۱۷/آذر/۹۲, ۱۶:۵۵
به نام خدا
سلام علیکم
من این بیت را قبول دارم.
البته بر هر کسی طوری است.
انسان ها با توجه به سطح نگرش خودشون از یک چیزی شناخت پیدا می کنند.
مثلا روزی در همدان یک عالم اهل مشبهه آمد و قاریان آیات تشبیه خواندند و عالم گفت خداوند دست دارد و پا دارد و بر عرش
نشسته و هر که این سخن رد کند وای بر گور او،وای بر عقبی او و ...
مردی که این سخنرانی را دید به خانه رفت و به اهل بیت خویش گفت که خداوند دست دارد و پا دارد و بر عرش آسمان نشسته و
هر که غیر این فکر کند وای بر گور او،وای بر عقبی او.
چند روز بعد یکی عالمان تنزیهی به همدان امد و قاریان آیات تنزیه خواندند و عالم شروع کرد به گفتن.
که خداوند جسم ندارد و و دست و پای ندارد و بر مکانی ننسشته و هیچ چیز مثل او نیست.
هر که خیر این فکر کند وای بر گور او،وای بر عقبی او.
مرد ناراحت به خانه آمد.
همسرش بدو گفت چرا ناراحتی؟؟؟
گفت چند روز پیش عالم تشبیهی آمد و گفت بر عرش است و جای دارد. و غیر این شرک.
حالا عالم تنزیهی آمده و می گوید خدا بی عرش است و جای بخصوص ندارد و غیر این شرک.
نمی دانم کدام سخن را باور کنم!!!
زن گفت((خودت را ناراحت نکن چه بر عرش است چه بی عرش،چه بر جای است چه بی جای،عمرش دراز باد و دولتش پاینده.تو بندگی کن.))
بله،حالا اینکه من یک حکم شرعی را می دانم فلان گونه است،بعد هی به همه گیر بدم که آقا وضوت اشتباهه،نمازت اشکال داره،اونجاش اونطوری بود!!!
خوب این چی شد؟؟؟
چه بسا نماز هایی که با وضوی اشتباه مقبول واقع شود در برابر نماز های ما که وقتی به الله الصمد می رسیم صدای سوتمان تا هفت خانه آن برتر می رود!!!
دوست من شما،یعنی نه تنها شما،بنده هم همینطور،خیلی مانده تا برسیم به جایی که انسان می فهمد.
اینقدر اندیشه استقراض نکنید.
کمی هم مشاهده کنید.
کمی هم مکاشفه کنید.
تجربه پدر علم است.
فی امان الله
سلام علیکم
من این بیت را قبول دارم.
البته بر هر کسی طوری است.
انسان ها با توجه به سطح نگرش خودشون از یک چیزی شناخت پیدا می کنند.
مثلا روزی در همدان یک عالم اهل مشبهه آمد و قاریان آیات تشبیه خواندند و عالم گفت خداوند دست دارد و پا دارد و بر عرش
نشسته و هر که این سخن رد کند وای بر گور او،وای بر عقبی او و ...
مردی که این سخنرانی را دید به خانه رفت و به اهل بیت خویش گفت که خداوند دست دارد و پا دارد و بر عرش آسمان نشسته و
هر که غیر این فکر کند وای بر گور او،وای بر عقبی او.
چند روز بعد یکی عالمان تنزیهی به همدان امد و قاریان آیات تنزیه خواندند و عالم شروع کرد به گفتن.
که خداوند جسم ندارد و و دست و پای ندارد و بر مکانی ننسشته و هیچ چیز مثل او نیست.
هر که خیر این فکر کند وای بر گور او،وای بر عقبی او.
مرد ناراحت به خانه آمد.
همسرش بدو گفت چرا ناراحتی؟؟؟
گفت چند روز پیش عالم تشبیهی آمد و گفت بر عرش است و جای دارد. و غیر این شرک.
حالا عالم تنزیهی آمده و می گوید خدا بی عرش است و جای بخصوص ندارد و غیر این شرک.
نمی دانم کدام سخن را باور کنم!!!
زن گفت((خودت را ناراحت نکن چه بر عرش است چه بی عرش،چه بر جای است چه بی جای،عمرش دراز باد و دولتش پاینده.تو بندگی کن.))
بله،حالا اینکه من یک حکم شرعی را می دانم فلان گونه است،بعد هی به همه گیر بدم که آقا وضوت اشتباهه،نمازت اشکال داره،اونجاش اونطوری بود!!!
خوب این چی شد؟؟؟
چه بسا نماز هایی که با وضوی اشتباه مقبول واقع شود در برابر نماز های ما که وقتی به الله الصمد می رسیم صدای سوتمان تا هفت خانه آن برتر می رود!!!
دوست من شما،یعنی نه تنها شما،بنده هم همینطور،خیلی مانده تا برسیم به جایی که انسان می فهمد.
اینقدر اندیشه استقراض نکنید.
کمی هم مشاهده کنید.
کمی هم مکاشفه کنید.
تجربه پدر علم است.
فی امان الله
(ببخشید ساعت بیولوژیکی ندارم)