|
ღღღღღ اشرف مخلوقات ღღღღღ
|
|
۳:۱۸, ۱۷/بهمن/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/بهمن/۹۲ ۱۹:۰۹ توسط ترنم.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
ســـــــــــــــــــــــــــلام به همه دوستان عزيزم.
![]() بدون مقدمه ميرم سر موضوع اصلي تاپيك.همونطوري كه از اسم تاپيك هم مشخصه ميخوام درباره اشرف مخلوقات كه انسان هست صحبت كنيم. ميخوايم از ديد دينمون بنويسيم،نه نظرات شخصي خودمون.ببينيم نظرات ما چقد با نظرات دينمون مشابه هست.يا شايدم دين رو گلچين كرديمو فقط ي سري چيزارو قبول داريم. ![]() انسان يعني زن و مرد.و خدا در انسانيت هيچ فرقي نذاشته. من اول سعي ميكنم تو اين تاپيك از زن براتون بنويسم.(چون خانمها اكثرا تصورمون اينه كه در دين به جنسيت ما ظلم و توهين شده l![]() حالا من در حد مطالب و كتابهايي كه دارم براتون مطلب ميذارم.اميدوارم بتونم قانعتون كنم. ![]() پ ن:دوستان عزيز با عرض معذرت ي پيشنهاد دارم.فعلا تبادل نظر نكنيم تا اول ببينيم دينمون چي ميگه.بعد ان شاالله در اين باره نظر هم ميديم. ممنون
|
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۰:۰۸, ۲۶/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
۶. انسان آزاد و امانت دار:
«إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَهَ عَلَی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَها ….؛[۱۰] ما امانت (تعهد، تکلیف، و ولایت الهی) را به آسمان و زمین و کوهها عرضه داشتیم، آنها از حمل آن سر بر تافتهاند و از آن هراسیدند؛ اما انسان آن را بر دوش کشید … . » ۷. انسان دارای وجدان اخلاقی: «فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها؛[۱۱] قسم به جان آدمی و آن کس که آن را (آفریده) و متنعّم ساخته، سپس فجور و تقوی(شر و خیرش) را به او الهام کرده است ….» ۸. آرامش انسان فقط با یاد خدا: «أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛[۱۲] آگاه باشید. تنها با یاد خدا دلها آرامش می یابد.» [۱۰] . احزاب/ ۷۲. [۱۱] . شمس/ ۷ و ۸. [۱۲] . رعد/ ۲۸ |
|||
|
|
۱۷:۴۲, ۲۵/آذر/۹۳
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
افرینش ادم (علیه السلام) در نهج البلاغه:
خداى سبحان ، از زمين درشتناك و از زمين هموار و نرم و از آنجا كه زمين شيرين بود و از آنجا كه شوره زار بود، خاكى بر گرفت و به آب بشست تا يكدست و خالص گرديد. پس نمناكش ساخت تا چسبنده شد و از آن پيكرى ساخت داراى اندامها و اعضا و مفاصل . و خشكش نمود تا خود را بگرفت چونان سفالينه . و تا مدتى معين و زمانى مشخص سختش گردانيد. آنگاه از روح خود در آن بدميد. آن پيكر گلين كه جان يافته بود، از جاى برخاست كه انسانى شده بود با ذهنى كه در كارها به جولانش درآورد و با انديشه اى كه به آن در كارها تصرف كند و عضوهايى كه چون ابزارهايى به كارشان گيرد و نيروى شناختى كه ميان حق و باطل فرق نهد و طعمها و بويها و رنگها و چيزها را دريابد. معجونى سرشته از رنگهاى گونه گون . برخى همانند يكديگر و برخى مخالف و ضد يكديگر. چون گرمى و سردى ، ترى و خشكى (و اندوه و شادمانى ). خداى سبحان از فرشتگان امانتى را كه به آنها سپرده بود، طلب داشت و عهد و وصيتى را كه با آنها نهاده بود، خواستار شد كه به سجود در برابر او اعتراف كنند و تا اكرامش كنند در برابرش خاشع گردند. |
|||
|
|
۲۳:۵۵, ۲۰/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
نگاهى به آفرينش زن با توجه به داستان آدم و حوا در قرآن
قرآن كريم درباره خلقت حوا مى فرمايد:
<يا ايها الناس اتقوا ربكم الذى خلقكم من نفس واحده و خلق منها زوجها و بث منهما رجالاً كثيراً و نسأ»(نسأ، 4 / 1) اى مردم، از پروردگارتان كه شما را از نفس<نفس واحدى» آفريد و جفتش را[ نيز] از او آفريد، و از آن دو، مردان و زنان بسيارى پراكنده كرد، پروا داريد/ <هو الذى خلقكم من نفس واحدْ و جعل منها زوجها ليسكن اليها»(اعراف، 7 / 179) اوست آن كس كه شما را از نفس واحدى آفريد، و جفت وى را از آن پديد آورد تا بدان آرام گيرد/ <خلقكم من نفس واحدْ ثم جعل منها زوجها»(زمر، 39 / 6) شما را از نفسى واحد آفريد، سپس جفتش را از آن قرار داد/ با توجه به آيات ياد شده، قرآن مجيد سه بار خطاب به آدميان فرموده است كه: <خدا شما را از نفسى واحد آفريد، و همسرش را از وى پديد آورد»، بدون اينكه از چگونگى خلقت وى به طور صريح خبر دهد |
|||
|
|
۲:۵۷, ۲۲/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
علت خلقت حوا در قرآن
از ظاهر آيه<هو الذى خلقكم من نفس واحدْ و جعل منها زوجها ليسكن اليها»(اعراف، 7 / 189)، چنين بر مى آيد كه خداوند همسر آدم را جهت آرامش گرفتن او خلق كرد/ طبرى به نقل از ابن عباس و ابن مسعود مى نويسد: آدم در حالت بهت ترس آورى در بهشت گردش مى كرد و هيچ همدوش و رفيق نداشت.(37)اين برداشت تا حدودى با نظر تورات موافق است/ همگامى حوا با آدم
پس از آفرينش آدم و زوجش، خداوند مكان استقرار ايشان و بهرهوريشان از نعمتها را بيان مى دارد و در اين مسير زن همراه مرد در اين بهره، يكسان مشاركت دارد/ <وقلنا يا آدم اسكن انت و زوجك الجنْ و كلا منها رغدا حيث شئتما»(بقره، 2 / 35) و گفتيم اى آدم، خود و همسرت در اين باغ سكوت گير[ يد]؛ و از هر كجاى آن خواهيد فراوان بخوريد/ <و يا آدم اسكن انت و زوجك الجنْ فكلا من حيث شئتما»(اعراف، 7 / 19) و اى آدم! تو با جفت خويش در آن باغ سكونت گير، و از هر جا كه خواهيد بخوريد/ |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







l

