تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: قیامت و عذاب های وحشتناکش
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
بسم الله الرّحمن الرّحیم

باسلام. مطالبی رو جمع آوری کردم از کتاب مظالم شهید آیة الله دستغیب در مورد قیامت و عذاب های قیامت.
ما رو از دعای خیرتون فراموش نکنید.

قيامت و عذاب هاي دوزخيان:

منقول است ازخاتم انبياء محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) كه فرمود قيامت كه برپا ميشود، جهنّم رابه صحراي محشر ميكشانند. هزارمهاردارد و هر مهاري به دست يكصد هزارملائكه غلاظ و شداداست. هنگاميكه آنهاكمي مهارهارا مي كشند، نعره اي از جهنّم بلند مي شودواطراف خلائق رامي گيرد. مردم همه « وانفسا » و « ربّ نفسي » مي گويند، يعني خدايا به فريادم برس. جزخاتم پيامبران كه مي گويد: « ربّ امّتي » يعني خدايا به فرياد امّتم برس. آري پيغمبر،پدري مهربان كه خودش پاك شده ي خدا است و به فكرخلاصي از آتش نميباشد.
جهنّم را كه آوردند، پلي روي آن مي گذارندكه خلق بايداز آن رد شود و به بهشت برسد. سه هزارسال برروي صراط! آري. راه بهشت صراط است،امّا راه عجيب و غريبي است. از رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) روايت شده: صراط سه هزارسال راه است: هزارسال صعود (سربالايي)، هزارسال هبوط (سراشيبي) وهزارسال سنگلاخ و عقرب ها و جانوران درراهند.
صراط هم شعوردارد و ميفهمد. اگر مؤمني از روي آن رد شود، راه را برايش هموارميكند و زير پايش را خنك و پهن ميكند. امّا اگرگناهكاري پا روي آن بگذارد، زير پايش را ميلرزاند و به حدي ميرسد كه از مو باريكتر و از شمشير برنده تر ميشود. گذشتن خلايق ازصراط يكسان نيست. هركس به ميزان نورعقائد و اعمال صالحه اش از روي آن مي گذرد. درصراط نورخاصي نيست بلكه تاريك است. آفتاب و مهتابي دركارنيست. درروزقيامت نورمحمّد و آل او يعني نورولايت بدرد مي خورد. هركس نورولايتش باخود اوست، نوراعمال صالح چون نماز و روزه، نورتلاوت قرآن و ذكرخدا ونوراخلاص ازهرطرف نورافشاني ميكنند. امّا اندازه ي نورها براي هرفردمتفاوت است: يك نفرنورش به اندازه ي چشم كاركردن است و ديگري يك فرسخ و سوّمي به اندازه ي اينكه جلوي پايش راببيند ويكي هم به اندازه اي نورش كم است كه تنها انگشت ابهامش نو رمي دهدو افتان و خيزان است. هنگام عبورازصراط آتشي ازدوزخ برمي خيزد وهمه را احاطه مي كند، كه حتّي پيغمبران را هم مي لرزاند. چه برسرمامي آيد،معلوم نيست. همه به زانو درمي آيند. كمترين افراد جهنّمي ازحيث عذاب كساني هستندكه يك جفت كفش ازآتش به پايش مي كنند، جوري كه مغزش به جوش مي آيد. در جهنّم زنجير هاييست كه طول آن هفتاد ذرع است. آنها را به گردن دوزخيان مي اندازند و آنان را روانه آتش ميكنند. هيزم آتش جهنم، انسان هاي گناهکار و سنگ است. ازديگر عذاب هاي دوزخ و دوزخيان بادهاي دوزخ است كه بسيار سمي و سوزان است كه به آن «سموم» ميگويند. سموم باد بسيار سوزان و پر حرارت است و سايه هاي آن، ابرهايي از آتش و دوده است که همانند باران بر سر جهنميان مي بارد . در جهنم آسيابي است که بعضي از اهل جهنم را به داخل آن مي اندازند، مثل آرد، خرد مي کند و بيرون ميريزد و دوباره به حالت اوّل بر ميگردند. باز ملائکه آنان را به داخل آسياب ميريزند و اين حالت همچنان ادامه دارد. هفتاد هزار ملائکه از جاي خود حرکت مينمايند و استخوان هاي اهل آتش را خرد و گوشت هايشان را متلاشي مي کنند . اهل آتش مي گويند: آيا بر ما رحم نمي کنيد ؟ آنان مي گويند: اي نادانان ! چگونه ما بر شما رحم کنيم درحاليکه خداوند أرحم الراحمين بر شما رحم نکرده؟ آنگاه آنان را به طرف جهنم پرتاب مي کنند که هفتاد سال به طرف ته جهنم فرو مي روند و در حال سقوط ، سنگ هاي آتش زا به پهلوهاي راستشان مي بندند و از طرف چپشان هم شيطاني با ايشان قرين مي شود . هفتاد پوست در بدنشان قرار ميدهند که کلفتي هر پوستي بيش از اندازه است اما تا به ته جهنم برسند همه آن ها خواهند سوخت ، و در بين راه و سقوط به جهنم، مارها و عقرب هاي آتشين، آنان را خواهند گزيد تا جايي که سرشان از هيبت نيش آن ها به اندازه کوه و لبهايشان به اندازه خرطوم فيل مي شود و از سر و دماغشان چرک و خون جاري مي شود و وقتي به ته جهنم برسند هفتاد جامه از آتش بر بدنشان بپوشانند و کلاهي آتشين بر سرشان بگذارند و چنان جهنّم برايشان تنگ شود که گويا ميخي را به زور چکش به ديوار فرو کرده اند و از هيبت و شدّت عذاب جهنّم روحشان سياه گردد و بدنشان بد منظرو بدهيکل گردد و ناخن هايشان مثل ناخن حيوانات دراز شود. اينجاست که ملائکه با گرزهايي آهنين و آتشين برسرشان بکوبند که بارديگر به دره هاي عميق جهنم فرو روند واين حالت همچنان ادامه دارد. درشب معراج صداي عظيمي به گوش پيامبر رسيد. از جبرئيل پرسيد: اين صدا چيست؟ عرض كرد: سنگي از لب چاهي درجهنّم افتاد. هفتاد سال درراه بود و اينك به قعر دوزخ رسيد.
در قرآن چنين آمده: درآن هنگام كه آسمان شكافته ميشود، همچون روغن مذاب، گلگون گردد و حوادث هولناكي رخ ميدهد كه تاب تحمّل آن را نخواهيد داشت. روزي جبرئيل بر پيامبر نازل شد. هميشه بشّاش و متبسّم بود. امّا آنروز عبوس، محزون و گرفته بود. پيامبر به او فرمود: اين چه حزنيست كه امروز داري؟ جبرئيل پاسخ داد:يا رسول الله، منافخ جهنّم امروز تمام شد. فرمود منافخ چيست؟ عرض كرد: به امر پروردگار جهنّم را هزار سال دميدند تا سفيد شد و هزار سال دميدند تا سرخ شد و هزار سال ديگر دميدند تا سياه شد. و حالا فارغ شدند.
يكي ازخوراك هاي گنهكاران دردوزخ « درخت زقّوم » است. درختي با ميوه اي تلختر از حنظل، وذرّه اي ازآن گنديده ترازمردار. شكل خارجيش نيز بسيار وحشتناك و مهيب است. وقتي ازگلو پايين مي رود، به جوش مي آيد. امّا بقدري گرسنگي فشارمي آورد كه جهنّميان ازآن مي خورند. از ديگر غذاهاي دوزخ « ضريع » است كه علفي بد طعم و بدبو است. بد ترين نوع علف است كه هيچ حيواني ازآن نميخورد.واين خوراك دائمي آنهاست. وهر چه ازآن بخورند، هرگزآنها را سيرنخواهد كرد. ازآشاميدنيهاي دوزخ « صديد » است، كه چرك عورت زناكاران است. ازآشاميدنيهاي ديگر« صميم » است. به قدري گرم است كه هنوزداخل دهان نشده، ازشدّت گرما تمام گوشت صورت مي ريزد. از آشاميدني هاي ديگر جهنّم« غسلين» است كه آب چركين و جراحت است. اين آب مايع چركيني است كه يا از پوست هاي دوزخيان جاري ميشود و يا ازچرك و خون جاري شده از زنان زناكارميباشد. اين نوشيدني، گنداب بسيار سردي است. خداونددرچند جاي قرآن خبرداده است كه دوزخيان پيراهني ازآتش برتن دارند و چهره هايشان را آتش پنهان ميكند. ازشعبه هاي عذاب خزنه ي جهنّم است. مأيوس، تندخو وبداخلاق، مهيب و وحشتناك. روايت شده كه دوزخيان هفتاد سال پايين مي روند و بعد دست وپا مي زنند كه بالا بيايند. نزديكي هاي بالا كه رسيدند، مأمورين دوزخ با گرزهايي كه به آن« مقمعه » مي گويند، برسرشان مي كوبند و برگردانده ميشوند. جبرئيل به پيغمبر خبرداد كه اگر يكي ازاين گرزها را بركوه هاي اين عالم بزنند، تا هفت طبقه ي زمين را متلاشي ميكند.
امّا « غسّاق » كه يكي ازعذاب هاي جهنّم است ودرقرآن هم آمده چيست؟ جايي درجهنّم است كه 360 شعبه دارد و هرشعبه اي 360 حجره دارد و درهرحجره اي 360 عقرب وجود دارد كه اگركسي را بگزند، سوزش آتش جهنّم را فراموش مي كند. نيش هاي مارهاي جهنّم به اندازه ي درخت نخل است و برخي 70000 كيسه زهردارند. واز دُم تا سرآنها سه روزفاصله است. هنگاميكه اين مارها به اهل عذاب حمله كنند، گناهكاران ازترس فرارمي كنند و به رودخانه اي كه مس گداخته شده درآن جاريست، خود را مي افكنند. اينها چه مارهايي هستند كه انسانها ازترس آنها حاضرند خود را درمس گداخته شده بيفكنند.

