۲۵/اردیبهشت/۹۳, ۰:۲۸
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم
دوست عزیزم جناب نفس زکیه از راس حرم شروع کردند* الله* دو برهان امتناع تسلسل و دور را آورده اند البته براهین دیگه ای هم وجود داره که کار را بخودشون می سپارم فعلا من هم از همینجا شروع می کنم تا خدا چی بخواد توکلت علی الله دوستان خیلی از سوالات مربوط به هستی شناسی ، بخاطر خدا نشناسی هست. حالا در مورد کنه ذات می دونید که گفتن فکر نکن فکر تعطیله و مرتبه مرتبه عشقه. اون مرتبه عقل بشری راه نداره علتشم اینه که عقل نور متحرکه صغری و کبری و نتیجه بگیره از مجهول حرکت می کنه به معلوم می رسه حدود مطلب را می شناسه تعریف می کنه حد تام( تعریف کامل) و حد ناقص (تعریف ناقص) می آورد- البته بعضی هم میگن این عدم شناخت مال همه نیست ، عقل داریم تا عقل
- اما آیا کنه اشیاء را شناختن به این راحتی هست ؟؟؟؟مولی معصوم ما علیه السلام فرمود اللهم ارنی الاشیاء کما هی خدا اشیاء را همینطور که هستن ببینم و مولی علی علیه السلام در جواب ذعلب یمانی که پرسیده بود آیا خدایت را دیده ای فرمود: ایا آنچه نمی بینم اطاعت کنم ؟و در پاسخ به چگونه گی و کیفیت این رویت فرمود چشمان ظاهری به طریق مشاهده او را نمی بینند ولی قلوب به واسطه حقیقت ایمان او را درک می کنند نهج البلاغه خطبه 179و در جواب یکی از علمای یهود که این سوال را پرسیده بود همین جواب را داد توحید صدوق باب 8 حدیث 6 دوستان شناخت خدا ممکنه![[تصویر: 8.gif]](http://forum.p313.ir/images/smilies/yahoo/8.gif)
![[تصویر: 8.gif]](http://forum.p313.ir/images/smilies/yahoo/8.gif)
عده ای بودند که او را شناخته اند![[تصویر: 11.gif]](http://forum.p313.ir/images/smilies/yahoo/11.gif)
و در جواب سوال از رویت؟ معرفت قلبی خود به آن عزیز مهربان را به عنوان حقیت ایمان و رویت آن عزیز و یقین دیده اند مطلبی از استادمان در مورد توحید احدی و واحدی در زیر می آورم تا بعد ...
- اما آیا کنه اشیاء را شناختن به این راحتی هست ؟؟؟؟مولی معصوم ما علیه السلام فرمود اللهم ارنی الاشیاء کما هی خدا اشیاء را همینطور که هستن ببینم و مولی علی علیه السلام در جواب ذعلب یمانی که پرسیده بود آیا خدایت را دیده ای فرمود: ایا آنچه نمی بینم اطاعت کنم ؟و در پاسخ به چگونه گی و کیفیت این رویت فرمود چشمان ظاهری به طریق مشاهده او را نمی بینند ولی قلوب به واسطه حقیقت ایمان او را درک می کنند نهج البلاغه خطبه 179و در جواب یکی از علمای یهود که این سوال را پرسیده بود همین جواب را داد توحید صدوق باب 8 حدیث 6 دوستان شناخت خدا ممکنه![[تصویر: 8.gif]](http://forum.p313.ir/images/smilies/yahoo/8.gif)
![[تصویر: 8.gif]](http://forum.p313.ir/images/smilies/yahoo/8.gif)
عده ای بودند که او را شناخته اند![[تصویر: 11.gif]](http://forum.p313.ir/images/smilies/yahoo/11.gif)
و در جواب سوال از رویت؟ معرفت قلبی خود به آن عزیز مهربان را به عنوان حقیت ایمان و رویت آن عزیز و یقین دیده اند مطلبی از استادمان در مورد توحید احدی و واحدی در زیر می آورم تا بعد ...[/font]توحيد احدي و واحدي توحيد كه از نظر لغوي به معناي يگانه دانستن است نزد علماي عقائد معناي گوناگوني دارد كه از آن به اقسام يا مراتب توحيد تعبير مي شود. ذكر همه اين اقسام و مراتب خارج از گنجايش اين مقاله است لذا در اينجا تنها به برخي از اين اقسام و مراتب اشاره مي شود.
1. توحيد احدي مراد از توحيد احدي اين است كه ذات باري تعالي بسيط(غيرمركب) بوده از هر گونه جزء داشتن و جهت كثرت منزه است. دلائل زيادي براي اثبات اين قسم از توحيد اقامه شده كه ذكر همه آنها باعث اطاله كلام مي شود لذا فقط به چند دليل كوتاه بسنده مي شود.
خدا، وجود صرف و بدون قيد است و مركب بودن و داراي وجود كثرت بودن مستلزم مقيد بودن است بنابراين خداوند متعال نمي تواند مركب باشد.
دليل دوم: هر موجود مركبي محتاج به اجزاء خود است به نحوي كه اگر اجزاء نباشند خود آن نيز نخواهد بود و هيچ محتاجي واجب الوجود نيست در حالي كه خدا يعني واجب الوجود.
دليل سوم: خدا يعني وجود صرف و ماهيت يعني حد وجود. پس خدا ماهيت ندارد و تركيب از خواص ماهيات است بنابراين خدا مركب نيست.
2. توحيد واحديمنظور از توحيد واحدي اين است كه ذات خداوند متعال تعدد بردار نيست. يعني وجود بيش از يك خدا محال است. براي توحيد واحدي نيز دلايل فراواني ذكر شده كه به برخي از آنها اشاره مي شود.
دليل اول: برهان عدم برهان بر وجود بيش از يك خداوقتي وجود خدا با برهان اثبات وجود حداقل يك خدا ثابت شده است. بنابراين اگر كسي مدعي است كه خداي دومي وجود دارد بايد وجود خداي دوم يا بيشتر را با برهان اثبات نمايد. لكن هيچ برهاني بر اين امر وجود ندارد. اين برهان را خداوند متعال چنين بيان نمود: «وَ مَنْ يَدْعُ مَعَ اللّهِ إِلهًا آخَرَ لا بُرْهانَ لَهُ بِهِ ...؛ و هر كس معبود ديگري را با خدا نخواند بر وجود آن معبود ديگر برهاني ندارد.»(المؤمنون/117) همچنين فرمود: «أَ إِلهٌ مَعَ اللّهِ قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ؛ آيا با الله، معبود ديگري هست، بگو اگر راست مي گوييد برهان بياوريد.»(النمل/64)
دليل دوم: برهان تدافع دو قدرتامام صادق(علیه السلام) به زنديق فرمود: « اين گفتار تو كه مي گويي خدا دو تاست از سه حال بيرون نيست، يا هر دوي آنها ازلي و قوي هستند، يا هر دو آنها ضعيفند يا يكي قوي و ديگري ضعيف است. اگر هر دو قوي هستند پس چرا همديگر را دفع نمي كنند تا يگانه مدبر عالم شوند و اگر خيال مي كني كه يك ضعيف و ديگري قوي است، آنكه قوي است خداست و آن ديگري عاجز است.»(كافي)
در اين كلام امام برخي از مقدمات حذف شده اند. خلاصه برهان چنين است كه:
اگر دو خدا باشد يا هر دو قدرت برابر دارند؛ يا يكي قدرت بيشتري دارد؛ هر دو ضعيف و عاجزند. اگر هر دو عاجزند كه هيچ كدام خدا نيستند و اگر يكي قوي و ديگري ضعيف است، آنكه قوي است خداست و آن ديگري مخلوق و محكوم حكم اوست و اگر هر دو قدرت برابر داشته باشند، در آن صورت مانع از تدبير يكديگر مي شوند و در نتيجه عالم نابود مي شود. چرا كه قدرت ذاتا اقتضاي غلبه دارد و محال است موجودي قادر باشد و طالب غلبه نباشد.
دليل سوم: برهان قانعامام صادق(علیه السلام) به زنديق فرمودند: «و اگر بگويي خدا دوتاست، آن دو خدا خالي از دو وجه نيستند يا هر دو از همه جهت با هم تفاوت دارند. پس زمانيكه خلق را منظم و كشتي را در حركت مي بينيم و اختلاف شب و روز و خورشيد و ماه راه مشاهده مي كنيم، درستي امر و تدبير و به هم پيوستگي امور دلالت مي كند بر اينكه مدبر عالم يكي است.(توحيد صدوق)
خلاصه اين برهان چنين است:
اگر خدا دو تا باشد، آن دو خداي فرضي از سه حالت بيرون نيستند، يا از هر جهت مثل همند كه در آن صورت دوگانگي آن دو توهم است. چون دوگانگي مستلزم حداقل يك تفاوت است. يا از هر جهت با هم تفاوت دارند كه در آن صورت هر كدام علت و مدبر مستقل خواهند. در نتيجه هر كدام دست به تدبير عالم خواهد زد كه نتيجه آن به هم ريختن عالم خواهد شد. اگر يكي از آنها به نفع ديگري كنار بكشد، معلوم مي شود كه او علت و مدبر نيست پس خدا هم نيست، همكاري بين دو موجود كاملا متمايز از هم نيز عقلا محال است. حالت سوم اين است كه آن دو در برخي وجوه با هم شريك باشند كه در آن صورت نيز خدا نخواهند بود چون لازمه اين امر تركيب از جزء مشترك و غيرمشترك است و هيچ مركبي واجب الوجود نيست. امام(علیه السلام) اين فرض سوم را در كلامشان مطرح نكردند چون بطلان آن واضح بود.
خداوند متعال برهان تمانع را چنين بيان نموده است: «لَوْ كانَ فيهِما آلِهَةٌ إِلاَّ اللّهُ لَفَسَدَتا؛ اگر در آسمان و زمين بيش از يك خدا بود، آن دو(آسمان و زمين) فاسد مي شدند(ويران مي شدند.)».(الانبياء/22)
[font=Tahoma]![[تصویر: 2017431-8fa514f5c04d3f41d92760742dcd4d0a-l.jpg]](http://www.lenzor.com/public/public/user_data/photo/2018/2017431-8fa514f5c04d3f41d92760742dcd4d0a-l.jpg)
![[تصویر: 1954779-fbe90e765ce318a6903750d3e601a74a-l.jpg]](http://www.lenzor.com/public/public/user_data/photo/1955/1954779-fbe90e765ce318a6903750d3e601a74a-l.jpg)
![[تصویر: 2061600-d9002234aa36aa22055c0c73ca6e6899-l.jpg]](http://www.lenzor.com/public/public/user_data/photo/2062/2061600-d9002234aa36aa22055c0c73ca6e6899-l.jpg)