۲/اسفند/۹۲, ۲۱:۰۰
بسم الله الرحمن الرحیم
صحنه 1 : حضرت فاطمه (سلام الله علیها) فرمودند : «شبی در هنگامی که بستر خواب را گسترده بودم و میخواستم بخوابم،پیامبر تشریف آورد و به من فرمود : ای فاطمه [شبها] تا زمانی که چهار عمل انجام نداده ای،نخواب!
صحنه 2 : حضرت فاطمه نزد پیامبر اعظم،از بی خوابی شکایت کرد.حضرت فرمود : دخترم!این دعا را بخوان :
صحنه 3 : امیرالمومنین علی (علیه السلام) فرمود : « حضرت فاطمه (سلام الله علیها) آنقدر با مشک،آب کشیده بود که در سینه اش اثر نهاده بود و در اثر آسیاب کردن،دستش پینه بسته بود...و به سبب جارو کردن به خانه،لباسش غبارآلود گردیده بود و به علت آتش افروختن در زیر دیگ،رنگ لباسش به تیرگی گراییده بود و از این امور به او زیان شدیدی رسیده بود.من به او گفتم : اگر به نزد پدرت بروی و از او خدمتگزاری درخواست کنی،از این مشکلات راحت میشوی.او به نزد پدر رفت اما هنگامی که دید گروهی نزد آن حضرت هستند،حیا کرد و برگشت.ولی از آن جا که پیامبر دریافت که دخترش با او کاری دارد،بامداد نزد ما آمد و در مورد کاری که حضرت زهرا با او داشت سوال نمود.من پاسخ دادم : یا رسول الله!فاطمه به سبب جارو کردن به خانه،لباسش غبارآلود گردیده و به علت آتش افروختن در زیر دیگ،رنگ لباسش به تیرگی گراییده و به جهت آسیاب کردن دستهایش پینه بسته،لذا من به او گفتم اگر نزد پدر بروی و از او خدمتگزاری درخواست نمایی،از این مشکلات میرهی.
پیامبر در پاسخ فرمود : آیا به شما چیزی بیاموزم که برایتان بهتر از خدمتگزار باشد؟؟
صحنه 1 : حضرت فاطمه (سلام الله علیها) فرمودند : «شبی در هنگامی که بستر خواب را گسترده بودم و میخواستم بخوابم،پیامبر تشریف آورد و به من فرمود : ای فاطمه [شبها] تا زمانی که چهار عمل انجام نداده ای،نخواب!
- ختم قرآن کنی
- پیامبران را شفیع خود گردانی
- مومنان را از خود خوشنود سازی
- حج و عمره به جا آوری
- حضرت این سخن فرمود و مشغول نماز شد.من صبر کردم تا نماز حضرت تمام شد،آن گاه عرض کردم : یا رسول الله!شما به من چهار دستور دادی که من در این وقت توان انجام آنها را ندارم.
حضرت لبخندی زد و فرمود : هنگامی که سه مرتبه قل هو الله احد بخوانی،گویا ختم قرآن کرده ای و زمانی که بر من و پیامبران پیش از من صلوات و درود بفرستی ما در روز قیامت شفیعان تو خواهیم بود و هر گاه برای مومنان استغفار و طلب آمرزش نمایی تمامی آنان از تو خشنود میگردند و هر وقت بگویی سبحان الله و الحمدلله و لا اله اله الله و الله اکبر،حج و عمره را به جا آورده ای... .
صحنه 2 : حضرت فاطمه نزد پیامبر اعظم،از بی خوابی شکایت کرد.حضرت فرمود : دخترم!این دعا را بخوان :
- یا مشبِع البطون الجائعۀ و یا کاسِیَ الجُسوم العاریهِ و یا مسکن العروق الضاربه و یا مُنوَّمَ العُیون السّاهره سکَّن عروقی الضاربه و اذن لِعَینی نوماً عاجلاً... .
صحنه 3 : امیرالمومنین علی (علیه السلام) فرمود : « حضرت فاطمه (سلام الله علیها) آنقدر با مشک،آب کشیده بود که در سینه اش اثر نهاده بود و در اثر آسیاب کردن،دستش پینه بسته بود...و به سبب جارو کردن به خانه،لباسش غبارآلود گردیده بود و به علت آتش افروختن در زیر دیگ،رنگ لباسش به تیرگی گراییده بود و از این امور به او زیان شدیدی رسیده بود.من به او گفتم : اگر به نزد پدرت بروی و از او خدمتگزاری درخواست کنی،از این مشکلات راحت میشوی.او به نزد پدر رفت اما هنگامی که دید گروهی نزد آن حضرت هستند،حیا کرد و برگشت.ولی از آن جا که پیامبر دریافت که دخترش با او کاری دارد،بامداد نزد ما آمد و در مورد کاری که حضرت زهرا با او داشت سوال نمود.من پاسخ دادم : یا رسول الله!فاطمه به سبب جارو کردن به خانه،لباسش غبارآلود گردیده و به علت آتش افروختن در زیر دیگ،رنگ لباسش به تیرگی گراییده و به جهت آسیاب کردن دستهایش پینه بسته،لذا من به او گفتم اگر نزد پدر بروی و از او خدمتگزاری درخواست نمایی،از این مشکلات میرهی.
پیامبر در پاسخ فرمود : آیا به شما چیزی بیاموزم که برایتان بهتر از خدمتگزار باشد؟؟
- آن گاه فرمود : هنگامی که به بستر خواب رفتید سی و سه مرتبه سبحان الله و سی و سه مرتبه الحمد لله و سی و چهار مرتبه الله اکبر بگویید.