تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: نامه ای از دایی شهیدم در آستانه سال جدید
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9
[تصویر: 1393842413_35166638079957824461.gif]










[تصویر: tohid.jpg]
بسم الله

سلام دوستان گرامی

امشب شب جمعه هست...

برای شادی روح همه ی شهدا فاتحه ای قرائت کنیم...

[تصویر: tohid.jpg]
اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
بسم الله

سلام دوستان گرامی

امشب شب جمعه هست...

برای شادی روح همه ی شهدا فاتحه ای قرائت کنیم...

[تصویر: tohid.jpg]
اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
بسم الله

سلام دوستان گرامی

امشب شب جمعه هست...

برای شادی روح همه ی شهدا فاتحه ای قرائت کنیم...

[تصویر: tohid.jpg]
اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
بسم الله

سلام دوستان گرامی

امشب شب جمعه هست...

برای شادی روح همه ی شهدا فاتحه ای قرائت کنیم...

[تصویر: tohid.jpg]
اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
بسم الله

سلام دوستان گرامی

امشب شب جمعه هست...

برای شادی روح همه ی شهدا فاتحه ای قرائت کنیم...

[تصویر: tohid.jpg]
اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
[تصویر: tohid.jpg]
[تصویر: tohid.jpg]
بسم الله....


امشب میخواهم از شهدا بنویسم... السلام علیڪِ یا فاطمة الزهرا(سلام الله علیها)

امشب میخواهم از شهدا بنویسم... السلام علیڪِ یا زینب ڪبرے الصبور(سلام الله علیها)

امشب میخواهم از شهدا بنویسم... السلام علیڪِ یا عمتے المظلومه،یا رقیه خاتون(سلام الله علیها)
و
امشب میخواهم از شهدا بنویسم... آجرڪَ الله یا صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)فے مصیبة جدّه المظلوم

فقط میخواهم از شهدا بنویسم... نه... مزاحمشان نمیشوم...

شب جمعه ست... آنها ڪربلا هستند... با مادرشان... با زینب ڪبری... با رقیه ے سه ساله
دور ضریح... بُنَیَّ... قتلُڪَ... ذبحُڪَ... و من الماء منعُڪ...

آه...
امشب میخواهم از شهدا بنویسم...
خودشان گفتند ڪه مارا یاد ڪنید،تا ما شمارا نزد اربابمان یاد ڪنیم...

در دلت تلنگر خورده است؟؟ هان اے دل؟؟ دوستان ڪربلا هستند؟؟

شهدا را یاد ڪن تا آنها تورا یاد ڪنن اے دل...

صل الله علیڪ یا اباعبدالله... سلام بر شهدا


دوستان گرامی امشب شب جمعه هست برای شادی روح شهدا فاتحه ای قرائت کنید...
بسم الله...

خدایا!

شرمنده که گنده تر از دهانم حرف می زنم.

اما....

دلم شهادت می خواهد...

مردن را که همه بلدند...

من دلم از این تابوت ها می خواهد...

از همین ها که بوی عشق می دهد...

من دلم گنده تر از اعمالم از تو می خواهد...

کاش طوری زندگی کنم که ان شاء الله لایق باشم..

اما با این اعمال...

بعید می دانم...

اما می دانم...

تو بزرگی...

ایمان دارم...

اللهم الرزقنا شهادت فی سبیل الله....

دایی گلم برام دعا کن...

اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9
آدرس های مرجع