تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: حاشیه های بحث با کاربر عایشه
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
دیشب برای مدیر ارشد تقاضای شما را فرستادم . خودم دسترسی ندارم

مگه تو مملکت شما ملت خواب ندارند .

شما چه ساعتی دیشب پیام دادی؟ نباید تا صیح صبر کنی برای جواب؟!

دلیل بسته شدن ویرایش هم این بود که توهین هاتون رو میکنید بعد ویرایش میکنید میگید یکی دیگه بود بعد هم مظلوم نمایی
تنها راهی که اثبات کنی تونستی حرفی برای گفتن داشته باشی توی بحث ثابت کردنه .
دیشب ساعت ۱2.30 برای من پیام زدید . تو ملکت ما شب ها میخوابن !!
منم برای مدیر ارشد فرستادم تقاضاتون رو خودم به این اپشن دسترسی ندارم .

به جای اینکه اینهمه جو سازی کنید تا صبح صبر میکردید .

دلیل بسته شدن ویرایش هم این بود که توهین هاتون رو میکنید بعد ویرایش میکنید میگید یکی دیگه بود بعد هم مظلوم نمایی
تنها راهی که اثبات کنی تونستی حرفی برای گفتن داشته باشی توی بحث ثابت کردنه .
(۱۹/اسفند/۹۲ ۰:۴۸)عایشه نوشته است: [ -> ]
ك

اگر شيعيان به همين راحتي ميتوانند بگويند: ام کلثوم کنيه زينب کبري بوده و فاطمه دختر ديگري نداشته ما هم ميتوانيم بگوييم:
زينب کنيه ام کلثوم همسر عمر بوده و حضرت فاطمه دختري به نام زينب کبري نداشته!!! و البته چندين قرائن نيز ميتوان ذکر کرد. از جمله:
شيخ مفيد و مجلسي و النمازي و محدث قمي و...

[1]

ميگويند: فاطمه (سلام الله علیها) دو دختر داشته يکي زينب و ديگري ام کلثوم که کنيه‌اش زينب صغري بوده و همسر حضرت عمراست!!.
محدث قمي می‌نويسد: پيغمبر براي شباهت حضرت اُم کلثوم به خاله‌اش اُم کلثوم دختر پيامبرص، او را هم اُم کلثوم کنيه نهاد.
در اينجاميگویيم: نه ! تنها يک دختر بوده، يعني فقط ام کلثوم همسر حضرت عمرس واقعي است و زينب کبري وجود خارجي نداشته!! و دليل ديگر نيز ميتوان گفت که: در روايتي از ابن بابويه قمي اينگونه ميخوانيم:
فاطمه س حسنس را در آغوش راستش و حسينس را در آغوش چپش حمل كرد و دست چپ ام‏ كلثوم را با دست راستش گرفت، سپس به حجره پدرش رفت!!!
[2]

(خواستگاري از دخت ابوجهل)..

و نامي از زينب به ميان نمی‌آورد!! پس نتيجه ميگيريم که زينبي در کار نبوده!! مگر اينکه بگوييد:زينب از ام کلثوم کوچکتر بوده که البته آقاي قزويني اين راه را بر خود بسته و در شبهاتش عکس اين موضوع را گفته است!.
در تاييد روايت فوق،آقاي قزويني زحمت ما را کم کرده و خودشان کمي جلوتر قول آقاي مرعشي را به اين شکل نقل کرده‌اند:
حضرت امير المؤمنين علی را هفده فرزند بوده وبه روايتی بيست فرزند، امام حسن، ديگر امام حسين، ديگر محسن - درطفلی وفات كرده - ديگر ام كلثوم واين هر چهار از فاطمه بوده‌اند

[3]

.
ديديد که ايشان نيز از زينب نامي به ميان نياورده و فقط ام کلثوم را شمرده‌اند... پس نتيجه ميگيريم که زينبي در کار نبوده!!!.
و باز هم آقاي مرعشي در کتابش قولي را نقل کرده که در آن نام ام کلثوم و حسن و حسين آمده ولي از زينب خبري نيست!!!

[4]

و يا اين روايتي که آقاي قزويني در شبهاتش به اين شکل از محمد فتال نيشابوري نقل کرده‌اند که:
هنگامی كه فاطمه از دنيا رفت، مردم مدينه يكپارچه صدای ناله سر دادند،...مردم دسته دسته به نزد علي آمده در حالی كه حسن و حسين در جلوی آنحضرت نشسته و گريه می‌كردند و مردم نيز از گريه آن دو گريان می‌شدند.
امّ‌كلثوم در حالی كه روبند بر چهره داشت و چادر عربی برسرش افكنده بود، از خانه بيرون آمد و فرياد می‌زد: ای جد بزرگوار! و ای رسول خدا! اكنون به حق تو را از دست دادم كه هيچگاه ديگر تو را نخواهيم ديد،‌....
[5]

.
همينطور که ملاحظه کرديد در اين روايت نيز نامي از زينب نيست!!.
نتيجه اينکه زينبي در کار نبوده که در آن روز در سوگ مادر گريه کند و اگر خيلي خوشبين باشيم ميگوييم او در آن روزها دختر کوچکي بوده که اين چيزها را درک نميکرده!!.
و اما اگر بگوييد: پس زني که در حوادث کربلا از آن ياد شده که بود؟ام کلثوم که قبل از آن ماجرا فوت شد.
ميتوان گفت: روايتي که ميگويد: ام کلثوم در زمان خلافت معاويهس همراه پسرش فوت شد صحيح نيست، بلکه صحيح آن است که او بعد از واقعه کربلا از دنيا رفت و سند نيز اينگونه است:
علي محمد علي شيعي ولادت ام کلثوم را سال ششم هجري و وفات او را چهار ماه پس از بازگشت کاروان اسرا از شام دانسته است و ماجرا را نيز نقل ميکند..
[6]
پس اين موضوع نيز حل ميشود و باز هم دست آقاي قزويني درد نکند که زحمت ما را کم کرده!!.
آقاي قزويني ميگويند: در کربلا خطبه اي ايراد شده که بعضي آن را از زينب و بعضي آن را از ام کلثوم دانسته‌اند!.
ميگویيم: آقا ديديد؟ اين هم يک دليل ديگر که زينبي وجود نداشته! بلکه آن خطبه از ام کلثوم است که نام او زينب صغري است و مولفين و راويان را به اشتباه انداخته است!.
و در مورد ازدواج عبدالله بن جعفر نيز مانند شيعه‌ها ميگوييم: عبدالله بن جعفر (استغفرالله) با جنيه‌اي ازدواج کرده است
[7]

! و فرزنداني که برايش نوشته‌اند همه آنها خيالاتي هستند که راويان و مولفين تراشيده‌اند و براي اثبات اين حرف، دلايلي مانند دلايل آقاي قزويني و طبق استدلها و اصول ايشان اينچنين ارائه ميکنيم.
دلايل: (به قول قزويني) تعارض در بعضي روايات و اختلافات در تعداد فرزندان آنها، اصل چنين ازدواجي را زير سوال ميبرد!!.

[1]


- الامالی


شیخ المفید،ج1، ص354؛، و
العمدة ابن البطریق ص 30 ؛ مستدرك سفینة البحار ج 4 ص 313 علی النمازی الشاهرودی؛ قاموس الرجال ج12 ص 216 محمد تقی تستری؛ اعیان الشیعه محسن امین ج 1 ص 326 ؛ الفصول المهمه فی معرفة الائمه ابن صباغ، حاشیه ج 1 ص 647 ،_ دار الحدیث للطباعة والنشر ؛ محدث قمی در نفس المهموم ص 431 ؛بحار الانوار ج42 ص 74.

[2]

- علل الشرایع، إبن‏بابویه، ص‏186-185، چاپ نجف - همین روایت را شیخ مجلسى نیز در كتابش جلاءالعیون آورده است.

[3]

- شرح إحقاق الحق مرعشی، ج 30 ص 172.
[4]

- رجوع کنید:شرح إحقاق الحق، ج 8 ص 289.
[5]

-
روضة الواعظین،فتال نیشابوری ص 152، منشورات الرضی قم.
[6]

-

اعلام النساء علی محمدعلی، صص238 ـ 247
. [7]
- ماجرای جنیه بس جالب و خنده دار است که شیعیان برای رد ازدواج حضرت عمر با ام کلثوم از آن استفاده میکنند


با سلام
لطفا، وقتی مطلبی را از وب سایت یا کتاب الکترونیکی کپی می کنید، منبع آن را نیز قرار دهید
به عنوان مثال منبع جملات بالا

نام کتاب: به روشنی آفتاب (ازواج امیر الـمؤمنین! عمر با أم کلثوم (سلام الله علیها))
تأليف: ابوبكر بن حسين

صفحه: 13
لینک اصلی کتاب: دانلود (فی*ل*تر شده)

از اینجا هم می توانید دانلود کنید
بسم الله الرحمن الرحیم

نقل قول: لطفا، وقتی مطلبی را از وب سایت یا کتاب الکترونیکی کپی می کنید، منبع آن را نیز قرار دهید

اگر به خودتان زحمت میدادید و ارسالهای بنده را میخواندید میدیدید که نوشته ام :

نقل قول: این مقاله را از سایت ولیعصر نقل نمودید؟ از شبهات جناب آقای آیت الله قزوینی می باشد؟

البته اهل تسنن به ایشان پاسخ داده اند که ظاهرا مطالعه ننمودید. اگر مایل هستید که پاسخها را برایتان کپی کنم.


بعد میگوییم کاربران پست نگذارند و اگر میگذارند حذف شود به این دلایل است.

شما حوصله خواندن ارسالهای بنده را ندارید امر و نهی می کنید؟

برای بار هزارم: بنده دسترسی برای ویرایش ندارم.
(۱۹/اسفند/۹۲ ۴:۵۵)وحید110 نوشته است: [ -> ]دیشب برای مدیر ارشد تقاضای شما را فرستادم . خودم دسترسی ندارم

مگه تو مملکت شما ملت خواب ندارند .

شما چه ساعتی دیشب پیام دادی؟ نباید تا صیح صبر کنی برای جواب؟!

دلیل بسته شدن ویرایش هم این بود که توهین هاتون رو میکنید بعد ویرایش میکنید میگید یکی دیگه بود بعد هم مظلوم نمایی
تنها راهی که اثبات کنی تونستی حرفی برای گفتن داشته باشی توی بحث ثابت کردنه .

بسم الله الرحمن الرحیم
فعلا که هنوز دسترسی بنده درست نشده است. من قبل از پیام به شما دهها بار این مساله را گزارش کردم. آنها را ندیدید؟


بفرمایید دلیل برداشتن آن این است که از نظر نوشتاری نامناسب باشد تا کاربران آنها را نخوانند!


من اصراری بر حضور در این تالار ندارم. اتلاف وقت کامل است. ولی تصور کردید می روم که باز مانند اینجا و آنجا بنشینید و بگویید فرار کرد؟

بنده کدام پستم را ویرایش کردم؟
این اخلاق شماست که با ایدیهای مختلف اهانت میکنید بعد که بنده پاسخ میدهم اهانتها را حذف میکنید ولی ارسالهای بنده را نگه میدارید.


مانند محب الزهرا که به بنده که یک زن سنی هستم میگوید آدرس صیغه خانه ها را خوب بلدم و هر روز آنجا بوده ام بعد که به ایشان پاسخ میدهم پست ایشان حذف و پست بنده باقی میماند.

فکر کرده اید با کودک طرفید؟
دهها بار چنین رفتاری کردید.

بنده برخلاف تیم تالار (حیف کلمه مدیر به شما و امثال شما و اصلا مگر به جوانانی که در سن سی سالگی نه شغل دارند نه همسر و یک مدرک کارشناسی خشک و خالی دارد مدیر میگویند؟!) دهها آیدی ندارم و اگر حرفی بزنم روی آن می ایستم.

نه مانند شما که با هزاران آیدی به بنده اهانت میکنید بعد آنها را حذف و پاسخهای مرا به یک تاپیک مجزا می برید.




بنده تنها پستی که نوشته بود عبدالرحمن و فاطمه سواد و جرات مناظره را ندارند ویرایش کردم که واقعیت است نه توهین. در غیر این صورت بفرمایند مناظره کنند تا ثابت شود توهین بوده است!

واقعا این پست که به بهانه آن ویرایش ارسالهای بنده را برداشتید خیلی توهین آمیز و زشت بوده و اصلا قابل مقایسه با پستهای مودبانه آیدی یکی از تیم تالار به نام عبدالرحمن نیست که مرا مریض بچه باز خاک برسر و امثالهم خطاب میکند.




(۱۹/اسفند/۹۲ ۱۲:۱۳)عایشه نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیم
برای بار هزارم: بنده دسترسی برای ویرایش ندارم.

(۱۹/اسفند/۹۲ ۵:۱۶)وحید110 نوشته است: [ -> ]دیشب ساعت 12:30 بامداد برای من پیام زدید . تو مملکت ما شب ها میخوابن !!
منم برای مدیر ارشد تقاضاتون رو فرستادم؛ خودم به این اپشن دسترسی ندارم .

به جای اینکه اینهمه جو سازی کنید تا صبح صبر میکردید .

دلیل بسته شدن ویرایش هم این بود که توهین هاتون رو میکنید بعد ویرایش میکنید میگید یکی دیگه بود بعد هم مظلوم نمایی
تنها راهی که اثبات کنی تونستی حرفی برای گفتن داشته باشی توی بحث ثابت کردنه .
بنده کدام پستم را ویرایش کردم؟
این اخلاق شماست که با آیدیهای تکراریتان اهانت میکنید بعد که بنده پاسخ میدهم اهانتها را حذف میکنید ولی ارسالهای بنده را نگه میدارید.



مانند محب الزهرا که به بنده که یک زن سنی هستم میگوید آدرس صیغه خانه ها را خوب بلدم و هر روز آنجا بوده ام بعد که به ایشان پاسخ میدهم پست ایشان حذف و پست بنده باقی میماند.


فکر کرده اید با کودک طرفید؟
دهها بار چنین رفتاری کردید.

بنده برخلاف تیم تالار (حیف کلمه مدیر به شما و امثال شما و اصلا مگر به جوانانی که در سن سی سالگی نه شغل دارند نه همسر و یک مدرک کارشناسی خشک و خالی دارد مدیر میگویند؟!) دهها آیدی ندارم و اگر حرفی بزنم روی آن می ایستم.

نه مانند شما که با هزاران آیدی به بنده اهانت میکنید بعد آنها را حذف و پاسخهای مرا به یک تاپیک مجزا می برید.




بنده تنها پستی که نوشته بود عبدالرحمن و فاطمه سواد و جرات مناظره را ندارند ویرایش کردم که واقعیت است نه توهین. در غیر این صورت بفرمایند مناظره کنند تا ثابت شود توهین بوده است!

واقعا این پست که به بهانه آن ویرایش ارسالهای بنده را برداشتید خیلی توهین آمیز و زشت بوده و اصلا قابل مقایسه با پستهای مودبانه آیدی یکی از تیم تالار به نام عبدالرحمن نیست که مرا مریض بچه باز خاک برسر و امثالهم خطاب میکند.
ویرایش نمیتوانید بکنید ... به خوبی که در حال ارسال نظراتتان هستید ....DodgyDodgy
چرا به جای پرداخت مدام به حاشیه خواهر سنی گرامی به مناظره و بحث منطقی نمی پردازید؟؟؟
این نشانه ی خوبی نیست که مدام به دنبال حرف های حاشیه ای و طفره رفتن از پاسخ گویی می باشید.
من دوستان سنی مذهب بلوچ و کرد و ترکمن زیادی دارم در دانشگاه ... همگی افرادی مودب و منطقی و سخت کوشی هستند ... ما از خواهران و برادران سنی عزیز خود انتظار بیشتری داریم
موفق باشید
عایشه جون !
کاملا واضحه که شما میخواید وقت و انرژیه کاربران و مدیران رو تلف کنید....به جای این کارا برید به کار و زندگیتون برسید...این کارا واسه ادم نون و آب نمیشه....خوش بگذره..Wink
امیدوارم از خواهر منظورتان بنده نباشد.
به اندازه کافی پیامهای شما و رفتار شما در تاپیک (بیایید از بیداری اندیشه برایتان بگویم) رونمایی شده و اهل تسنن با تیم تالار آشنا شده اند و اگر نبود نجابت آنها حتما عضو شده و پاسخ به اهانت به خواهرانشان را میدادند.

از آن گذشته من که نمیتوانم تمام نوشته ها را اینجا تایپ کنم تا صحیح ارسال شود! (اینگونه من باید 24 ساعت در نت باشم)

ناچارم از بحثهای سابقم در سایر تالارها کپی کنم که این نوشته ها موقع کپی به هم می ریزد.

بفرمایید دسترسی به ویرایش را برداشتید تا نوشته های من نامرتب باشد و کاربران آنها را نخوانند.
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
آدرس های مرجع