تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: <<<<<وقتی خیلی عصبانی میشید چکار میکنید؟؟؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6
به نام خدا
سلام
خب دوستان این موضوع چون خیلی مهمه دوست داشتم یه خرده راجع به این موضوع صحبت کنیم
دقیقا بفرمایید که وقتی خییییلی عصبانی میشید و یا کسی یک حرفی بهتون میزنه که واقعا آتیش از سرتون بلند میشه!Wink چکار میکنید؟
راستش یه داستانی از آقای حداد خوندم که هنوز نتونستم درکش کنم...
حتما بخونید:
نقل قول:آقای حداد میگفتند:مادر همسرم بسیار مرا اذیت می کرد.بین اتاق ما و آنها کیسه های برنج خوشبو و ظرف های انباشته روغن فاصله می انداخت،اما انها چیزی به ما نمیدادندو او عمدا دوست داشت که ما را در تنگی و حرج ببیندو تنگدستی ما او را شاد میکرد و با وجود اینکه من مرتب کار میکردم ولی اکثر مراجعان من از فقیرای بودند که اجناس را نسیه میگرفتند و بعضی از انها پولی پرداخت نمیکردند؛در عین حال شاگرد من هر چقدر نیاز داشت برای خود برمیداشت و معمولا چیزی برای من باقی نمیماند.

وعلت ناراحتی آن زن با من مسئله فقر بود که از نظر او بسیار زشت می نمود از طرف دیگر شدت حالات روحانی و استفاده از محضر استاد بزرگوار ،مرحوم قاضی به من اجازه جمع مال و ثروت یا رد کردن فقیر و یا نسیه ندادن به نیازمندان را نمیداد.همسرم هم صبر میکرد اما تحملش محدود بود.ماجرا را برای اقای قاضی عرض کردم و از ایشان خواستم اجازه بدهند همسرم را طلاق بدهم.

مرحوم قاضی فرمودند:از این امر گذشته ایا همسرت را دوست داری؟گفتم :بله.فرمود :ایا همسرت تو را دوست دارد؟.گفتم:بله.

فرمود هرگز اجازه نمیدهم او را طلاق بدهی...برو صبر کن که خداوند مقدر کرده که تربیت تو به دست همسرت باشد و باید بردبار و صبور و حلیم باشی.

بنا به گفته ایشان عمل کردم و هرچه مادرزنم بر مشکلات می افزود تحمل میکردم.تا اینکه شبی با خستگی و تشنگی و گرسنگی تمام به منزل رسیدم،در حالی که به اتاق میرفتم،دیدم که مادرزنم کنار حوض نشسته،تا فهمید منم شروع به دشنام دادن کرد.من یکسره از پله ها بالا میرفتم و او صدایش را بالا برد تا جایی که همه همسایگان میشنیدند و آنقدر ادامه داد تا حوصله ام تمام شد.بدون انکه با او پرخاش کنم و یا یک کلمه جواب او را بدهم از پله ها پایین امدم و از خانه بیرون رفتم و سر به بیابان گذاشتم.

بدون هدف و مقصدی میرفتم و متوجه هیچ چیزی نبودم.در این حال دیدم که دو تا شدم ،یکی سید هاشمی که مادرزن به او تعدی و شتم میکرده است و یکی من هستم که بسیار مجرد و عالی و محیط هستم و ابدا فحش های او به من نرسیده است و اصولا به این سید هاشم فحش نمیداده است.
آن سید هاشم سزاوار هر گونه فحش و ناسزاست و این سید هاشم که اینک خودم هستم نه تنها سزاوار فحش نیست بلکه هر چه هم فحش بدهند به من نمیرسد.


در این حال برای من منکشف شد که این حال خوب و شادی زا به سبب آن ناسزاهایی است که وی به من گفت وهیچ نگفتم.و اگر اطاعت سید قاضی را نمیکردم تا ابد همان سید هاشم محزون و غمگین پریشان و ضعیف میبودم.

فورا از آنجا به خانه بازگشتم و دست و پای مادرزنم را می بوسیدم و می گفتم:مبادا خیال کنی الان از گفتارت ناراحتم!از این پس هر چه میخواهی بگو که آنها برای من فایده دارد!!!


به نظرم موقع عصبانی شدن باید به اندازه چند ثانیه مکس کرد و دلیل عصبانیت رو فهمید
اصلا طرف مقابلمون کیه
یه نفس عمیق بکشید
گاهی برخی انتظار ها فقط باعث عصبانیت و رنجش خاطره
[تصویر: 27.jpg]


پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) فرمودند:

إِذا غَضِبْتَ فَاسْكُتْ

هرگاه خشمگین شدى سكوت كن.
من وقتی عصبانی میشم اگه طرفم خواهرو برادرم باشن یجوری خیییییییییییلی رااااااااحت عصبانیتمو خالی میکنمWink
اگه پدرو مادر یا دوست باشه فقط سکوت میکنمو از درون نابود میشم،حتی یک بار از فرط عصبانیت از دست پدر ،چون نمیشد حرفی زدو هیچ جوری تخلیه نمیشد، گوشیمو کوبوندم دیوار. ضرر کردم درست ولی خیلی جواب داد،دیگه فکرم مشغول تیکه های گوشیم شد.Big Grinبه شمام توصیه میکنم.(البته شدتش با توجه به مدل گوشیهWink)...ترجیحا شمایی که دارای آیفونو... هستید عصبانی نشید.عصبانیت مناسب شأن و منزلت شما نیستBig Grin
بسم الله الرحمن الرحیم
‏"والکاظمین الغیظ و العافین عن الناس, والله یحب المحسنین‏"‏
اول بر خشمت غلبه کن, بعد از طرف بگذر
‏(روش عملی خودم اینه که سعی می کنم, اگه امکانش هست, اون محیط رو ترک کنم تا آرومتر شم)‏
روش خودمو بگم؟
من اصولا وقتی خیلی خیلی عصبانی بشم، هیچی نمیگم!
یعنی وقتی هیچی نمیگم همه میدونن که نباید با من حرف بزنن چون خیلی عصبانیمBlush
در این مواقع برای خالی کردن انرژی پا میشم کارای خونمونو انجام میدمCool(ظرفا رو میشورم،.... کتابامو مرتب میکنم ....اتاقا رو مرتب میکنم،،،،لب تاپمو مرتب میکنم!)
شاید باورتون نشه ولی بعد از انجام دادن این کارها معمولا عصبانیتم فروکش میکنهSmile
به قول یه بنده خدایی : وقتی عصبانی بشم خونه برق میزنهBig Grinچون دیگه با هیچکسی حرف نمیزنم و فقط به کارا میرسم...
(خوش به حالی بقیه!)
من وقتی عصبانی میشم کار خاصی نمیکنم.....ولی نمیدونم چرا طرف مقابل فرار میکنهDodgyAngelSmileConfusedConfusedHuh
در کل یه همچین آدمایی هستیم ماBlush
سلام...
خوب بستگی داره طرف مقابل کی باشه و چقدر باهاش رودربایستی داشته باشم...و مهم تر اینکه حال روحی خودم چجوری باشه...!!!...
اگه یکی مثل داداشم باشه که کتک کاری میکنیم..ههه Big Grin
اگر مامان یا بابام باشن...بحث میکنم...! Confused
اگر خیلی باهاش تعارف نداشته باشم و برام اهمیتی نداشته باشه که ناراحت بشه یا نشه ... رک بهش میگم . و محل رو ترک میکنم...
اگر خیلی رودربایستی داشته باشم چیزی نمیگم و رنگ و روم قرمز میشه و تو دلم حسابی به خدمتش میرسم...یه جوری بهش نگاه میکنم که بفهمه ....از اون نگاه های معنی دار...Dodgy
دیگه خود رفتارم بهش نشون میده چقدر عصبانی ام...(چون خیلی برون گرا هستم)...
با یاد حق

راستش رو بگم ؟!!
من اصولا چند تا راهکار دارم ...
[تصویر: blush.png]

سطح1: میرم تو اتاقم و روی تختم دراز میکشم و با گوشیم میام اینترنت!

سطح2: میرم تو اتاقم یه کاغذ بر میدارم هرچی به ذهنم میرسه می نویسم!( کاغذ قطعا در پایان کار نابود میشه)

سطح3:میرم تو اتاقم کاغذ بر میدارم طراحی کار میکنم یا ترجیحا خط خطی !

سطح4:میرم تو اتاقم حوله رو برمیدارم میرم حمام!

دقت کردید ! ؟؟ همش به اتاقم ختم میشه!
بنابر این خدا نکنه! اونی باعث عصبانیتم شده دنبالم بیاد تو اتاق!!![تصویر: wink.png]

یاالله
یه چیز عجیب راجع به خودم بگم

بستگی به جا مکان و شرایط داره

مثلا تو یه محیط جدی من وقتی عصبی میشم ناخود اگاه خندم میگیره مخصوصا وقتی کسی از نزدیکان به ناحق داره از من بدی میگه و من رو زیر سوال میبره...Big Grin


اگه محیط احساسی باشه و من از چیزی عصبی بشم عمرا نمیتونم حرف بزنم چون بغض و گریه گلوم رو پر میکنه تازه اگه چیزی هم بگم با اون صدا کسی نمیفهمه دارم چی میگم...SadHeart



یا اگه ماکسیمم عصبانیتم باشه و دیگه با طرف مقابل ندونم باید چکار کنم با صدای بلند میگم میشه فعلا فک کنی من مردممممممممممممممممممممممممممممممم(اصولا راجع به هم سن و سالهام)Dodgy


اگه شرایطی باشه که از کسی دلخور بشم تبدیل میشم به یه ادم سایلنت با قیافه مظلوم (محیط رسمی) MatBlush


وای خدا نکنه کسی جلو من خشمگین بشه اصلا نمیدونم این چه مرضی که انگار عصبانیت ادما برام فیلم کمدی میشه .......خیلی رو خودم کار کردم که موقع عصبانیت ادما جلو خندم رو بگیرمممممHappyHappyHappyHappy
مثلا اگه استاد سر کلاس عصبی بشه چادرم رو میگیرم جلو صورتم که خندم رو نبینه
اگه تو خونه باشم سریع فاصله میگیرم که طرف خندم رو نبینه
چون تجربه ثابت کرده این خنده بیشتر طرف رو عصبی میکنه.....RoseRose
Big GrinBig Grin
خیلی با حال بود...من عصبانی میشم...حرف نمیزنم...آهنگ با صدای بلند گوش میدم.....Wink
صفحه: 1 2 3 4 5 6
آدرس های مرجع