توی چندتا تالار گفتگوی خانومانه هم هستم
یه تاپیک یه جایی بود به اسم بارداری قبل از عروسی
تازه نه در دوران دوستی
بلکه دوران عقد و نامزدی
خانم های مبتلا به ،میومدن درد و دل میکردن و راهکار میخواستن
یعنی من نوشته ها رو میخوندم داشت گریه ام میگرفت،اکثر اقایون به جای اینکه در این شرایط به خانوما کمک کنن،بالاخره در فرهنگ ما این اتفاق واسه خانم سخت تره،اکثرا خانم رو تحت فشار میذاشتن که سقط کنه،خانما هم یه عده موافق،یه عده از گناه سقط میترسیدن و ابرو،یه عده ام بچه شون رو میخواستن
متاسفانه بعضی مردا بچه مشروعشونم نمیخوان ،دوران دوستی که دیگه هیچی
کاملا با هات موافقم اسکای جان، در رابطه دوستی، کسی بیشترین ضربه رو میخوره دختر هست
دارم بین دوستام میبینم
یکی که کارش به افسردگی و خود کشی هم رسید اما نجاتش دادن
این جمله رو از زبان یکی از اقایون دانشگاهمون شنیدم
میگفت دخترا مثل اتوبوس میمونن،هیچ وقت دنبال اتوبوس ندو،چون بعدی به زودی میرسه
خانما با ندونم کاریشون دارن فرهنگ بدی رو جا میندازن
(۱۸/دی/۹۲ ۷:۵۲)عبدالرحمن نوشته است: [ -> ]خیر
جواب کاملش اینه
دور شدن از ثقلین! (جدیدا هرچی جلوتر میرم بیشتر به عمق فاجعه در مورد خودم و جامعه پی میبرم)
الان سنت های غلطی داریم که هیچ ربطی به غرب و شرق نداره
سبک زندگی اسلامی!
یکی از دغدغه های امام
خب چگونه سبک زندگی رو میشه تو جامعه رواج داد.چون میدونید که نمیشه فقط یه عده اندکی این طوری باشن و بقیه به هر سبکی زندگی کنن (الان همین طوریه دیگه که اینم شده نتیجش).
اگه راهکار بگین عالیه
نقل قول:
يه گروه مغز دين رو دارن ولي پوسته رو ندارن
aaaaaaaaaaa جان ، این رو یه خورده بازش کن ، من نتونستم مصداقی واسه این گروه پیدا کنم...
چند وقت پیش تو دانشگاهمون با دوستام رفتیم از این جلسات نشت و گفتگو در مورد ازدواج و اشنایی و....
که اخر صحبتای مشاوره بچه ها دیدگاهشون رو در مورد اشنایی میدادن خیلیییییییی برام جالب بود اکثر اقایون نظرشون در مورد دوستی قبل از ازدواج بود میگفتن باید اشنا بشیم یه مدتی و بعد ازدواج کنیم ! میگفتن این با دوستی های دیگه فرق داره اونا به قصد ازدواج نیست ولی این فقط واسه ازدواج و اشنایی هست! کسایی این حرفا رو میزدن که ادعای مذهبی بودن میکردن و مثلا بچه هیئتی بودن من از بقیه انتظار داشتم ولی از این جماعت...
چند وقت بعدش هم با چند نفری داشتم سر یه سری مسائل بحث میکردیم که دیدم بله این یه طرز فکر جدیدیه که باب شده خیلیا حتی بچه مذهبی ها هم قبولش دارن
این دیگه یه عرف غلطی هست که خود جوونا اوردنش ...
(۲۰/دی/۹۲ ۱۲:۲۶)هادی... نوشته است: [ -> ]
aaaaaaaaaaa جان ، این رو یه خورده بازش کن ، من نتونستم مصداقی واسه این گروه پیدا کنم...
فکر میکنم منظور اونایی ان که باطنا اسلام رو قبول دارند و بهش ایمان دارن اما در ظاهرشون این رو نشون نمیدن!کمه ولی هست... .
(۲۰/دی/۹۲ ۱۲:۲۶)هادی... نوشته است: [ -> ]
aaaaaaaaaaa جان ، این رو یه خورده بازش کن ، من نتونستم مصداقی واسه این گروه پیدا کنم...
سلام هادی جان
این ها همون کسانی هستند که دین رو در بعد نظری قبول کردند.همان ها که روز عاشورا مقابل امام نجگیدند ولی امام رو هم تنها گذاشتند.
به قول استاد رایفی اونایی که میگن دلت پاک باشه بقیش حله
(۲۰/دی/۹۲ ۱۶:۰۲)help me نوشته است: [ -> ]خیلیییییییی برام جالب بود اکثر اقایون نظرشون در مورد دوستی قبل از ازدواج بود میگفتن باید اشنا بشیم یه مدتی و بعد ازدواج کنیم ! میگفتن این با دوستی های دیگه فرق داره اونا به قصد ازدواج نیست ولی این فقط واسه ازدواج و اشنایی هست! کسایی این حرفا رو میزدن که ادعای مذهبی بودن میکردن و مثلا بچه هیئتی بودن من از بقیه انتظار داشتم ولی از این جماعت...
سلام help me جان
بله متاسفانه. ولی شما این رفتارو به پای مذهبی های واقعی نذار.
(۲۰/دی/۹۲ ۱۶:۰۲)help me نوشته است: [ -> ]این دیگه یه عرف غلطی هست که خود جوونا اوردنش ...
درسته خود جوونا اوردن ولی آیا ریشش از نسل قبل نیست؟ از پدر و مادر هایی که زبونا مخالفن ولی پنهانی چراغ سبز رو نشون میدن؟؟؟
دوستان متاسفانه همه چیز یک طرفه داره پیش میره البته فقط اینجا نیستا همه جا همین طوره
اره درست میفرمایین عامل بدبختی ها و ...بی ابرو کردن دخترها...
1.دوستیها....
ااگه فقط همین باشه بی ابرویی فقط میشه برا اون دختر و پسری که با دوستی خیابونی اشنا شدن
اما واقعیت اینه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من تو تاپیک فصل اول قبل از ازدواج هم گفتم.......
هیچ به امار طلاق بین پسر و دخترهایی که قبل ازدواج نهایتا چند جلسه با حضور شخص ثالث صحبت کردن نگاه کردین؟؟؟؟
نمونه بارزش اماری که خانم بیداری 12 از دوستان حوزویش داد...
اینجا دیگه بچه های حوزی( نرمهای جامعمون )این طورباشن ....
قفل اینه میتونید براش کلید درست کنیین
شما به عنوان یه دختر با تمام دختر هایی که میشناسینشون و خوبن میتونید مچ بشین (دوست صمیمی بشین؟)ازدواج هم دقیقا همینه .اگر در ازدواج دو نفر تونستن مثل دو دوست صمیمی بشن به اون ازدواج میگن موفق
خب اصولا به روند دوست شدن هاتون نگاه کنین اول نگاه به ظاهر طرف و کارهای که ازش سر میزنه نگاه میکنید میبینید مورد پسندتونه بعد باهاش هم کلام میشین بعد میبینید اهداف زندگیش و نگاه به زندگیش شبیه شماست از طرفی تطابق اخلاقی و خوانوادگی هم اگه دیدید دیگه به قول معروف میشین دو تا خواهر.................
این پرسه ایا چند سال طول میکشه؟حقیقتش اینه که اگه کسی واقعا این قدر بهمون نزدیک باشه تو کمتر از یک ماه به ایت تشخیص میرسیم
واز طرفی هم شده گاهی در یک تا دو برخورد اول کسی رو برا دوستی انتخواب کنیم بعد بگیم نه و به دوستی صمیمی منجر نشه
ازدواج هم همینطوره دقیقانه در دو سه بار صحبت نمیشه فهمید که احتمالا در یک تا دوهفته روی میده نه در بازه چند ساله که اصولا نشانه سو استفاده اقایون هست.و نکته دیگه اینه که این مدت اشنایی خیلی ربط به گدشته افراد داره
مثلا دو نفر که تو محیط کار قبلا طرز برخورد هم رو دیدن
با کسایی که نسبت فامیلی نزدیک دارن
با دو نفر که صد در صد غریبه اند...........
ولی الان کلید اصرار اینه که این مدت اشنایی در چه غالب کی کجا چطور و................
بسم الله الرحمن الرحیم
این تاپیک کلی است یا فقط مربوط به ازدواجه؟
اگر کلی است در ادامه به یکی از رسومات اشتباهی که بین مردم است اشاره می کنم.
اگر هم نبود لطفا مدیران پستم رو پاک کنند.
---------------------------------------------------
یکی از رسومات اشتباهی که بین برخی از خانواده ها است استفاده از نعل برای شانس ه. میگن که اگه نعل تو خونه باشه شانس میاره!
یکی از اساتید ما گفت که اویزان کردن نعل در خانه ها ریشه در ماجرای کربلا داره. در شرایط خفقان و تیره ی ان زمانه هرکس با اسب روی جنازه های شهدای کربلا می تازید، این کار رو برای خودش ارزش می دانست و به همین دلیل نعل اسبش رو جلوی در خانه اش نصب می کرد تا مردم بفهمند که او هم در این کار شرکت داشته!
احتمالا این هم از جمله رسومات اشتباه و ساختگی است که یا مردم از روی نادانی بدان مبتلا شدند یا اینکه دشمن ان را وارد خانه های مردم کرده.
آیت الله جوادی آملی می گوید:
" در گذشته، مردم بالای در خانه ها، مغازه ها و گرمابه ها، نعل اسب می آویختند و به این کار، اعتقاد داشتند؛ بی آن که از پیشینه این باور غلط آگاه باشند. ریشه منحوس آن، این بود که پس از شهادت امام حسین علیه السلام، به فرمان عمر بن سعد، گروهی برای تفاخر، بر سم اسب هایشان نعل تازه زدند و با آنها به روی بدن های مطهر شهدا تاختند. هنگام بازگشت اسب تازان به کوفه، عده ای بر آن نعل ها بوسه زدند و آنها را بر دیده نهادند و برای تبرک، بالای در خانه هایشان آویختند.
اکنون نیز برخی سنت های نادرست، در عزاداری سالار شهیدان راه یافته است و در دسته ها، علم سنگین و بی خاصیت بر دوش کشیده می شود. این کار، نه خردمندانه است و نه در قرآن و روایات، به آن توصیه شده است. در ماتم امام حسین علیه السلام اشک و آه و ناله و بر سر و سینه زدن، آگاهانه است و از آهن سنگین و سرد، کاری بر نمی آید. "
مطالب تکمیلی و منبع حرف آیت الله جوادی آملی(حفظه الله)