تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: رابطه کرامات و مکاشفات با حقانیت يك فرد و الهي بودن آن
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
بسم الله الرحمن الرحیم

گاهی با برخی افراد

مواجه می شویم که توانایی ها ومکاشفات و کرامات خاصی از خودشان نشان می دهند. سوال این است آیا چنین توانایی های دلیل حقانیت اوست وباید حرفها و دستورهای اورا باور کنیم یا نه؟


یک نکته کوتاه عرض کرده وسپس جواب اصلی را به نوشته ای از علامه طهرانی واگذار می کنم.

روح از نظر تمرین کردن وقوی شدن همانند جسم است و همانطور که اگر جسم را درست ورزش و ریاضت دهیم قوی میشود واعمال خارق العاده انجام می دهد اگر روح را هم ورزش و ریاضت دهیم قوی شده توانایی هایی فرای حالت عادی پیدا می کند. ولی این توانایی ها لزوما دلیل بر الهی شدن روح نیست بلکه ممکن است کسی منکر خدا باشد ولی با ریاضت روحش را قوی کرده باشد.


علامه طهرانی در حاشیه ای که بر کتاب رساله سیر وسلوک دارد چنین فرموده است:
مکاشفات برچند گونه‏ اند:
أوّل: مکاشفات مادیّه و طبیعیّه و آن اطلاع بر مخفیّاتى است که براى انسان در عالم طبع حاصل مى‏ شود. مانند علوم طبیعى و ریاضى و هیئت و أمثال آن.
دوّم: مکاشفاتى است که براى سالک بعد از عبور از عالم طبع و ورود در عالَم مثال حاصل مى‏ شود و آنرا مشاهدات قلبیّه گویند. چون تجسّم بعضى از معانى به صورتهاى مثالى و آن در بیدارى نظیر خوابها و رؤیاهائى است که انسان در خواب مى‏بیند.
سوّم: مکاشفاتى که براى سالک بعد از عبور از عالم مثال و ورود در عوالم روح و عقل حاصل مى‏گردد. و آنرا مشاهدات روحیّه گویند، که بواسطه قدرت روح و سیطره او در عالم بسیار مى‏شود، چون احاطه بر خواطر و افکار و طىّ الارض و طىّ در هوا و عبور از آتش و اطّلاع از آینده و تصرّف در نفوس به مرض یا صحّت و تصرفّ در افکار عامّه.
چهارم: مکاشفات سرّیّه است. و آن مکاشفاتى است که براى سالک در عالم خلوص و لاهوت بعد از عبور از روح و جبروت حاصل مى‏شود؛ و آنرا مکاشفات سرّیّه گویند. چون کشف اسرار عالم وجود و اطّلاع بر معانى کلّیه، و کشف صفات و اسماء کلّیّه الهیّه.

پنجم: مکاشفاتى است که براى سالک بعد از کمال و عبور از مراتب خلوص و وصول به مقام توحید مطلق و بقاء بالله پیدا مى‏شود، و آنرا مکاشفات ذاتیّه گویند. چون ادراک حقیقت هستى و آثار آن و ترتیب نزول حکم بر عالم امکان، و مصدر قضا و قدر و مشیّت الهیّه و مصدر تشریع و وحى و احاطه برجمیع عوالم نازله و کیفیّت تحقّق حادث و ربط آن به عوالم ربوبى و اتّحاد وحدت و کثرت و أمثال آن. و این را مکاشفات ذاتیّه گویند.


بنا برآنچه گفته شد معلوم مى‏شود که مکاشفات روحیّه قبل از ورود به عالم الهى و توحید حاصل مى‏ شود و مشترک بین مؤمن و کافر است؛ و به هیچ وجه اثباتاً دلالت بر کمال و نفیاً دلالت بر عدم کمال ندارد.





منبع: http://shia-patogh.blogfa.com/


میگن یه بنده خدایی صبح از خواب پامیشه میبینه اهل خونش رو بصورت انسان نمیبینه

میترسه

بعد میره تو خیابون

میبینه همه همینطورن

میره جلو میبینه ینفر هستش که عادیه

یه سلمونی(آرایشگر) بوده که تو خیابون مو میزدن

بهش میگه من همه رو اینطوری میبینم (و احتمالا تو دلش گفته عجب درجه ای)

سلمونیه آیینه میزاره جلوش

میبینه خودش هم مثل اوناس

===========

باطن دیدن شرط درجه داشتن نیست
با یاد حق

خب حالا از کجا به الهی بودن پی ببریم ...؟؟؟
نشونه یا معیارش چیه؟

یاالله
من متخصصش نیستم (نه که جاهای دیگه متخصصم!)

ولی دیدن چیزی دلیل بر شیطانی بودنش نیست

مگر موقعی که شخص یه موادی مصرف میکنه یا هر کاری که این درویش ها و مرتاض های کافر انجام میدن

منظور این بود که مهم دیدن نیست مهم عمل کردنه

بلعم باعورا هم خیلی چیزا رو میدیده ولی بخاطر ایستادن جلوی ولی زمانش بدبخت شد
سلام

آقای سید علی قاضی رحمه الله علیه گفتند: (قریب به این مضامین)

این جور کارها که به افراد عنایت میشه، مثل اون شکلات و آب نباتی هست که به بچه ها میدن که دلشون خوش باشه

هدف و نیت انسان این ها نیست
(۳/بهمن/۹۲ ۱۳:۵۷)Aryha نوشته است: [ -> ]با یاد حق

خب حالا از کجا به الهی بودن پی ببریم ...؟؟؟
نشونه یا معیارش چیه؟

یاالله
سلام
کار ما نیست فهمیدنش
ولی معیار ما شرع مقدس است . هر کسی پایبندی بیشتری به شرع و تبعیت بیشتری به معصومین داشته باشد راهش مستقیم است .
سلام
پس تا مرحله 3 بین مسلمان و کافر مشترکه درسته؟
مرحله 4 و 5 هم دست نیافتنیهDodgy

پس در مرحله ما هیچ خبری نیست ؟!!

عجب
من یک سوالی دارم!
اگه فهمیدن آینده ی افراد ممکنه و از کرامات و مکاشفات محسوب میشه پس اختیار چی میشه؟!Smile
مثلا اگه فلان آقایی که خیلی آدم کار درستیه و آینده رو می بینه،اون وقت پنجاه سال بعد من رو هم می بینه دیگه...خب اومدیم من فردا صبح رفتم خودکشی کردم!
اینجا اختیار من چی میشه؟تازه داستان هم خوندم از بزرگان که آینده رو نشون کسی دادن...این ینی چی؟
(۲۶/بهمن/۹۲ ۲۰:۴۹)Tishtar نوشته است: [ -> ]من یک سوالی دارم!
اگه فهمیدن آینده ی افراد ممکنه و از کرامات و مکاشفات محسوب میشه پس اختیار چی میشه؟!Smile
مثلا اگه فلان آقایی که خیلی آدم کار درستیه و آینده رو می بینه،اون وقت پنجاه سال بعد من رو هم می بینه دیگه...خب اومدیم من فردا صبح رفتم خودکشی کردم!
اینجا اختیار من چی میشه؟تازه داستان هم خوندم از بزرگان که آینده رو نشون کسی دادن...این ینی چی؟
سلام
بحث جبر و اختيار بحث خيلي گسترده اي هست كه يكي از مباحث اصلي طلبه ها را تشكيل ميدهد. احاديث زيادي نيز در اين خصوص داريم...
ببينيد دوست عزيز شما اختيار دارين هر انتخابي كه دوس دارين رو انجام بدين ولي تو چرخه زندگي و روالي كه وجود داره تغييري رخ نميده. يعني تصميمي كه شما در نهايت ميگيريد براي خداوند (و يا به قول شما همان پيشگويي اوليا الله) روشن است و براي اتمام حجت اختيار آن به شما داده شده است. شما سيبي در دست دارين و هر آن اراده كنيد ميتوانيد سيب را رها كرده تا به زمين بيافتد . شايد هم تصميم نگيرين و سيب در دست شما بماند ولي تصميمي كه در نهايت ميگيريد براي خداوند روشن و مبرهن است. البته عرض كردم اين بحث خيلي گسترده تر است و اينجوري كه من بيسواد عرض كردم حداقل ساده ترين شكل آن بود.
حالا يه بحث انحرافي در همين خصوص: ميشه كمي عميقتر نگاه كرد.. آياد خداوند نعوذبالله نميدانست كه ابليس تمرد ميكنه و قراره كه چه فتنه هايي در آينده بوجود بياره؟ چرا خلقش كرد؟ خداوند كه قطعا ميدونست ابليس از كافرين و گمراهان ميشه پس چرا از اول بوجودش آورد....؟؟؟؟ اين از يه منظر ديگه جبر و اختيار....
قبول دارید یه کم گنگه؟!Huh
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع