شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
(۱۱/فروردین/۹۳ ۱۴:۰۹)aboutorab نوشته است: [ -> ]سلام
در باره اين آيه از قرآن كريم
الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ ۖ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ
زنان ناپاک از آن مردان ناپاکند، و مردان ناپاک نیز به زنان ناپاک تعلّق دارندو زنان پاک برای مردان پاک و مردان پاک برای زنان پاکند
از چند نفري كه تاحالا پرسيدم مطالب زيادي فرمودند فقط يه چيزي كه مشتركاً به اون اشاره داشتند اين بود كه اين آيه از قرآن درباره ازدواج نبوده و اگر هم بوده خيلي كم نظرش درباره ازدواج بوده بيشترش درباره همنشيني و همكلامي و بقيه آداب و معاشرتها بوده الا ازدواج
سلام علیکم
معاشرت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چه لزومی داره قران زن ومرد رو برای معاشرت و ... دسته بندی کنه؟
اگه اونجوری بود خب میگفت انسانهای پاک با انسان های پاک همنشینی کنن و ناپاکن ها با هم.
تازه اینجوری هم میشد که زنان پاک با زنان پاک همنشینی میکنن و مردان پاک با مردان پاک و...که اینجوری هم نگفته
وقتی میگه زن از ان مرد ست ... خب برمیگرده به ازدواج دیگه ... چه معنی داره اخه زن مومن از ان یه مرد مومن نامحرم باشه؟؟؟
قبول کنید دیگه تفسیرهایی که تا الان دوستان گذاشتن هیچ کدوم با عقل و زندگی های ما جور در نمیاد.
قران از ما دوره؟ یا ما از قران دوریم؟؟؟؟

بسم الله الرحمن الرحیم
خب ظاهرا این آیه خیلی برای دوستان بیهوده پیچیده شده یا بهتر بگم که دوستان و خواهران و برادران محترم بی جهت این آیه رو برای خودشون پیچیده کرده اند!
باید خدمت دوستان عرض کنم که اشتباه اصلی همه ی خواهران و برادران محترم اینه که از اول فرضشون رو در مورد آیه اشتباه بنا گذاشته اند و دارن بر اساس همون قضاوت میکنن.
به حول و قوه ی الهی ان شاء الله بنده ی حقیر ابتدا از منابع اهل سنت و سپس از منابع شیعه مباحث مربوط به آیه رو میارم تا موضوع برای همه روشن بشه.
** نکته ی مهم اینه که اکثریت مفسرین این ایه رو اصلا مربوط به ازدواج زن و مرد نمیدونن و قول غالب چیز دیگه ایه ولی من نمیدونم چرا متاسفانه این آیه تا خونده میشه خیلی ها فکر میکنن برای ازدواجه.
خب ابتدا گشتی در منابع تفسیری اهل سنت میزنیم تا ببینیم در مورد این آیه چه تفاسیری گفته شده :
{الخبيثات للخبيثين والخبيثون للخبيثات والطيبات للطيبين والطيبون للطيبات أولئك مبرؤون مما يقولون لهم مغفرة ورزق كريم} قوله تعالى: {الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبيثِينَ} الآية. فيه ثلاثة أقاويل: أحدها: الخبيثات من النساء للخبيثين من الرجال , والخبيثون من الرجال للخبيثات من النساء , والطيبات من النساء للطيبين من الرجال , والطيبون من الرجال للطيبات من النساء , قاله ابن زيد. الثاني: الخبيثات من الأعمال للخبيثين من الناس والخبيثون من الناس للخبيثات من الأعمال والطيبات من الأعمال للطيبين من الناس , والطيبون من الناس للطيبات من الأعمال قاله مجاهد وقتادة. الثالث: الخبيثات من الكلام للخبيثين من الناس , والخبيثون من الناس للخبيثات من الكلام , والطيبات من الكلام للطيبين من الناس , والطيبون من الناس للطيبات من الكلام قاله ابن عباس والضحاك. وتأول بعض أصحاب الخواطر: الخبيثات الدنيا , والطيبات الآخرة. {أُوْلئِكَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا يَقُولُونَ} فيه ثلاثة أقاويل: أحدها: أن عائشة وصفوان مبرآن من الإِفك المذكور فيهما , قاله الفراء. الثاني: أن أزواج النبي صلى الله عليه وسلم مبرآت من الفواحش , قاله ابن عيسى. الثالث: أن الطيبين والطيبات مبرؤون من الخبيثين والخبيثات , قاله ابن شجرة.
تفسیر ماوردی،ج4،ص84وص85 ط دار الکتب العلمیة
در تفسیر ماوردی گفته شده که سه تفسیر برای این آیه ذکر میشه :
1.زنان خبیث،شایسته ی مردان خبیث و مردان خبیث شایسته ی زنان خبیث هستند.زنان طیب شایسته ی مردان طیب و مردان طیب شایسته ی زنان طیب هستند.( ابن زید در تفسیر به این قول اشاره کرده است)
2.اعمال خبیث از انسان های خبیث سر می زند و انسان های خبیث هستند که کارهای خبیث از آن ها سر میزند.اعمال طیب از انسان های طیب سر می زند و انسان های طیب هستند که اعمال طیب از آن ها صادر می شود.(مجاهد و قتادة چنین تفسیری دارند.)
3.کلام و گفتار خبیث،از انسان های خبیث صادر می شود و کلام و گفتار طیب از انسان های طیب صادر می شود.انسان های خبیث هستند که گفتار و کلام خبیث از آن ها صادر می شود و انسان های طیب از آن ها گفتار و کلام طیب صادر می شود.(ابن عباس و ضحاک چنین تفسیری دارند.)
برخی نیز چنین تاویلی کرده اند که که:
1.منظور از خبیث،دنیا و منظور از طیبات،آخرت هست.
2.تاویل در مورد همسران پیامبر است.
3.تاویل در این مورد است که انسان های طیب مبرای از خبائث هستند.(ابن شجره چنین تاویلی دارد.)
در فتح القدیر شوکانی چنین می خوانیم :
قَالَ مُجَاهِدٌ وَسَعِيدُ بْنُ جُبَيْرٍ وَعَطَاءٌ وَأَكْثَرُ الْمُفَسِّرِينَ: الْمَعْنَى: الْكَلِمَاتُ الْخَبِيثَاتُ مِنَ الْقَوْلِ لِلْخَبِيثِينِ مِنَ الرِّجَالِ، وَالْخَبِيثُونَ مِنَ الرِّجَالِ لِلْخَبِيثَاتِ مِنَ الْكَلِمَاتِ، وَالْكَلِمَاتُ الطَّيِّبَاتُ مِنَ الْقَوْلِ لِلطَّيِّبِينَ مِنَ النَّاسِ، وَالطَّيِّبُونَ مِنَ النَّاسِ لِلطَّيِّبَاتِ مِنَ الْكَلِمَاتِ.
فتح القدیر للشوکانی،ج4،ص21 ط دار ابن کثیر
شوکانی بعد از اینکه به قول هایی که در بالا هم اشاره شد اشاره میکند می گوید :
مجاهد و سعید بن جبیر و اکثر مفسرین چنین تفسیری دارند که : نسبت های خبیث {مثلا مثل زناکاری،فحشاء و ...} شایسته ی انسان های خبیث و نسبت های طیب { مثل عفاف و پاکی و ...} شایسته ی انسان های طیب هست.
در تفسیر فتح البیان هم چنین تفسیری آورده شده است.
در تفسیر مقاتل بن سلیمان هم آمده :
«الخبيثات للخبيثين» يعنى السيئ من الكلام لأنه يليق بها السيء، ثم قال «وَالْخَبِيثُونَ» من الرجال والنساء «لِلْخَبِيثَاتِ» يعني السيئ من الكلام لأنه يليق بهم الكلام السيئ.
تفسیر مقاتل بن سلیمان،ج3،ص193 ط دار احیاء التراث
الخبیثات للخبیثین یعنی کلام بد (نسبت های بد) برای اینکه شایسته ی انسان های بد و خبیث است ...
{الْخَبِيثَـاتُ لِلْخَبِيثِينَ} أي الأعمال الرديئة والاختيارات النبهرجة لأمثالها وأصل الطيب ما يستلذه الحواس وقوله : {وَالطَّيِّبَـاتُ لِلطَّيِّبِينَ} تنبيه على أن الأعمال الطيبة تكون من الطيبين كما روي : "المؤمن اطيب من عمله والكافر اخبث من عمله".
روح البیان،ج6،ص97 ط دار احیاء التراث
منظور از " الخبیثات للخبیثین " یعنی اینکه اعمال خبیث شایسته ی انسان های خبیث است ( و از آن ها سر می زند) و منظور از " الطیبات للطیبات " یعنی اینکه اعمال طیبه از انسان های طیب صادر می شود.همانطور که روایت شده که انسان مومن از عملش پاک تر و برتر و انسان کافر از عملش خبیث تر است.
در تفسیر طبری :
قَالَ : حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي بَكْرِ بْنِ مُقَدَّمٍ قَالَ : أَخْبَرَنَا يَحْيَى بْنُ سَعِيدٍ ، عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ ، يَعْنِي ابْنَ أَبِي سُلَيْمَانَ ، عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ أَبِي بَزَّةَ ، عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ ، عَنْ مُجَاهِدٍ : {وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ} قَالَ : الْخَبِيثَاتُ مِنَ الْقَوْلِ لِلْخَبِيثِينَ مِنَ النَّاسِ.
قَالَ : حَدَّثَنَا عَبَّاسُ بْنُ الْوَلِيدِ النَّرْسِيُّ ، قَالَ : حَدَّثَنَا يَزِيدُ بْنُ زُرَيْعٍ ، قَالَ : حَدَّثَنَا سَعِيدٌ ، عَنْ قَتَادَةَ : {الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ} يَقُولُ : الْخَبِيثَاتُ مِنَ الْقَوْلِ وَالْعَمَلِ لِلْخَبِيثِينَ مِنَ النَّاسِ ، وَالْخَبِيثُونَ مِنَ النَّاسِ لِلْخَبِيثَاتِ مِنَ الْقَوْلِ وَالْعَمَلِ.
حَدَّثَنَا ابْنُ وَكِيعٍ ، قَالَ : حَدَّثَنَا أَبِي ، عَنْ طَلْحَةَ بْنِ عَمْرٍو ، عَنْ عَطَاءٍ ، قَالَ : {الطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ ، وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ} قَالَ : الطَّيِّبَاتُ مِنَ الْقَوْلِ لِلطَّيِّبِينَ مِنَ النَّاسِ ، وَالطَّيِّبُونَ مِنَ النَّاسِ لِلطَّيِّبَاتِ مِنَ الْقَوْلِ ، وَالْخَبِيثَاتُ مِنَ الْقَوْلِ لِلْخَبِيثِينَ مِنَ النَّاسِ ، وَالْخَبِيثُونَ مِنَ النَّاسِ لِلْخَبِيثَاتِ مِنَ الْقَوْلِ.
تفسیر الطبری،ج17،ص236 ط دار هجر
معنای هر سه حدیث،همون چیزی هستش که قبلا اشاره کردیم که یعنی نسبت های ناروا و خبیث برای انسان های خبیث و نسبت ها و قول های طیب هم برای انسان های طیب.
( مثلا اگر بخوام خودمونی بگم یعنی نسبت هایی مثل نفاق و زناکاری و کذاب بودن و ... به آدمای خبیث و به قول معروف به اهلش میچسبه و نسبت های نیکو و طیب هم به اهلش میچسبه)
* در تفسیر طبری روایات متعدد دیگه ای هم بود در این زمینه که برای کوتاه شدن فقط سه تاش رو آوردم.
به خاطر کوتاه شدن مطلب و عدم اطاله ی کلام،از منابع اهل سنت فقط یک مورد دیگه میارم.( گرچه الان 404 مورد پیش روی بنده هستش از منابع اهل سنت در مورد این آیه و این عبارت)
{ الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ } قال أكثر المفسرين: الخبيثات من القول والكلام للخبيثين من الناس. { وَالْخَبِيثُون } من الناس، { لِلْخَبِيثَاتِ } من القول، [والكلام] ، { وَالطَّيِّبَاتُ } من القول، { لِلطَّيِّبِينَ } من الناس ، { وَالطَّيِّبُونَ } من الناس، { لِلطَّيِّبَاتِ } من القول، والمعنى: أن الخبيث من القول لا يليق إلا بالخبيث من الناس والطيب لا يليق إلا بالطيب من الناس، فعائشة لا يليق بها الخبيثات من القول لأنها طيبة رضي الله عنها فيضاف إليها طيبات الكلام من الثناء الحسن [وما يليق بها].
تفسیر بغوی،ج6،ص28 ط دار طیبة
در تفسیر بغوی که از تفاسیر معروف هم هستش ( تفاسیر قبلی هم از تفاسیر معتبر و معروف بود) قول غالب و اکثر مفسرین رو از خبیثات و طیبات همون نسبت های ناروا و نسبت های طیب میدونه.
پس طبق منابع اهل سنت دیدیم که غالب مفسرین اعتقاد دارند که منظور این آیه این هستش که انسان های خبیث و نادرست هستند که لایق نسبت های خبیث هستند ( و نسبت های خبیث لایق انسان های خبیث هستش) و انسان های طیب و پاک لایق نسبت های طیب هستند ( و نسبت های طیب لایق انسان های پاک هستش) و گرچه یکی از قول های مطرح شده در مورد آیه برای ازدواج هست ولی مفسرین اون رو قول قوی نمیدونن و قول قوی و محکم اونی هست که مظرح شد.
حالا بریم سراغ منابع شیعه که برای خودمون هم حجت هستش و قطعی :
قوله تعالى: (ألخبيثات للخبيثين والخبيثون للخبيثات والطيبات للطيبين والطيبون للطيبات أولئك مبرؤن مما يقولون لهم مغفرة ورزق كريم(26))
قيل في معنى الآية أربعة اقوال: احدها - قال ابن عباس ومجاهد والحسن والضحاك: معناه (الخبيثات) من الكلم (للخبيثين) من الرجال أي صادرة منهم.
الثاني - في رواية أخرى عن ابن عباس: أن (الخبيثات) من السيآت (للخبيثين) من الرجال، والطيبات من الحسنات للطيبين من الرجال.
الثالث - قال ابن زيد: (الخبيثات) من النساء (للخبيثين) من الرجال، كأنه ذهب إلى اجتماعها للمشاكلة بينهما.
والرابع - قال الجبائي: (الخبيثات) من النساء الزواني (للخبيثين) من الرجال الزناة، على التعبد الاول ثم نسخ، وقيل الخبيثات من الكلم إنما تلزم الخبيثين من الرجال وتليق بهم.
التبیان فی تفسیر القرآن،ج7،ص417
در مورد این آیه 4 قول وجود دارد :
اول : ابن عباس و مجاهد و حسن و ضحاک گفته اند : قول و گفتار و کلام خبیث برای انسان های خبیث است.
دوم : در روایتی دیگر از ابن عباس : خبیثات یعنی اعمال بد و خبیث که از انسان های خبیث سر می زند و منظور از طیبات هم اعمال خوب و طیب است که از انسان های طیب سر می زند.
سوم : ابن زید گفته : زنان خبیث شایسته ی مردان خبیث هستند.
چهارم : جبائی گفته : زنان زناکار برای مردان زناکار و سپس این قول و این حکم نسخ شده و کلام اینکه زنان زناکار شایسته ی مردان زناکارند.(اشاره به حکم تحریم ازدواج با زن زناکار و نسخ آن)
خب این چهار قول رو شیخ طبرسی در تفسیرش آورده که مشخصه از منابع اهل سنت نقل قول کرده و کسانی که پست قبلی بنده رو که از منابع اهل سنت بود مطالعه کرده باشند این رو به خوبی متوجه میشن.
الخبيثات للخبيثين والخبيثون للخبيثات والطيبات للطيبين والطيبون للطيبات في المجمع عنهما عليهما السلام الخبيثات من النساء للخبيثين من الرجال والخبيثون من الرجال للخبيثات من النساء والطيبات من النساء للطيبين من الرجال والطيبون من الرجال للطيبات من النساء قالا هي مثل قوله الزاني لا ينكح إلا زانية أو مشركة إلا أن اناسا هموا أن يتزوجوا منهن فنهاهم الله عن ذلك وكره ذلك لهم وقيل الخبيثات والطيبات من الأقوال والكلم والقمي يقول الخبيثات من الكلام والعمل للخبيثين من الرجال والنساء يسلمونهم ويصدق عليهم من قال والطيبون من الرجال والنساء للطيبات من الكلام والعمل.
تفسیر صافی فیض کاشانی،ج4،ص440
در این جا هم علامه فیض کاشانی ابتدا به قول زنان خبیث شایسته ی مردان خبیث و زنان طیب شایسته ی مردان طیب اشاره میکند (الی آخر) و سپس می گوید :
همچنین گفته شده که منظور کلام و اقول خبیث و طیب است و قمی می گوید کلام و اقوال و اعمال خبیث از زنان و مردان خبیث صادر می شود و بر آن ها صدق می کند.( و همینطور در مورد طیبات)
در تفسیر المیزان می خوانیم :
مفسرين در معناى آيه مشاجراتى طولانى و اقوالى مختلف دارند.
يكى اينكه گفتار در آيه به منظور اخبار از مقدار لياقت مرتكبين اين عمل زشت
است ، و مى خواهد بفرمايد: افراد پليد همان پليدى ها را دوست مى دارند، و لياقت بيش از آن را ندارند آدم زناكار به خاطر خباثت و پليدى ذاتش جز به زنى مثل خود ميل نمى كند، او از زنى خوشش مى آيد كه چون خودش زناكار و پليد، و يا بدتر از خودش زنى مشرك و بى دين باشد و همچنين زن زناكار جز به مردى مثل خود متعفن و پليد، و يا بدتر از خودش مشرك و بى دين تمايل ندارد. پس آيه شريفه در مقام بيان اعم اغلب است ، همچنان كه در آيه ديگر از همين سوره فرموده : (الخبيثات للخبيثين و الخبيثون للخبيثات ).
يكى ديگر اينكه مراد از آيه شريفه تقبيح اينگونه افراد است ، و معنايش اين است كه لايق به حال مرد زناكار اين است كه جز زن زناكار و يا بدتر از او را نگيرد و لايق به حال زن زناكار هم اين است كه جز به مرد زناكار و يا بدتر از او يعنى مشرك ، شوهر نكند و مراد از (نكاح ) عقد نكاح و ازدواج مشروع است و جمله (و حرم ذلك على المؤ منين ) عطف است بر اول آيه ، و مراد اين است كه زنا بر مؤ منين حرام شده ، (نه ازدواج با زناكار).
ولى اين دو وجه از اين رو صحيح نيستند كه با سياق آيه و مخصوصا با اتصال صدر و ذيل آن به يكديگر كه قبلا بدان اشاره رفت سازگار نيستند.
تفسیر المیزان،ج4،ص253
در جایی دیگر از تفسیر المیزان :
و در مجمع البيان در ذيل آيه (الخبيثات للخبيثين و الخبيثون للخبيثات ...) آمده كه در معناى آن اقوالى گفته اند، تا آنجا كه مى گويد: اينكه زنان پليد مال مردان پليد، و مردان پليد مال زنان پليدند، (نقل از ابى مسلم و جبائى ) از امام باقر و امام صادق (عليه السلام ) روايت شده كه اين آيه مثل آيه (الزانى لا ينكح الا زانية او مشركة ) مى باشد، چيزى كه هست بعضى تصميم گرفتند كه از زنان پليد بگيرند، خدا از اين كار نهيشان كرد، و آن رابراى ايشان نپسنديد.
و در خصال از عبداللّه بن عمر و ابو هريره روايت كرده كه گفتند: رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) فرمود: وقتى قلب كسى پاك باشد، جسدش هم پاك مى شود، و چون قلب پليد شد، بدن هم به سوى پليدى مى گرايد.
و در احتجاج ، از حسن بن على (عليه السلام ) روايت كرده كه در ضمن گفتارى كه با معاويه و اصحاب او داشت و آنان به على (عليه السلام ) ناسزا گفتند، فرمود: (الخبيثات للخبيثين و الخبيثون للخبيثات ) و به خدا سوگند اى معاويه اين مردان و زنان خبيث ، تو هستى و اصحاب تو و شيعيان تواند، (و الطيبات للطّيبين و الطّيّبون للطّيّبات ...) و اين مردان و زنان پاك ، على بن ابيطالب و اصحاب و شيعيان اويند.
تفسیر المیزان،ج25،ص254
در تفسیر قمی :
والطيبات للطيبين والطيبون للطيبات اولئك مبرء ون مما يقولون) يقول الخبيثات من الكلام والعمل للخبيثين من الرجال والنساء يلزمونهم ويصدق عليهم من قال والطيبون من الرجال والنساء من الكلام والعمل للطيبات.
تفسیر القمی،ج7،ص33
که مشاهده میکنید همون تفسیر به قول و کلام و گفتار خبیث و طیب شده است.
در تفسیر مجمع البیان طبرسی :
عن الضحاك و ابن زيد و سعيد بن جبير و في إحدى الروايتين عن ابن عباس فيكون نظير قوله الخبيثات للخبيثين في أنه خرج مخرج الأغلب الأعم ( و ثالثها ) أن هذا الحكم كان في كل زان و زانية ثم نسخ بقوله و أنكحوا الأيامى منكم.
مجمع البیان طبرسی،ج7،ص197
از ضحاک و از ابن زید و سعید بن جبیر و در یکی از دو روایت از ابن عباس نقل شده که این آیه در مورد حکم زنان و مردان زناکار بود که با آیه ی و انکحوا الایامی منکم نسخ شد.
{ در این جا از راویان مشخصه که شیخ طبرسی از اهل سنت داره نقل میکنه}
در جایی دیگه از مجمع البیان :
قال سبحانه « الخبيثات للخبيثين و الخبيثون للخبيثات » قيل في معناه أقوال ( أحدها ) أن الخبيثات من الكلم للخبيثين من الرجال و الخبيثون من الرجال للخبيثات من الكلم و الطيبات من الكلم للطيبين من الرجال و الطيبون من الرجال للطيبات من الكلم أ لا ترى أنك تسمع الخبيث من الرجل الصالح فتقول غفر الله لفلان ما هذا من خلقه و لا مما يقول عن ابن عباس و الضحاك و مجاهد و الحسن ( و الثاني ) إن معناه الخبيثات من السيئات للخبيثين من الرجال و الخبيثون من الرجال للخبيثات من السيئات و الطيبات من الحسنات للطيبين من الرجال و الطيبون من الرجال للطيبات من الحسنات عن ابن زيد ( و الثالث ) الخبيثات من النساء للخبيثين من الرجال و الخبيثون من الرجال للخبيثات من النساء و الطيبات من النساء للطيبين من الرجال و الطيبون من الرجال للطيبات من النساء عن أبي مسلم و الجبائي.
مجمع البیان طبرسی،ج7،ص211وص212
که همون چهار تا قول سابق نقل شده است.
في كتاب الاحتجاج للطبرسى رحمه الله عن الحسن بن على عليهما السلام
حديث طويل يقول فيه - وقد قام من مجلس معاوية واصحابه بعد ان القمهم الحجر - :
الخبيثات للخبيثين والخبيثون للخبيثات هم والله يا معاوية أنت وأصحابك هؤلاء
وشيعتك والطيبات للطيبين والطيبون للطيبات اولئك مبرؤن مما يقولون لهم
مغفرة ورزق كريم هم على بن أبيطالب وأصحابه وشيعته .
تفسیر نور الثقلین،ج6،ص126
در این جا هم به این داستان اشاره میکنه که امام حسن علیه السلام خطاب به معاویه این ایه رو خوندند و فرمودند که الخبیثات للخبیثین ای معاویه تو و یارانت هستی و الطیبات للطیبین منظور علی و یارانش و شیعیانش هستند.
* این مطلب در بحار الانوار هم ذکر شده است.
در تفسیر روایی البرهان هم ذیل این آیه یک حدیث از امام صادق علیه السلام شده که امام صادق علیه السلام،عبارت مربوطه رو تفسیر به قول و کلام و عمل کرده اند.( همون چیزی که اکثر مفسرین بر اون اتفاق کرده و اون رو تفسیر قوی تر میدونند)
البرهان فی تفسیر القرآن،ج5،ص375
امیدوارم دوستان شبهه شون برطرف شده باشه و دیگه شبهه ای در مورد آیه در ذهنشون نمونده باشه!
خوشحال میشم دوستان نظرشون رو بنویسند تا ببینیم مشکل برطرف شده یا نه؟
(۱۱/فروردین/۹۳ ۱:۳۸)غریب نوشته است: [ -> ]یا این ایه
سوره نور
:الزَّانِي لَا يَنكِحُ إلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِيَةُ لَا يَنكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَحُرِّمَ ذَلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ ﴿۳﴾
مرد زناكار جز زن زناكار يا مشرك را به همسرى نگيرد و زن زناكار جز مرد زناكار يا مشرك را به زنى نگيرد و بر مؤمنان اين [امر] حرام گرديده است (۳)
یعنی الان اگه اقایی زناکار باشه میگه خب برم یه با یه دختر این چنینی ازدواج کنم؟؟؟
خدمت شما خواهر محترم باید عرض کنم که متاسفانه در مورد این ایه کامل مطالعه نکردید چون این ایه داره اشاره میکنه به اون حکمی که حرام کرد ازدواج با زنان و مردان زناکار رو مگر اینکه خود این ها با هم یا با مشرکین ازدواج کنن.
یه پیشنهاد اقای ایجاد کننده تاپیک میشه یه نظر سنجی برا این تاپیک بزنید؟؟؟
دو گزینه داشته باشه
1. قانع شدم
2. قانع نشدم.
اولین نظر هم من میدم.
قانع نشدم
(۱۱/فروردین/۹۳ ۱۸:۴۰)غریب نوشته است: [ -> ]یه پیشنهاد اقای ایجاد کننده تاپیک میشه یه نظر سنجی برا این تاپیک بزنید؟؟؟
دو گزینه داشته باشه
1. قانع شدم
2. قانع نشدم.
اولین نظر هم من میدم.
قانع نشدم
سلام بر شما
خواهر گرامی ! یک نکته اصلی هم باید در نظر داشته باشیم اینه که ما دسترسی به مفسر واقعی قرآن نداریم .
پس بنا به فرمایش بزرگی ( اکل به میته ) در صورت اضطرار باید اکتفا نمود
و مسئله مهم تر اینکه در کتاب الله اسرار و رموزی هم نهفته که از دست رس بشر دور مانده
پس لزومی نداره اینقدر هم روی این مسئله پافشاری نمود
خوب منم فعلاً بصورت 100% قانع نشدم ولی تا آونجایی که از بیانات بزرگان دستم اومد و با توجه به اعتقاداتم ادامه دادن این موضوع را صلاح نمی دانم و به همین قدر اکتفا می نمایم
و به این شعر البته اگه بی ربط نباشه
راز اسرار خدا لایق هر بی سرو پا نیست
هر بی سر و پا (چو من) لایق اسرار خدا نیست
ان شاءالله که تونسته باشم حرفم را درست رسانده باشم
موفق و سلامت باشید
یا علی علیه السلام
سلام.
این آیه اصلاً ربطی به ازدواج نداره.
چون مونث و مذکر استفاده شده که نباید برداشت کرد تنها در مورد انسان است.
البته به انسان هم بسط پیدا می کنه که نتیجه رو در آخرت افراد می بینند.
باید به شجره طیبه و خبیثه که در قرآن آمده توجه کنید.
------------------
اما احکام قرآن هم باید در نظر بگیریم با علم به زنا کار بودن فرد در صورتی که فردی زناکار نباشد نباید با زناکار ازدواج کند.
یعنی حکم است/ نه قول و حتم.
و ممکن است افراد توبه کنند.
این قدر با تفکر غربی به مسئله پاک بودن افراد نگاه نکنیم. در صورت رضایت طرفین (زن بدون شوهر) ، گذشتن 4 ماه و ده روز از عمل قبلی و توجه به خدا آن عمل مزبور زنا محسوب نمی شود. اما ممکن است بسیاری آنرا زنا تفسیر کنند.
که یک نگاه کاملاً تعصب و غربی به روابط است.
روابط اجتماعی را حاکم شرع تعیین می کنند و ممکن است نسبت به دوره های ائمه حتی احادیث مختلفی در این باب نقل شود.
بنده از منابع فریقین آوردم که غالب مفسرین در مورد این آیه و الخبیثات و الطیبات قائل به این هستند که در مورد اعمال و اقوال خبیث و طیب هستش و حتی حدیث از امام معصوم هست و اصلا ربطی به ازدواج زن و مرد نداره و درنتیجه شبهه از اساس زده میشه!
خب من خسته شدم از بس ادای ادمای خوب رو در اوردم گفتم باشه قبول ... باشه قبول نه خیر این دفعه نمیخوام قبول کنم.
یعنی چی قران شده برای ما یه کتاب اسرار امیز که فقط میگیم به به چه چه عجب کتابی وقتی هیچی ازش نمیدونیم.
بعد میگیم چرا داره قران رو تاقچه های ما خاک میخوره . خب وقتی نمیفهمیم .چرا بخونیم ... ؟؟؟؟
من تو تمام عمرم هیچ وقت نشد قران رو ختم کامل کنم . میدونید چرا؟ چون همش تو ایه هاش گیر میکردم . تفسیراش هم نمیفهمیدم .
همین الان تو کتابخونه من هم قران مفهومی هست هم با تفسیر هم ساده هم با ترجمه ...
من نگفتم بیایم راز الم رو کشف کنیم که
من میگم یه ایه روان که ترجمش هم دست ماست رو بیایم بفهمیم. من که میدونم تا اینجای بحث هیچ کدوم از خواننده ها قانع نشدن
علامه حسن زاده املی یه تعبیرات عجیبی در مورد مفاهیم قران داشتن که کل مفهومش این بود که از هر ایه ای هزاران درب براشون باز میشد و... ما هنوز تو فهم ترجمه اصلیش موندیم حالا اسرارش به کنار ..یعنی هیچ وقت نشده قران رو تو جمعی تبلیغ بکنیم ؟؟؟
حالا فرض کنید یکی تو اون جمع پاشه همین ایه رو بیاره بگه خدای تو چی میگه؟؟؟؟
من حالیم نمیشه . جوابی که قلبا خودمون نپذیرفتیم رو میخوایم بهش بدیم؟
یا نه انتظار داریم چون مبلغ دین شدیم وحی الهی به دل ما نازل بشه... یا نه یه راه های کلاس تر دیگه هم هست..
الان مد شده اخر کار همین مذهبی ها وقتی نمیتونن جواب بدن برمیگردن میگن ما جواب ها را گفتیم .. دیگه کسایی که عناد دارن مسئله شان جداست . مثل همون جوابی که روحانی داخل اتوبوس به خود من داد. وقتی به برهان نظمش چهار تا ایراد کردم.
من که دینم رو به عمامه اون بابا نمیفروشم ... اما اونی که دین نداره چجوری هضم کنه؟
خب میفرمایید مفسر حقیقی قران نیستن دیگه ... باشه پس ما هم قران رو میبوسیم میزاریم کنار تا ایشون بیان ...
قبول؟؟؟
خواهر محترم! تامل و تفکر! تامل و تفکر! تامل و تفکر!
اولا :
امیدوارم اون پست بالایی بنده رو به دقت خونده باشید.
ثانیا :
لطفا کمی آرام و صبور باشید! چون اون تفسیر از امام معصوم هم صادر شده که این جا منظور از خبیثات اعمال خبیث هستش و منظور از خبیثین انسان های خبیث!
ثالثا :
کلمه ای که برای الخبیثات هستش و محذوفه " اعمال " هستش یعنی :
الاعمال الخبیثات للرجال الخبیثین که بنا بر فنون لحن و صرف و نحو عربی، دو واژه ی الاعمال و للرجال حذف شده اند.
( اعمال جمع مونث هستش و برای اون صفت خبیث به صورت خبیثات میشه)
رابعا :
شما در کجای این آیه واژه ی زن میبینید؟؟!! در کجای این آیه واژه ی مرد میبینید؟؟!! ( زن های خبیث / مردان خبیث)
خامسا :
اگر معنای این آیه رو به معنای مردان و زنان خبیث و طیب بگیریم هم مشکلی پیش نمیاد چون داره تشریع رو بیان میکنه و نه تکوین رو!!!
آیه با این تفسیر به این معنی نخواهد بود که خدا مردان پاک رو سر راه زنان پاک و مردان خبیث رو سر راه زنان خبیث قرار میده!!! چون این میشه این جبر و اختیار انسان رو زیر سوال میبره!!!
متاسفانه اصل شبهه از یک قرائت نادرست ناشی میشه :
قرائت نادرست ( اون چیزی که برخی دوستان و از جمله شما خواهر محترم بعد از خوندن این آیه در ذهنتون متبادر میشه) :
خداوند زنان خبیث را برای مردان قرار می دهد (تزویج میکند) و ....
قرائت درست در صورتی که این تفسیر رو برای ازدواج قبول کنیم ( که اکثر مفسرین نظر دیگری دارند) :
زنان خبیث شایسته ی مردان خبیث و مردان خبیث شایسته ی زنان خبیث هستند ...
یعنی شایسته و درست و عاقلانه این هستش که مردان طیب و پاک برن سراغ زنان طیب و پاک و بالعکمس ...
امیدوارم شبهه تون برطرف شده باشه!
لطفا هر شبهه ای در ذهنتون میاد خیلی راحت مطرح کنید و بی تابی هم نکنید.همه ی ما اون دنیا مسولیم برای تحقیق یا عدم تحقیق در دینمون!
سلام
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
یا علی علیه السلام
(۱۱/فروردین/۹۳ ۱۹:۲۶)غریب نوشته است: [ -> ]الان مد شده اخر کار همین مذهبی ها وقتی نمیتونن جواب بدن برمیگردن میگن ما جواب ها را گفتیم .. دیگه کسایی که عناد دارن مسئله شان جداست . مثل همون جوابی که روحانی داخل اتوبوس به خود من داد. وقتی به برهان نظمش چهار تا ایراد کردم.
از این قول شما کیف کردم. چون منم زیاد این جواب رو در مورد سوالام شنیدم.
شما خواهان جواب باش خدا برات جواب رو از جایی می رسونه که نمی تونی باورش کنی.
شک کردن حق تو هست.
اما احتیاط هم شرط عقل هست.
می تونی هم احتیاط نکنی دل رو بزنی به دریا تا شاید (به امید خدا) عارف شدی و خودت از اهل معنی و تفسیر قرآن شدی.