فضیلت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) بر حضرت نوح (علیه السلام)
**************************************************************************
1-اگر آن جناب برای هلاکت قوم و خسران عاقبت ایشان چندان گریست که معروف به نوح(علیه السلام) شد(1)، نوح از نیاحه است و فاطمه زهرا (سلام الله علیها) نیز از برای ضلالت و غوایت این امت مرحومه و سوء عاقبت ایشان چنان گریان بود که عالم امکان را بیت الاحزان خود نمود.
2-حضرت نوح شیخ الانبیاء نامیده شد، از طول عمر و زیادتی سن و از آن احترامی فوق العاده یافت که تا یوم القیام در افواه مشهور و در السنه مذکور است، جناب فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در مدت قلیله ای که در دنیا زیست فرمود، عند الله و عند الرسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) حرمتی بی پایان و فضیلتی بالمکاشفه و العیان یافت که در آن خردسالی بر چنین شیخ سالخورده معظم صاحب عزم، برتری جست.
3- اگر حضرت نوح (علیه السلام) برای خود و یاران محصورش کشتی نجات از طوفان بساخت آخر کشتی نجات وی ولایت و دوستی فاطمه و پدر و شوهر و فرزندانش (علیهم السلام) شد و بدین وسیله پناه جسته از طوفان مستخلص شدند و حدیث مسمار و احادیث دیگر در توسل حضرت نوح (علیه السلام) در کتب شیعه و سنی مروی است.(2)
4- اگر حضرت نوح(علیه السلام) کراراً و مراراً در آیات کریمه قرآنیه تصریحاً یاد شده، جناب عصمت کبری (سلام الله علیها) در اغلب آیات مبارکه تلویحا منظور، بلکه ثُلث قرآن در حق خمسه ی طیبه و عترت معصومین ایشان نازل گردید.
5- اگر حضرت نوح (علیه السلام) خواست فرزند ناخلف خود را شفاعت نماید و به ساحل نجاتش برساند مقبول نشد که(( انّه لیس من اهلک))(3)، نمی دانم روز جزاء شفیعه ی کبری(سلام الله علیها) با بعضی از اخلاف خود که نا خلفند چه می کند و رشته ی نسبتشان را چگونه فصل می نماید و عار فضیحت ذریه اش را چگونه می خواهد. حدیث شفاعت کردن از ذریه اش در باب شفاعت ذکر خواهد شد.
------------------------------------------
1-(علل الشرایع/ج1/ص117)
2-( امالی شیخ صدوق/ص287/مجلس39)
3- ( سوره هود/آیه46)
((خصائص فاطميه،علامه شيخ محمد باقر كجوري مازندراني/ص 331))
((أشهد أن فاطمة الزّهرا بنت رسول اللّه ،عصمة اللّه الكبري
و حجّة اللّه علي الحجج))
****************************************************************************
پ ن: همچین ایامی بود که شورای سقیفه تشکیل می شود و مادرِ ما می شود ((مظلومة و حقها مغصوبة)!
همچین ایامی بود که ریختند درون کوچه بنی هاشم و درب خانه ولی الله امیر المؤمنین علی و همسرش فاطمه زهرا دختر پیامبرشان را به آتش کشیدند، بی اجازه و وحشیانه وارد خانه ای شدند که پیامبر(صل الله علیه و آله) هر روز به دیدار اهل این خانه می شتافت تا کمی از دردهایش با دیدن آن ها کاسته شود!
درب خانه ی دخت پیامبر را بی ادبانه گشودند. و چه بگویم از شأن و بزرگی دخت پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) همین برای قاتلانش بس که جناب ملک الموت حضرت عزرائیل وقتی جهت گرفتن جان پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خواست بر محضر حبیب خدا وارد شود درب خانه را به صدا در آورد و بی بی دو عالم مادر حسنین و زینبین (علیهم السلام) پشت درب خانه تا سه مرتبه از حال او پرسید و او را به خانه بابایش راه نداد و بار سوم بابا اشاره به دخترش فرمود: این برادر عزرائیل است آمده برای گرفتن جانم راهش بده!
***************************
ح د: من می گویم که عزرائیل پیام سنگینی داشت برای روزهای آینده نامردها و سنگدلان مدینه!
اما حیف که آن ... به هیچ عنوان نفهمیدن پیام عزرائیل ملک الموت را!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!