مقصود از روایاتی که ذکر شده در باب سد باب معرفت، مگر به میزان تصدیق یا معرفت به عدم معرفت، معرفت به کنه ذاتیست که خداوند متعال هم فرمود:
و لا یحیطون به علما
ولی شناخت خداوند به غیر کنه ذات و علم احاطی ممکن، بلکه حاصله.
از محضر آیت الله بهجت «ره»در همین موضوع کسب فیض میکردیم ایشان میفرمودند:
راه خداشناسی، خودشناسی است؛ می دانیم خود، خود را نساخته ایم و نمی توانیم؛ دیگری اگر مثل ما است، خود را و ما را نساخته و نمی تواند بسازد؛ پس قادر مطلق، ما را آفریده و او خداست؛ راه قربش، «شکر منعم»، به طاعت اوست و مشقت آن ابتدائی است، چندی نمی گذرد،برای طالبین،
«اماقرب او از هر حلاوتی شیرین تر است»
«این حلاوت گوارای جانتان باد»
شناخت ذات اقدس خداوند با شاخت وجود و اوصاف و افعال الهی بسیار متفاوت است. در را نبندید.
یکی از موثق ترین راهها، راه عقلانی و شناخت و تصدیق به وجود الهی از راه تفکر است. البته مسلما در این راه اگر آیینه دل را غبار و گرد و خاک های غفلت ها پاک نکنیم، هیچ نوری را در آن نمی تواند نگریست....
انسان باید با هر دو بال خویش در این راه حرکت کند. راه تفکر عقلانی و راه خودشناسی و تخلق به اخلاق الهی است.
سلام ، سید ابراهیم بزرگوار بیان کردن مطلبی رو فقط من یک حدیث میکم براتون که تا حدی بیشتر متوجه شناخت خدا بشه
...عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ قَالَ رَجُلٌ عِنْدَهُ اللَّهُ أَكْبَرُ فَقَالَ اللَّهُ أَكْبَرُ مِنْ أَيِّ شَيْءٍ فَقَالَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع حَدَّدْتَهُ فَقَالَ الرَّجُلُ كَيْفَ أَقُولُ قَالَ قُلْ اللَّهُ أَكْبَرُ مِنْ أَنْ يُوصَفَ (الكافي ؛ج1 ؛ص117 ) مردي در نزد امام صادق (علیه السلام) گفت: الله اكبر ( خدا بزرگتر است ) ؛ امام صادق (علیه السلام) پرسيدند: خدا از چه چيزي بزرگتر است؟ مرد گفت : از هر چيزي . امام صادق (علیه السلام) فرمودند : خدا را محدود كردي . مرد گفت : چه بگويم ؟ امام(علیه السلام) فرمودند: بگو خدا بزرگتر از آن است كه به وصف در آيد.
با این وصف خدا رو با عقل تا حدی که بیان شده میشه شناخت و اینکه خدا رو فقط میشه با درخواست کردن از خودش طبق فرمایش امام صادق ( ع ) که فرمودند : اَللّهُمَّ عَرِّفْني نَفْسَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَم تُعَرِّفْني نَفْسَکَ لَمْ اَعْرِفْ نَبِيَّکَ، اَللَّهُمَّ عَرِّفْني رَسُولَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني رَسُولَکَ لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَکَ، اَللَّهُمَّ عَرِّفْني حُجَّتَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ ديني ( الکافي، ج 1، ص 337؛ کمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص 342؛ الغيبة، ص 166. )
باید فقط از خودش خواست تا خودش رو به ما بیشتر بشناسونه وگرنه ما فقط تا حدی که عقل سلیم میگه میتونیم فقط درک کنیم .اونم فقط از روی مخلوقات و فاتی که بیان شده وگرنه غیر از اینها هیچ. و همینطور تفکر در ذات و کنهش رو منع و همچنین برای درک این کلام از امیر کلام حضرت علی کمک میگیریم که فرمودند :الَّذِي لَا يُدْرِكُهُ بُعْدُ الْهِمَمِ وَ لَا يَنَالُهُ غَوْصُ الْفِطَنِ(خطبه اول نهج البلاغه ) آن خدايي كه نه همّتهاي عالي و بي كران خواه دركش توانند و نه غوّاصان درياي ژرف انديشه ، به او دست يازند.
به نام خداوندگار آفریننده عقل و احساس .
سلام.
اولا لام نیست که حتما درک قلبی از خداوند را در مقابل درک عقلی قرار داد. چرا اینها نباید مکمل هم باشند؟
حتی سبقت محبت در تفکر هم قابل قبول بعضی هست. اما عکس قضیه بسیار بعید است. یعنی تا انسان در دلش محبتی نسبت به خدا نباشه که دنبال استدلال و تفکر و فلسفه و منطق نمیره...
البته محبت میتونه چراغ راهنمای انسان باشه اما با این وسیله نمیشه راه رو برای دیگری روشن کرد و باید حتما برای دفاع از عقاید یا انتشار اونها در برابر معاندان یا غافلان از علم هم بهره جست.
حق یارتان.
پ.ن.:بنده خدارا را اول با احساس و سپس باعقل شناختم.

البته یعنی سعی کردم بشناسم.

برای بنده اتفاق هایی در زندگی افتاد که کلا مسیرم رو عوض کرد. یک تغییر صد و هشتاد درجه. طوری که از جزایر قناری رسیدم به حوزه علیمه
این اتفاق ها باعث شد خدا رو بهتر بشناسم و بیداری رو تجربه کنم.
نقل قول:شما خدا را چطور شناخته اید ؟
کسی نمیخواد جواب سوال این بنده ی خدا رو بده , نشستین از ابوسعید و ابن سینا و کپی پیست میگیرید و به عنوان خدا معرفی میکنید ؟ بیکن یه کلمه ی خیلی خوبی راجع به این کپی پیست ها داره :
بت ذهنی !!!!!!!
قران یه ایه داره میگه : چرا دارین بت پرستی میکنید , میگن چون پدرانمون رو بر این آئین دیدیم !!!
قصد توهین ندارم ولی .... بگذریم
خدا رو چطور شناختین ؟؟؟؟

(۱۵/خرداد/۹۴ ۲۱:۱۰)سدرة المنتهی نوشته است: [ -> ]در زندگیم ندیدم قدرتمندی رو که مهربون ، متواضع و عادل هم باشه. اما فقط خدا رو اینطور درک کردم.
در دنیا ندیدم کسی حتی پایبند به قوانین خودشم باشه ، اما خدا علاقه عجیبی به قانون مند بودن داره در عین بی نیازی و نامحدود بودن.
قدرت خدا رو اونجایی فهمیدم که محکم ترین بنیان های ظلمی رو که هیچکس فکرشو نمی کرد بشه که از بین ببره با کوچکترین اسباب منحل می کنه.
ای کاش جان دادن و رسیدن به این عزیز منحصر به فرد دست خود ما بود ...
واقعا که خدا تک هست ، فقط یکی است و مانندی نداره.
سلام.
موافقم.
به نظرم بهترین راه شناخت خدا همیناس که شما گفتید......
5 خط اول عالی بود
