تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: برخی روحانیونِ ظاهر نگر
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
سلام
تا سال گدشته با یک نفر شریک بودم، حدود دو سال پیش متوجه شدم شریکم مبالغی رو برداشت کرده و با تاخیر به شرکت آورده و بهانه تراشی دلیل های دروغین می آورده که اونمبلغ جایی گیر کرده ، همین طور در مدت همکاری ، به قول خودش خرج دو تا خانواده رو می داد ، در صورتی که من که شریکش بودم ماهی 150 بیشتر درآمد نداشتم (میانگین) ،اون شخص من رو به حکمیت یک آقای روحانی دعوت کرد ، من هم رفتم، اون آقای روحانی از ابتدا به دلیل پیش زمینه که شریکم ایجاد کرده بود به اون فرصت صحبت می داد و اجازه می داد حرف های من رو قطع بکنه ، از آخر هم می گفت حق ندارین توی کارهایهم سرک بکشید و حق نداری بری ببینی چه کار کرده نکرده ، باید اعتماد کامل داشته باشی ، من هم بر حسب وظیفه و اعتمادم به روحانیت قبول کردم.
یک سال گذشت ، این آقا رفت سربازی ، یک روز دیدم چک برشت خورده ، رفتم دیدم چکی رو که گفته بود برای ضمانته داده به یک نفر اصفهانی که باهاش کار می کردیم ، تحقیق کردم دیدم اون آقای اصفهانی از طریق ما قبلا جنس فروخته بوده ، بعد شریکم پول رو برداشته و نیاورده شرکت ، و بعد هم که دیده ضایع هست پول رو آورده ، به جای تحویل به اون فرد اصفهانی ، برداشته دست خودش ،و بعد یکی دو سال چک داده بهش (برای حدودا نصف مبلغ) و اون چک هم چون من اطلاعی ازش نداشتم برگشت خورده ، چند مورد دروغ تابلو هم ازش دیدم.با این که من داشتم یک تنه شرکت رو نگه می داشتم و برای اون هم درآمد کسب می کردم ، اون این قدر راحت دروغ می گه تا من رو پرت کنه.
اون وقت رفتیم پیش یک روحانی و .... ، اتفاقاتی افتاد باز هم با زبون بازیهاش به نفع شریکم (حتی با این که اعتراف کرد که دروغ گفته) ، تا این که چند ماه پیش رفت جای اون روحانی و گفت که من باید مدارکی رو ببرم تا پولی که مال من بوده رو بهم پس بوده ، اون روحانی هم بارهابهم زنگ زد ، سخت گرفت ، تا رفتم مدارک رو دادم ، براش نوشتم ، بهش گفتم ، که تو هم در ازای تحویل بعضی مدارک مهم (مثل مدارک شرکت) ازش رسید بگیر ، تعهد بگیر ، مدرک بگیر ، این آقای روحانی هم این بار به جای سخت گیری متقابل ، بهش مدارک رو داده ، اون هم از خدا خواسته بدون دادن هیچ مدرکی برداشته و رفته ، به اون روحانی می گم خوب من که تاکید کرده بودم ، نوشته بودم تحویل مدارک منوط به دریافت مدارک متقابل هست ، میگه نگفته بودی اگر نداد بهش نده!
با این مدارکی که من از دست دادم ، اون نامرد می تونه بره شرکت رو به اسم خودش بزنه ، پول ها رو برداره (6 ماه پیش13 میلیون و خورده ای برداشته بود بدون گفتن به من و حتی بهش گوشه دادم نمی گفت پول رو گرفتم ، حالا به اون روحانی می گم سخت بگیر ، می گه من فقط حاضرم شما بیاید با هم صحبت کنید پیش من ، خوب من که میشناسم شریکم رو ، هر چی بهش بگی ، بالاترش رو بهت نسبت می ده ، از دروغ هم باکی نداره ، پیش هر قاضی بری مطمئنا با این وضع همیشه اون پیروز میشه ، چون همه چیز رو موکول می کنه به چیزی که نتونی زود دروغش رو در یاری
این قدر ازش دروغ شنیدم ، اما چه کار کنم سند ندارم ، اون روحانی هم که خرابکاری کرد زندگیم رو به فنا داد ، اون وقت می گه خودتون حل کنید!
