۱۷/اردیبهشت/۹۳, ۲۲:۱۱
بسم الله الرحمن الرحیم
« و انتم فی رفاهیة من العیش» و شما در آن هنگامه در خوشی و رفاه زندگی می کردید.
« وادعون فاکهون آمنون» در مهد امن، متنعم می بودید و در اندیشه ی لذت های بیشتر، بدون آنکه معنی ترس را بشناسید.
« تتربصون بنا الدوائر» و منتظر بودید که جریان ها بر ضد ما تغییر جهت دهد.
« و تتوکفون الاخبار» و گوش به زنگ اخباری بودید که خبر از نابودی ما بدهد.
« تنکصون عند النزال» هنگام کارزار عقب گرد می کردید.
« و تفرون من القتال» و به هنگام نبرد فرار می نمودید.
حضرت پس از بیان خصوصیات حضرت علی (علیه السلام) خطاب به مستمعین می گویند : حالا شما در مقایسه با علی (علیه السلام) چه خصوصیاتی دارید؟ شما که آمده اید حکومت اسلامی را در دست بگیرید، در وقتی که باید جانانه از آن دفاع می کردید، نشسته بودید مشغول رفاه و آسایش زندگی تان بودید. دین زندگی تان نبود.
تعبیرات حضرت را نگاه کنید : « وادعون فاکهون آمنون» (نشستگان در جای خوش و امن). یک زن جوان تربیت شده در مکتب اسلام این گونه حرف می زند. این فرهنگ، فرهنگ یک زن است یا فرهنگ یک دین است که پشت این قلب خوابیده است؟
تعبیرات حضرت را نگاه کنید : « وادعون فاکهون آمنون» (نشستگان در جای خوش و امن). یک زن جوان تربیت شده در مکتب اسلام این گونه حرف می زند. این فرهنگ، فرهنگ یک زن است یا فرهنگ یک دین است که پشت این قلب خوابیده است؟
حضرت می فرمایند شما در کشاکش دفاع از اسلام که شمشیرها بر سر مسلمانان می بارید، کاملا در امن و راحتی بودید. دلتان نمی لرزید و نگران نبودید. کسی نگران شکست اسلام است که بقاء اسلام برایش مسئله است.
دقیقا نگرانی فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) از همین جاست که وارثان حاکمیت حتی یک سیلی برای اسلام نخورده اند. آیا اینها می توانند اسلام را حفظ کنند؟؟!!
شما منتظر بودید که چرخ روزگار از ما رو برگرداند و مصیبت ها بر جان ما بیفتد. این جملات را فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) به کسانی می گوید که فعلا حاکم جامعه ی اسلامی شده اند. می فرمایند : تحلیل شما این بود که پیامبر و حضرت علی (علیهما السلام) با روش جدیت دینی که دارند، نهایتا شکسته می شوند و بعد شما حاکم می شوید و می گویید علی (علیه السلام) بیخود کارها را سخت می گرفت ما آسان می گیریم.
حضرت می فرمایند : شما گوش به زنگ بودید ببینید ما چه موقع سقوط می کنیم. شما اهل جهاد و مبارزه نبودید، آماده ی فرار از جنگ بودید. در جنگ بدر مشرکین 70 کشته داشتند. « واقدی» یکی از تاریخ نویسان معتبر سنی می گوید : نصف بیشتر اینها را حضرت علی (علیه السلام) کشته است بقیه را هم امثال بلال و سلمان کشتند. چرا؟ آیا قدرت نداشتند یا حساب دیگری می کردند؟ می گویند : علی (علیه السلام) می دیدند اگر این مشرک را به هلاکت نرسانند اسلام پیروز نمی شود و لذا می کشتند و کاری نداشتند که پدر و مادر این مشرک کیست. ولی آن ها حساب خط و طایفه اش را می کردند. اینجاست که حضرت فاطمه می فرمایند شما در صحنه ی نبرد یا فرار می کردید یا در حاشیه می ایستادید و نظاره گر بودید و جرم علی (علیه السلام) آن است که در راه دفاع از اسلام هیچ ملاحظه ای نمی کرد.
در تاریخ هست که در زمان خلافت عثمان روزی عثمان به علی (علیه السلام) گفت : اگر قریش تو را دوست نمی دارند گناه من چیست؟ تو کسان زیادی از آنان را به قتل رسانده ای که چهره شان جون طلا می درخشید (نثر الدر، ج2، ص68). پس ملاحظه می کنید که حضرت فاطمه (سلام الله علیها) نیز مشکل را در شمشیر علی (علیه السلام) می دید و خوب فهمیده بود انحراف در کجا ریشه دارد.
