تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: شیعه می‌تواند با آثار هیچکاک ارتباط برقرار کند
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
شیعه می‌تواند با آثار هیچکاک ارتباط برقرار کند



[تصویر: IMAGE635350560292072181.jpg]

سید مرتضی آوینی در میان سینماگران تاریخ، به آلفرد هیچکاک نظر خاصی داشت و فیلم‌های وی را نمونه سینمای نابی می‌دانست که می‌تواند پارامترهای لازم به لحاظ هنر هفتم دارا باشد. مقاله‌ای که وی در کتاب «هیچکاک، همیشه استاد» درباره این فیلمساز بزرگ تاریخ سینما نوشته گویای دیدگاه آوینی به سینمای مطلوب است.


ماجرای نوشته شدن کتاب هیچکاک همیشه استاد


مسعود فراستی که گردآوری و تنظیم ویژه نامه «هیچکاک» را بر عهده داشته درباره زمینه‌های اقدام به این کار می‌گوید: «یک روز به مرتضی گفتم: این طور نمی‌شود که روشنفکران هر کاری می‌خواهند انجام دهند و ما هم بی‌کار بنشینیم. ما فقط داریم نقد می‌کنیم و بساط آنها را به هم می‌ریزیم اما این کافی نیست، ما باید یک الگوی جایگزین مطرح کنیم. الگوی داخلی‌مان که سینمای جنگ است، باید یک الگوی دیگری را هم در زمینه سینمای خارجی مطرح کنیم». پرسید: «نظرت چیست»؟ گفتم: «روشنفکران و مسئولان که تارکوفسکی را علم کردند. بیا مقابل تارکوفسکی یک آدم حسابی علم کن».



گفت: مثلا کی؟ گفتم: هیچکاک، مرتضی گفت: «مسعود! هیچکاک تکنسین بزرگی است ولی به لحاظ نظری مقابل تارکوفسکی کم نمی‌آورد؟ این بابا متفکر است. من در جوانی چند تا فیلم از هیچکاک دیدم اما باید دوباره و بیشترفیلم ببینم. چند تا فیلم بده ببینیم». تارکوفسکی کتاب‌های نظری جدی دارد. کتاب معروفش به نام «پیکر تراشی زمان» که مرتضی هم آن رامی‌شناخت از لحاظ نظری کتاب قابل تأملی است، یا یک گفت‌وگو دارد که حرف حسابی در آن زیاد است. تارکوفسکی اگر فیلم نمی‌ساخت من شخصاً می‌گفتم که نظریه پرداز خوبی است. به ‌هرحال مرتضی تردید داشت که در مقابل این جبهه روشنفکری هیچکاک تاب ایستادن داشته باشد. گفت فیلم برسان به من. 5-4 تا فیلم دید. روز دوم، سوم که فیلم‌ها را می‌‌دید گفت: «مسعود! هیچکاک انتخاب درستی است».



شیعه با آثار هیچکاک ارتباط برقرار می کند



فراستی می‌گوید: یادم می‌آید دانشکده صدا و سیما فیلم «مرد عوضی» از هیچکاک را گذاشت. مرتضی با خانم امینی آمدند و دیدند. مرتضی بعد از پایان فیلم گفت: «این بی‌نظیر است. این فیلم به معیارهای مورد نظر ما خیلی نزدیک است. ما شیعه جماعت خیلی می‌توانیم با هیچکاک ارتباط برقرار کنیم». خلاصه آوینی مطمئن شد که می‌تواند روی هیچکاک مانور بدهد و مقابل جبهه روشنفکری داخلی مطرحش کند.


دیدگاه شهید آوینی در خصوص سینمای هیچکاک


سید مرتضی آوینی در مقاله خود درباره سینمای هیچکاک ضمن بررسی عناصر مشترک و دغدغه‌های مضمونی ساختاری و همچنین درونمایه آثار آلفرد هیچکاک می‌نویسد: «آنان که در فیلم‌های هیچکاک حرفی برای گفتن نمی‌یابند، از سینما توقعی می‌برند که در آن نیست. عالم سینما عالم دیگری است و هرگز نباید از آن نظرگاه که به ادبیات، شعر، موسیقی و حتی نقاشی می‌نگریم، به تماشای فیلم بنشینیم. سینما که جایی برای حرف زدن نیست؛ اینجا باید نشست و در یک تجربه روحی سهیم شد و در آخر کار هم نباید پرسید: این فیلم چه می‌خواست بگوید؟ فیلم خوب آن نیست که تماشاگر خویش را به دام یک استدلال پیچیده عقلانی بکشاند. فیلم خوب آن است که تماشاگرش را به سفر دل دعوت کند. تماشای فیلم، سلوک به نفس است نه به عقل و البته کیست که نداند در جهان امروز، سینما علی العموم دعوت به تدانی دارد نه تعالی.


سینما، هنری است که برخلاف دیگر هنرهای روز، بدون تماشاگر وجود ندارد. هیچکاک بیش از هر کارگردان دیگری این واقعیت را می‌شناسد و با رضایت به آن گردن می‌نهد و تماشاگر یعنی تماشاگر عام، نه نخبگانی که کتاب‌های داستایفسکی را می‌خوانند. داستایفسکی متعلق به نخبگان است اما هیچکاک چنین نیست. اگرچه باید در اینجا حتما بر این گفته تروفو تاکید ورزید که: «در اینجا جمع اضدادی نهفته است. کارگردانی که آثارش به خاطر روشنی و سادگی، در سراسر جهان، بیش از هر فیلمساز دیگری در دسترس درک و تمتع تماشاگران قرار دارد، درعین حال کارگردانی است که در ساختن فیلم از ظریفترین و نهفته‌ترین روابط بین افراد انسان، نظیر ندارد».


در فیلم‌های هیچکاک سادگی بسیار با دقت و حضوری که از فرط کمال به چشم نمی‌آید، جمع آمده است. هیچیک از تعابیری که در افواه نسبت به هیچکاک وجود دارد، درست نیست، در عین آنکه هیچ یک از آنها نیز غلط نیست.کسی که این قضیه ظاهرا متناقض را در ماهیت سینما درک نکند، یا تماشاگر را از دست خواهد داد و یا اگر به تماشاگر و سلائق او توجه کند، ژرفنایی را که سینما در تامل و تفکر حضوری می‌تواند به آن دست یابد، از دست می‌نهد و این هر دو عدول از ماهیت سینماست.... «سرگرمی» چیزی است که خواه و ناخواه با فیلم خوب به وجود می‌آید ولی غایت آن نیست.


سرگرمی، نوعی بیخودی و یا غفلت از خویشتن است که لزوما مذموم نیست. سرگرمی، اولین شرط محقق سینماست و نقض غرض است اینکه ما سینما را بخواهیم اما با این شرط که تماشاگر در فضای فیلم مستغرق نشود. اصلا سینما برای این استغراق، بیخودی و غفلت از خویش به وجود آمده است، اگرچه تجربه نشان داده است که این استغراق می‌تواند نوعی سلوک روحی و یا روحانی نیز باشد ..... ما در سینما به تماشای رویاهای بشر امروز می‌نشینیم، تماشایی مستغرقانه همراه با تجربه‌ای درونی که می‌توان از آن نوعی تزکیه روانی را نیز انتظار داشت.


اگر بخواهیم در میان کارگردانان سینما یک تن را بیابیم که مستحق عنوان «استاد مطلق» باشد، بدون تردید باید به سراغ هیچکاک برویم. این سخن چه فایده‌ای می‌تواند داشته باشد اگر ما هنر را جز وسیله‌ای در خدمت اغراض و تفکرات خویش ندانیم؟ هیچکاک سینما را وسیله نمی‌داند و این گفته او خطاب به اینگرید برگمن که «اینگرید، این فقط یک فیلم است» نیز به معنای این نیست که که او سینما را جدی نمی‌گیرد.


هیچ یک از هنرهای دیگر را هم نباید به مثابه وسایل و ابزاری که باید در خدمت تبلیغ و یا بیان تفکرات ما درآیند، انگاشت. ممکن است ما درباره نسبت شعر و تفکر بیندیشیم و حتی نهایتا به این نتیجه برسیم که جوهر اصلی شعر، تفکر است اما بالاخره شعر، شعر است و هیچ کس با تفکر در ماهیت شعر شاعر نخواهد شد چه برسد به آنکه بخواهد شاعری همچون حافظ بشود. اگر حافظ بگوید که شعر، وسیله است، باید از او پذیرفت چراکه بر زبان شعر تا آنجا احاطه دارد که می‌تواند با شعر در کمال قدرت و زیبایی هر آنچه را که بخواهد، بیان کند؛ با این همه هرگز حافظ این اشتباه را نخواهد کرد که شعر را در خدمت تدریس فلسفه و عرفان درآورد. او می‌داند که شعر چنین قابلیتی را ندارد و حاج ملا هادی سبزواری نیز جز با عدول از ماهیت شعر توفیق چنین استفاده‌ای را نیافته است. اشعار حاج ملا هادی اگر چه قالب موزون و مقفی دارد اما از روح شعر در آن خبری نیست. اعتبار "منظومه " در نسبت با تدریس فلسفه ظاهر می‌شود نه در نسبت با جوهر شعر که مستقلا صاحب اعتبار و ارزش است.


جوهر سینما نیز مستقل و مجرد از پیام و تفکر وجود دارد و معتبر است و تا کسی این حقیقت را به معاینه و تجربه درنیابد نخواهد توانست که سینما را همچون وسیله‌ای در خدمت بیان معتقدات خویش درآورد. این سخنان را نباید با محصولات مصرفی رسانه ها که خواه و ناخواه گرفتار هر روزینگی و مصرف زدگی هستند، محک زد. راستش این است که سینما از لحاظ فن پیچیده‌ترین هنرهاست. سینما ماهیتا با تماشاگر عام مخاطبه دارد و در میان تماشاگران خویش گزینش نمی‌کند. من هیچ کارگردانی را نمی‌شناسم که بهتر از هیچکاک این واقعیت را دریافته باشد.


منبع
عجب تاپیک جالبی بود... ممنون سید جان.

ارسال بالا میتونه مقدمه خوبی باشه برای بررسی دقیق سینمای هیچکاک. از معرفی فیلمهاش تا نقد تفکر و آثارش.

دوستان: هادی...، مهدی و رضا و خود سید گرامی. بسم الله. منتظریما.Smile
بسم الله الرحمن الرحیم

یه صحبتهایی جا دارد گفته شود
در سینمای بعد از انقلاب میگفتند فرم مهم نیست و اصل محتوا است

که شهید اوینی مخالف این نظریه بود و میگفت سینما از خود ماهیت دارد و اگر نشناسیش
ممکن است بهترین محتوای اسلامی را بسازی به خیال خود ،اما چیزی که از اب درمیاد محتوایی خارج از اسلام باشد.

حرفی که هنوز هم بعضی ها قبول ندارند و میگن محتوا مهمه.

برای اموزش فرم شهید اوینی و فراستی دنبال یک گزینه خوب بودند که به الفرد هیچکاک رسیدند
منظورشان این بود سینمای هیچکاک را خوب بشناسید
و سپس از ان عبور کنید ،در جهت ساختن ماهیت سینمااسلامی.

توجه کنید
(۱۷/فروردین/۹۱ ۱۱:۲۹)Admirer نوشته است: [ -> ]گفت و گوی مجنون نیوز با یوسفعلی میرشکاک


6. باید از دنیا مدرن عبور کرد




یوسفعلى میرشکاک را کسانى که دوست دارند و آنها که دوستش ندارند، آقا یوسف صدا مى زنند. آقا یوسف این روزها بیشتر در خانه است و مى نویسد، مى خواند و نقاشى مى کند. به حرف هایى که درباره اش مى گویند و نقل قول هایى که برایش جعل مى کنند، کارى نداریم. زمینه بحث ما با او عمدتاً شهید آوینى و دیدگاه هاى او بود که البته به موضوع مدرنیته و نحوه مواجهه با آن نیز کشیده شد. میرشکاک سرحرف هاى خود ایستاده و به اوضاع و احوالى که در آن ایستاده ایم از منظر قابل توجهى نگاه مى کند. و برعکس آنچه مى گویند: «سرخ پوست خوب، سرخپوست زنده است».

