(۱۷/فروردین/۹۳ ۱۷:۳۹)arnh نوشته است: [ -> ]شما اگر بگوئید حضرت علی (علیه السلام) نمی توانسته حکومت را در اختیار بگیرد یا از او سلب کرده اند عصمت و قدرت او را زیر سوال می برید. چرا که باید حضرت علی (علیه السلام) باید برای حق خود می جنگید.
خدا را شکر خود حضرت امیر به احسن وجه پاسخ سوال بالا را داده اند و بنده آن را تقدیم می کنم
ابوهاشم از قول ابو علی نقل کرده است که:
هنگامی که به امیرالمومنین(علیه السلام) خبر رسید که مردم درباره ایشان گفتگو می کردند و می گفتند چرا با ابوبکر و عمر و عثمان نجنگید همانطور که با طلحه وزبیر و عایشه جنگید ؟
حضرت در حالی که ردایی به دوش انداخته بود ، از منزل بیرون آمد و بر منبر تشریف برده حمد و ثنای خدارا نمود و پیامبر(صلوات الله علیه) را یاد کرد و بر او صلوات فرستاد .
سپس فرمود :
ای گروه مسلمانان ، به من خبر رسیده است که گروهی گفته اند علی را چه می شود که با ابوبکر و عمر و عثمان نجنگید همانطور که با طلحه و زبیر و عایشه جنگید . من از جنگ با آنها عاجز نبودم ،
ولی از هفت نفر از پیامبران پیروی کردم ...
اولشان نوح(علیه السلام) است آنجا که خداوند تعالی از او خبر می دهد که گفت:
فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ ﴿قمر-۱۰﴾
«من مغلوب شدم پس مرا یاری کن» و اگر شما بگویید مغلوب نشده بود ، همانا کافر شده اید ، زیرا قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید او مغلوب بود ، پس علی دارای عذر بیشتری است.
دوم از آنان ابراهیم(علیه السلام) است هنگامی که خداوند از او در قرآن خبر داد که به قومش فرمود:
وَأَعْتَزِلُكُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَأَدْعُو رَبِّي عَسَى أَلَّا أَكُونَ بِدُعَاء رَبِّي شَقِيًّا ﴿مریم-۴۸﴾
«از شما و از آنچه غیر از خدا می پرستید دوری می گزینم» پس اگر بگویید او دوری جست بدون ناراحتی ، قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید که او رنج و ناراحتی دید و سپس دوری گزید ، پس علی دارای عذر بیشتری است.
سوم لوط (علیه السلام) است که خداوند خبر داد از آنچه او گفت به قومش:
قَالَ لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلَى رُكْنٍ شَدِيدٍ ﴿هود-۸۰﴾
«ای کاش مرا در دفع شما قوتی بود یا به جانب صاحب قوتی پناه می گرفتم»
پس اگر بگویید که قدرت داشت بر آنان ، همانا قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید که بدانها قدرت نداشت پس علی دارای عذر بیشتری است.
چهارم یوسف(علیه السلام) است آنجا که گفت:
قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ ... ﴿یوسف-۳۳﴾
«پروردگارا زندان برای من بهتر است از آنچه مرا بدان می خوانند»
پس اگر بگویید او سختی را همراه با خشم خدا خواست ، همانا کافر شده اید و اگر بگویید او به آنچه خدا را به خشم می آورد فرا خوانده شد ولی زندان را انتخاب کرد ، پس علی دارای عذر بیشتری است.
پنجم موسی بن عمران(علیه السلام) است آنجا که خداوند تعالی از او خبر داد:
فَفَرَرْتُ مِنكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْمًا وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿شعراء-۲۱﴾
«وقتی از شما ترسیدم فرار کردم و خداوند به من حکم داد و مرا از مرسلین قرار داد»
پس اگر بگویید او گریخت بدون ترس ، همانا قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید او گریخت از ترسی که بر خود داشت ، پس علی دارای عذر بیشتری است.
ششم برادرش هارون است از آنجا که خداوند تعالی از او خبر داد:
قَالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَكَادُوا يَقْتُلُونَنِي فَلَا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْدَاءَ وَلَا تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿اعراف-150﴾
«ای پسر مادرم ، همانا این قوم مرا ضعیف کردند و نزدیک بود مرا بکشند ، پس دشمنان را بر علیه من سرزنش نیاور»
پس اگر بگویید نزدیک نبود او را بکشند، همانا قرآن را تکذیب کرده اید و اگر بگویید نزدیک بود او را بکشند، پس علی عذر بیشتری دارد.
هفتم پسر عمم محمّد است آنجا که از ترس کفار به غار گریخت(سوره ی توبه - 40)،
پس اگر بگویید او از ترس جانش نگریخت ، همانا دروغ گفته اید و اگر بگویید او به خاطر حفظ جانش گریخت ، پس وصی پیامبر دارای عذر بیشتری است.
ای مردم ، از هنگامی که مادر مرا زاده است ، پیوسته مظلوم بوده ام ...
مناقب ابن شاذان ، صفحه 173
قضاوت ها و معجزات حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام ص 181
(۱۷/فروردین/۹۳ ۱۷:۳۹)arnh نوشته است: [ -> ]شما اگر بگوئید حضرت علی (علیه السلام) نمی توانسته حکومت را در اختیار بگیرد یا از او سلب کرده اند عصمت و قدرت او را زیر سوال می برید. چرا که باید حضرت علی (علیه السلام) باید برای حق خود می جنگید.
خوب گویا توضیحات ارائه شده در توضیح مسئله ی جبر و اختیار هنوز برای نگارنده ی متن بالا جا نیافتاده است
آیا شکست رسول خدا در جنگ احد عصمت و قدرت ایشان را زیر سوال برده
آیا با اینکه تمام انبیا مأمور با برپایی قسط و عدل بوده اند و آن هم بدون تشکیل حکومت محال است و تعداد انگشت شماری از ایشان موفق به برپایی حکومت شدند نشان از عدم قدرت و عصمت سایر انبیا دارد؟
اگر بنا باشد که هر یک از حجتهای خدا و اولیای الهی غالب محض باشند بر کسانی که امامان کفر هستند و به طور جبری و تنها با تکیه بر امداد غیبی و تحت هر شرایطی جبهه ی حق بر جبهه ی باطل غلبه کند که دیگر اختیار و امتحان معنا پیدا نمی کرد و اینجا دنیا نبود!
ایشان هنوز پاسخ های سوالهای ما را که نداده اند
اما با این حال سوال دیگری مطرح می کنیم
آیا وقتی خدا امر کرده است که مردم بعد از رسول خدا از امیرالمومنین پیروی کنند و بپذیرند که امیرالمومنین خلیفه و جانشین رسول خدا در تمام امور باشند و از ایشان پیروی محض کنند و مردم این کار را نکردند، آیا مجاز بودند به این عصیان در برابر حکم صریح خدا؟
به این آیه و روایت نیز توجه بفرماید:
أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ
قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنّ الشّيعَةَ يَسْأَلُونَكَ عَنْ تَفْسِيرِ هَذِهِ الْآيَةِ عَمّ يَتَساءَلُونَ عَنِ النّبَإِ الْعَظِيمِ
قَالَ ذَلِكَ إِلَيّ إِنْ شِئْتُ أَخْبَرْتُهُمْ وَ إِنْ شِئْتُ لَمْ أُخْبِرْهُمْ ثُمّ قَالَ لَكِنّي أُخْبِرُكَ بِتَفْسِيرِهَا قُلْتُ عَمّ يَتَساءَلُونَ قَالَ فَقَالَ هِيَ فِي أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللّهِ عَلَيْهِ
كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللّهِ عَلَيْهِ يَقُولُ
مَا لِلّهِ عَزّ وَ جَلّ آيَةٌ هِيَ أَكْبَرُ مِنّي
وَ لَا لِلّهِ مِنْ نَبَإٍ أَعْظَمُ مِنّي
اصول كافى جلد 1 صفحه: 297 روايه: 3
ابوحمزة گويد:
به امام باقر عليهالسلام عرض كردم:
قربانت گردم، شيعه از شما تفسير اين آيه را مىپرسند (((از چه از يكديگر مىپرسند؟ از خبر بزرگى ميپرسند!))) فرمود: اختيار با من است، اگر خواهم با آنها بگويم و اگر خواهم نگويم، سپس فرمود: ولى من براى تو مىگويم عرض كردم:
(((از چه از يكديگر مىپرسند؟))) فرمود:
اين آيه درباره اميرالمؤمنين صلوات الله عليه است،
آنحضرت عليهالسلام مىفرمود:
خدا را آيهاى بزرگتر از من نيست،
خدا را خبرى بزرگتر از من نيست.
حال توجه به این آیه شریف کنید:
وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَلِقَاء الآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ هَلْ يُجْزَوْنَ إِلاَّ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ
﴿۱۴۷-الاعراف﴾
و
كسانى كه آيات ما را تکذیب کردند و ديدار آخرت را دروغ پنداشتند اعمالشان تباه شده است آيا جز در برابر آنچه مىكردند كيفر مىبينند
(۱۴۷)
(۱۷/فروردین/۹۳ ۱۸:۲۶)arnh نوشته است: [ -> ]مطمئن باش که ابوبکر و عمر و عثمان شیعه علی (علیه السلام) بودند.
پیشنهاد می کنم که عبارت بالا به تاپیک زیر منتقل شود:
خنده حلال
لطفاً به 5 سوال زیر که از ایشان قبلاً پرسیده شده به صورت مبسوط پاسخ گویند:
1- آیا حکمت خدا به هر چیز تعلق بگیرد رضایت ایشان هم در همان است؟
2- یعنی وقتی بر اساس حکمت خدا امام حسین را به آن شکل شهید کردند رضایت خدا هم بر این اساس بوده است؟
3- اگر رسول خدا که از طرف خدا مردم آن زمان را هم امر کردند به اطاعت محض از امیرالمومنین، خداوند تکلیفی خارج از ظرفیت آنها داده است؟
4- آیا با اینکه تمام انبیا مأمور با برپایی قسط و عدل بوده اند و آن هم بدون تشکیل حکومت محال است و تعداد انگشت شماری از ایشان موفق به برپایی حکومت شدند نشان از عدم قدرت و عصمت سایر انبیا دارد؟
5- آیا وقتی خدا امر کرده است که مردم بعد از رسول خدا از امیرالمومنین پیروی کنند و بپذیرند که امیرالمومنین خلیفه و جانشین رسول خدا در تمام امور باشند و از ایشان پیروی محض کنند و مردم این کار را نکردند، آیا مجاز بودند به این عصیان در برابر حکم صریح خدا؟