حضرت می فرمایند : شما گوش به زنگ بودید ببینید ما چه موقع سقوط می کنیم. شما اهل جهاد و مبارزه نبودید، آماده ی فرار از جنگ بودید. در جنگ بدر مشرکین 70 کشته داشتند. « واقدی» یکی از تاریخ نویسان معتبر سنی می گوید : نصف بیشتر اینها را حضرت علی (علیه السلام) کشته است بقیه را هم امثال بلال و سلمان کشتند. چرا؟ آیا قدرت نداشتند یا حساب دیگری می کردند؟ می گویند : علی (علیه السلام) می دیدند اگر این مشرک را به هلاکت نرسانند اسلام پیروز نمی شود و لذا می کشتند و کاری نداشتند که پدر و مادر این مشرک کیست. ولی آن ها حساب خط و طایفه اش را می کردند. اینجاست که حضرت فاطمه می فرمایند شما در صحنه ی نبرد یا فرار می کردید یا در حاشیه می ایستادید و نظاره گر بودید و جرم علی (علیه السلام) آن است که در راه دفاع از اسلام هیچ ملاحظه ای نمی کرد.
در تاریخ هست که در زمان خلافت عثمان روزی عثمان به علی (علیه السلام) گفت : اگر قریش تو را دوست نمی دارند گناه من چیست؟ تو کسان زیادی از آنان را به قتل رسانده ای که چهره شان جون طلا می درخشید (نثر الدر، ج2، ص68). پس ملاحظه می کنید که حضرت فاطمه (سلام الله علیها) نیز مشکل را در شمشیر علی (علیه السلام) می دید و خوب فهمیده بود انحراف در کجا ریشه دارد.
براساس همین فرهنگ فاطمی بود که امام خمینی (رحمة الله علیه) فرمودند : نگذارید ایثارگران جبهه و جنگ منزوی شوند، چون اگر آنها منزوی شدند عزتی که امروز به کمک ایثار آنها داریم از دست می رود.
جریانی که نتوانسته است برای انقلاب اسلامی از خود ایثار داشته باشد، نمی تواند برای ما ایثار بیاورد. آن پیرزن فقیری که چند عدد تخم مرغ به جبهه کمک می کرد او اهل ایثار است، نباید او در انقلاب اسلامی فراموش شود و اروپانشینان دیروز، امروز محور تصمیم گیری قرار گیرند چون برای اسلام، فرهنگ جنگ و ایثار ملاک است. آنها می فهمند که باید همواره در صحنه ی دفاع از دین باشند. این عزت را کسانی که از فرهنگ جهاد فرار می کنند از شما می ربایند، مگر اینکه میدان حاکمیت را از آنها خالی کنید.
غم فاطمه (سلام الله علیها) غم بزرگی است! او می دید همه ی این صفات آشکارا در وجود علی (علیه السلام) بروز کرده و همه ی این توطئه ها برای این است که علی (علیه السلام) در مسند پیشوایی امت نباشد، در حالی که پیشوایی و امامت فقط در علی (علیه السلام) منحصر بود. انحراف از علی (علیه السلام) یک انحراف بزرگ است و در مسیر تاریخ، همیشه خط انحراف به صورت های مختلف به آن انحراف بزرگ دامن زده است...
راستی آیا امروز، مقابله با روحانیت اصیل و پاک و متعهد، همان گرفتاری و انحراف بزرگ نیست؟ آیا قصه ی نیاز به حاکمیت معصوم قصه ی گذشته است یا امروز هم باید معصوم حاکم باشد؟ آیا در زمان غیبت امام معصوم، متخصص کشف سخن معصوم، ولایت فقیه نیست؟
پس هنوز هم اندیشه های بیدار متوجه اند چرا خط انحراف مسئله ی ولایت فقیه را نشانه گرفته است . چون وقتی فرهنگ معصوم حاکم باشد تمام آن سینه چاک ها و پاکبازها که لازمه ی حفظ انقلاب و اسلام هستند به صحنه می آیند و باز دفاع مقدس هشت ساله به نمایش گزارده می شودو در این حال مرفهین بی درد نمی توانند میراث خور انقلاب شوند و لذا است که باید علی (علیه السلام) و فرهنگ علی (علیه السلام) حذف گردد...
پ.ن : از آنجا که شرح خیلی طولانیه، و مطالب اصلی هم تقریبا گفته شد، دیگه مابقی خطبه رو نمیارم. ان شاءالله در پست بعدی یک خلاصه و جمع بندی و نتیجه گیری کلی گفته می شود.