عذاب هاي افراد مختلف دردوزخ:

شكم پرستان و تن پروران كه مال خود را از راه حلال بدست مي آورند، به شكل گاو و خردرمي آيند.شكم پرستان و تن پروران كه مال خود را از راه حرام بدست مي آورند، به شكل خوك و خرس درمي آيند.سخن چينان و دروغگويان سرخوک و بدن الاغ دارند و هزاران عذاب برآن ها نازل ميشود .
ربا خواران با شکم هايي بزرگ که از بزرگي شکم قادر به حرکت نيستند و ميخ کوب در زمين هستند و صبح و شب بر اين ها آتش مي بارد ولي اينان قادربه تکان خوردن نيستند .
شراب خواران ليواني بدست ميگيرند و تا ميخواهند محتواي آن را بنوشند گوشت صورتشان درليوان ميريزد و آن را ميخورند و بعد از خوردن آن ليوان گوشت بدنشان پاره پاره ميشود و پوست بدنشان تبديل به لاشه گنديده ميشود و ازتعفّن آن همه زجرميبينند .
عيب جويان و هرزه زبانان دهاني مثل شتردارند واز گوشت بدن خود قيچي ميکنند و در دهانشان ميگذارند و به چاه عميقي از آتش مي افتند.
رشوه خواران ورشوه دهندگان، آتش ميخورند و ازدهان تا نشيمن گاهشان ميسوزد واز شدّت سوزش آن فرياد ميزنند و اين خوردن هربارتکرارميشود .
کفّار و منافقان درتابوتهاي آهني که در وسط جهنّم آويزان است قرار ميگيرند و ملائکه با شلّاقهاي آتشين در بالاي سرآن ها حضوردارند و هر لحظه برسرواندام آنها ميزدند که اگر يک ضربه از آن شلّاقها به آبهاي دريا دردنيا زده شود، از شدّت حرارت آن، همه دريا ميجوشد .
کساني که نمازعشاء را ترک کرده اند، صورت ها و سرهاي آنان با سنگ کوبيده ميشود.
کساني که مال يتيمي را ميخورند، آتش از دهانشان وارد و از پشتشان خارج ميشود .
کساني که از روي ريا به مساجد مي روند و در آنجا غيبت ميکنند، سنگهاي آتشين در دهان دارند و فرو ميبرند و از راه ديگر بيرون مي آيد. هرباري که آن سنگهارا فرو ميبرند، چنان فريادي ميزنند که اگر اهل دنيا بشنوند هر آن هلاک ميشوند. زبان هاي آنان از کام گسسته مي شود و در هر ساعت يکبار ملائکه هاي عذاب عمودهايي آتشين بر سر آنان ميزنند .

طبقات ودرهاي جهنّم:

روزي جبرئيل بر پيامبر نازل شد. پيامبر از جبرئيل پرسيد: آيادرهاي جهنّم ماننددرهاي خانه هاي ماست؟ جبرئيل گفت: نه. درهاي جهنّم همگي بازاست و برخي پايين تراز برخي ديگراست و ازهردري تادرديگرهفتاد سال فاصله است كه اگركسي بخواهد فاصله ي بين اين درهارا بپيمايد، بايد به مدّت هفتاد سال ازسالهاي روزقيامت راه برود. نکته دیگراینکه: يك روزقيامت معادل50000 سال است و درقرآن خَمْسينَ ألْفَ سَنَةْ به معناي50000 سال آمده است. هريك ازاين درها ازنظر وسعت هفتاد برابردرقبلي ميباشد. دوزخيان به طرف اين دربهارانده ميشوند. وقتي كه دربهابه پايان مي رسد، شعله هاي آتش باغل و زنجيربه سراغ دوزخيان مي آيد. يكي رامي بينيم كه زنجيرازدهانش واردشده و ازشكمش بيرون آمده است. دست چپ جهنّميان را به گردنهايشان مي بندند و دست راست آنان را داخل قلبشان مي كنند و ازپشت سر بيرون مي آورند و با زنجير مي بندند. هركسي را باشيطاني دريك زنجيربسته و او رابه دوش ميكشند و ملائكه باپتكهايي ازآهن برسراو مي كوبند.

رسول خداپرسيد: اين درها مخصوص چه كساني است؟ جبرئيل گفت:
دراوّل جايگاه منافقين و خاندان فرعون و مسيحياني كه كافرشده اند و عيسي را فرزند خدا دانستند. نام اين دررا« هاويه »ميگويند.
دردوّم جايگاه مشركان است و نام آن دررا«جحيم» مي نامند.
درسوّم جايگاه ستاره پرستان است و نام آن را« سقر» مي نامند.
درچهارم جايگاه ابليس و پيروان او مجوسيان است و نام آن را «لظي» مي نامند.
درپنجم جايگاه يهوديان است و آن را« حُطمه » مي نامند.
درششم جايگاه نصراني هاست و نام آن را« سعير» مي نامند.
امّا درهفتم: درهفتم جايگاه آن دسته ازامّت توست كه مرتكب گناهان كبيره شده و بدون توبه ازدنيارفته اند. ملائكه آنهارا به سوي آتش مي كشانند، درحالي كه چهره هاي آنان سياه نيست وچشمانشان كبودنيست و بردهانهايشان مُهرنخورده و باشيطاني محشورنشده اند و غل و زنجيري برآنها آويخته نشده است. مردان را باريشهايشان و زنان را با گيسوان و موهاي جلوي سرشان را گرفته و به سوي آتش ميبرند. بسياري ازسالخوردگان ما موهاي سفيدشان را گرفته و موي صورت جوانان را گرفته و موي فرق سرزنان راگرفته و به سوي آتش كشانده مي شوند. وقتي فرشتگان آنهارا با اين كيفيت به طرف جهنّم ميكشانند، فريادمي زنند:« وا محمّدا ». امّا وقتي مالك وفرشته ي جهنّم رامي بينند، ازهيبت اونام پيغمبررا فراموش مي كنند. وقتي چشم خازن جهنّم به آنها مي افتد، به فرشتگان مي گويد: اينان چه كساني هستندكه تابحال درميان انسانها عجيب تراز اينها نديده بودم؟ چون اينها نه چهرهاشان سياه گشته ونه غل و زنجيربرگردنشان افكنده شد. فرشتگان مي گويند: به ما چنين دستورداده شد. وما چنين عمل كرديم. مالك جهنّم به آتش مي گويد: آنهارا فرا گير. آنگاه آتش همه ي آنها را فرا مي گيرد.بعضي را ازكف پا تامچ، برخي ديگررا تازانو، عده اي را تاسينه وگروه ديگررا تاحلق.آتش صورت هاي آنها رابه خاطرسجده ودلهايشان رابه خاطرچشيدن تشنگي زياددرماه رمضان نمي سوزاند.وقتي اين اخباربه گوش پيامبرمي رسد، پيامبر سر به سجده ميگذارد و عرض ميكند: پردگارا. سر بر نميدارم مگر به من اجازه ي شفاعت بدهي براي كساني كه از امّت من درجهنّم اند. ندا ميرسد: اي محمّد شفاعت كن. رسول خدا سر بلند ميكند و شفات امّتش را ميكند. و آنگاه همه به بهشت مي روند.

عذاب های زنان در قیامت:

زناني که موي سرخود را به نامحرمان نشان ميدهند از موهايشان آويزان مي شوند و مغزسرشان در حال جوشش است .
زنان سخن چين و دروغگو سر خوک و بدن الاغ دارند و هزاران عذاب برآن ها نازل ميشود .
زنا کاران: از فروج زناکاران آبي خارج ميشود که به آن قيح مي گويند و اهل جهنم از بوي بد آن معذّب هستند و دايم با سوزو حرارت تمام از فروج زناکاران بيرون مي آيد و آن ها را عذاب ميدهد .
همجنس بازان در تابوت هايي قرار ميگيرند که از هر شش طرف احاطه شده و آنگاه بر سر آن ها ميزنند تا درلابه لاي اين ميخ هاي فشرده شده در تابوت جاي بگيرند. ازشدّت عذاب عرقشان از سراسرتابوتها بيرون ميزند و از اين عرق ها بوي تعفّن شديدي مي آيد که ذرّه اي از آن در دنيا چهارصد ملّت را هلاک ميکند.
زني که از حق شوهرش امتناع مي ورزد را ازپستانهايشان آويزان ميکنند .
زني که شوهرش را با زبان اذيت مي کند را از زبانش آويزان مي کنند و از آب سوزان جهنم به گلوي او ميريزند.
زناني که خود را براي ديگران زينت مي کنند: خودشان گوشت تن خودشان را ميخورند .
زناني که به وضو ، طهارت لباس ، غسل جنابت و حيض اهميت نمي دهند، دست و پاي آن ها را ميبندند و مارها و عقربها برآنها مسلّط ميگردند .
زني که از راه زنا بچه به دنيا مي آورد کر و لال و کور است و درتابوتي از آتش قرارش مي دهند که مغز سرش از سوراخهاي بيني اش بيرون مي آيد و بدنش قطعه قطعه ميشود.
زني که خود را در اختيار مرد اجنبي مي گذارد، گوشت بدن او را با قيچي هاي آتشين ريز ريزميکنند .
زني که واسطه کارهاي نا مشروع و خلاف عفّت و عصمت قرارميگيرد صورت و دستهاي او در آتش ميسوزد واعضاي داخلي خودش را ميخورد .
زن خواننده و حسود: به صورت سگ ديده مي شود و آتش از نشيمنگاهش وارد و از دهانش خارج ميشود و فرشته هاي عذاب عمودهاي آتشين برسر و بدن او ميکوبند.
سلام
اگه میشه در مورد بهشت هم مطالبی بگزارید.
مرسی
(۲۷/اردیبهشت/۹۰ ۲۱:۱۷)Unname28 نوشته است: [ -> ]سلام
اگه میشه در مورد بهشت هم مطالبی بگزارید.
مرسی

توصيف بهشت از منظر قرآن

قرآن كریم در مقام ترسیم چهره و ویژگى هاى بهشت و بهشتیان آیات فراوانى را اختصاص داده است مانند:

1- باغ هاى طرب انگیز كه زیر درختان آن نهرها جارى است. این بیان حدود 70 بار در قرآن آمده است.

2 - درختان و سایه هاى آن مانند میوه هایش همیشگى است: «أكلها دائم وظلُّها».( رعد/ 35).

3 - فرشتگان بر بهشتیان وارد مى شوند و سلام و تحیت مى گویند.( رعد/ 23).

4 - لباس هاى آنان از حریر و پرنیان است.

5 - بر تخت ها تكیه زده، نه آفتاب سوزان مى بینند و نه سرما.

6 - سایه درختان بهشتى بر سر بهشتیان و میوه هایش در دسترس آنان است.

7 - ساقیان زیبارو و حوریان با جام هاى سیمین و بلورین بر آنان دور مى زنند.

8 - شراب هایى مى نوشند كه طبعش چون زنجبیل و عطرآگین است.

9 - چشمه سلسبیل در آن جاست.

10 - جهانى است بزرگ و كشورى است پرنعمت.

11 - لباسشان از استبرق و دست بندهایشان نقره فام است.

12 - ساقى شرابشان پروردگار، و شرابشان طاهر و پاك است.( دهر/ 21).

13 - در رخسارشان شادمانى نعمت هاى بهشتى پدیدار است.

14 - شرابشان ناب و سر به مهر و دست نخورده است.

15 - تركیب طبع آن شراب این كه به مشك مهر كرده اند و از عالم بالا است: «ومزاجه من تسنیم».( مطففین/ 42 27).

16 - آب هاى بهشت هیچ گاه گندیدده نمى شود و طعمش تغییر نمى كند.

17 - نهرهایى از شراب ناب كه براى نوشندگان لذت بخش است و چشمه هایى از شیر كه طعمش تغییر نیابد و چشمه هایى از عسل مصفا در آن جاست.( محمد/ 15).

18 - جایگاه امن، امان و سلامتى است.( ) انعام/ 127).

19 - در آن جا براى بهشتیان از همه میوه ها به اضافه لطف و بخشش پروردگارشان هست.( محمد/ 15) و آنچه كه انسان بخواهد و چشم ها را به شوق و لذت اندازد مهیاست و انسان در آن جاوید باشد: «وفیها ما تشتهیه الأنفس وتلذ الأعین وأنتم فیها خالدون».( زخرف/ 71).


گفتنى است قران در اوصاف بهشت و همچنن در ویژگى هاى جهنم، به بیان آن دسته از مطالبى كه براى همگان قابل ادراك است پرداخته، با بیان نمونه هایى كه در این جهان وجود دارد مطلب را نزدیك ساخته است.
وگرنه، نظام آخرت با نظام دنیایى تفاوت اساسى دارد و واژه دنیایى توان تفسیر كنه آن را ندارد آن سان كه جنین در رحم مادر توان درك واقعیت هاى خارج از رحم را ندارد.

از این رو قرآن در موارد زیاد به مثال و نمونه اكتفا كرده، مى فرماید:
«مثل الجنه الَّتى وعد المتقون تجرى من تحتها الأنهار»( رعد/ 35).
و
«مثل الجنَّه الَّتى وعد المتقون فیها آنهار من ماء غیر اسن»( محمد/ 15).

وگرنه نعمت هایى فراهم آورده است كه از دست رس فهم و ادراك بشر خارج و خرد را توان تعقل آنها نیست، بلكه هیچ كس بر آنها آگاه نیست:
«فلا تعلم نفس ما أخفى لهم من قرَّه أعین جزاء بما كانوا یعملون»( سجده/ 17). هیچ كس نمى داند كه پاداش نیكوكاریش چه نعمت ها و لذت هاى روشنى بخش دل و دیده است و در عالم غیب براى او چه ذخیره شده است.

با این كه مى دانیم قرآن مقام و مرتبه رضا و خشنودى خداوند را نسبت به بسیارى از مقام ها برتر به شمار آورده است:
«و رضوانٌ من الله أكبر ذلك هو الفوز العظیم».( توبه/ 72). بنابراین، نعمت ها و لذت هاى بى نهایت كه روشنى بخش دل و دیده است به مراتب باید برتر از مقام رضا باشد.


آیة الله جوادى آملى، تفسیر موضوعى قرآن ج 5 (معاد در قرآن)
ضمن عرض سلام و تشکر . . . .

از دوستان اهل فن یه سوال داشتم ! اینکه ایا هم اکنون بهشت و جهنم اخروی با همان توصیفاتی که گفته

شده موجود هستند در گوشه ای از اسمان ها وجود دارند یا اینکه بعدا به توسط خود انسان ها شکل میگیرند

و یا اینکه خدا در قیامت انها را خلق خواهد کرد؟

فقط اگر کسی جواب می دهد لطفا منبع انرا هم ذکر کند.

یا علی
(۲۹/اردیبهشت/۹۰ ۱:۱۶)mamad90 نوشته است: [ -> ]ضمن عرض سلام و تشکر . . . .

از دوستان اهل فن یه سوال داشتم ! اینکه ایا هم اکنون بهشت و جهنم اخروی با همان توصیفاتی که گفته

شده موجود هستند در گوشه ای از اسمان ها وجود دارند یا اینکه بعدا به توسط خود انسان ها شکل میگیرند

و یا اینکه خدا در قیامت انها را خلق خواهد کرد؟

فقط اگر کسی جواب می دهد لطفا منبع انرا هم ذکر کند.

یا علی

در اینکه آیا بهشت و جهنم فعلا وجود دارد یا نه؟!

میان دانشمندان اسلامی دو دیدگاه وجود دارد:

* گروهی معتقدند که بهشت و جهنم فعلا وجود ندارد، بلکه بعد از آن که نظام این عالم به هم خورد و جهان نظم تازه‏ای به خود گرفت، بهشت و جهنم پدید خواهد آمد.(1)

* بعضی معتقدند این دو هم اکنون وجود دارند
و آیات "اعدت للمتقین"
و
"هذه جهنم اللتی کنتم بها تکذبون"
و
"عندها جنه المأوی" و "جی‏ء بجهنم یومئذ"
بر آن دلالت دارد. احادیثی نیز وجود دارد که بهشت و جهنم مخلوق است.

گروه نخستین بر اساس آیات و روایات استدلال می‏کنند که قیامت روزی است که همه انسان‏ها از اولین تا آخرین در آن جا حضور می‏یابند. لذا قرآن آن روز را روز حشر یا روز جمع و یا روز تلاقی نامیده است، و آن روز زمانی بر پا می‏شود که همه نظام هستی واژگون شده باشد.
شهید مطهری می‏نویسد:
"قیامت کبری مقارن است با یک سلسله انقلاب‏ها و دگرگونی‏های کلی در همه موجودات زمینی و آسمانی که ما سراغ داریم؛ یعنی کوه‏ها، دریاها، ماه، خورشید، ستارگان، کهکشان‏ها و....به هنگام قیامت کبری در وضع موجود باقی نمی‏ماند.
به علاوه، در قیامت کبری اولین و آخرین جمع می‏شوند و لذا به آن یوم الحشر و یوم الجمع گفته‏اند؛ ولی ما می‏بینیم که هنوز نظام جهان برقرار است و شاید میلیون‏ها و بلکه میلیاردها سال دیگر نیز برقرار باشد و میلیاردها انسان دیگر نیز بعد از این بیایند".(2)

می‏گویند مسئله مواقف حساب‏رسی و پل صراط و بهشت و جهنم، واقعیاتی هستند که بعد از قیامت یا محشر مطرح می‏گردند و فرع بر آن هستند بنابر این نمی‌توان گفت بهشت و جهنم هم اکنون خلق شده‏اند.


