تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: ..::"نمی خواهم"ایمان بیاورم & شما چطور ایمان آوردید؟::.
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
[تصویر: Besmella.png]
سلام بر گرامیان

خوب موقعیت فرضی :

شما با دوستی . همکاری . خوبشاوندی . همکلاسی برخورد می کنید . ضمن گفتگو ایشان می فرماید که :

من اصلا نمی خواهم مسلمان باشم . اصلا نمی خواهم ایمان بیاورم !!


چه جوابی به ایشون می دهید ؟!!

یعنی در واقع می خواهیم ببینیم ضرورت دینداری چه هست یعنی چرا باید ایمان بیاوریم
و
سوال بعد اینکه شما چطوری شد ایمان آوردید ؟! شاید با دلیل ایمان آوردنِ شما اون فرد مقابل ما هم ، بتونه ایمان بیاره




پ.ن
سوالات متفرق هستند؟ به نظر من که نزدیکند !
حالا شما جواب بدید . اگر فاصله افتاد جدا می کنیم .
جوابم خداییش اینه...

SurpriseDodgy

دیگه چیزی برای گفتن ندارم ...
شاید علتش سواد کم ما یا برخورد بدمون باشه
:|
حرفی که به طرف میزنید در قبال این جمله را بفرمایید .
تازه دلیل هم از قرآنتان می آورد که

لا اکراه فی الدین !!
من دوستی داشتم که کلا خدا رو هم قبول نداشت!
یبار خواستم ببرمش کلاس قران که استادمون باهاش حرف بزنه
اما به استادم که گفتم ،گفت ادمایی که این مدلی اند اغلب کسانی هستند که تو زندگی یه چیزی خیلی ناراحتشون کرده
با منطق و حرف نظرشون برنمیگرده،یه جایی باید دلشون بشکنه تا خدا رو حس کنن
حالا اون ناراحتی میتونه اینا باشه
طرف مثلا طلاق گرفته از بچه اش دور شده،دیگه ام بچه اشو ندیده(یعنی با احکام شخصی برخورد میکنند)
مادر و پدرش متعصب بودن از اون ور افتاده
وضع مالی بدی دارن و هی بد بیاری میارن
از دست مسئولین مملکت شاکی اند
.
.
.
یعنی باید علت اصلی کشف شه
وگرنه هیچ کس بی دلیل این حرف رو نمیزنه
(۱۵/دی/۹۲ ۱۷:۰۹)فاطمه خانم نوشته است: [ -> ]:|
حرفی که به طرف میزنید در قبال این جمله را بفرمایید .
تازه دلیل هم از قرآنتان می آورد که

لا اکراه فی الدین !!


من شخصی رو میشناسم نماز صبحشو سر وقت میخوند

رفت دانشگاه تو یه شهر دیگه گیر چندتا استاد افتاد کلا اعتقاداتشو عوض کردن

البته زمینشو داشت ولی خیلی بد شد

از دانشگاه که بیرون اومد بهتر شد

ولی دیگه نماز نمیخونه

میگه خدا رو قبول داره ولی عدالتش رو نه

چون زندگیش مشکل داره!

منم سعی میکنم با رفتار خوب جذبش کنم (الان شدم مرکز جهان اسلامCool >>شوخی)

طول میکشه ولی خب احساس میکنم بهتر شده

جواب چنین افرادی رو ندیم بهتره

چون دوست دارن بحث کنن و به جایی نرسن

باید ببینن تا بشنون
(۱۵/دی/۹۲ ۱۷:۰۹)فاطمه خانم نوشته است: [ -> ]:|
حرفی که به طرف میزنید در قبال این جمله را بفرمایید .
تازه دلیل هم از قرآنتان می آورد که

لا اکراه فی الدین !!

سلام به همه
یادمه این جمله در کتاب دینی زمان ما بود به خاطر همین چیزه دیگه ندارن بگن آخه خودمون بهانه دستشون دادیم .
اما این جمله ادامه داره
لا اکراه فی الدین



اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ ۚ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ ۚ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ ۗ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِندَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ ۚ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ ۖ وَلَا یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ ۚ وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ ۖ وَلَا یَئُودُهُ حِفْظُهُمَا ۚ وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ * لَا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ ۖ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ ۚ فَمَن یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَیٰ لَا انفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ * اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ ۖ وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ ۗ أُولَٰئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ
معنی به فارسی

خداست که معبودى جز او نیست؛ زنده و برپادارنده است؛ نه خوابى سبک او را فرو مى‌گیرد و نه خوابى گران؛ آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آنِ اوست. کیست آن کس که جز به اذن او در پیشگاهش شفاعت کند؟ آنچه در پیش روى آنان و آنچه در پشت سرشان است مى‌داند. و به چیزى از علم او، جز به آنچه بخواهد، احاطه نمى‌یابند. کرسى او آسمانها و زمین را در بر گرفته، و نگهدارى آنها بر او دشوار نیست، و اوست والاى بزرگ. * در دین هیچ اجبارى نیست. و راه از بیراهه بخوبى آشکار شده است. پس هر کس به طاغوت کفر ورزد، و به خدا ایمان آورد، به یقین، به دستاویزى استوار، که آن را گسستن نیست، چنگ زده است. و خداوند شنواى داناست. * خداوند سرور کسانى است که ایمان آورده‌اند. آنان را از تاریکیها به سوى روشنایى به در مى‌برد. و [لى‌] کسانى که کفر ورزیده‌اند، سرورانشان [همان عصیانگران=] طاغوتند، که آنان را از روشنایى به سوى تاریکیها به در مى‌برند. آنان اهل آتشند که خود، در آن جاودانند



(۱۵/دی/۹۲ ۱۷:۱۷)nina نوشته است: [ -> ]من دوستی داشتم که کلا خدا رو هم قبول نداشت!
یبار خواستم ببرمش کلاس قران که استادمون باهاش حرف بزنه
اما به استادم که گفتم ،ادمایی که این مدلی اند اغلب کسانی هستند که تو زندگی یه چیزی خیلی ناراحتشون کرده
با منطق و حرف نظرشون برنمیگرده،یه جایی باید دلشون بشکنه تا خدا رو حس کنن
حالا اون ناراحتی میتونه اینا باشه
طرف مثلا طلاق گرفته از بچه اش دور شده،دیگه ام بچه اشو ندیده(یعنی با احکام شخصی برخورد میکنند)
مادر و پدرش متعصب بودن از اون ور افتاده
وضع مالی بدی دارن و هی بد بیاری میارن
از دست مسئولین مملکت شاکی اند
.
.
.
یعنی باید علت اصلی کشف شه
وگرنه هیچ کس بی دلیل این حرف رو نمیزنه
حرف شما کاملا درسته

(۱۵/دی/۹۲ ۱۸:۵۴)عبدالرحمن نوشته است: [ -> ]من شخصی رو میشناسم نماز صبحشو سر وقت میخوند

رفت دانشگاه تو یه شهر دیگه گیر چندتا استاد افتاد کلا اعتقاداتشو عوض کردن

البته زمینشو داشت ولی خیلی بد شد

از دانشگاه که بیرون اومد بهتر شد

ولی دیگه نماز نمیخونه

میگه خدا رو قبول داره ولی عدالتش رو نه

چون زندگیش مشکل داره!

منم سعی میکنم با رفتار خوب جذبش کنم (الان شدم مرکز جهان اسلامCool >>شوخی)

طول میکشه ولی خب احساس میکنم بهتر شده

جواب چنین افرادی رو ندیم بهتره

چون دوست دارن بحث کنن و به جایی نرسن

باید ببینن تا بشنون
البته بعید میدونم این فردی که گفتید با اخلاق خوب عوض بشه
فکر کنم اینجور افراد اگر دنبال جواب باشن باید بحث فلسفی باهاشون کرد
باید دید چشه هر کسی مریضی خاصی داره اول باید تشخیص مرض داد بعد درمان کرد.
البته خداوند هادی است نه ما
نظر سنجیتون ی گزینه کم داره ! اونم اینکه وقتی نمی خوادد توجیه بشه، نمیشه دیگه، چرا خودمو بکشم ؟؟؟؟

این آدما، اگه دوست یا افراد خانواده خودم ( مامان، بابا، خواهر و برادر، عروس و داماد، همین ! ) باشن حتما حتما اونقدر باهاشون بحث میکنم، که مجابشون کنم،،، وقتی حرف منطقی باشه، دیگه دعوا نداره که !!!!

اما اگه افراد دیگه باشن، حوصله داشته باشم، قصدش تحقیر و تهدید و توهین و ... نباشه، سعیمو می کنم. حرف نینای عزیز رو کاملا قبول دارم . کسی که با این قاطعیت می گه نمی خوام ایمان بیارم، ی جای زندگی ی آزار شدید دیده ( کاملا درک می کنم، چون خودم هم تجربه داشتم )، باید اون آزاره رو پیداکرد و (اگه طرف احساساتیه) احساساتش رو توجیه کنی،( اگه منطقیه ) منطقش رو توجیه کنی .... التبه بهترین توجیه اینه که بشه قانعش کرد، :«خودت باید بخوای» .... اینو قبول کنه، بقیه ش حله ...

البته ی سری آدما مثل من هستن، که توجیه کردنمون کار حضرت فیله .... همه رو باهم باید توجیه کنه، یکیش توجیه نشه، فقط خودشو خسته کرده ...Big GrinBig GrinBig GrinAngel
خوب ما جوابمان را نگرفتیم هنوز !!
پس دوستان متفق القول هستند که بگذاریم به حال خودش ؟!!!! :|

پس لااقل بفرمایید ضرورت دینداری چه هست ؟! چرا باید ایمان بیاوریم خوب؟!
اصولا باید یک تنبهی یک کششی چیزی در فرد ایجاد بشود . اگر نتونستیم با حرف هامون این تنبه رو ایجاد کنیم راهی نداره . پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) باشه بعضی نمیخوان هدایت بشوند!
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع