تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: ساخت و ترویج کلمات غیر لاتین
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
(۲۳/اسفند/۹۲ ۱۹:۳۲)سرباز منتظر نوشته است: [ -> ]اگه برای کلمه تاکسی و اتوبوس معادل پیدا کردید جایزه داریدBig Grin
مسافربر برای تاکسی
برای اتوبوس رو بگذار فکر کنم.
البته روی سخنم با بعضی‌ها نیست، تا بعداً نگن شما در حالت مؤدبانه‌اش ناآگاهی.Dodgy

دوستان،
چیزهایی که به سبب جدید بودنشون قبلاً در زبان ما اسمی ندارن و اسمشون وارد زبان میشه، تهدیدی نیستن، هر چند که بد هم نیست که براشون در زبان خودمون واژه‌های بامعنایی گذاشته بشه.
مثلاً «یخچال» یک نمونه‌ی خوب هست که با توجه به چیزی که به همین منظور وجود داشته نامگذاری شده، گرچه خود یخچال شبیه چال نباشه(شاید هم یخچالهای اولی که توی کشور اومدن صندوقی بودنHuh).
یا مثلاً «هواپیما» که واقعاً معادل عالی‌ای هست و فکر نمی‌کنم که از روی چیزی هم برداشته باشن.
اما این هم عیب خاصی نداره که «هلیکوپتر» رو بکار ببریم، فرق خاصی هم با این نداره که خودمون «بالگرد» رو بسازیم و وارد زبانمون کنیم، ولی حالا چون «بالگرد» راحت و بامعنا هست، عیبی هم نداره، ما هم شاید گفتیم!
بطور کلی واژه‌های خاصی که مربوط به چیزهای جدید هستن خیلی تهدیدآمیز نیستن.
اونهایی تهدیدآمیز هستن که خودشون معنا دارن، ولی بجای اینکه ترجمه بشن، وارد میشن.
مثلاً «فَنس». اولاً که درستش fence هست، ثانیاً دقیقاً یعنی پرچین، حصار.
یا مثلاً «ویو». دقیقاً یعنی نما، منظره، چشم‌انداز.
یا مثلاً «سرچ». البته به نظرم راحت‌تره بجای کل فعل «سرچ کردن» بگیم جستن یا گشتن.


راهش هم مسلماً اینه که در حرف‌ها و بحث‌های معمولی روزمره‌مون، در بیرون تالار یا در تالار، کلمات رو درست استفاده کنیم و درست بنویسیم.

اما مثلاً در مورد واژه‌هایی مثل «کپی» چون از قبل توی زبانمون این پدیده رو به اسم رونوشت نداشتیم، و رونوشت معنای کاملی هم نمیده(چیزی که کپی میشه همیشه نوشته نیست) و نیز اینکه همه‌جا هم داریم بصورت Copy می‌بینیمش، هم سخته که رونوشت رو جا بندازیم، هم در اون صورت به‌درد خاصی نمیخوره. الآن کپی چشه؟ رونوشت چه برتری ذاتی‌ای داره؟

زبان با زندگی مردم تعیین میشه، و هیچ فضیلتی نیست در اینکه براش یک قاعده‌ی مصنوعی تعریف کرد و طبق اون محدودیت اعمال کرد. چرا «یکم» از «اول» بهتره؟ «یکم» اصلیتش رو از زندگی مردم میاره، «اول» هم همینطور! اینکه یکی رو نفی کنیم مثل اینه که بگیم چون هزار سال پیش میگفتن «دُوُم» و «سِوُم»، الآن هم مثل هزار سال پیش بگن. نگن «دُوُّم» و «سِوُّم»! بلکه زبان زنده دچار تغییر میشه.
یه چیزی بگم بهم هجوم نمیارین ؟ HuhSmile

برای کلمات عربی هم میشه معادل سازی کرد.Dodgy
(۲۵/اسفند/۹۲ ۱۴:۲۱)Tishtar نوشته است: [ -> ]یه چیزی بگم بهم هجوم نمیارین ؟ HuhSmile

برای کلمات عربی هم میشه معادل سازی کرد.Dodgy


هجوم نمیارم ولی مخالفم

زبانی فارسی کنونی انقدر با عربی در آمیخته که اگر بخوایم جداش کنیم به مشکل می خوریم

فرهنگمون هم چندان فرقی نداره

الان لغات لاتین مشکل سازند

عربی زبان دین ماست و یک مسلمان باید عربی بلد باشه

شما یسر به مناطق ارمنی نشین بزنید

بعید میدونم کسی باشه توشون که ارمنی بلد نباشد

و همشون با همین زبان صحبت می کنند (شاید یه دستوره و در نهایت هم به دستور میخوره تا عادت)

فارسیشون رو هم بلندند

در نتیجه ما باید از توانایی عربی برای قدرمند کردن زبانمون کمک بگیریم

شما نه ولی یسری هستن به عربی که میرسن میشن پارسی دوست ولی جاهای دیگه از بالا تا پائینشون لاتینه (اینو دیدم)
(۲۵/اسفند/۹۲ ۱۶:۱۲)عبدالرحمن نوشته است: [ -> ]هجوم نمیارم ولی مخالفم

زبانی فارسی کنونی انقدر با عربی در آمیخته که اگر بخوایم جداش کنیم به مشکل می خوریم

فرهنگمون هم چندان فرقی نداره

الان لغات لاتین مشکل سازند

عربی زبان دین ماست و یک مسلمان باید عربی بلد باشه

شما یسر به مناطق ارمنی نشین بزنید

بعید میدونم کسی باشه توشون که ارمنی بلد نباشد

و همشون با همین زبان صحبت می کنند (شاید یه دستوره و در نهایت هم به دستور میخوره تا عادت)

فارسیشون رو هم بلندند

در نتیجه ما باید از توانایی عربی برای قدرمند کردن زبانمون کمک بگیریم

شما نه ولی یسری هستن به عربی که میرسن میشن پارسی دوست ولی جاهای دیگه از بالا تا پائینشون لاتینه (اینو دیدم)
بله این هم از اون جریان هایی ان که میخوان بگن «ما خیلی روشنفکریم» Dodgy

اما درباره عربی،زبان عربی هر چقدر هم که به ما شبیه باشه یا با زبان ما آمیخته باشه،باز هم یه زبان جداگانه ست!
بعضی کلمات رو که قبول دارم نمیشه جدا کرد،اما حداقل میشه از زیاد شدنش که جلوگیری کرد!
حتی الامکان سعی کنیم از کلمات فارسی اصیل استفاده کنیمCool
البته این یه حاشیه میشه در تاپیک

ولی این رو بدونید در جدایی فارسی و عربی خیری وجود نداره

فرهنگ ما خیلی شباهت داره

تا جایی که میشه باید همگرائی کرد
خیلی از ما ها در روز از مصدر کنترل کردن زیاد استفاده میکنیم مثلا میگیم خودت رو کنترل کن .یه بنده خدایی.میگفت بیاین از پایش کردن استفاده کنیم که ریشه اش از مصدر پاییدن میاد.مثلا بگیم
خودت رو پایش کن .جایگزین خوبی هست.من دارم این واژه رو تو خانوادمون نهادینه میکنم و خیلی هم موفق بودمBig Grin.
یه نفر میگفت که تبلت معادلش میشه رایانک لوحی همراه.خب ما میایم
سرواژه سازی میکنیم به این صورت که میشه:رله. Big Grinاصن خلاقیت موج میزنه.حالا نحوه استعمال در جمله:یه لحظه رله ات رو بهم میدی؟ یا :دارم با رله بازی میکنم. جدی میگماDodgy
(۲۵/اسفند/۹۲ ۱۴:۲۱)Tishtar نوشته است: [ -> ]برای کلمات عربی هم میشه معادل سازی کرد.Dodgy
این رو در مورد کلمات خاصی قبول دارم.

مثلاً توی فقه و حقوق یه کلمه‌ای بود که معنای عربی واقعی‌اش(که توی اون مبحث منظور داشتند) کاملاً متفاوت بود با معنایی که در فارسی براش در نظر می‌گیریم، و اتفاقاً باعث سوءتفاهمی می‌شد که اون اصل فقهی و قانون حقوقی‌اش رو نامعقول می‌نمایاند. خب مسلماً اصلاحش به صلاح مملکت خواهد بود، و فکر نمی‌کنم برای حوزویانی که با عربی‌اش کار دارن هم مشکل خاصی باشه که یک کلمه‌ی دیگر افزون بر اون همه کتابی که یاد می‌گیرند یاد بگیرند.

یا مثلاً کلمات نامفهومی که توی حقوق بکار میگیرن، مثل «خیار مجلس»! اصلاً یه‌بار یه بنده‌خدایی فکر کرده بود منظور از این عبارت، خیارهایی هست که یک میوه‌فروشی در پشت مجلس می‌فروشه! در حالی که خیار از اختیار میاد، و معنای این عبارت اینه که وقتی شخصی مبایعه‌نامه(شاید شامل انواع دیگر قراردادها هم بشه، نمیدونم) رو امضاء میکنه، خود لحظه‌ی امضاء مهم نیست، بلکه تا زمانی که هر دو طرف هنوز در اون مجلس حضور دارند، اختیار برهم‌زدن معامله رو داره. قانوناً میتونه حرفش و امضاش رو پس بگیره و امضاش هم باطل میشه، ولی اگر یکی از دو طرف مجلس رو ترک کنه، دیگه کار تمومه(البته زیاد بلد نیستم از حقوق).

خلاصه اینکه تنها ابهامی که می‌مونه اینه که مصداقش رو بگیم.

(۲۵/اسفند/۹۲ ۱۷:۳۸)magnolia نوشته است: [ -> ]خیلی از ما ها در روز از مصدر کنترل کردن زیاد استفاده میکنیم مثلا میگیم خودت رو کنترل کن .یه بنده خدایی.میگفت بیاین از پایش کردن استفاده کنیم که ریشه اش از مصدر پاییدن میاد.مثلا بگیم
خودت رو پایش کن .جایگزین خوبی هست.من دارم این واژه رو تو خانوادمون نهادینه میکنم و خیلی هم موفق بودم.Big Grin
«کنترل» بطور دقیق میشه تسلط، یا فرمان دادن(شامل فرمون دادن).
«پاییدن» مواظب بودن هست.

(۲۵/اسفند/۹۲ ۱۷:۳۸)magnolia نوشته است: [ -> ]یه نفر میگفت که تبلت معادلش میشه رایانک لوحی همراه.خب ما میایم
سرواژه سازی میکنیم به این صورت که میشه:رله. Big Grinاصن خلاقیت موج میزنه.حالا نحوه استعمال در جمله:یه لحظه رله ات رو بهم میدی؟ یا :دارم با رله بازی میکنم. جدی میگماDodgy
اسم تبلت رو میذارن رایانک لوحی همراه.
وگرنه «تبلت» دقیقاً میشه لوح. از همون لوح‌های کتیبه‌ها.
البته یک افرادی قبلاً لوح رو برای disc استفاده کرده‌اند، ولی خب، انصافاً کدوم لوحی گرد بوده؟
کلمه کنترل معنی های مختلفی داره.

پاییدن و تسلط و فرمان دادن.

هیچ کدوم از این معنی ها برای علم کنترل مناسب نیست. علم کنترل یعنی کم کردن خطای بین خروجی سیستم و ورودی مطلوب در حضور اغتشاشات. خوب پاییدن و فرمان دادن این معنی رو نمیده.

بهتره معنی بهتری براش پیدا بشه.
(۲۵/اسفند/۹۲ ۱۹:۰۱)MohammadSadra نوشته است: [ -> ]کلمه کنترل معنی های مختلفی داره.

پاییدن و تسلط و فرمان دادن.

هیچ کدوم از این معنی ها برای علم کنترل مناسب نیست. علم کنترل یعنی کم کردن خطای بین خروجی سیستم و ورودی مطلوب در حضور اغتشاشات. خوب پاییدن و فرمان دادن این معنی رو نمیده.

بهتره معنی بهتری براش پیدا بشه.


در مورد کنترل (ریاضی) بنظر من بهترین کلمه بهینش است

قبلا روش فکر کردم
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع