تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: راهيان نور! راهيان سرزمين عشاق!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5
«به نام پروردگار حضرت مــــــــــــــ ا د ر»
این چه توفیق عظیمی است که بی بی نصیب محبین خود نموده؟!
دو سال است که لحظه ی زیبای سال تحویلمان با روضه های مادر و پیراهن مشکی عزایش و جاری نمودن نام زیبایش بر دل و جان، به ناب ترین لحظه های زیندگیمان تغییر کرده...
و این لحظه ی ناب به برکت و دعوت شهدا برای من ناب تر هم شده و ان شاء الله می شود...
قرار ما با شهدا، لحظه تحویل سال نو، روی خاک های نرم شلمچه!
*********************************************************************
خب از اروند که بگذریم، در این آخرین روزهای سال 93 نیاز داریم به:

آن ها که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا شود که گوشه چشمی به ما کنند؟
---------
شهدا کارشان کیمیا گریست!
همانطور که خانم مه پاره گفتند: امانتی حضرت مادر(چادر) را از شهدا تحویل گرفتند و این شهدا بودند که ایشان را یک قدم به طلا شدن وجودش نزدیک کردند...

و این بار می خواهیم برویم پیش شهدایی که شهرتشان به کیمیا گریست!

آنقدر طلای وجودشان قویست، که خاک آنجا را تبدیل به طلا کردند و هر که با دل قدم به آنجا می گذارد نیز مس وجودش را طلا می کنند.

ان شاء الله که شما هم وجودتان طلاییست!
اما هر که مس وجودش را می خواهد طلا کند قدم به قدم با من بیاید.
شهدااااااااااا !!!!!
مس که خوب است!
آهن پاره های دلم را طلا کنید!!
---------
آری اینجا طلاییه است!
همانجا که راوی درباره اش خوب گفت: طلاییه عجب طلاییه!!!!!!!!!!
**
**
[تصویر: IMG_8477.jpg]
**
**
**
[تصویر: IMG_8502.jpg]
**
**
همه جمع شدند که آماده ورود شویم برگشتم و به اطرافیانم گفتم:

این جا دیگر مثل شهر جای راه رفتن با کفش نیست!
آری باید پایت را از کفش بیرون کنی و با پای برهنه از کفش و دل برهنه از تعلقات دنیا در اینجا قدم بگذاری!
**
**

[تصویر: Talaiie.jpg]
**
**
آرام آرام مثل همه مناطق زمزمه کنان از بلای خاکریز میرفتیم، برای من که اولین بارم نیست، آرامشم آرامش قبل طوفان است. دیگر به سه راهی شهادت نزدیک می شدیم...
**
**
[تصویر: IMG_8552.jpg]
**
**
چه بگویم از این سه راهی شهادت (مرگ)...؟؟؟؟!!
این سه راهی یاد خیلی از شهدا را برایم زنده می کند...
همت، باکری، خرازی و...
**
[تصویر: IMG_8561.jpg]
**
**
این گودال پر آب را که می بینم یاد گودال قتلگاه می افتم،
آنجا حضرت ارباب بود و سم ستوران و مادری با قد خمیده که ...
اما اینجا اصحاب آخر الزمانی حسین بن علی (علیه السلام) بودند که بدن هایشان روی هم انباشته بود و دوستان به ناچار از روی بدن های بی جان دوستان خود عبور می کردند و دل هایشان کنار دوستانشان می ماند...
بس است دیگر توان نوشتن برایم نمانده ...
و از اینجا نگاهم که می افتد به گنبد طلایی دلم پر می شکد به سمت و سوی گنبد طلایی حضرت ارباب ...
**
[تصویر: IMG_8568.jpg]
**
**
داستان این خاک های طلایی را ناتمام رها می کنم تا خدت به اتمامش برسانی.
باشد که سال جدیدمان به لطف این شهیدان مس وجودمان طلا شود و ارباب طلب کند ما را تا بین زیباترین دو راهی عالم بمانم...
بین یه خیابون بهشتی که یک طرفم حرم حضرت ساقی العطاشا ابالفضل العباس (علیه السلام) و سمت دیگرم بارگاه ملکوتی شاه عالم و پدر همه بندگان خدا (ابا عبد الله)، خون خدا و سالار قلب زینب کبری (سلام الله علیها) باشد!
التماس دعا !
پست بعدی آخرین یادمان هست ...
.
.
.
همانجایی که بوی چادر خاکی مادرم زهرا (سلام الله علیها) میده!

ادامه دارد...
سلام خدمت همه دوستان عزیز!
ان شاء الله امشب همراه زائران راهیان نور عازم کربلای ایران هستم!
سال تحویل سال قبل رو خاک های شلمچه تو سجده زیارت عاشورا بودیم!
امسال سال تحویل هم ان شاء الله شلمچه نائب الزیاره و دعا گوی دوستان تالار هستم!
سلام خدمت دوستان! یک سال گذشت از اخرین پستی که تو این تاپیک Heart قرار داده بودم.دوستانی که راهیان رفتن امسال خاطراتشون رو میتونن اینجا قرار بدن...

بسم الله الرحمن الرحیم


?من زیارت کرده ام خورشید را...
اختران عالم توحید را?


چند روزی بیشتر نگذشته که از سرزمین های نور و بیابان هایی که عاشقان در آنجا به وصال معشوقشان رسیدند، باز گشتیم...
ای سرزمین های نور!
ای پادگان شهید جعفرزاده!
ای هفت تپه!
ای رمل های فکه! ای قتلگاه سید شهیدان اهل قلم!
ای قتلگاه صد و بیست و چند شهید!
ای کانال کمیل!
ای آب های خروشان اروند! ای ادامه آب های فرات!
ای مسجد جامع خرمشهر!
ای نهر خین که فرزندان خمینی را غریبانه در خود جای دادی!
ای خاک های شلمچه که بوی چادر خاکی مادرم زهرا را دارید!


ای پاسگاه زید! ای بیابان های عملیات رمضان!


ای طلاییه! ای سه راهی شهادت!
و ای شهدای گمنام آرام گرفته در معراج الشهدای محمودوند!!!!


?دلم باز در هوایتان تنگ می شود...?


❤️دلتنگی یعنی حال من❤️
❤️دلتنگی شد وبال من❤️
❤️دلتنگی یعنی حال اون که هوایی میشه❤️
????????


??????????????


?با سلام خدمت همه همسفران گرامی!?


✳️ جهت تجدید خاطره های راهیان سرزمین نور، عکس های مناطق به همراه خاطرات برای دوستان ارسال می شود...
?باشد که ادامه دهنده راه شهدا باشیم...


?شهدا را یاد کنید با ذکر یک صلوات?
سلام.
نمیخوام حس خوبی که تو این تاپیک هست خراب بشه.
ولی چون این تاپیک مربوط به راهیان نور هست اینجا مینویسم.
ببینید هر ساله که راهیان نور برگذار میشه اتفاقات بدی هم در کنارش
برای بعضی از مسافرا میفته.
مثلا اتوبوس چپ میشه.
مین منفجر میشه.
همین دیروز هم خوندم که یه دختر بچه از روی یه تانک تو مناطق جنگی که برای بازدید میرن افتاده پایین و کشته شده.......

هیچ کس این مسائل رو نمیاد بگه یا برجسته کنه که حداقل مردم حواسشون رو جمع کنن وقتی میرن اونجا.
یا حداقل گفتن این مسائل و مشکلات توی راهیان نور باعث میشه افرادی که مسئول این سفرها هستن دقت بیشتری به خرج بدن و بیشتر مراقب مسافرا باشن.


هیچ وقت حوادث بدی که در حین راهیان نور اتفاق میفته از طریق هیچ رسانه ای اعلام نمیشه ولی تا دلتون بخواد تبلیغ میشه واسه راهیان نور.
خب چرا؟؟؟؟؟
(۱۶/فروردین/۹۵ ۱۱:۳۲)پارمیس نوشته است: [ -> ]سلام.
نمیخوام حس خوبی که تو این تاپیک هست خراب بشه.
ولی چون این تاپیک مربوط به راهیان نور هست اینجا مینویسم.
ببینید هر ساله که راهیان نور برگذار میشه اتفاقات بدی هم در کنارش
برای بعضی از مسافرا میفته.
مثلا اتوبوس چپ میشه.
مین منفجر میشه.
همین دیروز هم خوندم که یه دختر بچه از روی یه تانک تو مناطق جنگی که برای بازدید میرن افتاده پایین و کشته شده.......

هیچ کس این مسائل رو نمیاد بگه یا برجسته کنه که حداقل مردم حواسشون رو جمع کنن وقتی میرن اونجا.
یا حداقل گفتن این مسائل و مشکلات توی راهیان نور باعث میشه افرادی که مسئول این سفرها هستن دقت بیشتری به خرج بدن و بیشتر مراقب مسافرا باشن.


هیچ وقت حوادث بدی که در حین راهیان نور اتفاق میفته از طریق هیچ رسانه ای اعلام نمیشه ولی تا دلتون بخواد تبلیغ میشه واسه راهیان نور.
خب چرا؟؟؟؟؟
سلام


اول اینکه حس خوب رو با زدن این حرفا خراب کردی!!


دوم اینکه حوادث در سفرهای نوروزی هم پیش میاد


سوم اینکه راهیان نور يک سفر بزرگ در حجم زیاد است پس حتماً اتفاقاتی خواهد افتاد


چهارم اینکه اگر حوادث در رسانه ها منعکس نمیشد شما این خبرها رو نداشتي و اگر منظورت بزرگ کردن این حوادث و پرداخت بیشتر به اونهاست باید گفت کاره غلطیه چون تاثیرش در شما معلومه!!!
(۱۶/فروردین/۹۵ ۱۱:۴۴)قلب نوشته است: [ -> ]
اول اینکه حس خوب رو با زدن این حرفا خراب کردی!!

اون جمله اول پست قبلیم رو که گفتم نمیخوام حس خوب این تاپیک خراب بشه رو با شما نبودم با کاربر حضرت عشق بودم.
نیازی نبود شما جواب بدی.

(۱۶/فروردین/۹۵ ۱۱:۴۴)قلب نوشته است: [ -> ]دوم اینکه حوادث در سفرهای نوروزی هم پیش میاد

در حوادث نوروزی هر اتفاقی بیفته با جزییات به اطلاع مردم میرسونن که مردم حواسشون جمع بشه ولی برای راهیان نور تا حالا ندیدم.
پس قابل مقایسه نیست.

(۱۶/فروردین/۹۵ ۱۱:۴۴)قلب نوشته است: [ -> ]چهارم اینکه اگر حوادث در رسانه ها منعکس نمیشد شما این خبرها رو نداشتي

این خبر رو از رسانه های خودمون نخوندم.




(۱۶/فروردین/۹۵ ۱۱:۴۴)قلب نوشته است: [ -> ]و اگر منظورت بزرگ کردن این حوادث و پرداخت بیشتر به اونهاست باید گفت کاره غلطیه چون تاثیرش در شما معلومه!!!

خیر منظورم بزرگ کردن حوادث نبود..... منظورم اطلاع رسانی ساده بود.
دریغ از یه خبر معمولی توی تلویزیون.
خانم پارمیس کلا همه سفرها خطر دارن. در سفر راهیان نور ممکنه به خاطر شلوغی و گرما و ترافیک و .... به بعضی ها خیلی سخت بگذره. ولی مردم خودشون این چیزها رو می دونن و میرن. خب چرا؟ جواب این سوال رو پیدا کنین....

رسانه هایی که شما مطالعه می کنین اولا روده راست تو شکمشون نیست. دوم نیت سوء دارن. همیشه قصد دارن هر چیزی که جنبه تقدس داره رو بزنن.

حج میری میگن برو کمک کن به فقیر. در حالیکه اگر کسی اروپا و آمریکا و ترکیه بره اصلا مخاطب نیستن. اتفاقا بیشتر همونهایی که اهل حج رفتن هستن اهل کمک به فقرا هستن. نمونه های عملیش زیاده. البته هر دو گروه استثنا دارن...

میری هیئت گریه می کنی میگن برو اشکی از یتیمی پاک کن در حالیکه همین هیئتی ها هستن که کارشون پاک کردن اشک یتیمه وگرنه....

حالا چشم ندارن گرایش فطری جوان به راهیان نور رو ببینن بهانه های بچگانه می گیرن. توی سفر اربعین خطرات و صدمات بیشتره یا راهیان نور؟ همه هم می دونن که ممکنه انواع و اقسام مشکلات و بیماری ها و آسیبها و جراحتها وارد بشه. هشدار هم میدن ولی ملت میرن. مصدوم هم میشن اما سال بعد دوباره میرن. چرا؟ ...

حالا در این حجم زیاد اتوبوس به جنوب میره. خوب کسی الان نمی دونه جاده تصادف داره؟ کسی نمی دونه خستگی و شلوغی داره؟ خوب کسی نمی خواد نره مجبور که نیستن. والدین بچه ها رضایت ندن. اینهمه دانشجو با اتوبوس به دانشگاه میرن کلی هم واژگونی و تصادف داشتیم. دیگه دانشگاه رفتن باید تعطیل بشه؟ دانشجو و والدینش از خطرات راه خبر ندارن؟ اطلاع رسانی باید بشه؟

یه دختر بچه از روی تانک افتاده. اطلاع رسانی چی بشه؟ خوب هر بچه ای که روی چیز بلندی بره باید مراقبش بود. اینکه دیگه اطلاع رسانی نمی خواد. اگه اینجوریه باید بدیهیات رو اطلاع رسانی کنن. مواظب غذای غیر بهداشتی باشین. مواظب آب مونده باشین. مواظب باشین زمین نخورین. مواظب باشین زخمی نشین. خوب همه اینها رو می دونن که... تازه با این وجود مربیان راهیان نور قبلش همه تذکرات رو میدن. دفترچه و بروشور میدن. این نیست که بی حساب و کتاب بزنن به راه و ....

اخبار زده بود یه بچه از کوه پرت شد و فوت شد. خوب کسی که بچه اش رو کوه می بره نباید حواسش باشه؟ بعد هم ممکنه حواسش بوده بالاخره اتفاقه دیگه. اینهمه مراقبت چرا باز حوادث ناگوار دنیا تمومی نداره. میدان مین ها پاکسازی شده. استثنائا در طول اینهمه سال ممکنه یه چند مورد پیش اومده باشه. قبلش آگاهی های لازم داده میشه. مثلا نمونه اش اینجا ...

خلاصه اینکه رسانه های دشمن کارشون تخریب مقدسات به هر وسیله هست. شما باید نگاه جامعی به قضیه داشته باشین و فریب نوشته های اونها رو نخورین. اونها جوری می نویسن که احساسات شما رو تحریک کنن در حالیکه اصل ماجرا دلسوزی اونها نیست وگرنه دست به هر دلیل مسخره ای نمی زدن...
صفحه: 1 2 3 4 5
آدرس های مرجع