به نام خدا
قابل توجه همه ی کسانی که این موضوع براشون سوال شده
سلام آقای سید رضا
بنده،همین امروز تماس گرفتم با انتشارات المیزان و گفتند هییچ مانعی وجود نداره و اتفاقاً موجبه خوشحالیه ماست که این مطالب به هر صورتی انتشار پیدا کنه و در اختیار همه قرار بگیره!!!
در ضمن،یه نکته ای متذکر بشم که بنده چون خودم رو این موارد حساسم،اگر شک داشتم رو اینکه ممکنه مشکل شرعی این کارم داشته باشه،هیچ وقت قرار نمیدادم ولی بنده ضمن قرار دادنه جلد کتاب و نوسنده و ... مطمئنم کسی که این کتاب ها رو نشر میکنه،نیتش،فقط واسه رضای خداست و نشر مطالب شیعه بین مردم و نه فقط کسب درآمد.
بازم ممنونم ازتون.
همگی موفق و پیروز باشید.

(۲/تیر/۹۳ ۹:۴۰)aboutorab نوشته است: [ -> ]سلام مجدد بر شما
با اینکه می دونم با ارسالهام دارم تایپک این خواهر بزرگوار را خراب می کنم . اینم روش
ان شاء الله ناظران بعداً ارسالهای مارو پاک می کنند
اما در پاسخ به شما بزرگوار "
کار به کتابهای غیر مذهبی و بقیه کتابها ندارم
ولی کتابهایی که در راستای مذهب و دین نوشته میشه نوشتن چنین جمله ای چه در اول یا آخر کتاب درست نیست
اما فرمودید:« در این وانفسا منبع معاشش اینه »
قول میدم این جمله رو از اول و آخر کتابش حذف کنه طوری نشه هیچ بلکه خیر و برکتش دو چندان هم بشه - در غیر اینصورت اگه از گشنگی مرد گناهش پای من .
یا هوالرزاق
سلام
نظر حضرت آیت الله خامنه ای حفظه الله در مورد کپی کردن کتاب ها منوط (احتیاط واجب) به اجازه از ناشر و یا مؤلف است.
ضمن اینکه اون کتابی که من گفتم در مورد شهداء بود. و به نویسنده و ناشر هم حق میدهم چونکه یکی عمرشو هزینه نوشتن کتاب میکنه و یکی سرمایه اشو هزینه چاپ آن. اگر قرار باشه چون برای خداست و کار دینیه و... از خیر در اوردن پولش بگذره که زن و بچه اشو کی باید سیر کنه.
بقول مقدمه ی همون کتاب (راجع به همون موضوع شهدا) کسی اگر دلش می خواد برای شهدا کار کنه زحمت بکشه و بره تحقیق کنه و پرس و جو کنه و مصاحبه کنه و بعدش هم بطور رایگان پخشش کنه. نه اینکه زحمت بقیه رو بیاد راحت به باد بده. این همه شهید هم داریم که کسی در موردشون اطلاعی نداره.
وجود فایل pdf از کتاب هم دال بر مجاز بودن استفاده نیست. خدای نکرده اگر ناشر اجازه انتشار نداده باشه ضمن اینکه منی که نشر میدم گناه کرده ام، هر کس هم که از این نوشته استفاده کنه و آنرا منتشر کنه و ... من هم در گناه او شریک خواهم بود.
باز هم بگم که من از باب تکلیف و اتمام حجت این مورد رو گفتم. وگرنه برای من چیزی نداره. چاره اش هم گرفتن شماره انتشاراتی که تو کتاب نوشته و کسب اجازه است. انشاالله که اجازه هم داده باشند.
(۲/تیر/۹۳ ۱۷:۱۵)sayed reza نوشته است: [ -> ]سلام
نظر حضرت آیت الله خامنه ای حفظه الله در مورد کپی کردن کتاب ها منوط (احتیاط واجب) به اجازه از ناشر و یا مؤلف است.
ضمن اینکه اون کتابی که من گفتم در مورد شهداء بود. و به نویسنده و ناشر هم حق میدهم چونکه یکی عمرشو هزینه نوشتن کتاب میکنه و یکی سرمایه اشو هزینه چاپ آن. اگر قرار باشه چون برای خداست و کار دینیه و... از خیر در اوردن پولش بگذره که زن و بچه اشو کی باید سیر کنه.
بقول مقدمه ی همون کتاب (راجع به همون موضوع شهدا) کسی اگر دلش می خواد برای شهدا کار کنه زحمت بکشه و بره تحقیق کنه و پرس و جو کنه و مصاحبه کنه و بعدش هم بطور رایگان پخشش کنه. نه اینکه زحمت بقیه رو بیاد راحت به باد بده. این همه شهید هم داریم که کسی در موردشون اطلاعی نداره.
وجود فایل pdf از کتاب هم دال بر مجاز بودن استفاده نیست. خدای نکرده اگر ناشر اجازه انتشار نداده باشه ضمن اینکه منی که نشر میدم گناه کرده ام، هر کس هم که از این نوشته استفاده کنه و آنرا منتشر کنه و ... من هم در گناه او شریک خواهم بود.
باز هم بگم که من از باب تکلیف و اتمام حجت این مورد رو گفتم. وگرنه برای من چیزی نداره. چاره اش هم گرفتن شماره انتشاراتی که تو کتاب نوشته و کسب اجازه است. انشاالله که اجازه هم داده باشند.
علیک السلام
فرمایش حضرت آقا کاملاً درسته و منم قبولش دارم
حتماً باید اجازه گرفت و با اجازه این کار رو کرد
اما حرفم یه چیز دیگه بود - حرفم اینه که اونی که داره برای دین و مذهب کار می کنه نباید این قدر سفت و سخت بگیره و برای خواننده شرط بزاره - (شاید کسی بخواد اون کتاب رو بخونه و پولی نداشت ) نه فقط کتاب بسیاری از ابزار نوار - سی دی - دی وی دی و....
مثلاً همین کتابی که نام بردید برای شهدای والامقام این مملکت - اون عزیزی که رفته برای ما جانش را داده یعنی تمام هستیش رو برای من نوعی داده بعد من بیام برای اون عزیز یه کتابی بنویسم و برای خودم منبع درآمد قرار بدم و همین طور برای دین و مذهب - پیامبر و اهلبیت علیهم السلام برای من و امثال من همه هستی شون را دادند تا ببخشید دور به جان همه شما من آدم بشم - بعد من بیام چهارتا مداحی انجام بدم فلان میلیون تومان بگیرم و اجازه هر گونه تکثیر رو هم به دیگری ندم - جفا نیست در حق اهلبیت علیهم السلام - الان یکی نیاد بگه من با صله مخالفم ها نه هرچی بهشون دادن بگه خدابرکت نه نرخ تعیین کنه /////
من معتقدم باید درباره مذهب و دین و حتی برای شهدا کار بصورت فی سبیل الله و رایگان انجام بشه تا اونی که می خواد با این فرهنگ آشنا بشه دچار زحمت نشه و به راحتی این امکانات در اختیارش قرار بگیره
یاد یه چیزی افتادم بگم بد نیست
اخیراً اگه کسی از نزدیکان شما به سفر حج رفته باشند می تونند شهادت بدند که حرفم درسته یا نه
الان وهابیت ملعون و خبیث تو مکه مکرمه و مدینه منوره اقدام به چاپ کتابهایی نمودند علیه مهربان ترین پدر دنیا حضرت مهدی علیه السلام نه فقط این مورد بلکه کلی کتاب در رد عقاید شیعه
و بصورت رایگان با عزت و احترام در اختیار جهانیان مخصوصاً شیعیان قرار می دهند تا بلکه ایجاد شبهه کنند و مردم را از شیعه و امام زمان مظلوم مان دور کنند
خوب اونا تو باطلشون چقدر فعالند و ما در حقانیت مون چی؟؟؟؟؟؟؟
دارم برات مطلب می نویسم دلم درد اومد - خدا لعنت شون کنه که چه جنایاتی دارن می کنند - چه هزینه هایی برای از بین بردن حقیقت - البته کور خوندند
ببخش دیگه نمی تونم ادامه بدم
خدایا به غربت و مظلومیت ارباب منتظر رحم نما و فرج و ظهورش را برسان
یا علی علیه السلام
(22)
يَا ابْنَ جُنْدَب اَلْخَيرُ كُلُّهُ اَمامَكَ و اِنَّ الشَّرَّ كُلَّهُ اَمامَكَ و لَنْ تَرَى الْخَيْرَ و الشَّرَّ اِلاّ بَعْد الاخِرَةِ لاَِنَّ اللّهَ جَلّ و عَزَّ جَعَلَ الخيرَ كُلَّهُ فى الجَنَّةِ و الشَّرَّ كُلَّهُ فى النّارِ لاَِنَّهُما الْباقيانِ وَ الواجِبُ عَلى مَنْ وَهَبَ اللّهُ لَهُ الهُدى و اَكْرَمَهُ بِالايمانِ و اَلْهَمَهُ رُشْدَهُ و رَكَّبَ فيه عقْلا يَتَعَرَّفُ بِهِ نِعَمَهُ و آتاهُ عِلماً و حُكْماً يُدَبِّرُ بِهِ اَمْرَ دينِهِ و دنياهُ اَنْ يوجِبَ عَلى نَفْسِهِ اَنْ يَشْكُرَ اللّهَ وَ لايَكْفُرَهُ و اَنْ يَذْكُرَ اللّهَ و لايَنْساهُ وَ اَنْ يُطيعَ اللَّهَ و لايَعْصيَهُ لِلقديمِ الّذى تَفَرَّدَ لَهُ بِحُسْنِ النَّظَرِ و لِلحديثِ الّذى اَنْعمَ عليهِ بعد اِذْ اَنْشَأَهُ مخلوقاً و لِلْجَزيلِ الّذى وَعَدَهُ وَ الفَضلِ الّذى لَمْ يُكَلِّفْهُ مِنْ طاعتِهِ فَوقَ طاعَتِهِ و ما يَعْجُزُ عَنِ القيام بِهِ و ضَمِنَ لَهُ الْعَونَ عَلى تَيْسيرِ ما حَمَلَهُ مِنْ ذلِكَ و نَدَبَهُ اِلَى الاستعانَةِ عَلى قليلِ ما كَلَّفَهُ
ای پسر جندب! همه ی خوبی ها و همه ی بدی ها پیش روی توست و هرگز تا قبل از آخرت نه خیر را درک کنی و نه شر را،زیرا خداوند عزّ و جلّ همه ی خوبی ها را در بهشت و همه ی بدی ها را در دوزخ-که هر دو جاویدند-قرار داده.پس واجب است بر هر کسی که خداوند به او نعمت هدایت عطا فرموده و او را به نورِ ایمان، کرامت داده است و راهِ سعادت و رستگاری را به او الهام کرده و عقلی را در وجودش به ودیعه نهاده است- تا به کمک آن نعمت های خدا را بشناسد-و علم و حکمتی به او داده است- تا امور دین و دنیایش را اصلاح کند-بر چنین کسی لازم و ضروری است خود را وادار کند که شکرِ خداوند را به جا آورد و به او کفر نورزد و همواره به یاد خدا باشد و او را فراموش نکند،به خاطر این خداوند از قبل بر او حُسنِ نظر داشته و او را انتخاب کرده است و پس از این که به وی نعمت وجود را عطا کرده،نعمت های جدیدی را بر آن افزوده است، و نیز به خاطر آن پاداش بزرگی که به او وعده فرموده است و نیز به خاطر آن عنایتِ خاصه ی او که هیچ گاه عبادتی را بر او تحمیل نمی کند که افزونی بر طاقتش باشد و نتواند آن را انجام دهد و نیز ضمانت کرده است که او را در آسان کردنِ تکالیفی که بر عهده اش گذاشته،یاری کند و بر تکلیف کمی که بر عهده اش نهاده شده یاریش نماید.آری به جهت چنین موقعیت هایی که برای او فراهم کرده سزاوار است همواره به یاد او باشد و از اطاعت او سرپیچی نکند.
وَ هُوَ مُعْرِضٌ عمّا اَمَرَهُ و عاجزٌ عَنْهُ قَدْ لَبِسَ ثَوبَ الاسْتِهانَةِ فيما بَيْنَهُ وَبْيَن رَبَّهِ مُتَقَلِّداً لِهَواهُ ماضياً فى شَهَواتِهِ مُؤْثِراً لِدُنياهُ عَلى آخرتِهِ و هُوَ فى ذلكَ يَتَمَنّى جِنانَ الْفِردَوسِ وَ ما يَنْبَغى لاَِحَد اَنْ يَطْمَعَ اَنْ يُنْزِّلَ بِعملِ الفُجّارِ مَنازِلَ الابرارِ اَما اَنَّهُ لَوْ وَقَعَتِ الواقعةُ و قامتِ القيامةُ و جاءتِ الطّامَّةُ و نَصَبَ الجَبّارُ الموازينَ لِفَصْلِ القَضاءِ وَ بَرَزَ الخلائِقُ ليوم الحسابِ اَيْقَنْتَ عِنْدَ ذلكَ لِمَنْ تكونُ الرَّفْعَةُ و الكرامَةُ و بِمَنْ تَحُلُّ الحَسْرةُ و النَّدامَةُ فاعْمَلِ الْيَومَ فى الدُّنيا بما تَرْجوا بِهِ الفَوْزَ فى الاخِرَةِ.
با این حال این انسان از فرمان او روی گردان است و از انجام وظیفه اش درمانده و جامه ی سهل انگاری و بی اعتنایی -میان خود و خدا- پوشیده و از هوایِ نفسِ خود پیروی کرده و رهسپار راه شهواتِ خود گشته و دنیای خود را بر آخرتش ترجیح داده و با این حال آرزوی بهشتِ برین را در سر پروراند،در حالی که این شایسته نیست که کسی همچون گناهکاران عمل کند و طمع داشته باشد که سرانجام او را در مقام نیکوکاران جای دهند.
اگر آن حادثه ی بزرگ واقع شود و قیامت بر پا گردد و آن امر مهم فرا رسد و خدای جبّار،میزان عدل را برای داوری بر پا کند،در حالی که خلائق برای رسیدگی به حساب های خود بیرون آمده اند،در این حال است که به یقین در می یابی که مقام و مرتبه ی رفعت و کرامت از آنِ کیست و حسرت و پشیمانی از آنِ چه کسی است. پس در این دنیا به گونه ای عمل کن که بدان توقع نجات و کامیابی در آخرت را داشته باشی.
شــــــــــرح:
سعادت و شقاوت و خوشبختی و بدبختی آن است که در قیامت برای هر کس ظهور می کند و تا قیامت بر پا نشود ،معلوم نمی شود چه کسی حقیقتاً خوشبخت است و چه کسی حقیقتاً بدبخت و لذا جا دارد همه ی توجه خود را متوجه وظایفی نماییم که خداوند با لطف و کرمش بر عهده ی ما گذاشته،وظایفی که در عین قابل تحمل بودن،برکات غیرقابل تصوری به همراه دارد. جایگاه زندگی دنیایی برای آن است که انسان ها خود را شایسته ی بهشت بکنند،زیرا بهشت است که مرکز همه ی خوشبختی ها است و امکان ندارد کسی عمل گناهکاران را انجام دهد ولی در جایگاه نیکان قرار گیرد.در همین رابطه حضرت می فرمایند:چون قیامت واقع شود معلوم می شود چه کسی در مقام رفعت و کرامت است و چه کسی در مقام حسرت و پشیمانی.
این نکته ی بسیار دقیقی است برای آن ها که متوجه حقیقت تکوینی نظام الهی نیستند و گمان می کنند در قیامت چنین امکانی هست که انسان های گناهکار در جایگاه انسان های الهی قرار گیرند.
(23)
نماز مقبول و آثار آن :
يَا ابْنَ جُنْدَب قال اللّهُ جلّ و عزّ فى بَعضِ ما اَوْحى: اِنَّما اَقْبَلُ الصَّلاةَ مِمَّنْ يَتَواضَعُ لِعَظَمَتى و يَكُفُّ نَفْسَهُ عَنِ الشَّهَواتِ مِنْ اَجْلى و يَقْطَعُ نَهارَهُ بِذِكْرى و لايَتَعَظَّمُ عَلى خَلْقى و يُطْعِمُ الْجائِعَ و يَكْسوُ الْعارِىَ وَ يَرْحَمُ المُصابَ و يُؤْوِى الْغَريبَ فَذلِكَ يُشْرِقُ نورُهُ مِثْلَ الشَّمسِ اَجْعَلُ لَهُ فى الظُّلْمَةِ نوراً و فِى الجَهالةِ حِلْماً اَكْلَأُهُ بِعِزَّتى وَ اَسْتَحْفِظُهُ ملائكتى يَدْعُونى فَاُلَبّيهِ و يَسْأَلُنى فَاُعْطيهِ فَمَثَلُ ذلك الْعَبدِ عندي كَمَثَلِ جَنّاتِ الفِردَوسِ لا يُسْبَقُ اَثمارُها و لاتَتَغَيَّر عن حالِها.
ای پسر جندب!خداوند عزّ و جلّ در یکی از الهاماتی که به بندگانِ برگزیده ی خود فرو فرستاده،چنین گفته است: ((من تنها نماز کسی را میپذیرم که در برابر عظمت من فروتنی کند، و به خاطر من نفس خود را از لذات باز دارد و روزش را با یاد من به شب آرد،و بر بندگان من بزرگی نفروشد و گرسنه را سیر کند و برهنه را بپوشاند و بر گرفتار ترحّم نماید و غریب را مأوا دهد؛پس چنین بنده ای مانند خورشید بر دیگران نورافشانی می کند و من او را در ظلمت ها هدایت می کنم و در آنچه نمی داند او را حلیم و دانا می نمایم،قسم به عزتم که او را حفظ کنم و فرشتگانِ خود را مأمور حفاظتش قرار دهم.هر گاه مرا بخواند،بلافاصله حاجتش را برآورده می سازم مَثَل چنین بنده ای در نزد من،همچون باغ هایِ برین بهشتی است که میوه های بی نظیر و غیر قابل تغییر دارد)) .
شـــــرح:
حقیقت انسان از نظر وجودی و تکوینی عین تعلق به حضرت حق است و هیچ موجودیتی از خود ندارد،و همه ی وجود او از خداوند است،همچنان که حقیقت او در تشریع نیز در مقابل حضرت حق عبودیت است. حال اگر انسان خواست مطابق حقیقت خود عمل کند باید در مقابل عظمت خداوند تواضع و عبودیت خود را به صحنه آورد و در آن راستا از هر گونه میلی که حکایت از استقلال او در مقابل خداوند بکند دست بردارد و در تمام زندگی متوجه ربوبیت حضرت حق باشد و بر بندگان خدا بزرگی نفروشد و چیزی جز رعایت حقوق حق و خلق در او نباشد تا به نور پروردگارش منور گردد و در حراست الهی قرار گیرد و به اراده ی الهی هر آنچه می طلبد محقق شود.
(24)
بحثى پيرامون حيا :
يَا ابْنَ جُنْدَب الاِْسلامُ عُريانٌ فَلِباسُهُ الْحَياءُ و زينَتُهُ الوَقارُ و مُرُوَّتُهُ اَلْعَمَلُ الصّالحُ و عِمادُهُ الْوَرَعُ
وَ لِكُلِّ شَىْء اَساسٌ واساسُ الاسلامِ حُبُّنا اَهلَ البيتِ
ای پسر جندب!اسلام برهنه است و لباسش حیا و شرم است و زیور آن وقار است و مردانگی اش،عمل صالح و ستون و پایه اش پارسایی و پرهیزگاری است.و هر چیز را اصل و اساسی است و اصل و اساس اسلام،دوستیِ ما اهل بیت علیهم سلام است.
شـــــــــرح:
هر مسلمانی در ابتدای امر پس از پذیرفتن اسلام باید در صدد باشد تا آن را به کمال مطلوب برساند و با شدت بخشیدن بر حیاءِ خود،اسلام خود را پوششی آراسته بخشد و با وقار آن را زینت دهد و دوست داشتنی گرداند و با عمل صالح آن را به مروت و مردانگی منور کند و با پرهیزکاری پایه های آن را محکم نماید و از همه مهتر برای آنکه اسلام او به اساس و ریشه برسد سعی کند حب اهل البیت علیهم سلام را در خود شعله ور نماید تا با قدم های عشق و محبت به نمونه های کامل دینداری ،اسلام خود را به اوج کمال برساند و دینداری را با نور محبت به اولیاء الهی دوست داشتنی کند.