اما اکثریت معتقدند که هم اکنون عالمی که ما از آن به "بهشت و جهنم" یاد می‌کنیم وجود دارد.
این دسته نیز برای اثبات ادعای خویش به برخی آیات و روایات تمسک می‌جویند؛ مانند حدیث معراج پیامبر و دیدن دوزخ و بهشت و انسان‌هایی که در آن‌ها قرار دارند.


بیان سه نکته:

1 - شاید منظور برخی آیات و روایات که دلالت بر وجود بهشت و جهنم دارند، بهشت و جهنم عالم برزخ باشد، نه بهشت و جهنمی که بعد از قیامت وعده داده شده است.

2 - سوال این جاست که اگر بهشت و جهنم آفریده شده باشد، آیا از جهت نعمت و نقمت، واجد تمام اوصاف و مزایای بهشت و دوزخ قیامت‌اند و همه انواع نعمت‏ها و عذاب‏ها با تمامی کیفیت‏ها و کمیت‏هایش در آن‌ها وجود درد، یا این که آن‌ها نیز به سوی تکامل به پیش می‏روند؟
پاسخ:
با توجه به این که نعمت‏های بهشت و نقمت‏های دوزخ، مجموعه اعمال خوب و بد مردم است، جنت و نار تجسم کارهای روا و ناروایی است که انسان‏ها در دنیا انجام داده‏اند. با در نظر گرفتن این مطلب که عمر دنیا هنوز تمام نشده و اعمال خوب و بد مردم پیوسته جریان دارد، باید گفت بهشت و دوزخ به حد نهایی نرسیده و هر روز بر کم و کیف ان دو افزوده می‏شود.
خوبان با اعمال صالح خود بر نعمت‏های بهشت می‏افزایند و بدان با کارهای زشت خویش عذاب دوزخ را تشدید می‏نمایند.
به بیان دیگر:
بهشت و دوزخ قیامت حاوی تمام کارهای خوب و بدی است که همه انسان‏ها در طول عمر دنیا انجام داده‏اند.(3)


صدر المتألهین نیز آفرینش بهشت و جهنم را امری نسبی می‏داند و کمیت و کیفیت آفرینش آن دو را به میزان کمیت انسان‏هایی می‏داند که از آغاز آفرینش پا به جهان گذاشته‏اند و با اعمال خوب یا بد از دنیا رفته‏اند.
او می‏گوید:
هر یک از نفوس پاک و سعادتمند در عالم آخرت مملکتی دارد بسیار وسیع و عالمی دارد بزرگ‌تر و گسترده‏تر از آن چه در آسمان‏ها و زمین است و این مملکت پهناور، خارج از ذات و وجود خود او نیست، بلکه تمام مملکتش، مملوک هایش، خدمتگذارانش، بستان و درختانش، حور و غلمانش، همه بر پا و قائم است و او خود حافظ و ایجاد کننده همه آن‌ها است، به اذن باری تعالی و با نیرو و قوه او".(4)


نتیجه:
با توجه به این که بهشت و دوزخ تجسم حقیقی اعمال خوب و بد انسان است نه یک امر قراردادی، نمی‏توان گفت بهشت و جهنم با تمامی کمیت‏ها و کیفیت‏هایش آفریده شده‌اند، بلکه به تعداد انسان‏هایی که از آغاز آفرینش پا به دنیا گذاشته و از آن رحلت کرده‏اند، توسعه داشته است.


3 - آیا قیامت و حساب رسی روی کره زمین خواهد بود؟
اگر بهشت و جهنم هم اکنون وجود دارد و جای آن نیز همین زمین است، پس چرا نمی‏بینیم؟
مفسران تفسیر نمونه دو گونه پاسخ داده‏اند:
الف) بهشت و دوزخ در باطن و درون این جهانند. ما آسمان و زمین را با چشم خود می‏بینیم، اما عوالمی را که درون این جهان قرار دارند، نمی‏بینیم. اگر دید و درک دیگری داشتیم، می‏توانستیم آن را ببینیم و آیه "کلا لو تعلمون علم الیقین" گواه این حقیقت است.

ب) عالم آخرت و بهشت و دوزخ، چیره بر این عالم است و این جهان درون آن قرار گرفته است، درست همانند جنینی که درون عالم دنیا است. اگر می‏بینیم قرآن می‏گوید:
وسعت بهشت به اندازه وسعت آسمان‏ها و زمین است، به خاطر آن است که انسان چیزی وسیع‏تر از آسمان و زمین نمی‏شناسد تا مقیاس سنجش قرار داده شود.(5)


بنا به مفاد آیه معراج(6) که محل ملاقات پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را با جبرئیل در نوبت دوم بیان می‏کند:"جنة المأوی" یا بهشت در جوار "سدرة المنتهی" قرار دارد.
از ابن عباس مفسر بزرگ قرآن که دانسته‌های تفسیری خویش را از پیامبراکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امیرالمؤمنین(علیه السلام) اخذ کرده، در مورد سدرة المنتهی سؤال شد، پاسخ داد: (7)
سدرة نقطه نهایی تکامل علمی کیهان‏شناسی است. پیش روی دانشمندان فلک شناس تا آن‌جا ادامه دارد و از آن جا به بعد کسی جز ذات اقدس الهی آگاهی ندارد".


اگر محل استقرار بهشت و جهنم زمین باشد، به گواهی آیات فراوان، آن زمین غیر از کره زمین فعلی است،
زیرا


اولاًّ:
پیش از بر پایی قیامت، نظام جهان از زمین گرفته تا آسمان‏ها، سیارات و ستارگان و کهکشان‏ها متلاشی می‏شوند و هم چون ذرات گرد و غبار در می‌آید.
ثانیاً:
بهشت آن قدر گسترده است که تصور آن برای انسان مقدور نیست. خداوند جهت آشنایی و نزدیک نمودن ذهن آدمی با اصل واقعیت می‏فرماید:
"پهنا و گستردگی بهشت به وسعت همه آسمان‏ها و زمین است".(8)

منظور از آسمان‏ها، همه کرات و سیارات و ستارگان و کهکشان‏های شناخته شده و ناشناخته است که برخی از آن‏ها میلیاردها سال نوری با زمین فاصله دارند و این همه گستردگی فقط مربوط به آسمان اول است، چون از آیات قیامت بر می‏آید که هیچ یک از این آسمان‏ها به دیگری راه ندارند و تنها در روز رستاخیز گشوده و مفتوح می‏گردند".(9)


در مورد جایگاه بهشت و جهنم چند دیدگاه وجود دارد:
1 - بهشت و جهنم اکنون موجودند، ولی نمی‏دانیم جایشان کجاست، چون در قرآن و حدیث جایگاه این دو به طور قطعی بیان نگردیده است و غیر از راه وَحْی، راهی برای پی بردن به جای بهشت و جهنم نداریم.(10)

2 - بالای آسمان‏ها و جهنم در طبقه هفتم زمین است. مرحوم علامه مجلسی می‏فرماید:
"این که بهشت و دوزخ آفریده شده‏اند، مورد قبول جمهور مسلمانان است، اما این که جایگاه آن‏ها کجا است، از روایات چنین استفاده می‏شود که بهشت بالای آسمان‏های هفتگانه و دوزخ در طبقه هفتم زمین است".(11)


3 - بهشت و جهنم دو جهان مستقل از جهان دنیا هستند و هر کدام برای خود احکام و قوانینی دارند. چون بهشت و دوزخ مستقل و جدا از آسمان و زمین‌اند، پرسش از جایگاه این دو غیر صحیح است.(12)
به دیگر سخن، بهشت و دوزخ از جهان دنیا نیستند تا سؤال شود در کجای دنیا قرار دارند. پس جایگاه آن‌ها نه در آسمان و نه در زمین دنیاست.


4 - بهشت و جهنم درون دنیا قرار دارند، ولی حجاب‏های عالم دنیا مانع از مشاهده آن‏ها می‏شود، اولیاءاللَّه می‏توانند آن‏ها را ببینند و پیامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به هنگام معراج که از هیاهوی مردم جهان دور بود، با چشم ملکوتی خود توانست گوشه‏ای از بهشت را در جهان بالا و باطن این عالم مشاهده کند. حتی برای اولیای خدا ممکن است در جذبه‏های خاص معنوی روی زمین نیز گه گاه آن‏ها را ببینند. چنان که در کربلا هنگامی که اصحاب و یاران امام حسین(علیه السلام) اعلام وفاداری کامل به حضرت کردند و از ترک میدان کربلا و شکستن بیعت سرباز زدند، امام(علیه السلام) برای آن‏ها دعای خیر کرد و پرده‏ها را از جلوی چشمان آنان کنار زد و نعمت‏های بهشتی را که خداوند به آنان بخشیده بود، با چشم خویش دیدند و امام(علیه السلام) منازل و جایگاه شان را به آن‏ها معرفی فرمود.(13)

به عبارت دیگر:
بهشت و دوزخ، باطن اعمال خود ماست و هر عمل ما مانند دروغ و راست، ظلم و عدالت و... صورت ظاهری و باطنی دارد.
خداوند در قرآن به همین معنا اشاره کرده و از خوردن مال یتیم به ظلم و جفا، به خوردن آتش یاد کرده که باطن و تجسّم خوردن مال یتیم است:
"کسانی که اموال یتیمان را به ستم می‏خورند، جز این نیست که شکمشان را از آتش می‏انبارند و (در نتیجه) به آتش سوزان (جهنم) در خواهند آمد".(14) تمام عالم نیز صورت ظاهری و صورت باطنی دارد.
باطن این اعمال بر ما مکشوف نیست و در قیامت برای همه مکشوف می‏شود.


خداوند در سوره "ق" به این حقیقت اشاره کرده است:
"ای انسان!تو از این حقیقت غافل بودی و ما پرده‏ها را از چشمان تو کنار زدیم پس امروز (قیامت) چشمان تو هم‌چون آهن (تیز و بینا) شده است".(15)


اما باقی ماندن گناهکاران در جهنم که آیا همیشه در آن جا خواهند بود یا خیر؟
باید گفت که خداوند عده‏ای از گنه‌کاران را (که ایمان به خدا داشته و دچار معصیت شده‏اند)، بعد از مدّتی عذاب شدن (به اندازه گناهی که انجام داده‏اند)، آزاد کرده و به بهشت باز می‏گرداند.
هر که را که خداوند اراده کند از آتش (جهنم) نجات می‏دهد:
"و امّا کسانی که تیره بخت شده‏اند، در آتش فریاد و ناله‏ای دارند و تا آسمان‏ها و زمینِ (آخرت) برجاست، در آن ماندگارند، مگر آن‌چه پروردگارت بخواهد، زیرا پروردگار تو همان کند که خواهد".(16)

در آتش جهنم، کفّار و مشرکان و قاتلان و دشمنانِ انبیا(علیه السلام) و امامان(علیه السلام) جاودان هستند. خداوند در قرآن می‏فرماید:
"إنّ الّذین کفروا من أهل الکتاب والمشرکین فی نار جهنم خالدین فیها"؛ کسانی از اهل کتاب و مشرکان که کفر ورزیدند، در آتش جهنم جاودانه خواهند بود.(17)


پی نوشت‏ها:
1 - زین العابدین قربانی، به سوی جهان ابدی، ص 379.
2 - زندگی جاوید یا حیا اخروی، ص 21.
3 - محمد تقی فلسفی، معاد از نظر روح و جسم، ج 3، ص 255.
4 - اسفار ج 4، ص 142، به نقل از همان، ص 251.
5 - تفسیر نمونه، ج 3، ص 95.
6 - و لقد راه نزلة "اخری عند سدرة المنتهی، عندها جنّة المأوی سوره نجم، آیات 13 و 14 و 15.
7 - جلال الدین سیوطی، الدر المنثور، ج 7، ص 572.
8 - آل عمران (3)، آیه 133.
9 - بی آزار شیرازی، گذشته و آینده جهان، چاپ و انتشارات بعثت
10 - جعفر سبحانی، منشور جاوید، ج 9، ص 372، به نقل از شرح مقاصد، تفتازانی، ج 2، ص 220.
11 - بحارالانوار، ج 8، ص 127، حدیث 28.
12 - جعفر سبحانی، منشور جاوید، ج 9، ص 373.
13 - ناصر مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج 6، ص 341.
14 - نساء (4) آیه 22.
15 - ق (50)آیه 22.
16 - هود (11) آیات 106 و 107.
17 - البیّنه (98) آیه 6.
یه سوال دارم که آیا بهشت آدم و حوا رو زمین بود یا جای دیگه. چون خیلی ها میگن که روی زمین بود. و اگه روی زمین بود، چرا قرآن تو آیه « قلنااهبطومنها جمیعا» واژه ی «اهبطو» بکار میبره که به معنی هبوط کنید و فرودآیید هست؟
« اهبطوا » در جاهای دیگر هم به کار رفته مثلا : هنگامی که به بنی اسرائیل دستور داده می شود که به سرزمین مصر بروید از واژه « اهبطوا » استفاده شده است .
حالا سوالم اینه که بهشت آدم و حوا رو زمین بود یا جای دیگه؟
(۲۹/اردیبهشت/۹۰ ۱۴:۴۹)منتقم زهرا نوشته است: [ -> ]حالا سوالم اینه که بهشت آدم و حوا رو زمین بود یا جای دیگه؟

اشاره یک

هبط بمعنی نزول از رتبه ومقام معنوی است. نه فقط،سقوط از جای بلند به پایین

بهشت سه نوع داریم:
1- بهشت دنیوی مانند استفاده همه از نعمتهای خداوند در دنیا که مادی است.
2- بهشت برزخی که عالم مثال است. که مادی نیست ولی آثار ماده رادارد.
3- بهشت آخرت که روز قیامت است.که نه ماده است نه مثالی بلکه مجرد محض است.


اشاره دو
داستان خلقت آدم و حوا و اسكان آنان در بهشت در سه موضع قرآن كريم آمده است:
سوره‏هاي بقره، اعراف و طه.

از آيات قرآن استفاده مي‏شود كه حضرت آدم، از ابتدا براي زندگي روي زمين و مردن در آن و مبعوث شدن در قيامت آفريده شده بود:
«و اذ قال ربك للملائكة اني جاعل في الارض خليفه؛ و چون پروردگارت به فرشتگان گفت: من در زمين جانشيني خواهم گماشت».

اسكان دادن آنان در بهشت برزخي و خوردن از شجره ممنوعه و آشكار شدن عورات آنان، مرحله‏اي از سير نزولي بوده است كه انسان براي استقرار در زمين مي‏بايست طي مي‏كرده است.

بهشتي كه آدم و حوا در آن اسكان داده شده‏ اند، نه بهشت و باغ دنيوي بوده است و نه بهشت موعود اخروي كه در آيات بسياري تأكيد شده است.

اولاً:
بر جاودانه بودنش و اين كه كسي كه در آن وارد شود هرگز خارج نخواهد شد

ثانيا:
ابليس و وسوسه‏ هاي شيطاني هرگز به آن راهي ندارد.

بلكه بهشت برزخي بوده است كه مربوط به عالمي بالاتر از عالم ماده و پايين‏تر از عالم عقول است.
.
.
براي آگاهي بيشتر:
(تفسير الميزان، ج 1، ص 127، سوره بقره، آيات 39 - 35 و ص 140 (بحث روايي)
اگه کسی مطلب جامعی در مورد بهشت مثل این مطلبی که در مورد عذاب های قیامت نوشتم، داره لطفا اینجا قرار بده.
لطفا جامع . کامل باشه.
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع