(۲۶/بهمن/۹۲ ۱۸:۵۶)علی 110 نوشته است: [ -> ]بر اساس کلام خود ابلیس که در قرآن مجید نقل شده است ابلیس خود را مختار میداند:
ابلیس می گوید:
قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿۸۲- سوره ص﴾
[شيطان] گفت: به عزتت سوگند همه آنها را گمراه خواهم كرد (۸۲)
وقتی می گوید من گمراه می کنم یعنی اختیار دارد بر این کار!
سوره ص:
(خداوند) فرمود: ای ابلیس! چه چیز مانع تو شد که برای آنچه من با دو دست خود آفریدهام سجده کنی؟ آیا تکبر ورزیدی یا از بلندپایگان هستی؟!
(75)
گفت: من از او بهترم، مرا از آتش آفریدهای، و او را از گل آفریدهای
(76)
فرمود: پس از اینجا بیرون شو، که تو مطرودی
(77)
و همانا لعنت من تا روز قیامت بر تو خواهد بود
(78)
(ابلیس) گفت: پروردگارا! پس مرا تا روزی که برانگیخته میشوند مهلت ده
(79)
(خداوند) فرمود: همانا تو از مهلت یافتگانی
(80)
تا آن روز زمان معین
(81)
(ابلیس) گفت: پس به عزتت سوگند، که همهی آنها را گمراه خواهم کرد
(82)
مگر بندگان مخلص تو را از میان آنها
(83)
(خداوند) فرمود: پس (این سخن) حق است، و حق را میگویم
(84)
یقیناً جهنم را از تو و از آنان که از تو پیروی کنند پر خواهم کرد
(85)
(ای پیامبر) بگو: من بر (رساندن) این (دین) هیچ مزدی از شما در خواست نمیکنم، و من از متکلفان نیستم
(86)
این جز پند برای جهانیان نیست
(87)
و قطعاً خبر آن را بعد از مدتی خواهید دانست
(88)
صحبتم در مورد «نوع اختیاری که داره» هست.
به نظر میاد در زمان آیهی 76، شیطان اختیار انتخاب بین هدایت و گمراهی رو داشت.
اما بعد از اون در آیهی 78 تا قیامت لعنت شد و از رحمت خدا دور شد.
به هر میزان که لعنت و دوری از رحمت خدا باعث بشه مقدار کمتری از رحمت خدا نصیبش بشه(نمیدونم که آیا هیچ مقداری از رحمت خدا بهش نمیرسه یا اینکه باز هم مقداری میرسه)
بنابراین به همون میزان «توان انتخاب بین هدایت و گمراهی» رو نخواهد داشت.
البته باز هم در مورد کارهاش اختیار داره، هرچند به سبب کردارش، طبق عدالت خداوند، نعمت هدایت ازش گرفته میشه و کور رها میشه و کارهاش فقط این خواهد بود که به گناهانش بیافزاید.
(۲۶/بهمن/۹۲ ۱۸:۵۶)علی 110 نوشته است: [ -> ]اما اینکه توبه می کند یا نه!
دوستان توجه دارند که از مهمترین شروط تحقق توبه جبران است
به به یک نمونه اشاره می کنم:
امام صادق (علیه السلام) فرمود : در زمان های نخستین، فردی بود که از راه حلال، طلب دنیا می کرد؛ اما بر آن دست نمی یافت. بعد از راه حرام در پی آن افتاد ؛ اما باز هم نیافت. شیطان نزد وی آمد و گفت: فلانی! تو دنیا را از راه حلال جستی؛اما نیافتی ، از راه حرام جستی ،باز هم نیافتی ، می خواهی تو را بر چیزی راهنمایی کنم که دنیایت افزون شود و پیروانت بسیار گردد ؟ گفت آری! گفت : دینی ایجاد کن و مردم رابه آن فرا خوان . او چنین کرد ، مردم پاسخ دادند و از وی اطاعت کردند و به دنیا دست یافت . بعد اندیشید وگفت :من چه کاری کردم ! دینی را ایجاد کردم و مردم را به آن فرا خواندم ، فکر نمی کنم بتوانم توبه کنم مگر آنکه نزد کسانی که دعوتشان کردم بروم و آنان را از این دین برگردانم . بعد نزد افرادی رفت که دین وی را پذیرفته بودند و به آنان گفت : دینی که شما را به آن دعوت کردم باطل بود و من خود آن را ابداع کرده بودم . آنان گفتند :دروغ می گویی . آن دین حق است ؛ اما خود در آن تردید کردی و از آن بازگشتی . وقتی چنین دید زنجیری بر خود بست و آن را با میخ کوبید و گفت : زنچیر را از گردنم باز نمی کنمک مگر وقتی که خدا توبه مرا بپذیرد . خداوند به پیامبری از پیامبران خود وحی کرد و گفت : به فلانی بگو :به عزتم سوگند که اگر مرا آنقدر بخوانی که رگ های گردنت قطع شود توبه تو را نخواهم پذیرفت مگر آنکه افرادی را که بر دین تو مرده اند از آن باز گردانی .
اما مگر در قرآن کریم نداریم که وقتی کسی چشمش رو میبنده بر روی هدایتی که براش اومده(که در این روایت هم هدایت برای اون فرد اومده بود) و گمراهی رو انتخاب میکنه، خداوند به سبب این میزان از کفران نعمت، به همون میزان نعمت هدایت رو ازش دریغ میکنه و چشمش رو میبنده؟
اینکه کسی دیگران رو از راه خدا گمراه کنه، جرمش حتی از اون نیز بسیار بزرگتر هست و باعث میشه اون فرد لعنت یشه و از رحمت خدا دور بشه.
بنابراین، در وضعیتی مانند اونچه که در این روایت بیان میشه، طبق اونچه که در قرآن کریم میبینیم، چنین فردی هدایت پیدا نمیکنه تا برسه به اونجا که «اندیشید و گفت: من چه کاری کردم!» و به سوی خدا توبه کنه.
چطور تا این اندازه مورد غضب خداوند هست و هنوز نعمت هدایت - که اساسیترین نعمتهاست - ازش گرفته نشده؟
در قرآن کریم اینگونه افراد تنها زمانی چشمشون باز میشه و حق رو میبینن که عذاب خوارکنندهی الهی بر سرشون میاد.
لطفاً توضیح بفرمایید که جریان این روایت چگونه تطابق پیدا میکنه با اونچه که در آیات مختلف قرآن از داستان زندگی پیشینیان نقل شده.