|
شرح خطبه فدکیه : آفات حذف حاکمیت دینی از مدیریت جهان
|
|
۱۸:۰۰, ۱۴/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/فروردین/۹۳ ۱۸:۰۴ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم ---- ---- --- --- بصیرت فاطمه زهرا (علیها السلام) ---- در ریشه یابی آفات حذف حاکمیت دینی از مدیریت جهان ----- ----- شرح خطبه فدکیه حضرت فاطمه (سلام الله علیها)
----- ----- خطبهی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در مسجد مدینه پس از حاکمیت ابابکر و زیر پا گذاردن پیام غدیر، یک دایرةالمعارف عقیدتی، کلامی و سیاسی است که حکایت از بینش توحیدی و سیاسی دختر پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دارد، بهنحوی که فاطمه (سلام الله علیها) بنیانگذار نهضتی است که هنوز ادامه دارد. یعنی فاطمه (سلام الله علیها) در مقابل جریانی که پیام غدیر را زیر پا گذارد، جبههای را گشود که بالاخره اسلام را به مسیر خود بر میگرداند و به همین جهت شعار حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) چون ظهور فرماید، عبارت است از : «وَ فِی اِبنَةِ رَسولِ اللهِ لی اُسوَةٌ حَسَنَةٌ» (1)یعنی الگو و اسوه من در این راه دختر رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است. --- --- این خطبه از نظر سند علاوه بر متون شیعه، از جمله در قدیمیترین کتب اهل سنت نیز آمده است. (2) ---- ---- پس از هجرت پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به مدینه، مسجد مدینه همواره مرکز اجتماع مسلمین بود و دختر پیامبر (سلام الله علیها) که میبیند با رحلت رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نزدیک است حکومت در اسلام، باز رنگ قبیلهای و نژادگرایانه به خود بگیرد، این خطبه را در آنجا ایراد میفرماید که در این تاپیک ان شاءالله درصدد تأمل و دقت بر روی فرازهایی از آن هستیم. ---- ---- مشهور است که حضرت زهرا (سلام الله علیها) با این خطبه میخواهند فدک را مطالبه کنند، ولی با دقت در محتوای خطبه متوجه میشویم، اگر فاطمه (سلام الله علیها) حق خود را مطالبه میکند و مسئله فدک را پیش میکشد از آن جهت که فدک را از دست ایشان خارج کردهاند نیست. بلکه حضرت میخواهند از آن طریق مشکل بزرگی را که پس از رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بر جامعهی مسلمین حاکم شده، گوشزد کنند و آن فکری است که در مقابل سخن رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از خود اجتهاد میکند. ---- ----
البته فضای خطبه فقط در اعتراض به جریان مختلکنندهی تداوم نظام اسلامی خلاصه نمیشود و حضرت نظر خود را فقط به بعد سیاسی و اجرایی قضیه محدود نکرده، بلکه تمام ابعاد و جهتهای فاجعه –بخصوص ابعاد معنوی- را مورد توجه قرار داده است و افقهای دور مسئله را میبیند و به ما میآموزد که در وضع اعتراض نیز چگونه باشیم. --- --- 1- بحارالانوار، ج53، ص180 2- شرح ابن ابی الحدید، ج4، ص93 و اعلام النساء،ج3ف ص1208 --- --- ادامه دارد ان شاءالله... |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۲:۱۱, ۱۷/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/اردیبهشت/۹۳ ۲۲:۴۱ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم « و انتم فی رفاهیة من العیش» و شما در آن هنگامه در خوشی و رفاه زندگی می کردید. « وادعون فاکهون آمنون» در مهد امن، متنعم می بودید و در اندیشه ی لذت های بیشتر، بدون آنکه معنی ترس را بشناسید. « تتربصون بنا الدوائر» و منتظر بودید که جریان ها بر ضد ما تغییر جهت دهد. « و تتوکفون الاخبار» و گوش به زنگ اخباری بودید که خبر از نابودی ما بدهد. « تنکصون عند النزال» هنگام کارزار عقب گرد می کردید. « و تفرون من القتال» و به هنگام نبرد فرار می نمودید. حضرت پس از بیان خصوصیات حضرت علی (علیه السلام) خطاب به مستمعین می گویند : حالا شما در مقایسه با علی (علیه السلام) چه خصوصیاتی دارید؟ شما که آمده اید حکومت اسلامی را در دست بگیرید، در وقتی که باید جانانه از آن دفاع می کردید، نشسته بودید مشغول رفاه و آسایش زندگی تان بودید. دین زندگی تان نبود. تعبیرات حضرت را نگاه کنید : « وادعون فاکهون آمنون» (نشستگان در جای خوش و امن). یک زن جوان تربیت شده در مکتب اسلام این گونه حرف می زند. این فرهنگ، فرهنگ یک زن است یا فرهنگ یک دین است که پشت این قلب خوابیده است؟ حضرت می فرمایند شما در کشاکش دفاع از اسلام که شمشیرها بر سر مسلمانان می بارید، کاملا در امن و راحتی بودید. دلتان نمی لرزید و نگران نبودید. کسی نگران شکست اسلام است که بقاء اسلام برایش مسئله است. دقیقا نگرانی فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) از همین جاست که وارثان حاکمیت حتی یک سیلی برای اسلام نخورده اند. آیا اینها می توانند اسلام را حفظ کنند؟؟!! شما منتظر بودید که چرخ روزگار از ما رو برگرداند و مصیبت ها بر جان ما بیفتد. این جملات را فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) به کسانی می گوید که فعلا حاکم جامعه ی اسلامی شده اند. می فرمایند : تحلیل شما این بود که پیامبر و حضرت علی (علیهما السلام) با روش جدیت دینی که دارند، نهایتا شکسته می شوند و بعد شما حاکم می شوید و می گویید علی (علیه السلام) بیخود کارها را سخت می گرفت ما آسان می گیریم. حضرت می فرمایند : شما گوش به زنگ بودید ببینید ما چه موقع سقوط می کنیم. شما اهل جهاد و مبارزه نبودید، آماده ی فرار از جنگ بودید. در جنگ بدر مشرکین 70 کشته داشتند. « واقدی» یکی از تاریخ نویسان معتبر سنی می گوید : نصف بیشتر اینها را حضرت علی (علیه السلام) کشته است بقیه را هم امثال بلال و سلمان کشتند. چرا؟ آیا قدرت نداشتند یا حساب دیگری می کردند؟ می گویند : علی (علیه السلام) می دیدند اگر این مشرک را به هلاکت نرسانند اسلام پیروز نمی شود و لذا می کشتند و کاری نداشتند که پدر و مادر این مشرک کیست. ولی آن ها حساب خط و طایفه اش را می کردند. اینجاست که حضرت فاطمه می فرمایند شما در صحنه ی نبرد یا فرار می کردید یا در حاشیه می ایستادید و نظاره گر بودید و جرم علی (علیه السلام) آن است که در راه دفاع از اسلام هیچ ملاحظه ای نمی کرد. در تاریخ هست که در زمان خلافت عثمان روزی عثمان به علی (علیه السلام) گفت : اگر قریش تو را دوست نمی دارند گناه من چیست؟ تو کسان زیادی از آنان را به قتل رسانده ای که چهره شان جون طلا می درخشید (نثر الدر، ج2، ص68). پس ملاحظه می کنید که حضرت فاطمه (سلام الله علیها) نیز مشکل را در شمشیر علی (علیه السلام) می دید و خوب فهمیده بود انحراف در کجا ریشه دارد. براساس همین فرهنگ فاطمی بود که امام خمینی (رحمة الله علیه) فرمودند : نگذارید ایثارگران جبهه و جنگ منزوی شوند، چون اگر آنها منزوی شدند عزتی که امروز به کمک ایثار آنها داریم از دست می رود. جریانی که نتوانسته است برای انقلاب اسلامی از خود ایثار داشته باشد، نمی تواند برای ما ایثار بیاورد. آن پیرزن فقیری که چند عدد تخم مرغ به جبهه کمک می کرد او اهل ایثار است، نباید او در انقلاب اسلامی فراموش شود و اروپانشینان دیروز، امروز محور تصمیم گیری قرار گیرند چون برای اسلام، فرهنگ جنگ و ایثار ملاک است. آنها می فهمند که باید همواره در صحنه ی دفاع از دین باشند. این عزت را کسانی که از فرهنگ جهاد فرار می کنند از شما می ربایند، مگر اینکه میدان حاکمیت را از آنها خالی کنید. غم فاطمه (سلام الله علیها) غم بزرگی است! او می دید همه ی این صفات آشکارا در وجود علی (علیه السلام) بروز کرده و همه ی این توطئه ها برای این است که علی (علیه السلام) در مسند پیشوایی امت نباشد، در حالی که پیشوایی و امامت فقط در علی (علیه السلام) منحصر بود. انحراف از علی (علیه السلام) یک انحراف بزرگ است و در مسیر تاریخ، همیشه خط انحراف به صورت های مختلف به آن انحراف بزرگ دامن زده است... راستی آیا امروز، مقابله با روحانیت اصیل و پاک و متعهد، همان گرفتاری و انحراف بزرگ نیست؟ آیا قصه ی نیاز به حاکمیت معصوم قصه ی گذشته است یا امروز هم باید معصوم حاکم باشد؟ آیا در زمان غیبت امام معصوم، متخصص کشف سخن معصوم، ولایت فقیه نیست؟ پس هنوز هم اندیشه های بیدار متوجه اند چرا خط انحراف مسئله ی ولایت فقیه را نشانه گرفته است . چون وقتی فرهنگ معصوم حاکم باشد تمام آن سینه چاک ها و پاکبازها که لازمه ی حفظ انقلاب و اسلام هستند به صحنه می آیند و باز دفاع مقدس هشت ساله به نمایش گزارده می شودو در این حال مرفهین بی درد نمی توانند میراث خور انقلاب شوند و لذا است که باید علی (علیه السلام) و فرهنگ علی (علیه السلام) حذف گردد... پ.ن : از آنجا که شرح خیلی طولانیه، و مطالب اصلی هم تقریبا گفته شد، دیگه مابقی خطبه رو نمیارم. ان شاءالله در پست بعدی یک خلاصه و جمع بندی و نتیجه گیری کلی گفته می شود.
|
|||
|
|
۲۳:۲۸, ۲۵/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/خرداد/۹۴ ۲۲:۲۸ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
اگر در اداره ی امور دنیویِ بشر، عقل بشری حاکم شد، حتی عقل بشر به ظاهر متدین، بحران های عظیمی در زندگی بشر حادث می شود. امروز بشر چون بیش از همه از وحی فاصله گرفته، در بحرانی ترین بحران های تاریخ حیات خود است ولی چون حقیقت گم شده است، کسی قبول ندارد و نمی داند که در بحران است. حتی اگر به او بگویی در بحران هستی اصلا نمی فهمد چه می گویی چون زندگی حقیقی را نمی شناسد. تا نگاه و نور دین به صحنه ی عملی زندگی بشر نیاید و لااقل معنی زندگی حقیقی را تصور نکند اصلا نمی فهمد چقدر منحرف است به طوری که فراموش کرده برای چه هدفی به زمین آمده است و این گم کردن هدف ریشه ی اصلی بحران هاست.
اگر محور اداره ی امور دنیوی بشر مرجعیت آسمانی شد یعنی بشر امور دنیوی خود را به کمک شریعت آسمانی گذراند، از بحران های بزرگ نجات پیدا می کند. سخن ابابکر این است که وقتی وحیِ آسمانی خبری برای ما ندارد، براساس اندیشه ی خودم عمل می کنم یعنی عقل بشر جای قانون آسمانی را بگیرد. او گفت : هر جا نتوانستم از وحی استفاده کنم از عقل خودم استفاده می کنم و فکر کرد حرف خوبی را زده است. ولی در این حرف قتل همه ی انبیا نهفته است چرا که بشر از هدف اصلی زندگی اش ساقط شد. نمونه اش هم همان ماجرای معصیت خالد بن ولید است. اینجاست که می گوییم : فاطمه زهرا (سلام الله علیها) معنی این جمله ی ابابکر را فهمیدند ولی بقیه نفهمیدند و هنوز هم بشریت در فرهنگ خود معنی این جمله را نفهمیده است و لذا جایگاه اعتراض حضرت فاطمه (سلام الله علیها) را نمی شناسد.
در واقع طرز فکری بود که علی (علیه السلام) را حذف کرد و نه چند نفر. طرز فکری که پس از خلیفه ی اول، خلیفه ی دوم پیگیری نمود و از جمله اینکه قوشجی در شرح تجرید می گوید : « ایها الناس ثلاث کن علی عهد رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و انا انهی عنهن و احرمهن و اعاقب علیهن : متعة النساء، و متعة الحج و حی علی خیر العمل» یعنی ای مردم سه چیز در زمان رسول الله بود که من آنها را نهی کرده و حرام می نمایم و هرکس به آنها مبادرت نماید عقوبت می کنم که عبارتند از : « متعه نساء » و « متعه حج » و « گفتن حی علی خیر العمل » در اذان (ترجمه الغدیر، ج12، ص79). ریشه ی عدم بصیرت روشنفکران ما نسبت به دشمندر نظام انقلاب اسلامی معلوم شد وقتی با فرهنگ حضرت فاطمه (سلام الله علیها) جامعه اداره شود، جامعه توان فوق العاده ای پیدا خواهد کرد. نمونه اش در دفاع مقدس هشت ساله بود که همه ی کشورهای اروپایی و عربی به غیر از سوریه، همه و همه می خواستند ایران را شکست دهند ولی نتوانستند. با این حال ما هنوز با تحقق کامل فرهنگ حضرت خیلی فاصله داریم حالا حساب کنید وقتی وجود مقدس حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور می کنند و شرایط تحقق کامل فرهنگ فاطمی فراهم می شود، چقدر سریع کار حضرت جلو می رود چون فرهنگ فاطمی در هیچ حالی هضم شرایطی که ظالمان فراهم می کنند نمی شود. به عنوان نمونه نگاه کنید نظام شاهنشاهی در سال 1341 لایحه « انجمن های ایالتی و ولایتی » را تصویب کرد در ظاهر خلاف شرعی در آن به چشم نمی خورد و نظام شاه هم تلاش کرده بود تا در عین تحقق اهداف فاسد خود، طوری لایحه را بنویسد که کسی متوجه اصل قضیه نشود ولی در یکی از بندهای آن بجای این که نمایندگان به قرآن قسم بخورند، نوشته بودند : « قسم به کتاب مقدسی که اعتقاد دارم » . در ظاهر قضیه ممکن است کسی بگوید : « کتاب مقدس » برای جامعه ی اسلامی همان قرآن است ولی امام خمینی (رحمة الله علیه)( متوجه شدند از این طریق هر غیر مسلمانی هم می تواند به عنوان نماینده ی ملت ایران وارد مجلس شود و لذا روی آن حساسیت نشان دادند. بقیه علما هم که شاگرد بصیرت فاطمه (سلام الله علیها) بودند، همراهی می کردند. مرحوم آقای فلسفی (رحمة الله علیه) در تهران منبر رفت و فرمود : می دانید معنی و هدف این لایحه چیست؟ معنی آن کشتن امام حسین (علیه السلام) است!!. ممکن است انسانی که بینش عمیق فاطمی نداشته باشد، تعجب کند که مگر چه شده است؟! چه فرقی می کند که نمایندگان بگویند : « قسم به کتاب مقدسی که اعتقاد دارم » یا بگویند : « قسم به قرآنی که اعتقاد دارم »؟. وقتی شاگردان مکتب فاطمه (سلام الله علیها) از ظاهر تا عمق مسئله را سیر می کنند به خوبی متوجه می شوند چه حیله ای پشت این جمله خوابیده است و لذا امام خمینی با روشنگری خود رژیم را مجبور کردند که لایحه را پس بگیرند .
این یک مثال بود تا ببینید : فاطمه (سلام الله علیها) به شیعیان واقعی خود چگونه بصیرت و دقت می دهد. باید ببینیم که چه می شود بعضا مردم از این گونه بصیرت ها محروم می شوند. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مطالب برگرفته شده از کتاب :
بصیرت فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) در ریشه یابی آفات حذف حاکمیت دینی از مدیریت جهان نو شته ی : اصغر طاهرزاده چاپ 1386 می باشند. امیدوارم که مفید واقع شده باشد ![]() « والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته » |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| واکاوی یکی از مهمترین آفات در مسیر خود سازی (پست ویژه)$# | علی 110 | 56 | 31,731 |
۵/اسفند/۹۲ ۱۵:۳۴ آخرین ارسال: mohebALI |
|





![[تصویر: 0111.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8118806334/0111.jpg)


