تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: ღღღღღ اشرف مخلوقات ღღღღღ
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
۶. انسان آزاد و امانت دار:


«إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَهَ عَلَی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَها ….؛[۱۰] ما امانت (تعهد، تکلیف، و ولایت الهی) را به آسمان و زمین و کوهها عرضه داشتیم، آنها از حمل آن سر بر تافتهاند و از آن هراسیدند؛ اما انسان آن را بر دوش کشید … . »


۷. انسان دارای وجدان اخلاقی:


«فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها؛[۱۱] قسم به جان آدمی و آن کس که آن را (آفریده) و متنعّم ساخته، سپس فجور و تقوی(شر و خیرش) را به او الهام کرده است ….»


۸. آرامش انسان فقط با یاد خدا:



«أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛[۱۲] آگاه باشید. تنها با یاد خدا دلها آرامش می یابد.»



[۱۰] . احزاب/ ۷۲.
[۱۱] . شمس/ ۷ و ۸.
[۱۲] . رعد/ ۲۸
افرینش ادم (علیه السلام) در نهج البلاغه:

خداى سبحان ، از زمين درشتناك و از زمين هموار و نرم و از آنجا كه زمين شيرين بود و از آنجا كه شوره زار بود، خاكى بر گرفت و به آب بشست تا يكدست و خالص گرديد. پس نمناكش ساخت تا چسبنده شد و از آن پيكرى ساخت داراى اندامها و اعضا و مفاصل . و خشكش نمود تا خود را بگرفت چونان سفالينه . و تا مدتى معين و زمانى مشخص ‍ سختش گردانيد. آنگاه از روح خود در آن بدميد. آن پيكر گلين كه جان يافته بود، از جاى برخاست كه انسانى شده بود با ذهنى كه در كارها به جولانش درآورد و با انديشه اى كه به آن در كارها تصرف كند و عضوهايى كه چون ابزارهايى به كارشان گيرد و نيروى شناختى كه ميان حق و باطل فرق نهد و طعمها و بويها و رنگها و چيزها را دريابد. معجونى سرشته از رنگهاى گونه گون .

برخى همانند يكديگر و برخى مخالف و ضد يكديگر. چون گرمى و سردى ، ترى و خشكى (و اندوه و شادمانى ). خداى سبحان از فرشتگان امانتى را كه به آنها سپرده بود، طلب داشت و عهد و وصيتى را كه با آنها نهاده بود، خواستار شد كه به سجود در برابر او اعتراف كنند و تا اكرامش ‍ كنند در برابرش خاشع گردند.
نگاهى به آفرينش زن با توجه به داستان آدم و حوا در قرآن


قرآن كريم درباره خلقت حوا مى فرمايد:

<يا ايها الناس اتقوا ربكم الذى خلقكم من نفس واحده و خلق منها زوجها و بث منهما رجالاً كثيراً و نسأ»(نسأ، 4 / 1) اى مردم، از پروردگارتان كه شما را از نفس<نفس واحدى» آفريد و جفتش را[ نيز] از او آفريد، و از آن دو، مردان و زنان بسيارى پراكنده كرد، پروا داريد/
<هو الذى خلقكم من نفس واحدْ و جعل منها زوجها ليسكن اليها»(اعراف، 7 / 179)

اوست آن كس كه شما را از نفس واحدى آفريد، و جفت وى را از آن پديد آورد تا بدان آرام گيرد/
<خلقكم من نفس واحدْ ثم جعل منها زوجها»(زمر، 39 / 6)
شما را از نفسى واحد آفريد، سپس جفتش را از آن قرار داد/
با توجه به آيات ياد شده، قرآن مجيد سه بار خطاب به آدميان فرموده است كه: <خدا شما را از نفسى واحد آفريد، و همسرش را از وى پديد آورد»، بدون اينكه از چگونگى خلقت وى به طور صريح خبر دهد
علت خلقت حوا در قرآن

از ظاهر آيه<هو الذى خلقكم من نفس واحدْ و جعل منها زوجها ليسكن اليها»(اعراف، 7 / 189)، چنين بر مى آيد كه خداوند همسر آدم را جهت آرامش گرفتن او خلق كرد/

طبرى به نقل از ابن عباس و ابن مسعود مى نويسد: آدم در حالت بهت ترس آورى در بهشت گردش مى كرد و هيچ همدوش و رفيق نداشت.(37)اين برداشت تا حدودى با نظر تورات موافق است/


همگامى حوا با آدم

پس از آفرينش آدم و زوجش، خداوند مكان استقرار ايشان و بهره‏وريشان از نعمت‏ها را بيان مى دارد و در اين مسير زن همراه مرد در اين بهره، يكسان مشاركت دارد/

<وقلنا يا آدم اسكن انت و زوجك الجنْ و كلا منها رغدا حيث شئتما»(بقره، 2 / 35) و گفتيم اى آدم، خود و همسرت در اين باغ سكوت گير[ يد]؛ و از هر كجاى آن خواهيد فراوان بخوريد/
<و يا آدم اسكن انت و زوجك الجنْ فكلا من حيث شئتما»(اعراف، 7 / 19)
و اى آدم! تو با جفت خويش در آن باغ سكونت گير، و از هر جا كه خواهيد بخوريد/
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع