تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: تاپیک جامع بهائیت
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
* محرم 1336. ق (اکتبر 1917. م/آبان 1296. ش): پیروزى انقلاب کمونیستى در روسیه و انقراض حکومت سلسله رومانوف (پشتیبان اصلى بهائیت از آغاز پیدایش این فرقه تا آن روز).

* 1336. ق: تهدید شدید جمال‌پاشا (فرمانده ارتش عثمانى در جنگ با انگلیس) به اعدام عباس افندى و تخریب مقابر پیشوایان بهائیت در فلسطین پس از پیروزى بر ارتش بریتانیا، و متقابلاً اقدام فورى و جدّى دولت انگلیس (پس از اطلاع از این تهدید) به حفاظت از جان عباس افندى و منسوبان وى در حیفا.

* ذى‏قعده 1336. ق: فتح حیفا به دست قشون انگلیس به فرماندهى ژنرال النبى، و کمک لژیون یهود، و رفتن النبى (طبق فرمان مخصوص امپراتور انگلیس) به دیدار عباس افندى و اعطاى نشانى از عضویت امپراتورى براى وى، و سفارش همو به امراى لشکر بریتانیا مبنى بر محافظت از اماکن مقدس بهائى، و نهایتاً آزادى فعالیت بهائیان پس از 65 سال حصر و محدودیت آن‌ها توسط عثمانی‌ها.

* محرم 1337. ق: نامه عباس افندى به نصرالله باقروف (سرمایه‏دار مشهور بهائى) در تهران با مضمون اظهار خوشحالى از تصرف فلسطین به دست ارتش بریتانیا، و ستایش از "عدالت و سیاست" دولت انگلیس. عباس افندى، همچنین، در همان ایام، طى لوحى، سلطه غاصبانه انگلیس بر قبله اول مسلمانان را "برپا شدن خیمه‏هاى عدالت" شمرد، خداوند را بر این نعمت بزرگ! سپاس گفت و تأییدات جرج پنجم، پادشاه انگلیس، را مسئلت کرد و خواستار جاودانگى سایه گسترده این امپراتور دادگستر! بر آن سرزمین گردید.

* شوال 1337. ق: درخواست مقامات دولتى انگلیس در فلسطین از حکومت لندن مبنى بر اعطاى نشان و لقب امپراتورى بریتانیا به عباس افندى، به پاس "خدمات مستمر و صادقانه وى به آرمان بریتانیا"، پس از اشغال فلسطین به دست قشون انگلیس.

* شعبان 1338. ق: اعطای لقب "سر" (Sir) و نشان "شوالیه‏گرى" (Knight hood) طىّ مراسمى در حیفا توسط ژنرال النبى (حاکم نظامى حیفا و فرمانده کل قواى بریتانیا) به عباس افندى به پاس خدمت به امپراتورى انگلیس.

* شوال 1338. ق: نصب سر هربرت ساموئل (صهیونیست انگلیسی مشهور) به عنوان نخستین کمیسر عالى انگلیس در فلسطین، و ایجاد روابط صمیمانه میان او و عباس افندى. به گفته شاهدان عینى، بهائیان در زمان قیمومت انگلیس بر فلسطین "مورد توجه و اطمینان کامل مقام‌هاى انگلیسى حکومت فلسطین بودند و اکثر آن‌ها در مقام‌هاى حساس دولتى مانند فرماندارى، ریاست ثبت اسناد و مأموریت‌هاى خیلى بالایى در این سرزمین دیده مى‏شدند. "[رک: فضل‌الله نورالدین‌کیا، خاطرات خدمت به فلسطین، صص 118ــ115]

* اسفند 1299. ش (جمادى‌الثانى 1339. ق): وقوع کودتاى انگلیسى 1299 به رهبرى (سیاسى) سید ضیاءالدین طباطبایى و رهبرى (نظامى) رضاخان در ایران (با حمایت وزارت جنگ و وزارت مستعمرات انگلستان)، و تشکیل دولت نود روزه سید ضیاء با عضویت میرزا على‌محمدخان موقرالدوله، بهائى سرشناس. [موقرالدوله از خویشاوندان على‌محمد باب و عباس افندى و شوقى، و پدر حسن موقر افنان بالیوزى (گوینده سابق بخش فارسى رادیو بى‏بى‏سى لندن و از سران و نویسندگان تراز اول بهائیت، رئیس محفل بهائیت در انگلیس طی سال‌های 1937ــ1960، یکى از ایادى امرالله منصوب از سوى شوقى افندى، رهبر بهائیان، و "عضو هیئت ایادى امرالله مقیم" فلسطین اشغالى پس از شوقى) بود.]
* فروردین 1300. ش (رجب 1339. ق): مصاحبه حبیب‏الله‌خان عین‏الملک (کاتب و منشى عباس افندى در جوانى، ژنرال‌قنسول وقت ایران در شامات، و پدر عباس هویدا، نخست‌وزیر مشهور عصر پهلوى) با روزنامه لسان‌العرب (شامات)، دائر بر ستایش از کودتاى سوم اسفند، و تعریف از سیدضیاء به عنوان یکى از "رجال بزرگ و کارى" ایران، که "براى احیاى روح تاریخى ایران و ترقى‏دادن ایرانیان... نهایت کفایت را دارا مى‏باشد"، و تأکید بر سابقه رفاقت دوازده ساله خویش با وى. گفتنى است: عین‏الملک چندى قبل از کودتاى 1299 نیز، به دستور محفل بهائیت ایران، رضاخان را براى اجرای کودتا به سِر اردشیر ریپورتر (سر جاسوس انگلیس در ایران) معرفى کرده و او نیز رضاخان را تحویل انگلیسى‏ها داده بود.

* آذر 1300. ش (ربیع‌الاول 1340. ق): مرگ عباس افندى در حیفا و تسلیت دولت بریتانیا و وزیر مستعمرات آن کشور (وینستون چرچیل) به بازماندگان وى و جامعه بهائیت، و شرکت مقامات عالى حکومت انگلیس در فلسطین (نظیر سرهربرت ساموئل و ژنرال استورز) در تشییع جنازه او.

* بهمن 1300. ش (ژانویه 1922): تعریف و تمجید مجله جمعیت آسیایى پادشاهى بریتانیاى کبیر و ایرلند از عباس افندى به عنوان "برازنده‏ترین" فرد ایرانى و شخصیت ممتاز و فوق‏العاده شرق. (این انجمن، لژى ماسونى است که تحت ریاست پادشاه انگلیس قرار دارد).

* آذر 1301. ش: آمدن شوقى از اروپا به فلسطین براى پیشوایى بهائیان، و به‌وجود آمدن نزاعی شدید بین او و رقبا و مخالفانش به رهبرى کسانى چون میرزا محمدعلى (برادر و رقیب سرسخت عباس افندى) و میرزا احمد سهراب (از ایادى مهم عباس افندى در امریکا و بنیادگذار فرقه انشعابى "سهرابى" در بهائیت) بر سر ریاست بر فرقه و تصرف اماکن و مراقد آن در فلسطین، و نهایتاً غلبه نهایى و کامل شوقى (به مدد هربرت ساموئل و دیگر دولتمردان انگلو ــ صهیون در فلسطین) بر رقباى خود و قطع ید و اخراج آن‌ها از اماکن یادشده.

* اردیبهشت 1304. ش (16 شوال 1343. ق): صدور حکم محکمه شرعیه مصر دائر بر جدایى مسلک بهائیت از دیانت اسلام.

* 1307. ش/1928. م به بعد: شروع ایجاد تضییقات براى بهائیان مقیم روسیه از سوى اتحاد جماهیر شوروى.

* 1314 و 1317. ش (1935 و 1938. م): تشدید اقدامات دولت شوروى بر ضدّ فرقه بهائیت در آن کشور، شامل تصرف مشرق‌الاذکار بهائیان در عشق‌آباد و تبدیل آن به موزه، و نیز دستگیرى بهائیان (در سطحى وسیع) و تبعید آن‌ها به نقاط مختلف روسیه (نظیر سیبرى) و بعضاً ایران، و مصادره اموال و کتب آن‌ها و تعطیل نمودن محافل و مدارسشان و ممنوع ساختن فعالیت‌هاى اجتماعى و تبلیغاتى آن‌ها در عشق‌آباد و دیگر نقاط روسیه (از ترکستان تا قفقاز) به جرم ارتباط فعالان بهائى با انگلیسى‏ها و جاسوسى براى آن‌ها بر ضد دولت شوروى.

* اردیبهشت 1327. ش (14 مى 1948. م): پایان دوران قیمومت انگلستان بر فلسطین و اعلام تأسیس دولت اسرائیل از سوى شوراى ملى یهود در تل‏آویو، و آغاز حمایت مستمرّ شوقى افندى از آن رژیم.

* مرداد 1329. ش: رایزنى محفل بهائیان انگلیس با مراکزى چون انجمن پادشاهى افریقایى (انگلیس)، مدرسه السنه شرقى لندن و شعبه‏اى از دانشگاه آکسفورد و دوائر دیگر در اداره افریقاى شرقى آن کشور و مددگیرى فکرى و اطلاعاتى از آن‌ها در امر پیشبرد تبلیغات بهائیت.

* 19 دى 1329. ش: (9 ژانویه 1951. م): اعلان تأسیس اولین شوراى بین‌المللى بهائى (جنین بیت‌العدل) در فلسطین اشغالى از سوى شوقى افندى.
فرقه بهایی رو انگلیس های مکار برای رسیدن به اهداف خودشون در ایران پدید آوردن. همون طور که وهابیت رو در عربستان بوجود آوردن تا بیشتر و بیشتر به مقاصدشون برسن.
* نوروز 1330. ش: پیام شوقى‏افندى مبنى بر اظهار خوشوقتى از استقرار دولت اسرائیل به عنوان "مصداق وعده الهى به" فرزندان حضرت ابراهیم و وارثان حضرت موسى(علیه السلام)، یعنى صهیونیست‌ها! و اعلام اقرار دولت اسرائیل "به استقلال و اصالت آیین" بهائى و "ثبت عقدنامه" بهائیان و "معافیت کافّه موقوفات" بهائى و نیز لوازم ضروریه بناى مرقد باب در فلسطین اشغالى از عوارض و مالیات‌هاى دولتى و اقرار آن دولت "به رسمیت ایام" تعطیلى بهائیان.

* 1332. ش: شروع اولین برنامه بلندمدت و ده‌ساله بهائیان در ایران، با هدف ازدیاد وابستگان به فرقه بهائى و حداکثر امکان نفوذ در تمام قسمت‌ها و نقاط کشور، به‌خصوص در بین مردم دهات و ایلات و عشایر، به وسیله راه‌اندازى محافل بهائى در نواحى فاقد محفل، دایر کردن کلاس‌هاى رفع اشکال، و نیز گردآورى "هرگونه کتب خطى یا مطبوع که داراى مطالبى درباره افکار و عقاید، روحیات و خصوصیات مرسوم و عادات یا هرنوع اطلاعات دیگرى راجع به عشایر و ایلات مى‏باشد" و ارسال آن به مرکز.

* اردیبهشت 1334. ش (مقارن با ماه رمضان): سخنرانى‏هاى روشنگر و پرشور واعظ شهیر، مرحوم حجت‏الاسلام فلسفى، در تهران به اشاره و دستور آیت‌الله العظمى بروجردى علیه بهائیت، و پخش آن از رادیو (به‌رغم مخالفت شدید عده‌ای از مسئولان عالى‌رتبه رژیم نظیر اسدالله علم).

* آبان 1336. ش/نوامبر 1957. م: مرگ و دفن شوقى در لندن، و آغاز دسته‏بندى‏هاى جدید و شدید در بین بهائیان، و تقسیم آن‌ها به دو جناح روحیه ماکسول (بیوه کانادایى شوقى) و میسن ریمى امریکایى (رهبر بهائیان ارتدوکس).

* 24 دى 1339. ش: افتتاح ام‏المعابد (مشرق‌الاذکار مرکزى) بهائیان در کامپالا (پایتخت اوگاندا) توسط روحیه ماکسول، بیوه شوقى، با حضور نماینده حکومت انگلستان و برادر پادشاه اوگاندا و جمعى از مأموران عالی‌رتبه کشورى و لشکرى دولت دیکتاتورى اوگاندا.

* 1341. ش: اوج‌گیرى نهضت اسلامى ملت ایران به رهبرى مراجع معظم تقلید و در رأس آن‌ها امام خمینى(رحمة الله علیه) بر ضدّ استبداد و استعمار، هم‌زمان با پایان‏ یافتن برنامه ده‌ساله اول بهائیان در این کشور.

* 1342. ش: تشکیل اولین بیت‌العدل اعظم بهائیت در فلسطین اشغالى.

* اردیبهشت 1342. ش: سفر دوهزار نفر زن و مرد بهائى با تسهیلات مالى دولت ایران (کابینه اسدالله علم، سرکوبگر قیام خونین 15 خرداد به دستور شاه و امریکا) از طریق فرودگاه مهرآباد به انگلیس به منظور شرکت در اجتماع پانزده‌هزارنفره بهائیان در روز 8 اردیبهشت در لندن براى معارفه گروه نُه نفرى بیت‌العدل اعظم بهائیت؛ اقدامى که خروش اعتراض امام خمینى را برآورد، به‌گونه‌ای که ایشان فرمود: "از چیزهایى که سوء نیت دولت حاضر را اثبات مى‏کند، تسهیلاتى است که براى مسافرت دو هزار نفر یا بیشتر از فرق ضاله قائل شده است و به هر یک پانصد دلار ارز داده‏اند و قریب 1200 تومان تخفیف در بلیط هواپیما داده‏اند، به مقصد آنکه این عده در محفلى که در لندن از آن‌ها تشکیل مى‏شود و درصد ضدّ اسلامى است شرکت کنند. در مقابل براى زیارت حجاج بیت‌الله الحرام چه مشکلات که ایجاد نمى‏کنند و چه اجحافات و خرج‌تراشی‌ها که نمى‏شود. "
نقش گروه بهائیت در روز عاشورا 88

پس از برملا شدن نقش بهاییان به همراه سایر گروههای وابسته ،در حوادث روز عاشورا، تشکیلات مرکزی بهاییت واقع در اسراییل ، در آخرین بیانیه خود خطاب به هواداران این فرقه و وابستگان آنها، ضمن دعوت از فتنه گران برای ارائه نقش فعال در اغتشاشات ،نقش سازماندهی کننده خود را به عنوان یک فرقه برانداز و معاند نظام جمهوری اسلامی ایران پذیرفت.

دفتر مرکزی گروهک صهیونیستی بهاییت واقع در بندر حیفا - سرزمینهای اشغالی تحت سیطره اسراییل - در بیانیه اخیرش به روشنی کذب بودن تمامی ادعاهای پیشین این سازمان صهیونیستی را مبنی بر دستور عدم دخالت بهاییان در مسائل سیاسی و پرهیز از خشونت ، آشکار کرده است و نقش این جریان را به عنوان یک حزب سیاسی که از اسراییل سازمان دهی می شود برملا کرده است.

در این بیانیه ضمن اعتراف به اینکه دستورات کاملا سیاسی و خشونت آمیز این جریان طی اغتشاشات اخیر ، باعث انشعاب و تزلزل در بدنه فریب خورده بهاییت شده ، آمده است: بهاییان باید همچنان در اقدامات وسیع آشوب طلبانه به منظور نیل به اهداف فرقه شرکت نمایند.

سران فرقه بهاییت ضمن تایید اینکه بهاییان در ایران مرتب برای شرکت در اغتشاشات با مقر اصلی خود واقع در رژیم صهیونیستی ،مشورت می کنند، بر نقش هدایتگری این جریان صحه گذاشته و عنوان کرده است: دفاتر گروهک بهائی که اکثر آنها در اسرائیل واقع شده ،وسیله ای برای جهت بخشیدن به نیروی ها و سازماندهی آنها می باشند و افراد معمولاً برای تصمیم گیری در مورد چگونگی اعمال خود، با این مؤسّسات مشورت می نمایند. "

در بیانیه با ابراز تاسف از اینکه با دستور دادستان کل کشور ایران در فوریه 2009 تیم هایی که کار سازماندهی این جریان را در ایران برعهده داشتند،تعطیل شده اند، بهاییان را به مشورت با افراد مورد اعتمادشان برای چگونگی حضور در فتنه تشویق کرده و تاکید می کند که ما باید ضمن ادامه شیوه های گذشته، با ترفندهای جدیدتری در راه نیل به اهدافمان اقدام کنیم.

این بیانیه با بر شمردن برخی روشهای جنگ نرم مانند شرکت در جلسات سخنرانی ، گفت و گو های هدفمند و نوشتن مقالات می افزاید:بهائیان باید در انجام این وظایف کوشا باشند. در پایان دفتر مرکزی و اصلی بهاییان، واقع در اسراییل از اغتشاشگران داخل ایران حمایت کرده و تاکید نموده است که همواره حامی آنها خواهد بود.
بسم الله الرحمن الرحیم

برای افرادی که می خواهند با فرقه ضاله بهائیت آشنا شوند مطالعه کامل و با حوصله محتوای این تاپیک را پیشنهاد می کنم.

بصورت خیلی خیلی خلاصه

بهائیت مسلکی انگلیسی بود که با فتنه بابی گری (ارتباط خاص با حضرت) شکل گرفت

حکومت پهلوی دربست در اختیار اینها بوده از شاه تا نخست وزیر و ساواک و بازیگر و خواننده و ....

قبله بهائیت هم در اسرائیله!!! (عکا)

فکر کنم کاملا مشخص باشه که چیه

الان بهائیت در قسمت رسانه خیلی فعاله

بی بی سی فارسی ، من و تو و ... که معرف حضورتون هست برای این موجوداتند

انگیزه اصلی تاسیس انجمن حجتیه هم مبارزه با بهائیت بود

با کمی تحقیق متوجه میشید سرانشون دروغ میگفتند (بدلیل دوستی و رابطه با حکومت پهلوی)

اما بهائیان چیزی شبیه یهودیان هستند از خیلی لحاظ ها (ثروتمند بودن،انحراف جنسی،خشونت،نژاد پرستی و البته دشمنی با شیعه)

و به شخصه شدیدا ازشون متنفرم و دوست ندارم سر به تن یک نفرشون باشه (مگر مستضعفای فکریشون)

افراد خطرناکی هستند امیدوارم صابونشون به تنتون نخوره

کتابی هم دارند به نام اقدس

افرادی که عربی بلد هستند جهت مسرت و شادی کتابشونو بخونن و بخندند

کتابشو دارم ولی خوب نیست ترویجشون بشه

حالا برسیم به لینک ها

سخنرانی استاد رائفی در مورد بهائیت

سخنرانی استاد پور ازغدی در مورد بهائیت

دانلود مستند بهائیان در ایران



تبلیغات شبکه "وهابیت" برای شبکه "بهائیت"

بهاییت دین یا انحراف ؟

ستاره ی 9 پر بهاییت و کابالا!

فیلم بهاییان در شیراز

بهایی ها در ایران بدنبال چه بودند؟

دانلود 5 کتاب با موضوع بهائیت پژوهی

بهائیان قاتل در ایران چه کردند؟ + تصاویر

این وبلاگ هم خیلی خوبه زحمت کشیدند


پایگاه جامع شناخت بهائیت

انجمن ضد بهائیت رفسنجان
سلام
بسیار عالی - ان شاء الله که برای دوستان مفید باشه
واقعاً که مدتها درباره شناساندن این فرقه ذاله کوتاهی شده و از طرفی این فرقه با مظلوم نمایی پیشرفت زیادی نمودن و افکار عمومی را به خود جذب نمودند . اصلی ترین دشمن در حال حاضر آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف همین فرقه ذاله بهائیت هست که بسیاری از مسئولان از آنها غافل شدند .
حقیر با توکل به خدا و توسل به ائمه معصومین علیهم السلام به نوبه خود سعی می کنم آنچه تحقیق در باره این فرقه ذاله انجام دادم را در این تایپک ثبت نمایم . ان شاءالله

موفق باشید
یا علی علیه السلام

مرکز رهبری بهائيان در قلب حيفا در پناه امن رژیم صهیونیستی


«بندر حيفا» مهم ترين شاهرگ اقتصادي اسراييل غاصب و کوتاه ترين مسير به سوي خزانه هاي اين رژيم است. اين بندر که علاوه بر موقعيت جغرافيايي، از لحاظ نظامي و اقتصادي نيز چهره اي جهاني يافته، به دليل وجود مکان هاي گردشگري در آن هم اهميت چشمگيري دارد. اما در اين ميان، معبد بهائيان با تمام جاذبه هاي توريستي و جهانگردي، موقعيتي منحصر به فرد را در قلب حيفا به وجود آورده است. اين مقاله بر آن است تا جايگاه اين معبد را از لحاظ اقتصادي و جغرافيايي در مهم ترين بندر تجاري اسرائيل مورد بررسي قرار دهد.
خليج نيم دايره اي حيفا ميزبان گردشگران و زائراني است که با نشان ستاره ي داوود (1) بر گردن و دست ها، ديوارهاي ضخيم اين قلعه را به نظاره نشسته اند. درخشش دوازده هزار آجر طلايي بر فراز گنبد همراه با بازتاب نور هجده پنجره الوان، کوه کرمل را در اقيانوسي از نور فرو مي برد که جلوه ي آن، گردشگران بسياري را به سوي خود مي کشاند؛ قالي هاي بسيار نفيس ايراني که يکي از کلکسيون هاي فرش دنيا را تشکيل مي دهد، براي تشريف فرمايي رسمي يکي از رؤساي دولت آذين مي شود؛
رييس جمهور اسراييل، اسحاق بن زوي از مرکز رهبری بهائیان دیدار میکند!!!!؟؟؟؟؟؟.
در سال 2000 ميلادي، شمار جهانگرداني که به اسراييل آمدند، از 2/4 ميليون نفر فراتر رفت و در سال 2005 با برقراري آرامش نسبي، ورود آنان افزايش يافت.
54 درصد اين گردشگران از اروپاي غربي، 28 درصد آمريکايي و 10 درصد بقيه آسيايي هستند.(2) اين فقط يکي از ارتباط هاي دوسويه بهائيسم و صهيونيسم در يک منفعت مشترک است.
شهر ساحلي حيفا در قسمت شمالي دشت ساحلي فلسطين قرار گرفته و بندري است در کنار درياي مديترانه. در دوران حکومت امپراتوري عثماني بر اين سرزمين، راه آهن مشهور مشرق زمين که به بندر حيفا ختم مي شد، پايتخت هاي چند کشور عربي را به درياي مديترانه متصل مي کرد. در سال 1905 با افتتاح رسمي راه آهن «دمشق-حيفا» به طول 289 کيلومتر، تغييراتي اساسي در بندر صورت گرفت و حيفا وارد دوره جديدي از تجارت جهاني شد؛ حيفا به دمشق، حوران و شرق اردن متصل شد و اين بندر محل صادرات و مدخل واردات از اروپا و آمريکا در کنار بندر بيروت گرديد. (3)
دولت بريتانيا در سال 1939 اين بندر را گسترش داد و تأسيسات بزرگي در آن به وجود آورد و با وسايل پيشرفته آن را مجهز کرد. در اين هنگام اهميت بندر حيفا افزايش يافت، به گونه اي که وزن کالاهاي بارگيري شده از اين بندر در سال 1937، به دو برابر ميزان بارگيري بندر يافا- دومين بندر مهم تجاري اسراييل- و ميزان تخليه بار در همين سال به پنج برابر ميزان تخليه در يافا رسيد. با ببسته شده بندر يافا توسط اسراييل، حيفا به شريان حياتي فلسطين -اردن، سوريه، عراق و ديگر کشورهاي آسيايي تبديل شد. (4)
ساحل هلالي شکل حيفا به طول 16 کيلومتر از طريق کوه کرمل به بندر عکا متصل مي شود. ساختمان رهبری بهاييان( بیت العدل ) در نقطه مرکزي شهر و باغ هاي ايراني در بالاترين نقطه تپه از آن سوي ساحل هلالي شکل نمايان است. اگرچه پارک هاي جنگلي حيفا يکي از محبوب ترين مکان هاي گردش و استراحت يهوديان و جهانگردان محسوب مي شود اما اين ساحل نيلگون حيفا است که جاذبه هاي گردشگري فراواني را به وجود آورده و تاجران بسياري را از شهرهاي فلسطين، سوريه و مصر براي کار در آن جا به خود جذب کرده است. «در سال 1965م، مديريت بندر يک رقم مقايسه اي از تعداد مسافريني که از اين طريق رفت و آمد کرده اند ثبت کرد که به حدود 250 هزار مسافر مي رسيد.» (6)
منطقه فرهنگي «هاوارها کرمل» در دامنه کوه کرمل قرار دارد؛ مکاني که به طور عمده، مراکز خريد بزرگ و جهاني را به خود اختصاص داده است. (7) اما تماشاي آرامگاه علی محمد باب مقدس در تپه کرمل، فراخواني تبلیغاتی است.
تابش خورشيد صبحگاهي بر زاويه شمال شرقي رواق و بازتاب پي در پي نور از لوح طلايي اسم اعظم، تنها گوشه چشمي است به ساحل آرام خليج که هر سال صدها هزار گردشگر داخلي و خارجي و در آمد های کلانی را نصیب صهیونیستها می نماید.
صفحه سبز کرمل به مساحت تقريبي 22000 متر مربع در قلمرو فرقه بهايي گسترش يافته است. همچنين قطعه زميني به مساحت 1200 متر مربع که مالک آن بيش از سي سال از فروش آن خودداري مي کرد، به دليل موقعيت خاص در قلب تپه کرمل به تملک جامعه بهايي درآمد. اين تنها يک قطعه محدود از زميني به مساحت 36000 متر مربع است که براي بناي ساختماني عظيم در بالاي تپه کرمل و در کنار غار ايليا در اختيار جامعه بهايي قرار گرفت!!!؟؟؟. ساخت بناي نه ضلعي بر روي مرقد باب و باغ هاي ايراني با پله هاي سنگي که اطراف آن با مجسمه هاي تزيين شده، آرامش زيباي معبد را دو چندان ميکند و حوض دايره اي شکل و فواره هاي آن در مرتفع ترين نقطه تپه، ستاره اي چند پر را تداعي مي کند. اما حيفاي تجاري براي وسايل و لوازم مورد نياز معبد بهاييان ديگر بندر نبود؛ هيأت هاي نه نفره اي که مسئوول اجراي طرح هاي ساختمان بودند، همانند ديپلمات هاي مقيم اسراييل از معافيت هاي گمرکي برخوردار شدند. همچنين سنگ مشهور کارا واقع در معادن ايتاليا از گمرکي هاي سرسام آور بندر معاف شد.
کوه کرمل با پوشش قرمز و آبي رنگ از گلهاي بگونيا و سرو هاي بلند اطراف آن، چشم انداز زيبا و آب و هوايي معتدل به منطقه داده و چشم انداز اقتصادي و نظامي مهمي به آن بخشيده است؛ منطقه اي که همواره با طمع ورزي توسعه طلبان روبه رو شده و دست يابي به آن از بعد نظامي مورد توجه قرار گرفته است؛ از اشغال حيفا در سال 1291 و 1517م توسط حاکم مصر و اقوام ترک تا فتح ناپلئون بناپارت در سال 1799م.
نبض اقتصادي اسراييل بر مدار نيم دايره اي حيفا هنگامي به تپش درآمد که اين بندر، مرکز بازار جهاني براي مستعمرات صهيونيستي در سال 1948م شد.

واقع شدن حيفا بر کناره خليج دريايي عميق، اين شهر را به لنگرگاهي طبيعي و مطمئن براي پهلو گرفتن کشتي هاي بزرگ تبديل کرده و بيش ترين رفت و آمد کشتي ها را در بنادر اسراييل به خود اختصاص داده است. مجموع کشتي هايي که در سال 1951 وارد بندر حيفا شدند، به(8) 116 کشتي رسيد؛ در حالي که آن سال فقط 1370 کشتي وارد بنادر اسراييل شده بودند. (9)
حيفا مهم ترين مرکز استراتژيک اقتصادي و نظامي و معبد آن بزرگ ترين مشرق الاذکار بهاييان با جاذبه هاي توريستي است. آيا اين همان معناي پيوستگي آينده بهائيت و صهيونيسم نيست که روحيه ماکسول (همسر شوقي افندي) نيز آن اذعان داشته: « من ترجيح مي دهم که جوان ترين اديان (بهائيت) از تازه ترين کشورهاي جهان (اسراييل) گسترش يابد و در حقيقت بايد گفت آينده ما (بهائيت و اسراييل) چون حلقه هاي زنجير به هم پيوسته است.» (10)
پي نوشتها :
1. شکل و آرام بهائيت ، ستاره داوود است که آرام يهود و فراماسونري نيز مي باشد.
2.[i]www. israel-iran. org

3. مجيد صفاتاج، دانشنامه فلسطين، ج 4، ص 102، 100، 96، 95.
4. همان.
5 . مشرق الاذکار نام معابد بهائيان است.
6. مجيد صفا تاج، پيشين، ص 106.
7. amazon. com
8 . همان .
9 . مجيد صفاتاج، پيشين، ص 106.
10. سايت بهايي پژوهي www.bahairesearch.ir



http://www.sarabbahai.blogfa.com/

اعتقاد راسخ به فرقه ضاله بهائيت شرط استخدام در شبكه من و تو + سند

شبكه انگليسي ساخته من و تو كه كمتر از دو سال است فعاليت خود را با سرمايه گذاري مستقيم دربار سلطنتي آغاز كرده و با تابلوي فريبنده شبكه اي به اصطلاح اجتماعي و فرهنگي پا به عرصه وجود گذاشت در جديدترين آگهي استخدام خود سه شرط اصلي را براي پذيرفته شدن در اين شبكه اعلام كرده است.
به گزارش باشگاه خبرنگاران ؛ رها اعتمادي كه فردي بهايي زاده و از خانواده نوكران و خدمتكاران دربار شاه مخلوع است در سال 2010 با همكاري رسمي دربار انگليس و چند نفر از عوامل ديگر شبكه من و تو را كه از همان ابتدا لقب خواهرخوانده بي بي سي فارسي را يدك مي كشيد راه اندازي كرد تا اين شبكه از همان ابتدا با تفكري بهايي - صهيونيستي و ضد ايراني پا به عرصه وجود بگذارد.
اعتمادي در جديدترين آگهي استخدام اين شبكه كه در وبلاگش منتشر كرده
سه شرط اصلي را براي پذيرفته شدن به عنوان مجري در اين شبكه
را
[u]اعتقاد راسخ به فرقه ضاله بهائيت[/b] ،
مخالفت با جمهوري اسلامي ايران
و [u]آمادگي داشتن براي عريان شدن [/b]
عنوان مي كند.
رها اعتمادي از چند سال پيش با پشتيباني همه جانبه و البته غير علني عوامل بي بي سي گروهي به نام "جوانان بدون مرز" را براي ضديت با جمهوري اسلامي ايران راه اندازي كرد و تمامي عناصر همسو با فرقه ضاله بهائيت و ضد جمهوري اسلامي ايران را شناسايي و هسته اوليه من و تو را با آنها شكل داد.
البته پيش از اين هم نقل قول هاي بسياري در خصوص پشت پرده بهايي عوامل و مجريان اين شبكه مطرح بود كه اكنون با فرو افتادن پرده هاي فريب سند رسمي بهايي – صهيونيستي بودن اين شبكه به ظاهر فرهنگي – اجتماعي علني شد.
اگرچه كه دو شبكه سلطنتي بي بي سي فارسي و من و تو جدا از هم فعاليت مي كنند
اما منبع تغذيه نيرو و مجريان آنها يكي است و عوامل اين دو شبكه در هم تنيده و پشتيبان استراتژيك اهداف ضد ايراني يكديگر هستند.
[تصویر: image_gallery?uuid=7c13a477-af72-4bf0-87...4216611314]
کد خبر:122331 -
http://rajanews.com/detail.asp?id=122331

برنامه‌های جدید بهائیت برای گسترش تبلیغ

نگاه مرجعیت شیعه بعد از شهریور۱۳۲۰ به بهائیت نیز نگاهی دین مدارانه بود؛ چون بهائیان را گروهی بدعت گذارو دین ساز می دانستند که مکتب آنها برهیچ بنیاد دینی و کتاب آسمانی بنیان نیافته بود، با آن مخالفت می کردند.
به گزارش شیعه آنلاین به نقل از عصر ایران، اخبار واصله حکایت از آن دارد که فرقه ضاله "بهائیت" در تلاشی تازه قصد افزایش پیروانش را دارد و از این رو اقدام به راه‌اندازی کانال فارسی زبان جدیدی با محوریت علنی بهاییت در کشور آمریکا کرده است.

اين کانال که از لس آنجلس پخش می‌شود، در برنامه‌هایی ویژه و در قالب گزارش و گفت‌وگو به تبلیغ اهداف و آیین‌های فرقه بهایی می‌پردازد که به عنوان نمونه می‌توان به گزارش این شبکه از مراسم عید رضوان و دیگر آئین های این فرقه ضاله اشاره کرد.

گفت‌وگو با مردان و زنان فارسی زبان که به این فرقه پیوسته‌اند و تشریح دلایل آن ها برای همکاری با این فرقه ضاله یکی دیگر از اقدامات این شبکه در جهت ترویج بهائی گری در میان فارسی زبانان و به ویژه مسلمانان کشورمان می‌باشد.

از سوی دیگر، چندی پیش این تلاشها در عرصه رادیو نیز با راه‌اندازی رادیو ماهواره‌ای "بهایی" شکل جدی‌تری به خود گرفته بود .

گسترش سریع بهائیت در دوره پهلوی دوم با استفاده از امکانات عمومی کشور و تلاش بی وقفه آنان درجهت ضربه زدن به سنت های دینی و اجتماعی و منافع ملت ایران، واکنش جدی مردم و طبقات مختلف جامعه را به دنبال داشت.

روحانیت و مرجعیت شیعه درطول تاریخ به مسائل و حوادث، اشخاص، فرقه ها، احزاب، ملل و نحل مختلف با نگاهی دینی و موضعی از جایگاه مذهب نگریسته اند.

نگاه مرجعیت شیعه بعد از شهریور۱۳۲۰ به بهائیت نیز نگاهی دین مدارانه بود؛ چون بهائیان را گروهی بدعت گذارو دین ساز می دانستند که مکتب آنها برهیچ بنیاد دینی و کتاب آسمانی بنیان نیافته بود، با آن مخالفت می کردند.

افزون برآن، به دلیل وابستگی بهائیان به استعمارخارجی و استبداد داخلی و سوء استفاده بهائیان از این موقعیت، حساسیت عالمان شیعی مضاعف گردید.

در طول چند دهه گذشته از انقلاب شکوهمند اسلامی در کشورمان ، فرار سران فرقه ضاله بهائیت از کشور و پناه گرفتن آن ها در آغوش اسرائیل و آمریکا موجبات این امر را برای آنها فراهم ساخت تا با پشتیبانی "بیت العدل" در مرکز اسرائیل و با دریافت بودجه های هنگفت از سران آمریکا و رژیم صهیونیستی این فرقه بتواند جان تازه ای را به خود بدهد.

در طول دو دهه اخیر نفوذ در شبکه های ماهواره ای فارسی زبان و راه اندازی چند شبکه برای تبلیغ و گسترش آیین ضاله بهائت در دستور کار سران این فرقه قرار گرفت .

شبکه ایران آریایی جدید ترین شبکه ای است که با دریافت بودجه مستقیم از "بیت العدل " وظیفه مظلوم نمایی برای بهائیان را در میان مردم ایران عهده دار است و با پخش برنامه هایی که در آن به حقوق نا نوشته بهائیان در ایران اشاره دارد سعی در القای این نکته دارد که پیروان فرقه ضاله بهائیت در ایران دراکثریتی بیشتر از اهل تسنن هستند اما از حقوق مشابه برخوردار نیستند.
[font=Arial][/font]
http://www.shia-online.ir/article.asp?id=20679

این وبلاگ هم اطلاعات خوبی داره
http://bahaipress.blogfa.com/
لطفا مطالعه بفرمایید
سلام
این وبلاگ هم کتاب هایی در رابطه با بهاییت داره:
http://bahaibooks.blogfa.com/
رقص و پایکوبی بهاییان در محرم




یکی از این مناسبت های مهم بهایی که مورد منازعه و مناقشه در این مقاله قرار گرفته است تاریخ تولد علیمحمد باب و حسینعلی نوری میباشد که در اول و دوم محرم به تاریخ قمری قرار گرفته است و بهاییان هرساله در این ایام به رقص و جشن و پایکوبی مشغول میشوند

یکی از مسائلی که برای نویسنده این مقاله جالب و جذاب بود و برای رسیدن به جواب قانع کننده مطالعه فراوانی را انجام داد بحث تقویم و تاریخ مناسبت های بهایی بوده است ، با اینکه مقالات و سایت ها و کتب فراوانی مطالعه شد اما به نتیجه خاصی نرسیدیم.

بهاییت فرقه ای که خود را شاخه ای از اسلام و شیعه میداند ،حتی رهبران بهایی خود را تا آخر عمر مسلمان میدانستند و مانند مسلمانان اعمال را به جا می آوردند [1]. تا آنجا که برخی از پیروانشان برایشان در صحت گفته های آنها تردید حاصل می آمد که اینان مدعی دین جدید هستند و خود به سنت های اسلامی پایبند هستند ، حتی برخی از بهاییان به نفاق و دورویی سران خود مانند بهاء الله و عبدالبهاء قائل بوده اند و دلیلشان عدم تقیه در احکام بهاییت میباشد .
یکی از مسائلی که دراین فرقه مشکل اساسی و بحرانی میباشد و بهاییت تاکنون نتوانسته برای آن توجیه و توضیح درستی بیاورد بحران هویتی در تاریخ بهاییت است . چنانچه بهائیان به چندین تقویم ،مناسبت تاریخی دارند و با اینکه بر اساس کتاب بیان علیمحمد باب تقویمی من در آوردی بوجود آورده که نامش را تاریخ بدیع نامیده است و ایام سال و روز ماه را تقسیم بندی بدون قاعده و طبق میل خود انجام داده اند به طوریکه طبق این تقسیم در انتهای سال پنج روز اضافی میماند و برای این پنج روز هیچ حکمی ندارند .برای دیدن دیدن نحوه تقسیم بندی http://www.adyannet.com/news/459را کلیک کنید .

[/font]
[b]اما نکته ای که پیچ و محل گیر در تقویم بهایی است و برای نویسنده غیر قابل حل باقی ماند این است که بهاییان به نوعی بازی در تقویم روی آورده اند و قاعده این بازی این است که از هر فرصتی برای رسیدن به مطلوب خود یعنی تبلبغ بهاییت استفاده کنند . تقویمی با انواع مناسبات و محاسبات مختلف، که در آن از تاریخ میلادی و تاریخ اسلامی و تاریخ شمسی و تاریخ بدیع ،به نحو مطلوبی استفاده شده است .



برای مثال سالروز اعدام باب را به تاریخ میلادی و سالروز اعلام من یظهره اللهی حسینعلی نوری را به تاریخ میلادی و ایام صیام را به تقویم بدیع و عید فطر را مطابق تقویم شمسی عمل میکنند . گرچه نویسنده خارج از این چهار تقویم منبعی دسترسی نداشت شاید با تحقیقات بیشتر به تقویم بودایی و تقویم مایایی و تقویم انسان های اولیه و...هم تاریخ نگاری کرده باشند

با توجه به مقدمه ای که گفته شد یکی از ابزار های تبلیغی بهاییت استفاده تام و کامل از انواع تقویم میباشد،تقویمی خرافی که دست آویز علیمحمد باب برای تحمیق مردم گمراه شد و حسینعلی نوری هم آن را امضاء کرد ، که یکی از این مناسبت های مهم بهایی که مورد منازعه و مناقشه در این مقاله قرار گرفته است تاریخ تولد علیمحمد باب و حسینعلی نوری میباشد که در اول و دوم محرم به تاریخ قمری قرار گرفته است و بهاییان هرساله در این ایام به رقص و جشن و پایکوبی مشغول میشوند

البته همانطور که همه ایرانیان نیک میدانند این ایام در بین شیعیان ایام محرمه و در تاریخ شیعه اهمیت بسزایی دارد و دلیل آن مصادف شدن ایام محرم الحرام با شهادت کاملترین انسان و مظلومترین امام شیعه حضرت امام حسین علیه السلام میباشد و شیعیان و غیر شیعیان هم با برگزاری مراسمات مختلف یاد و خاطره و معارف آن حضرت را زنده و در دلها با حضرتش تجدید عهد مینمایند.


البته این بازی با تقویم و تاریخ و مناسبت با انواع تقویم ها در بهاییت بی دلیل نیست و چنانچه عرض شد یک حربه تبلیغی میباشد و البته دشمنی بهاییت و سران بهایی با اسلام و شیعه که بارها در مقالات مختلف به آن پرداخته شده است و بنا به مناسبت به برخی از دشمنی های این فرقه مسلمان نمای بی مذهب ،مدعی دروغین دیانت اشاره مینماییم تا خوانندگان بهایی بدون تعصب برای تحری حقیقت و خوانندگان غیر بهایی برای دانستن حقیقت ،آگاه شوند .
- حسینعلى بهاء (مؤسس بهائیت) در الواح و آثار خویش صراحتاً و به كرات به شیعیان توهین و حمله كرده و براى نمونه در كتاب اشراقات، از آنان با تعابیرى چون "شیعه شنیعه"، [2] "پست‌‌ترین حزب و امت"[3] یاد كرده و علماى تشیع را (به دلیل نپذیرفتن‌ ادعاى باب و بهاء) با تعبیر "فراعنه و جبابره"[4] و پراكندگان "اوهام" در بین مردم، [5] مورد طعن و لعن قرارداده است.

- از زبان او در كتاب "مائده آسمانى" آمده است: "بگو اى مردم، اگر به نور ایمان فائز نمى‏شوید، از ظلمت حزب شیعه خود را خارج نمایید لعمر اللَّه اعمال [آن‌ها] غیر اعمال رسول و همچنین اقوال... ". و نیز: به خدا قسم "حزب شیعه از مشركین از قلم اعلى در صحیفه حمرا مذكور" است![6]

- در مورد توهین به علماى اسلام و شیعه نیز سخن بهاء در كتاب "ایقان" درخور ذكر است كه با اشاره به مخالفت ملت ایران با باب (به‌رغم وجود به‌اصطلاح حجج و دلایل باهرات! بر حقانیت وى) گفته است: "حال ملاحظه نمایید كه چقدر ناس نسناس‌اند و به غایت حق ناسپاس، كه چشم از جمیع این‌ها [یعنى دلایل حقانیت باب‏] پوشیده‏ اند و به عقب مردارى چند كه از بطنشان انفال مال مسلمانان مى‏ آید [مقصودش علماى اسلام است‏] میدوند و با وجود این چه نسبت‌هاى غیر لائقه كه به مطالع قدسیه [یعنى باب و بهاء] میدهند.... "[7] "
بگو اى گروه علما، آیا صداى قلم‏ اعلاى مرا نمى‏شنوید و این خورشید تابان از افق ابهى‏ را نمی بینید؟ تا چه وقت بر بت‌هاى هواهاى خود معتكف می باشید؟ اوهام را رها كنید و رو به خداى مولاى قدیم خود [مقصود، خود اوست!] بیاورید. "[8]

- عباس افندی، فرزند بهاء، راجع به علماى ایران ــ كه پیداست به علت تباهى نقشه‏ ها و دسائس خویش، سخت از دستشان كلافه بوده است ــ نوشته است: "این قوم، خویشتن را علماى دین مبین و حامى شرع متین و جانشین سیدالمرسلین می شمرند و چون ثُعبان [افعى‏] بدكیش، بیگانه و خویش را نیش مى‏زنند و چون مار و عقارب، اَباعِد و اقارب [دوران و نزدیكان‏] را میگزند... چون گرگان خونخوار اغنام الهى را بدرند و دعواى شبانى كنند و چون دزدان راه، قطع طریق و سدّ سبیل نمایند و قافله ‌سالارى خواهند... چون... به فضائل [آنان‏] نگرى، هریك اجهل از انعام و بهیم [جاهل‌تر از چهارپایان‌اند]... در مدارس چون بهائم [حیوانات‏] اسیرِ خوردن و خوراك‏اند و چون سِباع ضاریه [درندگان خون‌آشام‏] بی مبالات و بی باك"![9] وی در جاى دیگر به بهائیان بشارت داده است كه "من‌بعد، دستگاه اجتهاد و حكمرانى علما و مرافعه در نزد مجتهدین و تمسك عوام به ایشان و صف جماعت و ریاست رؤساى دین، پیچیده خواهد شد. "[10] نیز به فضل‌الله صبحى گفته است: علماى معاصر ایران "عالم نیستند، زندیق‌اند... "![11]

- شوقى افندى (جانشین عباس افندى) در سال 1320 شمسى (1941م) لوحى با عنوان "قد ظهر یوم‌المیعاد" (The PROMISED DAY IS COME) نوشته است. در این كتاب، وى از وقوع انقلابى در جهان یاد ‏كرده كه معتقد است در پرتو مسلك بهائى به وقوع پیوسته و به سبب آن انقلاب، شوكت و عظمت اسلام و علماى شیعه منهدم شده است. وى در این لوح، كه عنوان زشت "عواقب نكبت‏ بار شیعه اسلام" را بر پیشانى دارد، در هتاكى وبی حرمتى به روحانى و مجتهد، فقه و اصول، مسجد و جماعت، تكیه و روضه و روضه ‏خوان، و وعظ و واعظ شیعه سنگ تمام گذارده است كه با پوزش از ملت شریف و مسلمان ایران، به ذكر گوشه‌هایی از آن می‌پردازیم:

"انقلابى كه... از تسلّط علماى مذهبى كه قرن‌ها جوهر اسلام در آن كشور (یعنى ایران) به‏ شمار می رفتند جلوگیرى كرده و طبقه‏ اى را (علما) كه دستگاه دولت و حیات ملت به طرز لایتجزى با آن آمیخته شده بود باطناً واژگون ساخت. این انقلاب... در حقیقت اساس دولتى را كه بر پایه شعائر دیانتى تشكیل یافته بود متلاشى ساخت؛ همان دولتى كه تا آخرین نفس منتظر و مترصد ظهور امام غایب بود؛ آن امامى كه... بایستى بر تمام كره ارض حكومت نماید. "[12] وی در ادامه نوشته است: "حصین اسلام، كه ظاهراً تسخیرناپذیر به نظر می آمد، اكنون از اساس تكان خورده... در هم می ریزد. "[13]

همچنین افزوده است: "معمّمین مذهب اسلام، كه به فرموده حضرت بهاءالله سرهاى خود را با سبز و سفید مزیّن نموده و مرتكب شده ‏اند آنچه روح امین را به نوحه درآورده، با كمال بى‏رحمى نابود شدند... عمامه‏ هاى گنبدآسا و وزین علماى ایران، كه حضرت عبدالبهاء از روى كنایه "گنبدهاى نیلگون و سفید" فرموده‏ اند، در حقیقت سرنگون گردید. آن پرمدعاهاى متعصب و خائن و دَنى كه سرهاشان حامل آن عمامه‏ ها بود، به فرموده حضرت بهاءالله "زمام ملت در قبضه اقتدار آن‌ها بود" و در "قول، فخر عالم‌اند و در عمل، ننگ امم"... عربده‏ هاى متعصبانه... و فتاواى آن‌ها، كه با آن وقاحت صادر مى‏شد و در بعضى موارد شامل اعتراض به سلاطین بود، حال نسیاً منسیّاً گردیده... این جماعت ناپاك البته ذلتى را كه به آن دچار شده مستحق بوده ‏اند. "[14]

بعد از بیان دشمنی بهاییان و سران بهایی با اسلام وشیعه و اهل بیت علیهم السلام نوبت به آن میرسد که به چند شبهه که بهاییان در سایت ها و تلویزیون های خود به آن پرداخته اند نیز پاسخی مجمل و مبین بدهیم تا حق و حقیقت در دیدگان همگان ، نور افشانی کند .





البته بهاییان مدعی هستند که بهاء الله نه تنها با اسلام وشیعه دشمنی ندارد بلکه برای امام حسین علیه السلام زیارتنامه مخصوصی هم دارد که بهاییان در شهادت آن امام قرائت میکنند و برای حضرتش خصایص و ویژگیهایی منحصر به فرد در آن زیارت نامه ذکر کرده است و به تمجید و اعزاز حضرت پرداخته است

در جواب این دسته از دوستان باید بگویم که بله جناب بهاء برای عوام فریبی و اغفال مردم شیعه و محب اهل بیت علیه السلام ایران، این کار را هم انجام داده است تا بتواند خود را محب اهل بیت قلمداد کند اما یک ضرب المثل شیرین و معروف فارسی میگوید که : ما باید دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را ...! جناب بهاء خود را رجعت حسینی و مظهر امام حسین در این عصر میداند که این ادعا حتی خشم بهاییان و نزدیکان حسینعلی نوری را به همراه داشته به طوریکه عزیه خانم خواهر بهاء الله در نامه خود به عبدالبهاء که به لوح عمه مشهور است چنین گزاف گویی برادرش را جواب میدهد که : اگر حسینعلی بود مظهر حسین علی /هزار رحمت به روان پاک یزید ...!!! چگونه او مدعی دوست داشتن امام حسین است و خود را مظهر وجود امام حسین میداند ...!!


یا اینکه باز هم بهاییان مدعی هستند که در این کره خاکی در هر دقیقه، صدها نفر به دنیا می‌آیند. بسیاری از آن‌ها مسلمان وشیعه بوده و در روز اول و دوم محرم و یا حتی در روز نهم و دهم آن به دنیا می‌آیند. تکلیف آن‌ها چیست؟ حسینعلی نوری و علیمحمد باب هم بدون اختیار خود در این ایام به دنیا آمده اند پس نباید آنها را شماتت کرد .

در جواب میگوییم که : جناب بهاءالله گفت که دین باید سبب الفت و محبّت باشد [15]. اگر دین سبب عداوت شود نتیجه ندارد بی دینی بهتر است زیرا سبب عداوت و بغضاء بین بشر است. و هر چه سبب عداوت است مبغوض خداوند است پس اگر دین سبب قتال و درندگی شود آن دین نیست بی دینی بهتر از آن است. شما غیر از این دو مناسبت سایر مناسبت هایتان را در ایران با ماههای شمسی یا میلادی به حساب می آورید؟ چه اصراری بر برگزاری این دو مناسبت با ماههای قمری است؟ آیا این وحی مُنزلی است که نباید تغییری در آن ایجاد گردد؟ آیا جز عناد و دشمنی با شیعه فلسفة دیگری پشت این جریان می تواند باشد؟ پس چه شد این الفت و محبتی که از آن دم زدید ...؟؟؟

در اینجا باید این نکته را ذکر کنم که در برخی ایم چون بهاییت از همه تقویمها استفاده وافر را میبرد ممکن است مناسبتی میلادی یا بدیعی با مناسبت شمسی یا قمری تلاقی کند مثلا تاریخ ایام صیام در تقویم بدیع با تاریخ ولادت باب و بهاء در تقویم قمری یکی بشود در اینصورت حکم چیست و بهاییان باید چکار بکنند ؟؟؟ برای این معضل در رساله سوال و جواب در سوال 36 چنین جواب داده اند که حکم صوم در این روز مرتفع است .حال سوال ما این است که بهاییان که برای تصادم و تلاقی مناسبت های تقویم های مختلف خود برخی از این مناسبت ها را نادیده میگرید چرا در ایام محرم که شیعیان کل جهان عزادار امام خود هستند شادی را متوقف و این جشن و پایکوبی خود را در تاریخ میلادی آن دو بجا نمی آورند ...؟؟؟ چنانچه در سال 168 بدیع همزمان با سال 1390 یوم ولادت ایندو با یوم صعود بهاء یکی شد و بیت العدل در پیامی به بهاییان مقرر کرد که این دو مناسبت را در تاریخ میلادی بجا بیاورند تولد باب را در بیستم اکتبر و تولد بهاء در نوزدهم اکتبر ...!!!





بهاییان در یکی از سایت های خود مدعی شده اند که اسلام و شیعه مکتب عزاداری و غم و غصه هستند و بهاء الله برای نجات بشر از این اوهام و تغییر ذائقه مردم ایران نزول اجلال کرده و برای شادی ارواح مردم آمده است .


در جواب این سایت هم باید بگوییم که : در این مورد نیز بها دلش برای مردم نسوخته بود درست است که یکی از اهدافش در اتخاذ این رویه کشیدن خط خاتمه به روی امام شیعیان و از بین بردن مراسم یادآوری ایام او بوده ولی نه به واسطه‏ی دلسوزی برای ملت بلکه به منظور آنکه به جای عزاداری برای آن امام بیایند برای آقای بها شادمانی کنند و به جهت ایام او به نوحه و ندبه سر دهند کما اینکه در لوح احمد دستور می‏دهد:ان یا احمد لا تنس فضلی فی غیبتی ثم ذکر ایامی فی ایامک ثم کربتی و غربتی فی هذا السجن البعید .

ملاحظه می‏کنید چگونه دستور می‏دهد که برای او عزاداری نمایند و مصیبات جعلی او را ذکر کنند پس غرضش از انتخاب اول و دوم محرم بعنوان عید تولد خود و باب صرفا به منظور یک تحریک بوده و این رویه جنایت‏آمیز و سیاست بیرحمانه همانا از ابتدای شروع کار ریاست بها به موقع اجرا گذارده شده یعنی در همان ایامی که خود و خانواده‏اش چنانکه دیدیم به مسلمانی و رویه سنت تظاهر و اعیاد آنان را جشن می‏گرفتند مریدان ساده لوح را تحریک می‏کردند تا برای نشان دادن استقلال دین جدید و عظمت شارع آن بها، اعیاد بهائی را منظور نظر دارند تا شاید مسلمین آنها را بکشند و موجبات تبلیغات فراهم شود




با توجه به اینکه اصلی ترین دشمنانشان شیعیان هسند باید طوری برای تفرقه بین آنها برنامه ریزی کنند و چه بهتر که تولد رهبران فرقه بهاییت را که در ماه محرم متولد شده اند را در ایران بصورت قمری برگزار نمایند تا با این امر خون شیعه را بجوش آورده تا باعث کشتار بهاییت بدست ایشان شوند تا بتوانند در جهان مظلوم نمایی کنند....!!!


حال به روشنی مشخص میشود که دلیل این همه هلهله و شادمانی و رقص و پایکوبی بهاییان در ایام محرم و عاشورای حسینی چه بوده و هست . چنانچه در ایام عاشورای حسینی در سال 1388 با همراهی و تحریک عده ای از ارازل و اوباش به آتش زدن خیمه عزای حسینی در میدان انقلاب تهران مبادرت کردند که این حادثه قلب تمام شیعیان و ایرانیان را جریحه دار کرد و از این فرقه ضاله که دشمنی اش با شیعه و ایران اسلامی مشخص بود منزجر کرد .
[font=Arial]


پی نوشت :
1. خاطرات انحطاط و سقوط ،فضل الله مهتدی صبحی ص 183
2. اشراقات، الواح مباركه حضرت بهاء... ، صص162ــ161
3. همان، ص279
4. همان، ص266: "فراعنه و یا جبابره كه در الواح نازل شده و یا بشود، مقصود، ارباب عمائم‌اند؛ یعنی علمایی كه ناس را از شریعه الهی و فرات رحمت رحمانی [بهائیت] منع نموده‌اند... " نیز رك: همان، صص132 و 222ــ221
5. همان، صص269 و 267
6. مائده آسمانی، جزء چهارم، صص328 و 327؛ برای خصومت و مبارزه بهائیت و پیشوایان آن با مسلمانان (اعم از شیعه و سنی)، و فتوای عالم بزرگ مصر بر ضد این فرقه رك: قاموس توقیع منیع مبارك، ص438 به بعد؛ مائده آسمانی، ج4، صص142ــ140؛ رحیق مختوم، ج1، ردیف سین، شین: سنی و شیعه، ص595
7. ایقان، چاپ مصر، 1318. ق/1900. م، ص196
8. همان، ص475
9. عبدالحمید اشراق خاوری، مائده آسمانی، ج5، ص193
10. همان‌جا.
11. خاطرات صبحی، چاپ سیدهادی خسروشاهی، ص152
12. لوح قد ظهر یوم‌المیعاد، صص141 و 142
13. همان، ص142
14. همان، صص 144ــ143 و 149
15. پیام ملکوت ص 44









پایگاه جامع فرق ادیان و مذاهب

http://baha19.mihanblog.com/post/1563
دویچه وله یا دویچه بها....!



[تصویر: 081306_%281%29.jpg?itok=lRf7s0ST]
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ رهبران بهایی بر خلاف گفته هایشان برای رسیدن به اهداف خود دست نیاز به سوی بیگانگان و حاکمان جور دراز کرده و در قبال جاسوسی و ایجاد اختلاف بین شیعیان و سعی در نابودی اسلام، از حمایت همه جانبه آنها برخوردار میشوند.
بهاییان برای گسترش هجمه تبلیغات خود و تاثیر بر افکار عمومی، با بهره گیری از قدرت های رسانه ای و صفحات اینترنتی و ماهواره ها حضور پر رنگی یافته اند.
مانور تبلیغاتی بهاییان در سایت ها و وبلاگ هایشان بیشتر برای تبلیغات تعالیم و آموزه های بهایی و در رسانه های تصویری و نوشتاری سازمان های جاسوسی و امنیتی کشور های غربی بویژه آمریکا و اروپا از جمله رسانه صدای آمریکا و بی بی سی انگلیس و دویچه وله آلمان، بیشتر به تبلیغ منفی و سیاه نمایی علیه ایران اسلامی و [b]مظلوم نمایی برای نشان دادن چهره ای مظلوم و تحت ظلم توسط حکومت ایران می پردازند.
بیشتر اخبار رسانه های غربی و بهاییان به دنبال جوسازی و سیاه نمایی و متهم کردن جمهوری اسلامی ایران هستند،خبرهایی که در این رسانه ها منتشر میشود یک نکته مهم را در نظر خوانندگان تداعی میکند و ان اینکه دلیل این همه حمایت چیست و آیا جز همدستی آنان با دشمن اسلام و ایران اسلامی میباشد.
شبکه دویچه وله فارسی که با هدف تخریب اذهان و تحلیل غیر واقع از اخبار داخلی جمهوری اسلامی به فعالیت می پردازد مهمترین هدف خود را حمایت از گروه های منحرف و ضاله _که به نوعی همکار آنها در جمع آوری اطلاعات و اخبار داخلی ایران می باشد_ میداند. حمایت از بهاییان یکی از سیاست های مدیران این شبکه میباشد و بهتر بود به جای دویچه وله نام شبکه ای که این همه حمایت از بهاییان را در سیاست کاری دارد به دویچه بهاء تغییر دهند .
این شبکه با نوشتن مقالات و پخش مصاحبه های بسیار درباره بهاییان و دیگر فرقه های ضاله،کینه و دشمنی اش با ملت ایران را به روشنی به مخاطب نشان میدهد و با اینکه روزانه در جای جای دنیا و بخصوص در خود آلمان مردم بی گناه زیادی به دلایل مختلف به زندان میروند و بازداشت میشوند و اموالشان در معرض تعرض از سوی پلیس قرار میگیرد، اما این شبکه تلویزیونی که فقط هدفش تخریب اذهان بر علیه ایران است فقط به مسئله جاسوسانی که به دلایل امنیتی با آنها برخورد شده است پرداخته و جامعه جهانی را بر علیه ایران تحریک میکند .
در خبری که اخیرا توسط این شبکه جاسوسی منتشر شده مصاحبه ای با مارکوس لونینگ مسوول حقوق بشر وزارت امور خارجه آلمان ترتیب داده شده و در این مصاحبه از طرف وزارت خارجه حاکمیت ایران را مورد هجمه قرار داده که رفتار با بهاییان از طرف حکومت ایران را محکوم میکنیم و....
وزارت امور خارجه آلمان و جناب مارکوس لونینگ و مدیر شبکه جاسوسی دویچه وله ، لطفا کمی منصفانه و با توجه به این نکته که هر کشوری قوانین داخلی خود را دارد به مطالب زیر دقت نمایید و سپس اظهار نظر کنید .
۱.در ایران همه افراد طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران از حقوق شهروندی برخوردارند .
۲.همه ادیان الهی شناخته شده که شامل مسیحیان و کلیمیان و زرتشتیان و مسلمانان میتوانند به تبلیغ معارف خود پرداخته و آزادانه مراسمات مذهبی خود را اجرا نمایند.
۳.هر فردی چه تابع یکی از این ادیان الهی باشد یا نباشد تا وقتی که کاری بر علیه امنیت ملی و اخلال در نظام انجام ندهد ،میتواند آزادانه در ایران زندگی نماید.
۴.درباره بهاییت باید بدانید که یک فرقه ضاله و دست ساز بشری عاجز میباشد که جز گمراهی و ضلالت چیزی ندارد و پیروان این فرقه ضاله در ایران مانند سایر مردم در حال گذران امور زندگی خود هستندو از حقوق شهروندی مانند تمام ایرانیان برخوردار هستند و اگر برخی از این افراد به هر دلیلی بازداشت شده یا محکوم شده در دادگاه صالحه ای که بر اساس قوانین داخلی ایران میباشد، بررسی و محاکمه شده است و جرمشان محرز شده است که با او برخورد میشود مانند همه کشورهای دیگر دنیا که با مجرمان بر اساس قانون برخورد میشود.
۵.روزانه دوستان شما در شبکه های جاسوسی و تیم های تروریستی در سراسر دنیا افراد زیادی را به جرم اینکه مسلمان هستند یا شیعه هستند به قتل می رسانند و به اموال و ناموسشان تجاوز میکنند و شما و دیگر بشر دوستان چشمان خود را بر روی این همه جنایات بشری بسته و فقط از جاسوسانی که مهر نوکری شما بر پیشانی آنها خورده حمایت میکنید.
۶.وزارت امور خارجه آلمان بهتر است به جای دخالت در حق حاکمیت ایران، به مسایل داخلی خود توجه کند و پاسخگوی نیازهای داخلی شهروندان معترض آلمانی باشد و پاسخگوی پرونده ایرانیان را که در آلمان به دلایل مختلف زندانی و یا به قتل رسیده اند باشد.
۷.جناب مارکوس لونینگ ما یادمان نرفته است که شما و سردمداران آلمان که امروزه صدای وای حقوق بشرتان گوش عالم را کر کرده است همان هایی هستید که عامل به خاک و خون کشیده شدن هزاران جوان و زن و مرد و کودک مظلوم در کوچه و خیابان های همین سرزمینی هستید که امروز با بیشرمی تمام آن را محکوم میکنید، ما یادمان نرفته بمب های شیمیایی که عالیجنابان آلمانی برای نسل کشی در اختیار صدام خونخوار قرار دادند تا در این کشور به جرم اعلام حکومت اسلامی نسل کشی را شروع کند و حتی به مردم خود در حلبچه هم رحم نکرد.
وزارت امور خارجه و جناب مارکوس لونینگ و سازمان های مدعی حقوق بشر در پایان میخواهم توجه شما را به جنایت هایی که شما و دوستانتان در جای جای این کره خاکی در حال انجام هستید جلب کنم، کشتار و نسل کشی در میانمار ،جنگ داخلی در سومالی،جنگ داخلی در سوریه،کشتار و جنگ داخلی در افغانستان،کشتار و ترور در لبنان،کشتار و ترور در عراق،وهزاران مظلومی که روزانه به جرم مسلمان بودن به خاک و خون کشیده میشوند.چرا در این موارد ساکت و یا شادمان میشوید ...؟؟؟
راستی یادم رفت بپرسم وقتی که دانشمندان جوان کشور ما توسط جاسوسان و تروریست های اجیر شده شما به شهادت رسیدند چه احساسی داشتید ...؟؟؟ راستی وقتی مراسم تشییع جنازه بهترین عزیزان ما را دیدید و اشک هایی که از چشمان مادری که فرزند خود از دست داده و زنی که شوهرش و تکیه گاهش را از دست داده وکودک خردسالی که اشک در چشم و بغضی کوچک در گلویش داشت و باور نمیکرد از پدرش تنها قاب عکسی به جا مانده و ملتی که بهترین جوانانش را از دست داده بود ، شما کجا بودید و چه احساسی داشتید ...؟؟؟
[تصویر: Capture_5_%281%29.JPG]
امروز علیرضا و آرمیتا منتظر شنیدن پاسخ مجامع بین المللی حقوق بشر هستند که به چه جرمی در خردسالی یتیم شده اند و پدرانشان به چه جرمی کشته شده اند ...

موفق باشید
یا علی علیه السلام
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع