۲۹/آذر/۹۲, ۱۹:۵۸
بسم الله الرحمن الرحیم
صل الله علی سیدنا ونبینا ابوالقاسم المصطفی محمد
ابتدا لازم است نگاهی کوتاه به مسئله ی ولایت بیندازیم.مسئله ولایت مداری در تمام طول دوران تاریخ مهم ترین مسئله بوده است. دو جبهه ی اصلی در ولایت پذیری است1-ولایت الله {الله ولی الذین آمنوا ...}
2- ولایت شیطان که همان ولایت طاغوت است{والذین کفرو اولیائهم الطاغوت....}
![[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcSemrVc0_6HigqXHA6S2el...ryMFaS9Lfg]](http://t1.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcSemrVc0_6HigqXHA6S2el4edMNws-KOt7BFMq3QlvAryMFaS9Lfg)
هر انسانی باید تنها یکی از این دو ولایت را بپذیرد ولایت الله یا ولایت شیطان . ولایت الله ضامن رستگاری در دنیا و آخرت است{...یخرجهم من الظلمات الی النور} و ولایت شیطان مایه ی بدبختی و شقاوت است {...اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون}ولایت الله در زمین به وسیله فرستادگان الهی وی در زمین اجرا می شود {انی جاعل فی الارض خلیفه} ولایت یطان هم توسط خود او و دستیارانش اعم از انس و جن در زمین اجرا می گردد
تمام مسلمانان در پذیرش ولایت الله مشترک هستند ولی مسلمنان در ماموران اجرای ولایت الله در زمین دچار اختلاف هستند. در اصول فقه شیعه داریم ولایت از آن اولیای الهی که در صدر اسلام ،پیامبر اسلام ولی امر مسلمین بودند و بعد از ایشان دوازده امام الهی ولی امر المسلمین هستند .در فقه شیعه ولی امر مسلمین تنها توسط خدا تعیین می شود و موظف به اجرای قوانین الهی در زمین می باشد.اما عقاید اهل تسنن به گونه ی دیگر است آن ها معتقدند که پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بعد از خود جانشینی برای تقبل مسئولیت ولایت انتخاب نکردند و امت خود را برای انتخاب جانشین آزاد گذاشته اندمن به حقانیت حضذت علی (علیه السلام) وامامان بعد از ایشان نمی پردازم چون در مورد این مسئله در این تالار زیاد صحبت شده و حقانیت مولایمان حضرت علی همواره اثبات شده است در اینجا به مشکلاتی که در اهل تسنن به خاطر همین قضیه ایجاد شد می پردازم.ولی مسلمین نماینده ی خدا است بنابراین باید به اجرای احکام الهی بپردازد و همین طور حرف وی همان حرف خداست بنابراین یکی از لزومات ولایت بر مسلمین تقواست امامان شیعه توسط خدا انتخاب شده اند و دارای عصمت هستند بنابراین حرفشان حرف خداست در زمان غیبت آقا حجه بن حسن العسکری (علیه السلام) اداره ی امور مسلمین با نظارت خود ایشان {اگر عنایات و توجهات ما نبود، مصائب و حوادث زندگی شما را در بر میگرفت و دشمنان شما را از بین میبردند} وتوسط نائبان بر حقش که سخنشان سخن قرآن و اهل بیت است انجام می گردد
اما در بین اهل تسنن عصمت و تقوا مطرح نیست به گونه ای که حاکم انتخاب شده خلیفه الله است وهمگی باید از فرمانش اطاعت کنند و کسی اجازه ی قیام بر علیه حاکم وقت را ندارد و محاربه با حاکم محاربه با خداست و خون محارب مباح است هر چند که حاکم غرق در فساد و تباهی باشد اینگونه واقعه ی عظیم عاشورا اتفاق افتاد
اما تبعات این تفکر فساد در وتباهی در جامعه بود به گونه ای که حکومت اسلامی که در صدر اسلام تا اروپای کنونی گسترش پیدا کرده رو به زوال گذاشت تجزیه و تضعیف شد
این اتفاقات تا زمان کنونی ادامه دارد که همکنون جامعه ی اسلامی در حال بیدار شدن است و دارد به سوی ارزش های راستین اسلام ناب محمدی باز می گردد و جنبش های بیداری اسلامی در حال انجام است
انشاالله ادامه دارد........
یک مسئله یادم رفت شاید بپرسید که ایرانیان با وجود اکثریت شیعه مذهب چرا در زمان شاهانی همچون محمد خوارزمشاه،فتحعلی خان قاجار ،سلطان حسین صفوی و... بر علیه ظلم قیام نکردند
خوب این را از چند جهت می توان بررسی کرد :
1-در آن دوران هم جنبش هایی هر چند کوچک بر علیه استبداد صورت می گرفته است
2-در دوران شاهان در مردم ایران تفکری بوجود آمد به نام ظل الله که به نوعی تفکری باقی مانده از دوران قبل اسلام بود و شاه را سایه خدا میخواندند که این تفکر در عصر مدرن از بین رفت و زمینه انقلاب های مشروطه وانقلاب اسلامی به وجود آمد
4-تاقبل از دوران صفویه حکومت واحد شیعه مذهب وجود نداشته بود و حکومت در دست اهل تسنن بود(به غیر از دوران آل بویه) 5-ایران آنقدر درگیر جنگ های خارجی بود که وقت درگیری های داخلی را نداشت
6-بیشتر حاکمان ایرانی در ظاهر اسلام را رعایت می کردند
صل الله علی سیدنا ونبینا ابوالقاسم المصطفی محمد
ابتدا لازم است نگاهی کوتاه به مسئله ی ولایت بیندازیم.مسئله ولایت مداری در تمام طول دوران تاریخ مهم ترین مسئله بوده است. دو جبهه ی اصلی در ولایت پذیری است1-ولایت الله {الله ولی الذین آمنوا ...}
2- ولایت شیطان که همان ولایت طاغوت است{والذین کفرو اولیائهم الطاغوت....}
هر انسانی باید تنها یکی از این دو ولایت را بپذیرد ولایت الله یا ولایت شیطان . ولایت الله ضامن رستگاری در دنیا و آخرت است{...یخرجهم من الظلمات الی النور} و ولایت شیطان مایه ی بدبختی و شقاوت است {...اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون}ولایت الله در زمین به وسیله فرستادگان الهی وی در زمین اجرا می شود {انی جاعل فی الارض خلیفه} ولایت یطان هم توسط خود او و دستیارانش اعم از انس و جن در زمین اجرا می گردد
اما در بین اهل تسنن عصمت و تقوا مطرح نیست به گونه ای که حاکم انتخاب شده خلیفه الله است وهمگی باید از فرمانش اطاعت کنند و کسی اجازه ی قیام بر علیه حاکم وقت را ندارد و محاربه با حاکم محاربه با خداست و خون محارب مباح است هر چند که حاکم غرق در فساد و تباهی باشد اینگونه واقعه ی عظیم عاشورا اتفاق افتاد
اما تبعات این تفکر فساد در وتباهی در جامعه بود به گونه ای که حکومت اسلامی که در صدر اسلام تا اروپای کنونی گسترش پیدا کرده رو به زوال گذاشت تجزیه و تضعیف شد
این اتفاقات تا زمان کنونی ادامه دارد که همکنون جامعه ی اسلامی در حال بیدار شدن است و دارد به سوی ارزش های راستین اسلام ناب محمدی باز می گردد و جنبش های بیداری اسلامی در حال انجام است
انشاالله ادامه دارد........
یک مسئله یادم رفت شاید بپرسید که ایرانیان با وجود اکثریت شیعه مذهب چرا در زمان شاهانی همچون محمد خوارزمشاه،فتحعلی خان قاجار ،سلطان حسین صفوی و... بر علیه ظلم قیام نکردند
خوب این را از چند جهت می توان بررسی کرد :
1-در آن دوران هم جنبش هایی هر چند کوچک بر علیه استبداد صورت می گرفته است
2-در دوران شاهان در مردم ایران تفکری بوجود آمد به نام ظل الله که به نوعی تفکری باقی مانده از دوران قبل اسلام بود و شاه را سایه خدا میخواندند که این تفکر در عصر مدرن از بین رفت و زمینه انقلاب های مشروطه وانقلاب اسلامی به وجود آمد
4-تاقبل از دوران صفویه حکومت واحد شیعه مذهب وجود نداشته بود و حکومت در دست اهل تسنن بود(به غیر از دوران آل بویه) 5-ایران آنقدر درگیر جنگ های خارجی بود که وقت درگیری های داخلی را نداشت
6-بیشتر حاکمان ایرانی در ظاهر اسلام را رعایت می کردند