|
دید سیاسی یک منتظر در اسلام(بسیار مهم)
|
|
۱:۵۳, ۱۹/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/آذر/۹۲ ۲:۰۲ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از مهم ترین ضرباتی که اسلام و مسلمانان خوردند دور شدنشان از سیاست بود و اگر این سیاست علوی و نه اموی ساری و جاری در جامعه مسلمانان بود هیچگاه به این وضع نمی افتادیم البته به برکت وجود انقلاب اسلامی و نگاه کامل امام خمینی به اسلام از همه ابعاد به سمت آن اسلام ایده آل در حرکتیم از صاحب نظران می خواهم در این تاپیک به این بخش مهم ولی مغفول تاریخ اسلام نگاهی بیندازیم به این برسیم که به قول امام که اسلام همه اش سیاست است اگر در محراب باقی بمانیم می شویم خواجه ربیع نه حتی بدتر می شویم شریح قاضی لعنت الله علیه امیدوارم مطالب این تاپیک برای برخی از دوستان تلخ نباشد یا علی(علیه السلام) |
|||
|
|
۱۰:۱۹, ۱۹/آذر/۹۲
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
نقل قول: یکی از مهم ترین ضرباتی که اسلام و مسلمانان خوردند دور شدنشان از سیاست بودکدام سیاست ؟؟؟ برای بهتر شدن بحث باید دقیق تعریفش کنید از دید بزرگان کدام دور شدن؟؟؟؟ دور شدن جامعه مسلمانان ... کشورهای عربی؟؟ ایران؟؟؟ در چه دوره ی زمانی؟؟؟؟ در کدام قرون؟؟؟ هر کدوم از این سوالات مسیر بحث رو عوض می کند و یک موضوع جدا گانست |
|||
|
|
۱۳:۳۰, ۱۹/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/آذر/۹۲ ۴:۰۸ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
نقل قول: منظورم مدیران نبودند!!! منظور افرادی بودند که کلا با سیاست مشکل دارند از لحاظ فرقه ای(............) ان شاء الله این تاپیک را ادامه می دهم بیشتر متوجه می شوید توجه کنید که همین پرداختن به سیاست درست در 50 سال اخیر باعث این پیشرفت در دنیای اسلام شد و به این نقطه رسیدیم در حالی که در قرون اخیر با سستی مسلمانان ظالمین بر آنها حکومت می کردند و مسلمانان خاک بر سر بودند(رک گفتم) ضرورت تشکیل حکومت اسلامی در زمان غیبت کبری یک امر بدیهی عقلیست دوباره این سخن از امام رو قرار می دهم حقیقتا طلاییست: جنبشي كه از طرف مستضعفان(1) و مظلومان جهان عليه مستكبران(2) و زورمندان شروع شده و در حال گسترش است ، اميد بخش آتيهاي روشن است و وعده خداوند(3) تعالي را نزديك و نزديكتر مينمايد. گويي جهان مهيا ميشود براي طلوع آفتاب ولايت از افق مكّه معظّمه و كعبه آمال محرومان و حكومت مستضعفان . از پانزدهم خرداد 42(4) كه حكومت مستكبران جبار در اين سرزمين به اوج خود رسيده بود و ميرفت تا عربده ی شوم «أنا ربكم الأعلي» از حلقوم فرعون زمان(5) طنين افكند، تا 22 بهمن 57 كه پايه ی حكمراني جباران عصر در اين مرز و بوم فرو ريخت و تخت و تاج دو هزار و پانصد ساله فرعونگونه ستمشاهي به دست تواناي زاغهنشينان و ستمديدگان تاريخ بر باد رفت و طومار تاراجگريها و حكمفرماييهاي شيطان بزرگ و شيطانكهاي وابسته و پيوسته به آن درهم پيچيده شد، ايامي معدود بيش نبود،... ولي تحوّلي كه كمتر از صد سال بعيد به نظر ميرسيد با تقدير خداي بزرگ در اين ايّام معدود و ساعات محدود تحقّق يافت و جلوهاي از وعده قرآن كريم نورافشاني كرد و چه بسا كه اين تحول و دگرگوني، در مشرق زمين و سپس در مغرب و اقطار عالم تحقق يابد(6): « وليس من الله بمستنكر (7)» كه دهر را در ساعتي بگنجاند و جهان را به مستضعفان، اين وارثان ارض بسپارد و آفاق را به جلوه الهي ولي الله الأعظم، صاحب العصر ـ أرواحنا له الفداءـ روشن فرمايد و پرچم توحيد و عدالتي الهي را در عالم بر فراز كاخهاي سپيد و سرخ مراكز ظلم و الحاد و شرك به اهتزاز درآورد. «و ما ذلك علي الله بعزيز » [b] 1-و نُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِين (قصص5) 2-ویژگی اصلی ابلیس (ص74) و همچنین افرادی که باعث شدند عده ای از لحاظ اعتقادی تضعیف شوند 3-وعد الله الذی ضمنه(ان وعد الله حق) 4-سال ها می گذرد حادثه ها می آید *** انتظار فرج ، از نیمه خرداد کشم! 5-دجال = نظام سلطه که ادعای خدایی می کند با زر و زور و تزویر 6-انقلاب جهانی به منظور اصلاح بشر 7-مثاله الانسان الكامل بالفعل حيث انه بوحدته جامع لكل ما فى الوجود من الصور و المعانى و الاشباح و الارواح، ليس من الله بمستنكر ان يجمع العالم فى واحد، فهو بحيث كان الكل من الدرة الى الذرة مرآئى ذاته كما هو مراة الحق و مقام الوحدة فى الكثرة «مثال اين قضيه، انسان كامل است كه كمال او به فعليت رسيده است، چون او با وحدت خود جامع تممي آن چيزهائيست كه در عالم وجود، از صور و معانى و اشباح و ارواح موجود است. و از خداوند ناروا نيست كه تمام عالم را در يك موجودى گرد آورد، و عليهذا انسان كامل به طورى است كه تمام موجودات از دره تا ذره همگى آئينههاى نمايشگر ذات او هستند، همچنانكه او آئينه ذات حق است و مقام وحدت در كثرت را حائز است». از کتاب حکیم سبزواری است(شرح منظومه، طبع ناصري، ص166) |
|||
|
|
۱:۴۸, ۲۰/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/آذر/۹۲ ۲:۰۲ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
یکی از مباحثی که در زمان حضرت سیدالشهدا علیه السلام مهم بوده این است که در آن زمان امام حسین به عنوان یک شخصیت نهایتا خوب و شریف شناخته شده بودند نه به عنوان امام زمان
شما می بینید که شوهر حضرت زینب و محمد حنفیه که از نزدیکان بودند نیز به خود جرأت می دهند و به حضرت در مورد رفتن یا نرفتن به کربلا پیشنهاد می دهند!!! مثلا می گویند نرو! یا اگر می روی خانواده را نبر یعنی هم خودشان نمی آیند و هم به حضرت پیشنهاد می دهند شما احادیث خیلی کمی از امام حسین سراغ دارید علتش چیست؟؟ علتش این است که اصلا ایشان مرجعی برای مردم نبودند بنی امیه با جنگ روانی که در این سالیان انجام داده بودند اهل بیت را از چشم مردم انداخته بودند و البته مردم نیز مقصر بودند و لعن الله امة دفعتكم عن مقامكم و ازالتكم عن مراتبكم التى رتبكم الله فيها زیارت بسیار روشنگرانه عاشورا را با دید سیاسی بخوانید تا متوجه این مسائل شوم و شوید این تاپیک نظم خاصی ندارد و به نکات می پردازم گاهی به زمان رسول الله و گاهی به زمان غیبت کبری یا حتی پیش از اسلام یادتان باشد از سیاست غفلت نکنید |
|||
|
|
۴:۴۷, ۲۰/آذر/۹۲
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
(۲۰/آذر/۹۲ ۱:۴۸)تملیخا نوشته است: یکی از مباحثی که در زمان حضرت سیدالشهدا علیه السلام مهم بوده این است که در آن زمان امام حسین به عنوان یک شخصیت نهایتا خوب و شریف شناخته شده بودند نه به عنوان امام زمانبا احترام، به نظر می آید که این چیزی که شما اون رو بد می دونید، اساساً اونقدر ها هم بد نباشه. این نشاندهندهء اولاً آزادی بیان هست، در ثانی استفاده از خرد جمعی. ضمناً، مگر اشکالی داره که طرف در مقام فامیل، اون چیزی که به نظرش درست می آمده رو به امام پیشنهاد داده؟ مگه ما این همه راجع به مشورت آیه و حدیث نداریم؟ مگه پیغمبر خودشون این کار رو نمی کردند؟ مگه حضرت علی به مردم نمی گفتند: "پس از حق گویی یا مشورت به عدل خودداری ننمایید. زیرا برتر از این که خطا کنم نیستم و از خطا در کار خویش ایمن نمی باشم." (خطبهء 216 نهج البلاغه) |
|||
|
۴:۵۹, ۲۰/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/آذر/۹۲ ۵:۰۷ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
(۲۰/آذر/۹۲ ۴:۴۷)L.H نوشته است: با احترام، به نظر می آید که این چیزی که شما اون رو بد می دونید، اساساً اونقدر ها هم بد نباشه. این نشاندهندهء اولاً آزادی بیان هست، در ثانی استفاده از خرد جمعی. ضمناً، مگر اشکالی داره که طرف در مقام فامیل، اون چیزی که به نظرش درست می آمده رو به امام پیشنهاد داده؟ مگه ما این همه راجع به مشورت آیه و حدیث نداریم؟ مگه پیغمبر خودشون این کار رو نمی کردند؟ مگه حضرت علی به مردم نمی گفتند: "پس از حق گویی یا مشورت به عدل خودداری ننمایید. زیرا برتر از این که خطا کنم نیستم و از خطا در کار خویش ایمن نمی باشم." (خطبهء 216 نهج البلاغه) خب باید دید معیار چیست؟ بعدش هم امام که مشورت نکردند!!! اینطور تشخیص دادند که این کار باید انجام شوند دیگه هر کسی در هر مقامی بخواهد نظر بدهد مقام امام را نشناخته است امام بگویند خودتو بنداز تو چاه باید بندازی امیرالمومنین هم اهمیت مشورت را گفتند نه اینکه معصوم نباشند ممنونم که سوال کنید و بحث راه بیندازید سیاست اسلامی مغفول مانده است ما باید در سیاست به یک دیدگاه امام محور برسیم در اینجا این مدل ارائه شده است http://forum.bidari-andishe.ir/thread-17...#pid236155 |
|||
|
|
۹:۴۷, ۲۰/آذر/۹۲
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
نقل قول:شما احادیث خیلی کمی از امام حسین سراغ داریداین برداشت شماست یا عالم و یا بزرگی این حرف را زده است؟؟؟ |
|||
|
|
۱۱:۱۱, ۲۰/آذر/۹۲
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
سلام نقل قول:واقعیات تاریخیست که در زمان امامان حسن، حسین و سجاد (علیهم السلام) جریان داشت، البته نقطه ی آغاز آن با وفات پیامبر بوده، زمانی که هنوز پیکر مبارک ایشان بر روی زمین بود. منظور از مرجعیت هم، مرجعیت دینی است نه مرجعیت سیاسی. ائمه ی مذکور (علیهم السلام) با اینکه در مرجعیتشان، مشروعیت داشتند ولی با اقبال عمومی روبه رو نبودند. از همان ابتدا، تفسیر غلط و سلیقگی قرآن شروع شد، احادیث ساختگی که تماما منافع شخصی افراد رو تامین می کرد و ..، که همه منجر به مراجعه ی مردم به مراجع نامشروع و طاغوت می گشت و مردم با این کارشان، معصوم را ترک کرده و آنها را در حاشیه قرار می دادند. اوج این اقدامات هم در زمان معاویه ملعون با کعب الاحبارش بود. واضح ترین دلیل هم بر درستی این گفته قیام امام حسین (علیه السلام) است. تا اینکه در زمان امام محمد باقر (علیه السلام) ورق برمی گردد و مردم در مسائل دینیشان به معصوم مراجعه می کنند. اوج این مراجعه به معصوم هم در زمان امام صادق (علیه السلام) می باشد. به همین دلیل می بینیم که احادیث در زمان این دو امام بزرگوار نمود بیشتری پیدا کرده و آنچه که اکنون در دست ما می باشد، اکثرا قال الباقر یا قال الصادق هستند.
|
|||
|
|
۱۳:۳۲, ۲۰/آذر/۹۲
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
با تشکر از کاربر مصباح
فقط مرجعیت دینی که گفتید امام در همه چیز مرجع است حاکم مرجع سیاسیست و ایشان را به عنوان مرجع سیاسی نمی شناختند که از جایگاه اصلیشان فاصله گرفته بودند اینی که النور پرسید هم یک مسئله بدیهیه اصلا همون که محمد حنفیه گفته بود یکی از دلایلشه محمد حنفیه کم کسی نبود ولی شرایط جامعه رو ببینید چطور درست کرده بودند |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| ایا منتظر واقعی هستید؟! منتظر واقعی را از کجا باید شناخت | وحید110 | 19 | 11,596 |
۸/مهر/۹۲ ۱۱:۲۵ آخرین ارسال: سیمرغ |
|









