تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: ایده پردازها و ذهن های خلاق کمکم کنید!!!!!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
نگفتم که به هر ماشینی یه بسته شکلات کاکائویی هوبی بدن که...
بابا 4 تا بسته از این تافی های کره ای آناتا واسه همه ماشینا کافیه...
من که حاضرم با یه بسته از اونا چند تا از دوستامو عوض کنم...D:
هزینه ای نداره که...
اصلاً من از جیب میدم. خوبه؟؟؟؟
خب اینطور که دوستان گلمHeartHeartHeartHeart از ظاهر خوب و....گفتن فکر کنم خودم باید برم وایسم تو ایست بازرسی...
Big GrinBig GrinBig Grin

ولی جدا بسیار بسیار ممنونم. حتما از فرمایشاتون استفاده میکنم و حتما هم به کار می بندم...

حتی اگر شد گزارشی هم براتون در همین تاپیک میگذارم... راستی باز هم اگر نظر و یا ایده و پیشنهادی بود به شدت مشتاق شنیدنش هستیم...
آقا من خودم عضو بسیجم.رفتار بسیج با مردم افتضاح.وقتی یک بسیجی یک شوکر یا یک چیز دیگه بهش می دن برای تامین امنیت می رن اذیت دخترای مردم می کنن.باید یک فشار زیاد روی این بسیجی ها باشه تا معنی نظم و اخلاق رو بفهمن.
تهمت زدن در این دوره زمونه چقدر آسونه

شما میخواید کار فرهنگی بین المللی بکنید با این موضع گیری تون!!!؟

منظورتون از دختر ، تروریست*های 88 بودن که لباس از تن زن مردم در اوردن؟

*مذکر
(۱۴/اسفند/۹۲ ۱۶:۵۷)عبدالرحمن نوشته است: [ -> ]تهمت زدن در این دوره زمونه چقدر آسونه

شما میخواید کار فرهنگی بین المللی بکنید با این موضع گیری تون!!!؟

منظورتون از دختر ، تروریست*های 88 بودن که لباس از تن زن مردم در اوردن؟

*مذکر
فقط سال 88 نبود!Smile
کلا جوگیری خیلی زیاد شده توی بسیج،ضمن اینکه هیچ گزینشی برای انتخاب افراد وجود نداره (امکانی که میتونه مثبت بشه یا منفی)
سلام .

راستش یه 30 باری تقریبا خدمت دوستان بسیجی رسیدیم تا به حال !!!

موردی رو میخوام بگم که برای خودم پیش اومده و خیلی جالبه . ( 7 سال پیش )

در تمام این گرفتن ها نقطه مشترک این بود که اصلا به حرف گوش نمیدادن و بدون هیچ دلیل تهمت میزدن !!!!

( هیچ کدوم رو ریز یادم نیست )

یک سری مارو گرفتن و منتظر همون برخورد بودیم که دیدیم یک آقایی اومد کنار پنجره و گفت پسرم مدارک دارید ؟ گفتیم بله .( دوستمون گفت آقا میدونم قراره اول بگردید و بعدشم شب مهمونتون باشیم بدون هیچ دلیل ، مارو معطل نکن بگو از کجا بریم پایگاه !!!! ( بقیه هم که داشتیم فکر میکردیم به خونه چی بگیم )

این آقا با توجه به برخورد بد دوستمون یه لبخندی زد و گفت تو ماشین چیزی دارید که نباید داشته باشید ؟ گفتیم نه .
گفت لطفا پیاده شید . پیاده شدیم و بعد از کلی بازرسی از پشت صندوق چیز مورد داری پیدا کرد !!!
صاحب ماشین و مارو که میشدیم 4 نفر کشید کنار و گفت چرا دروغ گفتید ؟
مام که خبر نداشتیم دوستمون چیزی داره سرمون پایین بود و ساکت ...

دوباره سوال کرد و بدون جواب موند ... با صدای بلند گفت مگه شما مرد نیستید چرا سرتون رو انداختید پایین ؟ سوال کردم از شما !!!!
صاحب ماشین گفت درسته من دروغ گفتم و پشیمونم .

ایشون هم با یه لبخند گفت همین یک مورد رو بدونی که نباید دروغ بگی ارزش بالایی داره . این کارتون اصلا صحیح نبود و چیزی که بیشتر از مورد ( صندوق ) شما من رو ناراحت کرد دروغ شما بود .


برید به سلامت اما این کار شما صحیص نیست ، هم دروغ و هم این مورد ( صندوق )

ما چهار نفر هم که ..SurpriseSurpriseSurpriseSurprise

با اینکه 7 سال از این مورد میگذره اما هنوز چهره و حرکات اون آقا یادم مونده ، چه برسه به حرفش و چنان تاثیری رو من گذاشت که به ماه نکشیده با هر 3 دوستم قطع رابطه کردم .


نظر حقیر هم داستانی بود ، قبول کنید اینجوری .Wink
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع