نقل قول: یکی از مهم ترین ضرباتی که اسلام و مسلمانان خوردند دور شدنشان از سیاست بود
کدام سیاست ؟؟؟ برای بهتر شدن بحث باید دقیق تعریفش کنید از دید بزرگان
کدام دور شدن؟؟؟؟ دور شدن جامعه مسلمانان ... کشورهای عربی؟؟ ایران؟؟؟
در چه دوره ی زمانی؟؟؟؟ در کدام قرون؟؟؟
هر کدوم از این سوالات مسیر بحث رو عوض می کند و یک موضوع جدا گانست
یکی از مباحثی که در زمان حضرت سیدالشهدا علیه السلام مهم بوده این است که در آن زمان امام حسین به عنوان یک شخصیت نهایتا خوب و شریف شناخته شده بودند نه به عنوان امام زمان
شما می بینید که شوهر حضرت زینب و محمد حنفیه که از نزدیکان بودند نیز به خود جرأت می دهند و به حضرت در مورد رفتن یا نرفتن به کربلا پیشنهاد می دهند!!!
مثلا می گویند نرو! یا اگر می روی خانواده را نبر
یعنی هم خودشان نمی آیند و هم به حضرت پیشنهاد می دهند
شما احادیث خیلی کمی از امام حسین سراغ دارید
علتش چیست؟؟
علتش این است که اصلا ایشان مرجعی برای مردم نبودند
بنی امیه با جنگ روانی که در این سالیان انجام داده بودند اهل بیت را از چشم مردم انداخته بودند و البته مردم نیز مقصر بودند
و لعن الله امة دفعتكم عن مقامكم و ازالتكم عن مراتبكم التى رتبكم الله فيها
زیارت بسیار روشنگرانه عاشورا را با دید سیاسی بخوانید تا متوجه این مسائل شوم و شوید
این تاپیک نظم خاصی ندارد و به نکات می پردازم گاهی به زمان رسول الله و گاهی به زمان غیبت کبری یا حتی پیش از اسلام
یادتان باشد از سیاست غفلت نکنید
(۲۰/آذر/۹۲ ۱:۴۸)تملیخا نوشته است: [ -> ]یکی از مباحثی که در زمان حضرت سیدالشهدا علیه السلام مهم بوده این است که در آن زمان امام حسین به عنوان یک شخصیت نهایتا خوب و شریف شناخته شده بودند نه به عنوان امام زمان
شما می بینید که شوهر حضرت زینب و محمد حنفیه که از نزدیکان بودند نیز به خود جرأت می دهند و به حضرت در مورد رفتن یا نرفتن به کربلا پیشنهاد می دهند!!!
مثلا می گویند نرو! یا اگر می روی خانواده را نبر
یعنی هم خودشان نمی آیند و هم به حضرت پیشنهاد می دهند
...
با احترام، به نظر می آید که این چیزی که شما اون رو بد می دونید، اساساً اونقدر ها هم بد نباشه. این نشاندهندهء اولاً آزادی بیان هست، در ثانی استفاده از خرد جمعی. ضمناً، مگر اشکالی داره که طرف در مقام فامیل، اون چیزی که به نظرش درست می آمده رو به امام پیشنهاد داده؟ مگه ما این همه راجع به مشورت آیه و حدیث نداریم؟ مگه پیغمبر خودشون این کار رو نمی کردند؟ مگه حضرت علی به مردم نمی گفتند:
"پس از حق گویی یا مشورت به عدل خودداری ننمایید. زیرا برتر از این که خطا کنم نیستم و از خطا در کار خویش ایمن نمی باشم." (خطبهء 216 نهج البلاغه)
(۲۰/آذر/۹۲ ۴:۴۷)L.H نوشته است: [ -> ]با احترام، به نظر می آید که این چیزی که شما اون رو بد می دونید، اساساً اونقدر ها هم بد نباشه. این نشاندهندهء اولاً آزادی بیان هست، در ثانی استفاده از خرد جمعی. ضمناً، مگر اشکالی داره که طرف در مقام فامیل، اون چیزی که به نظرش درست می آمده رو به امام پیشنهاد داده؟ مگه ما این همه راجع به مشورت آیه و حدیث نداریم؟ مگه پیغمبر خودشون این کار رو نمی کردند؟ مگه حضرت علی به مردم نمی گفتند: "پس از حق گویی یا مشورت به عدل خودداری ننمایید. زیرا برتر از این که خطا کنم نیستم و از خطا در کار خویش ایمن نمی باشم." (خطبهء 216 نهج البلاغه)
خب باید دید معیار چیست؟
بعدش هم امام که مشورت نکردند!!!
اینطور تشخیص دادند که این کار باید انجام شوند
دیگه هر کسی در هر مقامی بخواهد نظر بدهد مقام امام را نشناخته است
امام بگویند خودتو بنداز تو چاه باید بندازی
امیرالمومنین هم اهمیت مشورت را گفتند نه اینکه معصوم نباشند
ممنونم که سوال کنید و بحث راه بیندازید
سیاست اسلامی مغفول مانده است
ما باید در سیاست به یک دیدگاه امام محور برسیم
در اینجا این مدل ارائه شده است
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-17...#pid236155
نقل قول:شما احادیث خیلی کمی از امام حسین سراغ دارید
علتش چیست؟؟
علتش این است که اصلا ایشان مرجعی برای مردم نبودند
این برداشت شماست یا عالم و یا بزرگی این حرف را زده است؟؟؟
سلام
نقل قول: این برداشت شماست یا عالم و یا بزرگی این حرف را زده است؟؟؟
واقعیات تاریخیست که در زمان امامان حسن، حسین و سجاد (علیهم السلام) جریان داشت، البته نقطه ی آغاز آن با وفات پیامبر بوده، زمانی که هنوز پیکر مبارک ایشان بر روی زمین بود. منظور از مرجعیت هم، مرجعیت دینی است نه مرجعیت سیاسی. ائمه ی مذکور (علیهم السلام) با اینکه در مرجعیتشان، مشروعیت داشتند ولی با اقبال عمومی روبه رو نبودند. از همان ابتدا، تفسیر غلط و سلیقگی قرآن شروع شد، احادیث ساختگی که تماما منافع شخصی افراد رو تامین می کرد و ..، که همه منجر به مراجعه ی مردم به مراجع نامشروع و طاغوت می گشت و مردم با این کارشان، معصوم را ترک کرده و آنها را در حاشیه قرار می دادند. اوج این اقدامات هم در زمان معاویه ملعون با کعب الاحبارش بود. واضح ترین دلیل هم بر درستی این گفته قیام امام حسین (علیه السلام) است. تا اینکه در زمان امام محمد باقر (علیه السلام) ورق برمی گردد و مردم در مسائل دینیشان به معصوم مراجعه می کنند. اوج این مراجعه به معصوم هم در زمان امام صادق (علیه السلام) می باشد. به همین دلیل می بینیم که احادیث در زمان این دو امام بزرگوار نمود بیشتری پیدا کرده و آنچه که اکنون در دست ما می باشد، اکثرا قال الباقر یا قال الصادق هستند.
با تشکر از کاربر مصباح
فقط مرجعیت دینی که گفتید
امام در همه چیز مرجع است
حاکم مرجع سیاسیست
و ایشان را به عنوان مرجع سیاسی نمی شناختند که از جایگاه اصلیشان فاصله گرفته بودند
اینی که النور پرسید هم یک مسئله بدیهیه
اصلا همون که محمد حنفیه گفته بود یکی از دلایلشه
محمد حنفیه کم کسی نبود ولی شرایط جامعه رو ببینید چطور درست کرده بودند