شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بسم رب الشهدا و الصدیقین
«شهید یعنی: به خیرگذشت...نزدیک بود بمیرد!»
"تو"
چه میکنی،این میانه ی خون برادرم...؟!برای بیداری ما...؟!
آخ ...
یادم رفته بود ...
شهید بیدارمیکند ...
شهید دستت را میگیرد ...
شهید بلندت میکند ...
شهید ، "شهیدت" میکند ...
فکه و اروند یا دمشق وحلب... یا صعده و صنعا...!
فرقی نمیکند...
شهید ، شهیدت میکند ؛ باورنمیکنی....؟؟؟؟
حالا عکس را بزرگ کن ،
بزرگتر...
حالا زل بزن....!!!
بیدار که بشوی ، جاده خاکی انحرافی رفته را برمیگردی به صراط مستقیم...
شهادت میوه ی درختان جاده ی صراط مستقیم است ..!
یادت باشد : «شهید ، شهیدت میکند»
بسم رب الشهدا و الصدیقین
شهادت داستان ماندگاری آنانی است که دانستند دنیا جای ماندن نیست ....
بسم رب الشهدا و الصدیقین
امـــام خمیــــنی (رحمة الله علیه) مـــی فـــرماید:
شهید نظر می کند به وجه الله.
این شهدا زنده هستند و در پیش خدای تبارک و تعالی "عند ربهم یرزقون" اند.
ما تا آخرین نفر و تا آخرین منزل و تا آخرین قطره خون، برای اعتلای کلمه الله ایستاده ایم.
شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصلشان عند ربــهم یـــرزقـــوننـــد
سلام بر آنانیکه در آخرین فراز زیارت نامه خود به سبزترین سیرت و سرخ ترین صورت تاریخ نائل شدند.
سلام بر آنانیکه لباس خاکی شان لباس احرام در میقات بود. سلام به اشکهای جاری مناجات بر گونه های خاکی و خونین شان که خط فردای جوانان این سرزمین را با زیبا ترین مرکب عشق بر دیدنی ترین تابلو و تصویر هستی به تماشا می گذارد
شهید یعنی رهایی تا خدایی
شهید یعنی دلیـــــر آریایی
.
شهید یعنی ستم را پاک کردن
شهید یعنی منم را خاک کردن
.
شهید یعنی خدا را یاد کردی
دلِ پاک نیـــاکان شاد کردی
.
شهید یعنی که انسان در قفس نیست
نشان زنـــــده بودن در نفس نیست
.
شهید یعنی تو فرزنـد کوروشی
علیه زشت مردان می خروشی
.
شهید یعنی تو لیلای خدایی
از آن بهتر حسین کربلایی
.
شهید یعنی تهِ نـــــــام آورانی
چه از کیشی چه از مازندرانی
.
شهید یعنی تو خویت رام گشته
دلت پیش خــــــــدا آرام گشته
.
شهید یعنی کمــانداری چو آرش
به کف گیری بدن را سمت آتش
.
شهید یعنی که شیر پاک خورده
کسی که سربلنــد بی باک مرده
.
شهید یعنی تو عشق را درک کردی
به سمت نور زمین را ترک کردی
.
شهید یعنی خـدا، ناموس،میهن
هزارن بار خداحافظ ازاین تن
بسم رب الشهدا و الصدیقین
مرد می خواهد اینکه بگذری از آرزوهایت .
زنجیرهای دلبستگی را از خود رها کنی و اسماعیل نفس را قربانی کنی ...
گفتنش آسان است رفیق ...
اگر عمل کردن به آن هم سهل بود حالا به نام خیلی هایمان واژه شهید اضافه شده بود ..
دل وقتی که برای معشوق خالی بماند و غیر راهی در آن نداشته باشد ...
لاجرم بی قرار خواهی شد و این بی قراری ها .انقطاع الی اللہ را به دنبال دارد ...
این میشود که آخرش ختم به وصال می شود .ختم به شهادت ...
از نفست که بگذری خالص که بشوی منقطع که شوی شهید خواهی شد .
و ما را آفریدند برای رفتن در همین مسیر ..
این راه و این تو ...
اللهم الرزقنا شهادت فی سبیل الله
بسم رب الشهدا و الصدیقین
به عشق شهادت کمر بسته ام
من از بی ثمر ماندن خسته ام
شکوه و شرف در شهادت بود
نه مردن به بستر که ذلت بود
شهیدان راه حق زنده اند
نمیرند و هماره پاینده اند
امشب شب جمعه هست برای شادی روح تمام شهدا فاتحه ای قرائت کنیم ...
بسم رب الشهدا و الصدیقین
دلتنگم...
این روزا بسیار دلتنگ مےشوم
ولے این حال خوشم را با دنیایے عوض نمےکنم
دلتنگمـ
دلم تنگ شهیدانےست که مرا با تمام بدےهایم مےخواهند.
دلم تنگ شهیدانےست
که مرا با رسم خویش مےخواهند.
دلم تنگ همانان است
که با پای خود رفتند و با هزاران تابوت برگشتند.
دلم تنگ همانان است که از بهر حفظ من از جان خود گذشتند و
نه تنها منتی بر من ندارند که منّتم را هم مےکشند و نازم را مےخرند...
دلم تنگ همانان است.
دلم تنگ ستارگان خاکی از افلاک برگشته است
دلم تنگ شهیدان است
هر بار که مےخوانم از خلق و خویشان، خودم را چقدر دور مےبینم از آنها
ولی با دیدن عنایاتشان در زندگےام، امیدوار مےشوم...
گویے نشسته اند
چشم بر لبت دوخته اند
تا حرفی بزنی و حاجتی بطلبی...
و مگر کسی که روزی از جانش بخاطر تو گذشت!!! اکنون رهایت مےکند؟؟؟
نه...
پس صادقانه صدایشان بزن
اگر یارےشان را
مےطلبی
اللهم الرزقنا شهادت فی سبیل الله
بسم رب الشهدا و الصدیقین
دنیا مشتش را باز کرد
شهدا " گُل " بودند و ما " پوچ "
خدا آنها را برد و زمانه ما را