۱۲/دی/۹۲, ۲:۰۳
به نام الله
السلام علیک یا فاطمه الزهرا سلام الله علیها
در حدیث قدسی آمده است:
یا أحمد، لولاک ؛ لما خلقتُ الافلاک و لولا علیٌ لما خلقتُک و لو لا فاطمه ؛ لما خلقتکما
ای احمد، اگر تو نبودی ، افلاک را خلق نمیکردم، و اگر علی نبود، تورا خلق نمیکردم و اگر فاطمه نبود، شما را خلق نمیکردم(1)
سیّد در لغت به معنی «آقا»،«بزرگوار»،«رئیس» بوده(2) و در اصطلاح، سیّد از القابی است که در عرف فارسى زبانان و شیعه، به کسانى که نسبشان به واسطه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) منتهى مىشود، اطلاق می شود.
اما به علویّینی که به واسطه حضرت عبّاس یا جناب محمّد حنفیّه نسبشان به حضرت امام علی (علیه السلام) مىرسد و همچنین هاشمی هایی که نسبشان به جناب جعفر طیّار و عقیل مىرسد، نیز احتراما سیّد گفته می شود.(3)
احترام به سادات از منظر آیات و روایات:
اسلام دینی است که به همه انسان ها حتی غیر مسلمانان احترام می گذارد، اما برای مسلمانان و مؤمنان احترام بیشتری قائل است و در میان مؤمنان، احترام به منسوبین به پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و فرزندان حضرت زهرا (سلام الله علیها) را سفارش و تأکید کرده است.
آیه شریفه مودّت «... بگو: من هیچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمىکنم جز دوست داشتن نزدیکانم [اهل بیتم]...».(4) را می توان یکی از دلائل این احترام دانست.
ریشه اصلی احترام به سادات، همین آیه شریفه مودّت است که در مرتبه اول و به طور مستقیم، اهل بیت و عترت پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را شامل شده و سادات را که فرزندان با واسطه حضرت زهرا (سلام الله علیها) بوده و نسب آنان به یکی از ائمه اطهار (علیه السلام) می رسد، نیز شامل می شود.
در این آیه خدای تعالی به پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) امر می کند که به مردم بگوید که با خویشاوندان وی دوستی و مودت نمایند، که این دوستی و محبت، خود، مصداقی از احترام است.
همچنین در روایات، سفارشات فراوانی به احترام و اکرام به سادات شده است، که در این جا، به برخی اشاره می شود:
پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: «چهار دسته را روز قیامت شفاعت کنم، هر چند با گناه اهل دنیا به صحرای محشر حاضر شوند: آن که اولاد مرا یاری کند. آن که از اموالش به اولاد تنگدستم کمک کند. کسی که با زبان و قلب، آنان را دوست بدارد و آن که تلاش کند در انجام حوائج و نیازهای افرادی از ذریه ام که تبعید شده و یا رانده شده اند».(5)
پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)فرمودند: «اکرام کنید خوبان ذریه مرا از براى خدا و بدان ایشان را براى من».(6)
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «هر گاه روز قیامت شود منادى فریاد می زند که، اى گروه مردمان! خاموش باشید که همانا محمّد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) سخن می گوید. مردم خاموش می شوند؛ پیامبر حرکت مى کند و می فرماید: اى گروه مردمان! هر کس براى او در پیش من دستى و منّتى و نیکى هست باید حرکت کند تا جبران کنم. می گویند چه دست و چه منّت و چه نیکى است براى ما بلکه تمام این ها براى خدا و رسولش بر تمام مردمان است. می فرماید: هر کس یکى از فرزندان مرا پناه داده، نیکى به او کرده، او را از برهنگى پوشیده، او را گرسنه بوده، سیر کرده باید حرکت کند تا جبران کنم. پس بلند می شوند مردمى که این کردار را انجام دادهاند. پس ندا از پیشگاه خداى جلّ و علا می رسد که، اى محمّد! حبیب من! پاداش آنان را به تو واگذار کردم در هر کجاى بهشت که می خواهى آنان را جاى ده. پس آنان را در وسیله جا می دهد مکانى که محمّد و آل محمّد را مىبینند».(7)
رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: « من رأی أولادی و لم یقم بین یدیه فقد جفانی،و من جفانی فهو منافق( هر كس یكی از فرزندان مرا ببیند و در برابرش( به احترام او)بپا نخیزد،در واقع به من ستم روا داشته است و كسی كه در حق من ستم نماید منافق است.(8)
سادات و غیر سادات در دنیا و آخرت:
گرچه سادات به دلیل انتساب به پیامبر اکرم دارای احترام و یژه ای هستند اما:
در انجام تکالیف و وظایف شرعیّ و اخلاقی همه امّت پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مساوی مى باشند و سادات، بر غیر سادات امتیازى ندارند و هیچ کس از انجام تکالیف الهی، معاف نیست. تمامی انسان ها چه سادات و چه غیر سادات در تمامی لحظات مورد آزمایش و امتحان خداوند متعال بوده و هر بنده ای دارای پرونده ای است که در روز جزا مورد محاسبه قرار می گیرد . (9)
سادات به واسطه شرف انتساب به پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، مسئولیّت بیشترى دارند که رعایت احکام و تکالیف را نسبت به آنها موکّدتر مىنماید.(10)
امام موسى الكاظم(علیه السلام) فرمود: روزى به مجلس هارون الرشيد خليفه ى عباسى وارد شدم. هارون سؤال هايى كرد و من جواب دادم. هارون پرسيد شما چگونه میگوييد كه پسر پيامبريد در حالى كه پيامبر نسل نداشت. او فقط دختر داشت و نسل انسان از پسر میماند نه دختر. من در جواب سؤال هارون آيه 84 سوره ى انعام را خواندم. خداوند میفرمايد: و وهبنا له اسحق و يعقوب كلاً هدينا و نوحا هدنيا من قبل و من ذريته داود و سليمان و ايوب و يوسف و موسى و هارون و كذلك نجزى المحسنين و زكريا و يحيى و عيسى و الياس كل من الصالحين؛ ما به ابراهيم اسحاق و يعقوب را بخشيديم و همه را هدايت كرديم و نوح را از پيش هدايت كرده بوديم و از نژاد او داود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى و هارون را. ما نيكوكاران را چنين پاداش میدهيم. و نيز زكريا يحيى، عيسى و الياس را كه همگى از صالحان هستند»،(11). به هارون گفتم: اى هارون! پدر عيسى كيست؟ هارون گفت: عيسى پدر ندارد. گفتم: پس چطور عيسى از نسل ابراهيم بشمار رفته است؟! پس بدان كه خداوند عيسى را از طريق مادرش مريم به نسل حضرت ابراهيم ملحق ساخته است. ما هم از طريق مادرمان حضرت فاطمه زهرا از نسل پيامبر اسلام به حساب می آييم.(12)
در تفسير عياشى آمده است: روزى حجاج كسى را دنبال يحيى بن معمّر فرستاد. يحيى نزد حجاج حاضر شد. حجّاج گفت: شنيده ام تو گمان مىكنى كه حسن و حسين پسران پيامبر هستند و اين را از قرآن میگويى در صورتى كه من قرآن را از اول تا آخر خوانده ام ولى اين مطلب را در آن نديده ام. يحيى گفت: شما سوره انعام را نمیخوانى؟! در سوره انعام آمده است: و من ذرّيّته داود و سليمان و ايوب و يوسف و موسى و هارون و كذلك نجزى المحسنين * و زكريّا و يحيى و عيسى و الياس كلٌ من الصالحين مگر عيسى در اين آيه از نسل و ذريّه ى ابراهيم شمرده نشده است؟! حجاج گفت: درست میگويى. اين آيه را خوانده ام.(13)
ابو جارود میگويد: امام باقر(علیه السلام) فرمود: اى اباجارود! اينها درباره ى حسن و حسين به شما چه میگويند؟ گفتم: به ما میگويند: حسن و حسين فرزندان پيامبر نيستند. امام فرمود: شما چگونه براى آنان دليل می آوريد؟ گفتم: ما با آيه ى ... و من ذريته داود و سليمان... استدلال میكنيم. امام فرمود: آنان در جواب شما چه میگويند؟ گفتم: آنان میگويند: پسر دختر، فرزند ناميده میشود ولى اين فرزند صُلبى نيست. امام فرمود: شما به آنان چه میگوييد؟ گفتم: ما آيه ى ندع ابنائنا و ابنائكم... را براى آنان میخوانيم كه پيامبر به حسن و حسين، پسر اطلاق كرده است. امام فرمود: آنان چه میگويند؟ گفتم: آنان میگويند: در زبان عربى و در ميان مردم عرب، به پسران ديگران، «پسرم» اطلاق میكنند. (پسر، پسر توست ولى شخص ديگرى به اين پسر تو میگويد: «پسرم فلان چيز را بياور») امام فرمود: اى ابا جارود! از كتاب خدا برايت آيه اى میگويم. خداوند میگويد: حرّمت عليكم امهاتكم و بناتكم...(سوره نساء، آيه 23). تو از آنان بپرس آيا پيامبر میتواند دختران حسن و حسين را بگيرد؟ اگر گفتند: میتواند، دروغ میگويند و اگر بگويند نمیتواند دختران حسن و حسين را بگيرد، در اين صورت ثابت میشود كه حسن و حسين فرزندان صلبى پيامبر هستند.(14)
بنابراين زنى كه از نسل پيامبر است، همه ى فرزندان او نسل پيامبر و سيّد هستند گرچه شوهرش سيّد نباشد و در نتيجه انسان از طريق مادر هم سيادت پيدا میكند. يادآورى: توجه داشته باشيم ساداتى كه مستحقّ خمس هستند و زكات واجب بر آنان حرام است، ساداتى هستند كه پدرشان سيّد است. فتواى مشهور فقهاء چنين است.(15) احترام به سادات بدليل انتساب آنها به پيامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)تبعيت از سخن بزرگان دين است كه تكريم آنها را لازم دانسته واين به معني مصونيت انها از تبعات اعمالشان نيست.اگر كسي از روي علم وعمد به سيدي اهانت كند يا حرمت او را ناديده بگيرد، مسلم عواقبي در پي دارد، واين كه چه عملي توهين حساب مي شود بسته به نظر عرف است دراز كردن پا، براي كسي كه درد پا دارد مثلاً، توهين به كسي نمي شود. توهين به هر انساني در پيشرفت سلوكي انسان، تأثير منفي دارد، سيد باشد يا غير سيد، منتهي سادات بدليل انتساب به پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)حرمت بيشتري دارد، مانند اينكه رعايت حرمت علما لازم تر است، ولي اين مصونيتي نمي آورد.(16)
منابع:
(1) "فاطمه بهجة قلب المصطفی"، احمد رحمانی همدانی / «ملتقی البحرین» علامه مرندی
(2) قرشى، سید على اکبر،قاموس قرآن، ج3، ص 350، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ ششم، 1371ش؛ طریحى، فخر الدین، مجمع البحرین، ج3، ص 71،کتابفروشی مرتضوی،تهران، چاپ سوم، 1375ش؛ فرهنگ ابجدی عربی –فارسی، ص 507.
(3) خامنه ای،سید علی، اجوبة الاستفتائات، ص 216- 217؛گلپایگانی، سید محمد رضا، مجمع المسائل، ج1، ص 392، دارالقرآن الکریم، قم، چاپ هشتم، 1409ق.
(4) شوری، 23.
(5) ثقة الاسلام کلینی،الکافی، ج4، ص 60، دارالکتب الاسلامیة، تهران، 1365ش.
(6) ثقفى تهرانى، محمد،تفسیر روان جاوید، ج1، ص 52، انتشارات برهان، تهران، چاپ سوم، 1398ق. /(براي توضيح بيشتر به تفسير نمونه , ج 2, ذيل آيه 31 سوره آل عمران و يا تفسير در المنثور سيوطي , ج 6, ص 7 مراجعه كنيد). و اين اظهار محبتها يك شعار الهي است كه بگوييم ما مسلمانان براي خدمات پيغمبر و جبران ذره اي از زحماتش به او ارج نهاده و با اين احترام هميشه به ياد او هستيم , و اگر سيدي بد بود كار بدش را دوست نمي داريم ولي خودشان را بخاطر انتسابشان به پيغمبر اكرم دوست مي داريم ./ با توجه به آيات و روايات ما سادات را احترام مي كنيم و اگر از ايشان كسي به خطاكاري و بيراهه رفته ضمن كراهت داشتن عملش او را متذكر شده و نهي از منكر مي نماييم و در عين حال طوري برخورد نمي كنيم كه جسارت به نسبش باشد و فقط به سبب فرمايش معصومين (ع ) به او احترام و اكرام مي نماييم . براي استفاده و توضيح بيشتر به اين كتابها مراجعه فرمائيد: تفسير الميزان (علامه طباطبايي ), 9, آيه 41, انفال تفسير نمونه , ج 2, آيه 31 آل عمران كتاب فضايل السادات سيد محمد اشرف فرزند مرحوم محقق داماد, انتشارات شركه المعارف و الاثار 1339 ه.ش قم .)
(7) وسائل الشیعه، ج 16، ص 333.
(8) جامع الاخبار
(9) مجمع المسائل، ج1، ص 393.
(10) مجمع المسائل، ج1، ص 393.
(11)الميزان، ج 7، ص 241، عربى، بيروت، چاپ دوم
(12)تفسير صافى، ج 1، ص 530 چاپ دوجلدى قديمى، تفسير نمونه، ج 5، ص 328 به نقل از نورالثقلين، ج 1، ص 743
(13) تفسير الميزان، عربى، ج 7، ص 261، بحث روائى
(14) جواهر الكلام، ج 16، ص 93، كتاب الخمس، چاپ ايران). روايات ديگرى نيز در اين موضوع آمده است. براى آگاهى بيشتر ر.ك: جواهر، ج 16، ص 93 تا 101
(15) جواهر، ج 16، ص 90، تحرير الوسيله حضرت امام خمينى(قدس سره)، كتاب الخمس
(16) لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 30/100107495
ــــــــــــــــــــــــ
ادامه دارد ان شاء الله...

السلام علیک یا فاطمه الزهرا سلام الله علیها

در حدیث قدسی آمده است:
یا أحمد، لولاک ؛ لما خلقتُ الافلاک و لولا علیٌ لما خلقتُک و لو لا فاطمه ؛ لما خلقتکما
ای احمد، اگر تو نبودی ، افلاک را خلق نمیکردم، و اگر علی نبود، تورا خلق نمیکردم و اگر فاطمه نبود، شما را خلق نمیکردم(1)
سیّد در لغت به معنی «آقا»،«بزرگوار»،«رئیس» بوده(2) و در اصطلاح، سیّد از القابی است که در عرف فارسى زبانان و شیعه، به کسانى که نسبشان به واسطه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) منتهى مىشود، اطلاق می شود.
اما به علویّینی که به واسطه حضرت عبّاس یا جناب محمّد حنفیّه نسبشان به حضرت امام علی (علیه السلام) مىرسد و همچنین هاشمی هایی که نسبشان به جناب جعفر طیّار و عقیل مىرسد، نیز احتراما سیّد گفته می شود.(3)
احترام به سادات از منظر آیات و روایات:
اسلام دینی است که به همه انسان ها حتی غیر مسلمانان احترام می گذارد، اما برای مسلمانان و مؤمنان احترام بیشتری قائل است و در میان مؤمنان، احترام به منسوبین به پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و فرزندان حضرت زهرا (سلام الله علیها) را سفارش و تأکید کرده است.
آیه شریفه مودّت «... بگو: من هیچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمىکنم جز دوست داشتن نزدیکانم [اهل بیتم]...».(4) را می توان یکی از دلائل این احترام دانست.
ریشه اصلی احترام به سادات، همین آیه شریفه مودّت است که در مرتبه اول و به طور مستقیم، اهل بیت و عترت پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را شامل شده و سادات را که فرزندان با واسطه حضرت زهرا (سلام الله علیها) بوده و نسب آنان به یکی از ائمه اطهار (علیه السلام) می رسد، نیز شامل می شود.
در این آیه خدای تعالی به پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) امر می کند که به مردم بگوید که با خویشاوندان وی دوستی و مودت نمایند، که این دوستی و محبت، خود، مصداقی از احترام است.
همچنین در روایات، سفارشات فراوانی به احترام و اکرام به سادات شده است، که در این جا، به برخی اشاره می شود:
پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: «چهار دسته را روز قیامت شفاعت کنم، هر چند با گناه اهل دنیا به صحرای محشر حاضر شوند: آن که اولاد مرا یاری کند. آن که از اموالش به اولاد تنگدستم کمک کند. کسی که با زبان و قلب، آنان را دوست بدارد و آن که تلاش کند در انجام حوائج و نیازهای افرادی از ذریه ام که تبعید شده و یا رانده شده اند».(5)
پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)فرمودند: «اکرام کنید خوبان ذریه مرا از براى خدا و بدان ایشان را براى من».(6)
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «هر گاه روز قیامت شود منادى فریاد می زند که، اى گروه مردمان! خاموش باشید که همانا محمّد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) سخن می گوید. مردم خاموش می شوند؛ پیامبر حرکت مى کند و می فرماید: اى گروه مردمان! هر کس براى او در پیش من دستى و منّتى و نیکى هست باید حرکت کند تا جبران کنم. می گویند چه دست و چه منّت و چه نیکى است براى ما بلکه تمام این ها براى خدا و رسولش بر تمام مردمان است. می فرماید: هر کس یکى از فرزندان مرا پناه داده، نیکى به او کرده، او را از برهنگى پوشیده، او را گرسنه بوده، سیر کرده باید حرکت کند تا جبران کنم. پس بلند می شوند مردمى که این کردار را انجام دادهاند. پس ندا از پیشگاه خداى جلّ و علا می رسد که، اى محمّد! حبیب من! پاداش آنان را به تو واگذار کردم در هر کجاى بهشت که می خواهى آنان را جاى ده. پس آنان را در وسیله جا می دهد مکانى که محمّد و آل محمّد را مىبینند».(7)
رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: « من رأی أولادی و لم یقم بین یدیه فقد جفانی،و من جفانی فهو منافق( هر كس یكی از فرزندان مرا ببیند و در برابرش( به احترام او)بپا نخیزد،در واقع به من ستم روا داشته است و كسی كه در حق من ستم نماید منافق است.(8)
سادات و غیر سادات در دنیا و آخرت:
گرچه سادات به دلیل انتساب به پیامبر اکرم دارای احترام و یژه ای هستند اما:
در انجام تکالیف و وظایف شرعیّ و اخلاقی همه امّت پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مساوی مى باشند و سادات، بر غیر سادات امتیازى ندارند و هیچ کس از انجام تکالیف الهی، معاف نیست. تمامی انسان ها چه سادات و چه غیر سادات در تمامی لحظات مورد آزمایش و امتحان خداوند متعال بوده و هر بنده ای دارای پرونده ای است که در روز جزا مورد محاسبه قرار می گیرد . (9)
سادات به واسطه شرف انتساب به پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، مسئولیّت بیشترى دارند که رعایت احکام و تکالیف را نسبت به آنها موکّدتر مىنماید.(10)
امام موسى الكاظم(علیه السلام) فرمود: روزى به مجلس هارون الرشيد خليفه ى عباسى وارد شدم. هارون سؤال هايى كرد و من جواب دادم. هارون پرسيد شما چگونه میگوييد كه پسر پيامبريد در حالى كه پيامبر نسل نداشت. او فقط دختر داشت و نسل انسان از پسر میماند نه دختر. من در جواب سؤال هارون آيه 84 سوره ى انعام را خواندم. خداوند میفرمايد: و وهبنا له اسحق و يعقوب كلاً هدينا و نوحا هدنيا من قبل و من ذريته داود و سليمان و ايوب و يوسف و موسى و هارون و كذلك نجزى المحسنين و زكريا و يحيى و عيسى و الياس كل من الصالحين؛ ما به ابراهيم اسحاق و يعقوب را بخشيديم و همه را هدايت كرديم و نوح را از پيش هدايت كرده بوديم و از نژاد او داود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى و هارون را. ما نيكوكاران را چنين پاداش میدهيم. و نيز زكريا يحيى، عيسى و الياس را كه همگى از صالحان هستند»،(11). به هارون گفتم: اى هارون! پدر عيسى كيست؟ هارون گفت: عيسى پدر ندارد. گفتم: پس چطور عيسى از نسل ابراهيم بشمار رفته است؟! پس بدان كه خداوند عيسى را از طريق مادرش مريم به نسل حضرت ابراهيم ملحق ساخته است. ما هم از طريق مادرمان حضرت فاطمه زهرا از نسل پيامبر اسلام به حساب می آييم.(12)
در تفسير عياشى آمده است: روزى حجاج كسى را دنبال يحيى بن معمّر فرستاد. يحيى نزد حجاج حاضر شد. حجّاج گفت: شنيده ام تو گمان مىكنى كه حسن و حسين پسران پيامبر هستند و اين را از قرآن میگويى در صورتى كه من قرآن را از اول تا آخر خوانده ام ولى اين مطلب را در آن نديده ام. يحيى گفت: شما سوره انعام را نمیخوانى؟! در سوره انعام آمده است: و من ذرّيّته داود و سليمان و ايوب و يوسف و موسى و هارون و كذلك نجزى المحسنين * و زكريّا و يحيى و عيسى و الياس كلٌ من الصالحين مگر عيسى در اين آيه از نسل و ذريّه ى ابراهيم شمرده نشده است؟! حجاج گفت: درست میگويى. اين آيه را خوانده ام.(13)
ابو جارود میگويد: امام باقر(علیه السلام) فرمود: اى اباجارود! اينها درباره ى حسن و حسين به شما چه میگويند؟ گفتم: به ما میگويند: حسن و حسين فرزندان پيامبر نيستند. امام فرمود: شما چگونه براى آنان دليل می آوريد؟ گفتم: ما با آيه ى ... و من ذريته داود و سليمان... استدلال میكنيم. امام فرمود: آنان در جواب شما چه میگويند؟ گفتم: آنان میگويند: پسر دختر، فرزند ناميده میشود ولى اين فرزند صُلبى نيست. امام فرمود: شما به آنان چه میگوييد؟ گفتم: ما آيه ى ندع ابنائنا و ابنائكم... را براى آنان میخوانيم كه پيامبر به حسن و حسين، پسر اطلاق كرده است. امام فرمود: آنان چه میگويند؟ گفتم: آنان میگويند: در زبان عربى و در ميان مردم عرب، به پسران ديگران، «پسرم» اطلاق میكنند. (پسر، پسر توست ولى شخص ديگرى به اين پسر تو میگويد: «پسرم فلان چيز را بياور») امام فرمود: اى ابا جارود! از كتاب خدا برايت آيه اى میگويم. خداوند میگويد: حرّمت عليكم امهاتكم و بناتكم...(سوره نساء، آيه 23). تو از آنان بپرس آيا پيامبر میتواند دختران حسن و حسين را بگيرد؟ اگر گفتند: میتواند، دروغ میگويند و اگر بگويند نمیتواند دختران حسن و حسين را بگيرد، در اين صورت ثابت میشود كه حسن و حسين فرزندان صلبى پيامبر هستند.(14)
بنابراين زنى كه از نسل پيامبر است، همه ى فرزندان او نسل پيامبر و سيّد هستند گرچه شوهرش سيّد نباشد و در نتيجه انسان از طريق مادر هم سيادت پيدا میكند. يادآورى: توجه داشته باشيم ساداتى كه مستحقّ خمس هستند و زكات واجب بر آنان حرام است، ساداتى هستند كه پدرشان سيّد است. فتواى مشهور فقهاء چنين است.(15) احترام به سادات بدليل انتساب آنها به پيامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)تبعيت از سخن بزرگان دين است كه تكريم آنها را لازم دانسته واين به معني مصونيت انها از تبعات اعمالشان نيست.اگر كسي از روي علم وعمد به سيدي اهانت كند يا حرمت او را ناديده بگيرد، مسلم عواقبي در پي دارد، واين كه چه عملي توهين حساب مي شود بسته به نظر عرف است دراز كردن پا، براي كسي كه درد پا دارد مثلاً، توهين به كسي نمي شود. توهين به هر انساني در پيشرفت سلوكي انسان، تأثير منفي دارد، سيد باشد يا غير سيد، منتهي سادات بدليل انتساب به پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)حرمت بيشتري دارد، مانند اينكه رعايت حرمت علما لازم تر است، ولي اين مصونيتي نمي آورد.(16)
منابع:
(1) "فاطمه بهجة قلب المصطفی"، احمد رحمانی همدانی / «ملتقی البحرین» علامه مرندی
(2) قرشى، سید على اکبر،قاموس قرآن، ج3، ص 350، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ ششم، 1371ش؛ طریحى، فخر الدین، مجمع البحرین، ج3، ص 71،کتابفروشی مرتضوی،تهران، چاپ سوم، 1375ش؛ فرهنگ ابجدی عربی –فارسی، ص 507.
(3) خامنه ای،سید علی، اجوبة الاستفتائات، ص 216- 217؛گلپایگانی، سید محمد رضا، مجمع المسائل، ج1، ص 392، دارالقرآن الکریم، قم، چاپ هشتم، 1409ق.
(4) شوری، 23.
(5) ثقة الاسلام کلینی،الکافی، ج4، ص 60، دارالکتب الاسلامیة، تهران، 1365ش.
(6) ثقفى تهرانى، محمد،تفسیر روان جاوید، ج1، ص 52، انتشارات برهان، تهران، چاپ سوم، 1398ق. /(براي توضيح بيشتر به تفسير نمونه , ج 2, ذيل آيه 31 سوره آل عمران و يا تفسير در المنثور سيوطي , ج 6, ص 7 مراجعه كنيد). و اين اظهار محبتها يك شعار الهي است كه بگوييم ما مسلمانان براي خدمات پيغمبر و جبران ذره اي از زحماتش به او ارج نهاده و با اين احترام هميشه به ياد او هستيم , و اگر سيدي بد بود كار بدش را دوست نمي داريم ولي خودشان را بخاطر انتسابشان به پيغمبر اكرم دوست مي داريم ./ با توجه به آيات و روايات ما سادات را احترام مي كنيم و اگر از ايشان كسي به خطاكاري و بيراهه رفته ضمن كراهت داشتن عملش او را متذكر شده و نهي از منكر مي نماييم و در عين حال طوري برخورد نمي كنيم كه جسارت به نسبش باشد و فقط به سبب فرمايش معصومين (ع ) به او احترام و اكرام مي نماييم . براي استفاده و توضيح بيشتر به اين كتابها مراجعه فرمائيد: تفسير الميزان (علامه طباطبايي ), 9, آيه 41, انفال تفسير نمونه , ج 2, آيه 31 آل عمران كتاب فضايل السادات سيد محمد اشرف فرزند مرحوم محقق داماد, انتشارات شركه المعارف و الاثار 1339 ه.ش قم .)
(7) وسائل الشیعه، ج 16، ص 333.
(8) جامع الاخبار
(9) مجمع المسائل، ج1، ص 393.
(10) مجمع المسائل، ج1، ص 393.
(11)الميزان، ج 7، ص 241، عربى، بيروت، چاپ دوم
(12)تفسير صافى، ج 1، ص 530 چاپ دوجلدى قديمى، تفسير نمونه، ج 5، ص 328 به نقل از نورالثقلين، ج 1، ص 743
(13) تفسير الميزان، عربى، ج 7، ص 261، بحث روائى
(14) جواهر الكلام، ج 16، ص 93، كتاب الخمس، چاپ ايران). روايات ديگرى نيز در اين موضوع آمده است. براى آگاهى بيشتر ر.ك: جواهر، ج 16، ص 93 تا 101
(15) جواهر، ج 16، ص 90، تحرير الوسيله حضرت امام خمينى(قدس سره)، كتاب الخمس
(16) لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 30/100107495
ــــــــــــــــــــــــ
ادامه دارد ان شاء الله...