آخه یعنی روحانی باید این قدر در قضاوت بی دست و پا باشه؟ این قدر بی مسئولیت ؟ فقط بگه همه چی خوبه با هم خوب باشید!آخه خودش قبول داره اون خیانت در امانت کرده ، پس چرا بازم بهش قدرت می ده برای سوء استفاده از من ، آخه چه کار کنم با روحانیتی که میشه با کمکش مسائل غیر شرعی رو توجیه کرد و شرعیش کرد ؟ اون قدر که کسی که بهم می گفت حق می ده بهم ، حالا من رو مقصر و گناهکار بدونه! کسی که گفته بوده یک غلطی کردم ، حالا بخواد من رو با کمک یک روحانی بی آبرو کنه و زندگیم رو خراب کنه.
قاضي بودن شرايطش خيلي سخت هست.
سلام
چند وقت پیش وقتی این آقای روحانی مدارک رو بدون گرفتن ضمانت و ... داد به شریک گذشته من ، اول می گفت تو خوب نگفتی و گردن من نیست و ... ، زنگ زدم به دوست صمیمی اش ، گفتم یک آقای روحانی مدارک رو از من تحویل گرفته ، من هم تلفنی ، پیامکی ، مکتوب بهش گفتم که دادن این مدارک منوط به گرفتن فلان تعهدات و ... هست ، دوست ایشون گفت اون آقای روحانی ضامن هست و باید اگر مشکلی پیش اومد جبران کنه ، زنگ زدم بهش گفتم ، جواب تلفنم رو نمی داد ، رفتم حضوری بهش گفتم ، هم حضوری و هم پشت تلفن به من گفت اگر مبلغی ضرر زدم بهت بگو بهت بدم (حتی حاضرم خونه ام رو هم بفروشم).گفتم نه نمی خواد و فقط می خوام شما مدارک رو پس بگیری یا یک تضمینی چیزی بگیری ازش ، گفت به من مربوط نمیشه و خودتون حلش کنید ، دیگه هم حق نداری به من پیام بدی یا زنگ بزنی برای این مورد.
گذشت و گذشت تا این شریکم گفت شرکت رو بفروش به من، گفتم طلبم رو بده ، گفت چک می دم ، گفتم چک به درد من نمی خوره ، هر وقت خواستی بده ، اما راضی نمی شم ازت ، برای راحت شدن از شرت هم که شده شرکت رو می دم بهت، گفت نمیشه و باید به من حق امضا بدی برای کارهای شرکت از طرف خودت،گفتم نمی تونم ممکنه یک کاری بکنی از طرف شرکت پای من هم گروئه ، بهوونه می اورد ، تا این که گفت می خوام برم وام بگیرم به نام شرکت
پیام دادم به اون آقای روحانی ، گفتم رفیق شما می خواد بره به نام شرکت وام بگیره ، اگر نتونه پرداخت کنه پای من گیره ، بعد شما باید از سمت من پول وام رو بدی ، با این که قبلا قبول کرده بود ، زد زیر حرفش و گفت تو می خوای اخاذی کنی و من ... خوردم که واسطه شما شدم و ... ، من گفتم ، حج عمره واجب نیست ، زیر سایه رفتن هم جرام نیست ، اما اگر شما محرم شدید ، زیرسایه رفتید ، باید کفار بدید ، خود شما می گفتید "صدق الحدیث و اداء الامانه" اما مرگ خوبه برای همسایه
به جای جواب دادن اس ام اس قبلی که مزاحم نشو ، دنبال اخاذی هستی رو نزدیک 10 بار هی میفرستاد
این آقا برای این که جلساتش به مشکل نخوره ، و چون خسته شده بود ، برای من اوایل سخت می گرفت ، بعد دیگه حالش رو نداشت به شریکم سخت بگیره.البته می شناختمش ، یک سری حرف های بی خود ازش شنیده بودم که الآن فهمیدم واقعا بهش اعتقاد داره:
  • گفت هدف وسیله رو توجیه می کنه، چند بار بهش تذکر دادیم تا پذیرفتت حرفش اشتباهه
  • توی جلساتش آقایون حسن زاده آملی ، جوادی آملی ، علامه طباطبائی و ... رو تکفیر می کردند(خودش می رفت طبقه بالاکه به نامش نوشته نشه)
  • توی شبکه بقیع یا اهل البیت هم سخنرانی می کرد.
چی کشیدید آقا!
واقعا آدم نمیدونه چی بگه....

گفتید شبکه اهل بیت صحبت میکنه؟؟؟!
هه!

بایدم اونجا صحبت کنه!

به قول مادرم
شریک اگر خوب بود
خدا داشت!
اوه چقدر بد . Sad
انشالله خداوند کمک کنه مشکل حل بشه .
نمیشه به مراجع قانونی مراجعه کنید ؟ یا با وکیل یا یه قاضی دیگه صحبت کنید و نظر اون رو بدونین ؟




ببخشید می شه نوع فعالیت شرکتتون رو تو خصوصی بهم بگین ؟
سلام
پیگیری کردم ظاهرا بدون امضای من نمی تونه وام بگیره ، اما شاید بتونه جعل کنه امضام رو ، اون ها هم می گن نمیشه جلوی کار نکرده رو گرفت.
ناراحتی من از برخورد یک عالم هست که افراد زیادی پیروش هستند.دوست دارم برم پیش کسی که قبولش داره (آقای مروارید در مشهد) ، از ایشون استفتاء کنم ، برم بهش نشون بدم که دیگه نتونه بزنه زیرش.
آخه خیلی زشته یک روحانی به کسی اجازه انتقاد نده.یا همچین لحن بدی داشته باشه.معلوم نیست تا حالا چند بار روی منبر مثال زده و من رو مثال زده به عنوان آدم بد Sad
الآن اون شریکم هم سر رفتار های این آقا به همه کارهاش وجهه شرعی داده و من هر چی داد می زنم فلان جا فلان حساب رو اشتباه زدی ، رو حساب این که آقای روحانی با من بد شده حرف من رو چرت می دونه.
من از اولش به شریکم گفته بودم مزاحم فلانی نشو ، اما خوب رفت ، اوایل که می خواست از من مدارک رو بگیره ، با حوصله می گرفت ، مو به مو چک می کرد کم نداده باشم ، حتی از من فیلم برداری می کرد و به شریکم می داد به عنوان مدرک ، اما یک کم که گذشت دید سختش میشه ، هر تماسی می گرفتم ، چیزی می شد ، فقط از گردنش رد می کرد ، بدون توجه برخورد می کرد. ، می گفت به من ربطی نداره خودتون با هم حل کنید مشکلاتتون رو.

من اگر هر کسی غیر این آقای روحانی بود می بخشیدمش ، اما نمی تونم این آدم که خودش منادی این هست که اصل دین ادای امانت هست ، و خودش خیانت در امانت می کنه از روی سهل انگاری رو ببخشم.
روحانی که خوب وعظ می کنه ، انتقاد می کنه ، حتی بدون اجازه به گفته خودش وقتی توی خونه کسی دعوته می ره و فضولی می کنه توی وسائل طرف (یک بار توی لوازم طرف گشته بود یک سی دی پیدا کرده بود و تعریف می کرد طرف خجالت کشیده) ، حاضر نباشه نیم ساعت انتقاد و وعظ بشنوه ، براش از دین می گی تفره بره و بگه به من ربطی نداره.
خواهر من
چند سال پیش تو یه شرکتی بودن که چند تایی با چند تا از فارق التحصیلای رشته خودشون زده بودن
خواهرم هم مدیرعامل بود
مدیر اصلی هم یه خانومی بود که یکی از صمیمی ترین دوستاش بود...
بعد از چند وقت لو رفت که اون خانم با کلک از همشون امضا گرفته و به نام شرکت یه وام گرفته تپل! برای استفاده شخصیش!
خلاصه
خیلی اون چند مدت به ما هم سخت گذشت...چون واقعا اذیت شدن
و تک تک افراد شرکت از اون خانم شکایت کردن
تا بالاخره بعد از کلی دادگاه اون خانم سهم اعضا رو از شرکت داد و وام هم خودش پرداخت کرد
ولی خب آخر سر مجبور شدن همشون از شرکت بیان بیرون
توصیه من اینه که هر جوری میشه
تلاش کنید از این شرکت جدا بشید واقعا خطرناکه
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند
چون ب خلوت میروند آن کار دیگر می کنند

پرسشی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند ... ... ...



کسی ک لباس پیامبر تنش هست، باید خیلی مراقب رفتار و اعمالش باشه ...

البته مشت نشانه خروار نیست ....
دل خسته گرامی تیتر رو خیلی بد انتخاب کردی

یکی یه اشتباهی کرده

بعد شما این تیتر رو انتخاب کردی

غریبه هم بُل میگیره

اگر بجای اون روحانی من این خطا رو کرده بودم شما چی میگفتی؟


مثلا فرض کن یه روحانی با ماشین بزنه بهت

یبارم من بزنم

اگر اون روحانی بزنه میگی روحانیت ِ ....

اگر من بزنم میگی شهروند گیج


البته قبول دارم که افراد باید مواظب مسئولیتشون هم باشند
سلام
علیت داره
علتش این هست که امثال ایشون زیاد شدند
همین کشور ما تفرقه اش به خاطر یک سری روحانی نما است.
تیتیر خودش واضحه ، روحانیت ظاهر نگر ، نه روحانیت خالی
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع