تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: نگاه من به آدم ها٬نسبی نبود.....اما...نسبی شد...
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
نقل قول:من قبلا دیدگاهم...چه در زمان مدرسه ‌و چه در اوایل دانشگاه این بود که فقط در صورتی میتونستم بپذیرم با کسی صحبت کنم یا دوست بشم که اون شخص حداقل ۸۰ درصد از مواردی که هر انسان خوبی باید داشته باشه٬میداشت!
در این صورت شما نباید هیچ دوستی میداشتید !!!!!!!!!!!!!!
چه کسی رو میشه پیدا کرد ک 80 درصد خوبی ها رو داشته باشه , بلاخره هر کسی ی نقطه ضعفی داره دیگه
من همیشه اخلاق بد و نقطه ضعف انسان ها رو پیدا می کنم بعد اگه دیدم میتونم باهاشون کنار بیام طرح دوستی میریزم .

نقل قول:الان یک ویژگی که احساس میکنم مدتیه پیدا کردم اینه که دیگه از آدم های اطرافم اون ۸۰درصد خوبی رو نمیخوام....چون دیگه نمیبینم....
و اون حساس بودنه دیگه از بین رفته!!!

شاید ب خاطر اینکه شما خودتون دیگه اون ویژگی ها رو ک گفتید ( مثل راستگو بودن و دهن لق نبودن و..) دارا نیستید (شوخی کردما)
خب سن ک بالا میره دید انسان ها برای دوستی هم عوض میشه احتمالا شما قبلا دنبال ی نفر میگشتید ک بتونید اعتماد کامل داشته باشید بهش و به عنوان ی دوست صمیمی روش حساب باز کنید پس این آدم باید خیلی خوب می بوده ولی الان دیگه از اون دوستی های صمیمی خبری نیست پس دلیلی هم نداره همه خیلی خوب باشند . مطمئنا الان شما اون اعتماد قلبی رو ب این دوستای جدید تون ندارید .


نقل قول:ولی دیگه نمیتونم با دیدن دو سه تا ویژگی منفی یک فرد کلا توی ذهنم سیاهش کنم..

من از زمانی ک بیاد دارم هیچ وقت با دیدن دو یا سه مورد منفی از کسی درموردش قضاوت نمی کردم و کلا اونو آدم بدی نمیدیدم .
ب نظرم این میشه قضاوت عجولانه کردن . ب قول یکی از دوستان قبل از اینکه درمورد کسی بخوای بگی بده یا خوبه ی چند ساعتی باهاش بگرد بعد درموردش قضاوت کن .
(۱۵/اسفند/۹۲ ۲:۵۰)عبدالرحمن نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیم

نمیدونم دقیقا قصدتون از این تاپیک چیه و میخواید به چه نتیجه ای برسید

ولی نسبی گرایی دقیقا یکی از حربه های شیطانه

و در سینما خیلی دارن روش کار میکنن


آخه حرف ایشون چه ربطی به سینما داشت
فردا هم میگی نسبی گرایی به فراماسونری ربط داره
نقل قول:بنظرم شما آدم سازشکاری شدی
البته نه سازشکار به اون معنای بد
یعنی اینکه میتونی با بقیه بسازی
قدرت تحملت بالا رفته

آره فکر کنم همین باشه...اون سختگیریه از بین رفته
یادمه اوایل خوابگاه دوستم میگفت تو واقعا غریب کشی!Big Grin
یعنی اگر یکی میومد اتاقمون که از رفتارش خوشم نمیومد یا کلا میرفتم بیرون یا خودمو سرگرم میکردم زیاد باهاش کاری نداشتم...
ولی بعد از یکی دو ترم کل خوابگاه منو میشناختنCool خودم اتاق ها رو سازماندهی میکردمBlush چه شکنجه ای دادم سرپرست خوابگاهمونوWink !
بگذریم...Big Grin
نقل قول:البته اینا علائم پا گذشتن در سن هست Big Grin

اوهوع!
حالا مگه من بیچاره چند سالمه؟!Big Grin
تازه چند ماهیه دهه دوم زندگیم تمام شده! Cool

نقل قول:منم اینطوری شدم به مدت 3 سال. الان بعد سه سال دوباره دارم دوستای قدیمیم رو دور هم جمع میکنم.

دقیقا
همین ویژگیم هم باعث شده دیگه خیلی از بقیه انتظار نداشته باشم...
مثلا من یه دوستی داشتم توی دانشگاه...
بقیه بچه ها به من میگفتن: خدایی تو چجوری با این دوستی؟Big Grin
عصبانی میشه هیچکسی رو نمیشناسه!...حسود هم که هست...کلا هم رفتارش تو مخیهSmile
گفتم به جاش:
بامعرفته
سرحرفش هست...وقتی میخواد کاری انجام بده درست انجام میده میشه روی حرفش حساب کرد


درکل من نیمه پُر لیوان نه، بلکه خیسی ته لیوان رو میبینم! Smile


نقل قول:ولی به این نتیجه رسیدم که همه ی ادم ها ته ذاتشون خوبه.
قرار نیست با اون افرادکه شریطی که ما ملاک قرار میدیم رو ندارند.اصلا رابطه نداشته باشیم.
ما باید قبول کنیم که هر ادمی یه سری بدی ها ویه سری خوبی ها داره.وهمه ی ادم ها شبیه هم نیستند.
وهر کسی یه سری رفتار های خاص خودش رو داره.که مابا شناخت رفتارهای طرف مقابل
اون جوری که هست باید قبولش کنیم.

دقیقاSmile

نقل قول:
انسان ها بغیر از افراد خاص خاکستری هستند

اولیا سفید

مغضوب علیهم و ضالین هم سیاه
همونطور هم تو ذهنتون میتونید ینفر رو سفید کنید؟

بله انسان ها خاکستری هستن
نه سیاه
نه سفید

ان شاءالله جزء مغذوبین نباشیم

توی ذهنم افراد رو سیاه نمیکنم
هر چند نمیتونم سفیدشون هم بکنم

البته سوء ظن نباید داشت...
نقل قول:شرطش هم اینه که سازش با دیگران در اعتقاد و عمل ما اثر نذاره
بالاخره ایمان هم درجه داره یه نفر نمازش رو بخونه هنر کرده و یک نفر به نماز اول وقت فکر میکنه

بله فکر کنم منظورتون اینه که از لحاظ اعتقادی روی آدم تاثیر نذارن
بله به احتمال زیاد میذارن
من دوستانی دارم که کلا تفکراتشون با من فرق داره...
اما سعی میکنم در بحث هایی که با هم داریم باور های سیاسی و مذهبی خودم رو بیان کنم...
به زبان دوستانه
نه دشمنی
جالبه بدونید همین دوستانم که تفکراتشون هم هم از لحاظ سیاسی یا مذهبی با من فرق داره...
وقتی میخوایم یک نمایشگاهی بریم یا هر جایی به عنوان گردش بریم همیشه خودشون استقبال میکنن که با هم بریم...ولی خب اخلاق من هم میدونن دیگهSmile
در کل افکار هم رو تحلیل میکنیم اما بی محلی نمیکنیم...یا توهین و غیره

نقل قول:سن روی این مسئله خیلی تاثیر گذار هستش.

مگه من چند سالمه؟Sad
ای بابا!Big Grin
متوجه منظورتون شدم..
به نظرم اینها از علائم بزرگ تر شدنهSmile
شاید بلوغ فکری

نقل قول:نکته مهم اینه که در انتخاب دوست باید وسواس رو داشت

بله درسته
من با خیلی ها دوست هستم (اشتباه نشه! مونث
Coolمنظورم بود)
ولی فقط با یک نفر حقیقتا دوست هستمSmile
اون یه دونه دوستم، که خیلی دوستش دارم واقعا دوستیه که خیلی از ملاک های یه دوست خوب رو دارهSmile
و حقیقتا برام مثل یه دوست باقی مونده
متوجه منظورتون هستمSmile

نقل قول:در این صورت شما نباید هیچ دوستی میداشتید !!!!!!!!!!!!!!
چه کسی رو میشه پیدا کرد ک 80 درصد خوبی ها رو داشته باشه , بلاخره هر کسی ی نقطه ضعفی داره دیگه

با خیلی از بچه ها بگو و بخند میکردم...اما در باطن فقط دو یا سه تا دوست داشتمCool
نقل قول:خب سن ک بالا میره دید انسان ها برای دوستی هم عوض میشه

بابا من سنم بالا نیست
اصن پیشیییییییییییییییییی بیا منو بخور!Big Grin
نقل قول:من از زمانی ک بیاد دارم هیچ وقت با دیدن دو یا سه مورد منفی از کسی درموردش قضاوت نمی کردم و کلا اونو آدم بدی نمیدیدم .
ب نظرم این میشه قضاوت عجولانه کردن . ب قول یکی از دوستان قبل از اینکه درمورد کسی بخوای بگی بده یا خوبه ی چند ساعتی باهاش بگرد بعد درموردش قضاوت کن .

نه عزیز بحث قضاوت نیست...
بحث پذیرشه...

اتفاقا همیشه اول سال با همه کلاس دوست بودمBig Grin همه اسما رو هم یاد میگرفتم در 99 درصد موارد هم مصبل! یا مبصل! یا مبصر! Big Grin بودم...
اما یک هفته که میگذشت و شناخت پیدا میکردم فقط شاید 2 یا 3 نفر واقعا برام قابل پذیرش بودن...
با بقیه فقط سلام و علیک بودSmile

این شخصیت رو یادتونه؟
توی سریال پرستاران
[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcRbe16l0Ifc2rtmXJyCnC9...9mBGKrUwZw]



شخصیت هایی هستن که از همه بیشتر حرص میخورن...و دلسوز هستن...
و از همه بیشتر حرص میدن! با حرفاشون...
ولی به خاطر ویژگی دومشون تقریبا هیچکس ویژگی اولشون رو متوجه نمیشه...Smile
البته از این که با دیدن چند تا عیب از اون آدم فاتحه اش رو نمی خونید جای خوشحالی داره
مثلا آدم بی نمار نمیشه بهش تهمت مثلا دروغگویی هم هست
چون شاید معتقد نباشه اما با وجدان که هست
آدما موجودات پیچیده ای هستند
اما یه چیز :
افراط که از یه طرف باشه تفریط از طرف دیگه است
شاید قبلا زیاد افراط می کردی و حالا ........
اما کماکان کسی رو که قراره خیلی باهاش دوست و رفیق باشید در اون سختگیری کنید
و با دقت انتخاب کنید
امام صادق دوستی داشتند که بسیاری نام اون رو نمی دونستند و با نام دوست امام از اون یاد می کردند سر موضوعی این فرد در حضور امام به غلامش فحش بدی میده اما بهش میگویند نمی دونستم این جوری هستی و بعد ازش جدا میشه و هرگز کسی اون رو با امام نمیبینه
( نقل به مضمون )
برای چنین دوستی که با نام دوست امام خوانده میشه باید سختگیری کرد اما یه دوستی که صرفا اس مسی در ارتباطید باهم گاهی می بینیدش لزومی نداره از صافی ریز ردش کنید یه حداقلی باشه بسشه
متن زیر رو بخونید...
یه جوری تقسیم بندی من برای دوستام هم همینطوریه!
یعنی اگر دوستی داشتم که به اندازه گروه سوم٬ بامعرفت و همه چی تموم بود٬ خیلی خیلی برام فرق میکنه نسبت به بقیه٬ چون آزمایش خودش رو پس داده!
من شاید بهم نیاد خیلی! اما خیلی دوستامو امتحان میکنم!
و هر چی بیشتر از این امتحانها سربلند بیرون بیان جایگاهشون فرق میکنهSmile
اینا برام میشن اون دوستای نابی که سعی میکنم بهترین لحظاتمو با اونها باشم...به نسبت
و هر کاری از دستم بربیاد براشون انجام بدم و معرفت رو در حقشون تموم کنم...
اما شاید این دوستام به تعداد انگشت یه دست هم نرسن...
.با دوستای دیگه هم مثل گروه یک و دو برخورد میکنم...ناذاحت هم نمیشنSmile....
.
.
.
.
.
.
.




این نوشته سروش صحت هم قشنگه: دوستی با بعضی آدم ها مثل نوشیدن چای کیسه‌ ایست.
هول هولکی و دم دستی.
برای رفع تکلیف .
اما خستگی‌ات را رفع نمی‌کنند.
دل آدم را باز نمی‌کند. خاطره نمی‌شود.

دوستی با بعضی آدمها مثل خوردن چای خارجی است.
پر از رنگ و بو.
این دوستی‌ها جان می دهند برای خاطره‌های دمِ دستی..
این چای خارجی را می‌ریزی در فنجان،
می‌نشینی با شکلات فندقی می‌خوری و فکر می‌کنی خوشحال‌ترین آدم روی زمینی.
فقط نمی‌دانی چرا باقی چای که مانده در فنجان بعد از یکی دو ساعت می‌شود رنگ قیر... سیاه ...

دوستی با بعضی آدم‌ها مثل نوشیدن چای سرگل لاهیجان است.
باید نرم دم بکشد.
باید انتظارش را بکشی.
باید برای عطر و رنگش منتظر بمانی.
باید صبر کنی.
آرام باشی و مقدماتش را فراهم کنی.
باید آن را بریزی در یک استکان کوچک کمر باریک.
خوب نگاهش کنی.
عطر ملایمش را احساس کنی و آهسته، جرعه جرعه بنوشی‌اش و زندگی کنی...

زندگی تان پر از دوستان ناب,,
بسـم الله

سلام

من از اون آخری یکی دارم...Big Grin


دعا میکنم یکی جنس موافق و یکی جنس مخالف ازش نصیبتون بشه...
فقط یکی نه بیشتر...Angel
من تصور می کنم آدم در طول زندگی با خیلی ها معاشرت داره. اما همین همنشین ها اگه با شما هم تیپ باشن پس از مدتی دیگه دوست صمیمی شما هستن. اگه هم تیپ نباشن که دیگه دوام نمیارن پیش شما و می رن یا رابطه اتون باهاش کم می شه.
حالا بحث هم تیپی فقط در اعتقاد نیست. منظورم همه ی ویژگی های شخصیتی هست.
یعنی الآن شما اگه دوستان خیلی صمیمیتون رو نگاه کنید می بینید که به هم شبیه هستین.
کسی که دوست صمیمی اینچنین نداره ممکنه از ناباب ها ضربه بخوره.
سلام!
ابنکه به اینجا برسیم که بتونیم با همه معاشرت کنیم و دیدمون نسبت به افراد صفر و یکی نباشه ، از مقدمات پخته شدنه!
باید با همه نوع تفکر معاشرت داشت، در غیر اینصورت یک سری توهمات و ذهنیتهای واهی از اقشار مختلف پیدا خواهیم کرد.
بنده قبل از اینکه ارشد بخونم چون تهران بودم تمام رفقام از همه نظر همفکرم بودند اما بعد از ارشد به لطف محیط خوابگاه الان با کسایی معاشرت دارم که حتی خدا رو قبول ندارن. اوایل یکم بحران فکری ایجاد می کرد اما اروم اروم برام عادی شد.
فقط باید بدونیم که معاشرتمون باید در چه حد باشه. این رفیق ملحد ما حتی نمی دونه من چه عقایدی دارم و نظرم در مورد عقایدش چیه!
نظر من به اینه که با همه نوع تفکری باید معاشرت کرد تا همه توهمات و ذهنیت های واهی جاش رو به درک صحیح از ادما بده. اما دایره دوستان هیچ لزومی نداره وسیع باشه
به نظر من دو سه تا رفیق که تا آخر عمرت باهاش مچ باشی کافیه.
فقط یه سوالی هنوز برام وجود داره...
هستند بعضی هایی که به هییچ چیزی اعتقادی ندارن...
نه خدا نه غیره
من سعی میکنم خیلی با این افراد بحث نکنمSmile...
میگم دلیلشو
مثلا یادمه تو خوابگاه یکی از این افراد بود...که من واقعا باهاش خوب بودم!Cool....خیلی رفتار انسانی داشت...واقعا با هم دوست بودیم...
ولی وقتی که این بحث ها پیش میومد کلا میگفت: من هیچ کدومو قبول ندارم...
منم میذاشتم پای اینکه چرت و پرت میگه!...و فقط در حد حرفه...ولی واقعا اگر زیاد باهاش بحث میکردم میدیدم خیلی هم الکی نمیگه!
و خب میدونید که از لحاظ شرعی کسی که کافر باشه......
نمیدونم چه جوری بگم...
ولی خب تا زمانی که قطعی مطمئن نشی ایراد نداره با این افراد نشست و برخاست داشته باشی...ولی اگر مطمئن شدی...Smile
منم سعی میکردم هیچوقت مطمئن نشم!Big Grin
نمیدونم کار درستی بود یا نه...ولی هنوزم هم در بعضی مواقع مجبورم خودم رو به بی خیالی بزنم!
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع