با سلام خدمت همه عزیزان .
چند نکته خدمت همه عرض کنم . ممکنه بگید الان چرا ؟
خوب کمی درمستند بودن برخی اناجیل اختلاف هست همین که سندیت و چه متنهایی که درش هست و چه تغییر در متون در سالهای مختلف رد متن لاتین و برگردانهایی که شده و همچنین تفاسیری که شده .
اگه در قران اشاره به انجیل میشه دلیل بر این 4 انجیل نیست و اگه گفته میشه زبود دلیل بر متن فعلی نیست . یکی از دلایل هم مباجثاتی هست کهدر زمان معصوم با سران این دو ایین عیسوی و موسوی میشد و دلایل از کتب خودشون اورده میشد قبول میگردن ولی الان وقتی میگردیم نهایتش چند نمونه پیدا کنیم .
با یکی از محققین صحبت میکردم درباره انجیل برنابا مواردی رو اشاره کردن که احتلاف عقیدتی درش وجود داره و اشاره به ایاتی که درش هست کمی جای سوال داره .
مطالب این پست رو رد و یا تایید نمیکنم فقط خواستم تذکر بدم مراقب باشیم .
تشکر از عبدالرحمن که این پست رو دوباره به روز کرد که من اینو بگم .
مثلا یه مورد درباره یوحنا _ انجیل یوحنا که در شورای کلیسا انتخاب شد یگم _ در جایی اشاره مستقیم نشده که ایشون حواری بوده باشن و تاریخ این انجیل با زمان حضرت مسیح رو مختلف بیان میکنن . تا یادم نرفته در قرن دوم به بعد این کتاب رو به یوحنای پسر زبدی _ یوحنای بن زبدی _ اشاره کردن که خودش جای سوال داره .
جالب اینجاس که اون مکاشفات یوحنا رو هم بهکسی دیگه نسبت میدن ئ دلایلی میارن که ، توی مکاشفات اسم خودش رو میگه _ یوحنا _ اما توی اون رساله ها دیگه اسمی از خودش نمیگه و فقط میگه شاگرد محبوب

دلیلی دیگه این هست که سبک نگارش اون با انجیل و رساله ها متفاوت هست .و مورد دیگه : رساله ها و انجیل به یونانی فصیح هست ولی مکاشفه این ویژگی رو نداره .اینایی که براتون گفتم از کتاب المدخل الی العهد الجدید نقل کردم . البته هنوز که هنوزه بین جامعه کلیسایی اختلاف هست و نقدهایی وارد و این اححتلاف حالا حالاها حل ناشدنی

پس شما لطفا تکیه نکنین /
جالب اینجاس که توی متون مشکوک عهد جدید
(
اپوکریفا) که توش رساله و اناجیل دیگه هست _ چون کلیسا مخالف رسمیت بود اینا شدن مشکوک _ مطالبی هست که جای سوال داره . مثلا توی مکاشفه پترس اگه اشتباه نکنم مصلوب شدن مسیح نفی و بیان میکنه که مسیح در کنار من و شخصی مشتبه شده به صلیب کشیده شد

بخاطر این چیزا اونها رو کنار زدن .
چرا پترسی که کلیسا بر اون استوار شده جایی نمیگه که مسیح مصلوب شده

مگه مسیح ع نگفت که از پترس دیگرید دین رو ؟
یکم از مزامیر هم بگم که مربوط به ارسال اخره

نقادی کنیم
قبول داشتن اینکه این کتاب به دست داود نبی بوده مشکلی نیست ولی توی تدوین و باز نویسی اون اشکال هست . جایی که سران قوم بعد از اسارت بابلی دوباره جمع اوری و نگارش میکنن . اینجا داستان شروع میشه بزارین از قاموس کتاب مقدس ص 796 تا چندین صفحه نقلی بیارم تا نگین بازم سینا در و گوهر فشانی میکنه - چند صفخه کتابمیخونین با خوندن این متن . یکم رانه کتاب خونی میره بالا . به لطف سینا .
نقل قول:مزامير.اشعار روحاني است كه با آواز محض تمجيد و تقديس حضرت اقدس الهي بتوسّط آواز مزمار و ني خوانده ميشد كتاب
مزامير به پنج كتاب منقسم و در آخر هر قسمتي لفظ امين مكّرر گشته و اغلب بر آنند كه اين لفظ را جمع كنندگان كتاب در آخر
هر كتاب افزودهاند و ابدا دخلي بمصنف ندارد.
خلاصه كتاب اوّل داراي 41 مزمور است كه 37 از آنها منسوب بداود و 4 كه كه اوّل و دوّم و دهم و سي و سوّم باشد مؤلفان نامعلوم منسوب است. كتاب دوّمين داراي 31 مزمور است يعني از 44 الي 72 كه 7 عدد از آنها منسوب به بني قورح و يك مزمور به آساف و 18 به داود و سه مزمور بمؤلفان غير معروف منسوب است و يك مزمور از براي سليمان يا از خود سليمان است و در آخر همين قسم است كه ميگويد«و تمامي زمين از جلال او پر بشود آمين و آمين دعاهاي داود بنيستي تمام شد». كتاب سوّمين داراي 17 مزمور ميباشد يعني از 73 الي 89 كه 11 عدد از آنها به اساف و 3 عدد به بني قورح و يك مزمور بداود و يكي به هيمان از راحي و بني قورح و يكي بايثان از راحي منسوب است.
كتاب چهارمين داراي 17 مزمور است يعني از مزمور 90 الي 106 و باقي بمؤلفان غير معلوم منسوب است.
كتاب پنجمين داراي 44 مزمور ميباشد يعني از 107 الي 150 كه پانزده تا بداود و يكي بسليمان و باقي بمؤلفين غير معروف
منسوب است و تمامي سرودهاي صعود مخصوصا باشخاصي كه بشهر مقّدس بالا ميرفتند اختصاص دارد در اينكتاب است مز
120-134 و نيز تمامي مزامير تهليليّه يعني 146 الي 150 در اينكتاب است و همچو خاتمه كتاب مزامير ميباشد.-و تقسيم مزمور فوق به عصر نحميا منسوب ميباشد و در 1تو 16:35 و 36 از تسبيحات كتاب چهارمين مزامير اقتباس شده و همين تقسيم در ترجمه هفتگانه نيز وارد است لكن برخي از مسيحيان متقّدمين آنرا ردّ نموده گفتند چون با آنچه كه در اعمال 1:20ميباشد مخالف است لهذا اين تقسيم مناط اعتبار نيست چونكه در آنجا نميگويد(اسفار يا كتابها)بلكه«لفظ در كتاب زبور»نوشته شده است.
بقیه رو نخوندین هممهم نیست ولی بعدا بخونین
بعضي از علما عقيده بر اين دارند كه تقسيم مسطور فوق محض مشابهت باسفار خمسه موسي ميباشد و يا بواسطه نظام تاريخي يا بواسطه متابعت و پي در پي آمدن مؤلّفين و يا بواسطه موضوعات و منضمات آنها يا بواسطه مناسبت از براي پرستش و غيره و غيره ميباشد امّا بخوبي واضح است كه اين تقسيم بطور محتاج اليه پرستش و عبادت تقسيم يافته.بعضي از مزمورها كه اشاره شد مكّرر گشتهاند مثل مزمور 14 كه در 53 تكرار شده و مزمور 40 در 70 و تتمّه 57 و 60 در 108 تكرار شده است و از ايندلايل معلوم ميشود كه كتب منقسمه پنجگانه بطور مختلف جمع گشته و معيّن نمودن وقت جمع كردن تمام آنها در يك
مجلّد خالي از اشكال نيست بلكه امكان ندارد ولي از بعضي از مطالب كتاب چهارم و پنچم مزمور چنان مستفاد ميشود كه بعد
1 از اسيري<بابل>جمع شدهاند.بهر صورت كتاب مزامير متدرجا در يك مجلّد جمع و فراهم گشته و متضمن مطالب سالهاي عديده ميباشد يعني از زمان حكومت الهي تا زمان مراجعت نمودنشان از اسيري<بابل>. عنوانات.هر مزموريرا عنواني است الاّ
34 مزمور كه تلمود آنگونه مزامير را مزامير يتيمه ناميده برخي را عقيده بر آن است كه عبارت«هللويا خدا را تسبيح بخوانيد»كه
در ابتداي بعضي از مزامير ديده ميشود همان عنوان آن مزامير است.در اينصورت شماره مزامير يتيمه 24 ميشود و اصل اين
عنوانات بهيچ وجه معلوم نيست لكن بعضي را عقيده اين است كه جمع كنندگان كتاب آن عنوانات را افزودهاند چنانكه عنوانات
اناجيل و تتمّه رسالهها را افزودند.علي ايّ حال عنوانات مزامير خيلي قديم و از براي تفسير مفيد و در جميع نسخههاي
عبراني موجود ميباشد لكن معناي بعضي بقدري نامعلوم است كه ترجمه هفتگانه آنرا ترجمه نكرده خلاصه آنچه ما از آنها
ميفهيم آن است كه بر وضع تقاليد مشهوره كه قبل از ترجمه مذكوره شهرت تامّي داشته و بر وضع آن اسبابي كه در وقت
خواندن مستعمل بوده و بر طور خواندن و وضع تاريخي و شخصي مياگاهاند و ملاحظات اخيره اختصاص بمزامير داود دارد و اغلب آنها اشاره بحوادث و وقايع حيات او ميباشد و بيشتر آنها حرف بحرف و كلمه بكلمه از اسفار تاريخي استنساج شده مثل عنوان مزمور 52 كه با شمو 22:9 و مز 54 كه با 1شمو 23:19 و مز 56 كه با 1شمو 21:11-15 مطابق است.و علماء در خصوص معني لفظ سلاه اختلاف بسيار دارند و قول معتبر آنستكه اشاره باسبابي است كه مختّص خواندن ميباشد.
امري غريب و بسيار عجيب است كه مزاميريرا كه اسرائيليان متّقي و پرهيزكار قرنهاي متعّدده قبل از مسيح نگاشتند فعلا
در عبادت كليساي مسيحي معمول به و مناسب ذوق جميع طوايف مسيحي ميباشد و همين مطلب دليل قومي بر صحّت آنها ميباشد كه الهامي و از جانب خداست و از اعماق قلب انساني صادر شده از تمامي احساس بني نوع بشر اخبار مينمايد و از شكر و حمد و توبه و حزن و غم و امّيد و شادي عمومي مطلع ميسازد بطوريكه در هر زمان و مكان هر نفس ذكيّه و متّقي مناسبت آنها را ملتفت ميشود.و اگر چنانچه بطور شايسته قوت و اثر هر مزموريرا احساس نكنيم سببش آن است كه جهات و موجبات و اسباب تأليف آنها را ندانسته و نفهميدهايم چه كه مزامير كليّه شعر ميباشند.عليهذا مفسر شعر نيز بايد بطوري احاطه بر احساسات شاعر پيدا نمايد كه اشعار او را كما هو حقّه بتواند تعبير و تفسير كند زيرا كه بعضي از اين مزامير را جز در اوقات رو دادن تجربه و تنگي نتوان فهميد و بعضي را در موقع هيچ يك از اسفار الهامي جز اناجيل بقدر مزامير خوانده نميشود.مزامير اساس و بنياد اغلب سرودهاي مسيحيان است و در عبادت بالأنفراد شخصي و هم در عبادت جماعتي كه در تمام جهان بجا آورده ميشود مستعمل بوده و هست.و شخص مسيحي بسيار خوشحال خواهد شد وقتي كه به بيند كه همين مزامير است كه در<موسي>و<داود> و آساف مؤثر بوده است.تأليف مزامير در مدّت هزار سال يعني از ايّام موسي تا
مراجعت از اسيري تا بايّام<عزرا>كرده شد و ليكن اكثر آنها در زمان<داود>و<سليمان> تأليف و بر حسب عنوانات آنها هفتاد و سه مزمور بداود منسوب است و از آنها است 3-9 و 11-41 و 51-65 و 68-70 و 101 و 103 و 108-110 و 122 و 124 و 131 و
133 و 138-140.
و چون او مشهورترين مؤلفين و رئيس ترنم كنندگان اسرائيل بوده بدانواسطه تمام مزامير«مزامير داود»گفته شده.و اين مزامير تماما بسيط و داراي عبارت محكم ميباشند كه دلسوزي طفل و ايمان شخص شجاع را دارا است.و ظاهرا صورت انساني
2 را بنظر ما ميآورد كه بر ضدّ موانع خارجي و داخلي شهر خدا ساعي است.و دوازده مزمور باساف منسوب است يعني 73-83 و 50 و آساف شخص لاوي و يكي از رؤساي آلات طرب و سرود داود بود 1تو 16:17 و 19 و 2تو 29:30.و يازده مزمور به بني قورح منسوب است و اينان خانواده و سلسله شعرائي ميباشند كه در ايّام داود بوظيفه كهانت سر افراز بودند 1تو 6:22 و 9:19 و 26:1 و 2تو 20:19.و آن مزامير از قرار تفصيل است مز 42:و 44:-49:و 84:و 85:و 87:و 88:و هفت تا از اين مزامير مخصوصا بايّام داود و سليمان اختصاص دارد.و مزامير بواسطه نيكوئي شعر و خيالات عالي بداود و مزمور 72 و 127 بسليمان و مزمور 90 بموسي نبي منسوب است و تقسيمات مزامير از قرار تفصيل است.
یسری پاورقی هم بود که نزاشتم.
حرف بازم بود ولی
