نقل قول:در ضمن به تفسیر علامه جعفری دسترسی ندارم
من تفسیر مصفا رو دارم میخای بذارم

نقل قول:بله دیگه سوالم مشخص بود
حضرت صدرا (ملاصدرا)(رحمة الله علیه) از کوی میگذشت دو کودک در جدل با هم به نزدش آمدند گفتند شما قاضی شوید میان من و دوستم و بگویید حق با کدام ماست؟یکی گفت من میگویم اساس شریعت است و از طریق شرع و شریعت میتوان بکمال رسید آن یکی گفت خیر طریقت و ره طریقت سبب خسران است
شیخ کمی تامل کرد به آنها گفت یک پای خود را بالا بگیرید و حالا راه بروید هر دو کودک ناتوان ماندند گفت این از شریعت گفت حال آن یکی پای دیگر را امتحان کنید وبازهم ناتوان ماندند گفت این هم از پای طریقت
فرمود حال با دوپای خود براه بروید کودک خرسند از جواب شیخ شادمان دویدند در حالی که حضرت صدرا فریاد میزد هان هان وای به وقتی که هر دو پا نباشد همان تلوتلو کردن هم نتوانیم
______________________________________________________
روزی ملاصدرا در کنار حوض پر آب مدرسه درس می داد . غفلتأ فکری به خاطرش رسید و رو به شاگردان کرد و گفت: « آیا کسی می تواند ثابت کند آنچه در این حوض است آب نیست؟»
چند تن از طلاب زبر دست مدرسه با استفاده از فن جدل که در منطق ارسطو شکل خاصی از قیاس است و هدف عاجز کردن طرف مناظره یا مخاطب است نه قانع کردن او ، ثابت کردند که در آن حوض مطلقأ آب وجود ندارد و از مایعات خالی است!
ملاصدرا با تبسمی رندانه مجددأ روی به طلاب کرد و گفت:« اکنون آیا کسی هست که بتواند ثابت کند در این حوض آب هست؟» یعنی مقصود این است که ثابت کند حوض خالی نیست و آنچه در آن دیده می شود آب است.
شاگردان از سئوال مجدد استاد خود ملاصدرا در شگفت شده جواب دادند که با آن صغری و کبری به این نتیجه رسیدیم که در حوض آب نیست، حال نمی توان خلاف قضیه را ثابت کرد و گفت که در این حوض آب هست...
فیلسوف شرق چون همه را ساکت دید سرش را بلند کرد و گفت:
« ولی من با یک وسیله و عاملی قویتر از دلایل شما ثابت می کنم که در این حوض آب وجود دارد.» آن گاه در مقابل چشمان حیرت زده طلاب کف دو دست را به زیر آب حوض فرو برد و چند تا مشت آب برداشته به سر و صورت آنها پاشید . همگی برای آنکه خیس نشوند از کنار حوض دور شدند . فیلسوف عالیقدر ایران تبسمی بر لب آورد و گفت« همین احساس شما درخیس شدن بالاتر از دلیل است... »
(۱۷/آذر/۹۲ ۱۲:۵۱)captaincharisma نوشته است: [ -> ]من تفسیر مصفا رو دارم میخای بذارم
حضرت صدرا (ملاصدرا)(رحمة الله علیه) از کوی میگذشت دو کودک در جدل با هم به نزدش آمدند گفتند شما قاضی شوید میان من و دوستم و بگویید حق با کدام ماست؟یکی گفت من میگویم اساس شریعت است و از طریق شرع و شریعت میتوان بکمال رسید آن یکی گفت خیر طریقت و ره طریقت سبب خسران است
شیخ کمی تامل کرد به آنها گفت یک پای خود را بالا بگیرید و حالا راه بروید هر دو کودک ناتوان ماندند گفت این از شریعت گفت حال آن یکی پای دیگر را امتحان کنید وبازهم ناتوان ماندند گفت این هم از پای طریقت
فرمود حال با دوپای خود براه بروید کودک خرسند از جواب شیخ شادمان دویدند در حالی که حضرت صدرا فریاد میزد هان هان وای به وقتی که هر دو پا نباشد همان تلوتلو کردن هم نتوانیم
سوال
در شریعت اسلام طریقتی وجود ندارد؟
و عرفا که بزرگ آنها شخص صدیق اکبر و فاروق اعظم هستند از چه راهی به خدا رسیدند؟
نقل قول:صدیق اکبر و فاروق اعظم
منظور شما حضرت امیر(علیه السلام) هستش؟اگه بحث شیعه و سنی هستش که من نیستم
نقل قول:در شریعت اسلام طریقتی وجود ندارد؟
شما شریعت و طریقت رو جدا از هم میدانید؟ و هر کدام رو راهی جدا؟
اسلام هم طریقت دارد===> اصول دین
وهم شریعت===> فروع دین
ببخشید من دوتا لقب امیرالمومنین رو گفتم
مگه صدیق اکبر و فاروق اعظم دیگری هم داریم!!؟
البته چون در طول تاریخ مظلوم واقع شده اند بعضی افراد به شک می افتند
چیز خیلی بدیهی هستش و ربطی به بحث با اهل سنت نداره
من جدا ندانستم
شما جدا دانستید(همان داستانه)
شریعت، طریقى الهى است و آن هم چیزى جز دستورات و قوانین الهى نیست.
از طرفی روح انسان با عرفان سازگاری داره
شریعت کامل راه رو مشخص کرده
ولی طریقت و عرفان هم جنبه مثبت داره وهم جنبه منفی داره
طریفت همراه شریعت نتیجه بهتری خواهد داشت
امروزه شریعت شده برداشت سطحی از دین
و از محتوا وباطن دین غافل شدیم
من از این لحاظ بر جنبه ای از عرفان تاکید میکنم که بر نفس عمل تاکید میکنه که در راه شریعت نفس عمل به وادی فراموشی سپرده شده
بله باطن دین که بسیار مهم است و به همان شدت اهمیتش هم متاسفانه مغفول واقع شده...
ولی باید حواسمون خیلی جمع باشه... این صوفی های منحرف یه مثال خیلی معروف داشتن و دارن:
میگن سه تا چیز داریم: شریعت، طریقت، حقیقت.
شریعت مثل پوسته گردوست باید انجامش بدیم تا بوسیله طریقت به مغز گردو یا حقیقت برسیم. حالا که به مغز رسیدیم دیگه به پوسته اش چی کار داریم... برای همین در حلقه های خاص خودشان بسیاری از منکرات را انجام می دهند...
البته همین سه خطی که خلاصه وار براتون اوردم کلی حرف و... داره...
ولی در کل خیلی پیچیده حساسه
نقل قول:شما جدا دانستید(همان داستانه)
خیر جدا نمیدانم بله طبق داستانی که گفتم مکمل هم هستند وهر کدام نباشد ایمانمون میلنگه
نقل قول:میگن سه تا چیز داریم: شریعت، طریقت، حقیقت.
شریعت مثل پوسته گردوست باید انجامش بدیم تا بوسیله طریقت به مغز گردو یا حقیقت برسیم. حالا که به مغز رسیدیم دیگه به پوسته اش چی کار داریم... برای همین در حلقه های خاص خودشان بسیاری از منکرات را انجام می دهند...
البته همین سه خطی که خلاصه وار براتون اوردم کلی حرف و... داره...
آقای قرائتی همین 5شنبه مثال باحالی تو این زمینه زد گفت اگه دین یه تخمه باشه و بخواهیم بکاریمش اگه فقط پوستش(فروع دین)رو بکاریم چیزی سبز نمیشه اگر فقط مغزش (اصول دین) رو هم بکاریم چیزی سبز نمیشه پس کامل بکارید تا ثمری ببینید
به این فرقه های دراویش هم زیاد نپردازید به جاهایه دیگه وصل شدن در این چندین ساله جوری که الان بین شیوخ و اقطابشون دعواست