* شما فکر مى کنید ذات فرهنگ پدیده اى سکولار است؟

فرهنگ، عرفان و شعر و دین نیست اما آنچه امروز در غرب به آن فرهنگ مى گویند پدیده اى سکولار است. فرهنگ در جهان مدرن به پدیده اى سکولار تبدیل شده است. نوع غربى این پدیده اقتضائاتى دارد که با اندیشه دینى سازگار نیست. قبل از ما شوروى ۷۰ -60 سال تلاش کرد که ایدئولوژى را به فرهنگ غرب تحمیل کند اما در هیچ زمینه اى به نتیجه نرسید. فرهنگ در جهان مدرن با اخلاق و نهان روشى کنار نمى آید. لازمه فرهنگ در جهان مدرن آزادى محض است.این آزادى محض یا وجهى عوامانه دارد و از پایین به بالا است یا وجه «فرهیختار» دارد که از بالا به پایین است. مرتضى آوینى از بالا به پایین نگاه مى کرد؛ وقتى او مجموعه اى درباره آلفرد هیچکاک ساخت، داد عده اى درآمد که براى چه خرج «هیچکاک» مى کنید؟
آوینى مى دانست که تا وقتى «هیچکاک» و «فورد» را یاد نگیریم و تا سر از زیر و بم فرهنگ غرب در نیاوریم امکان رخنه کردن در جوهر تکنیک محال است. ندیدم که بعد از او با وجود این همه جار و جنجال که حضرات راه مى اندازند حتى یک نفر پیدا شده باشد که به این نتیجه برسد. بشناسد بعد عبور کند. بیشتر بدون شناخت کار مى کنیم. این فقدان شناخت باعث مى شود که در عرصه فرهنگ نتوانیم راهى به دهى ببریم.
هیچ نمونه نقضى وجود ندارد؟ مثلا در حوزه سینما نمونه اى وجود ندارد که فیلمى بومى ساخته باشیم؟ به نظر مى رسد نمونه هایى هست که نشان مى دهد مى شود کارهایى از این دست کرد.
اینکه مى شود نمونه هایى ساخت با اینکه به عنوان یک پدیده مدرن واجد یک سینماى متعلق به خود باشیم، فرق مى کند. سینما ذاتاً سکولار است، معنى سکولار هم لزوما غیردینى نیست. سکولار یعنى دنیوى و نفسانى. فرهنگ ما، فرهنگ نفسانى نبوده است، فرهنگ رحمانى و ربانى بوده. سینماى غرب چنین چیزى را برنمى تابد.

یه موقع اشتباه نکنیم.
نقل قول:هیچ یک از هنرهای دیگر را هم نباید به مثابه وسایل و ابزاری که باید در خدمت تبلیغ و یا بیان تفکرات ما درآیند،

من اینو متوجه نشدم ... میشه یکی توضیح بده ؟ Huh
آثار هیچکاک حتی بین روشنفکرای امروزی ما هم طرفدار زیادی داره طوری که بهش می گن آلفرد هیچکاک کبیر!
مانور روی این کارگردان فکر فوق العاده ای هست.
(۱۹/اردیبهشت/۹۳ ۱۳:۰۵)Admirer نوشته است: [ -> ]اینجا باید نشست و در یک تجربه روحی سهیم شد و در آخر کار هم نباید پرسید: این فیلم چه می‌خواست بگوید؟ فیلم خوب آن نیست که تماشاگر خویش را به دام یک استدلال پیچیده عقلانی بکشاند. فیلم خوب آن است که تماشاگرش را به سفر دل دعوت کند. تماشای فیلم، سلوک به نفس است نه به عقل و البته کیست که نداند در جهان امروز، سینما علی العموم دعوت به تدانی دارد نه تعالی.

سلام،

این تیکه رو اگر یه نفر (ترجیحا ایجاد کنندۀ تاپیک) توضیح بده خیلی خوبه.
(۲۷/اردیبهشت/۹۳ ۰:۲۳)MaTeY نوشته است: [ -> ]سلام،

این تیکه رو اگر یه نفر (ترجیحا ایجاد کنندۀ تاپیک) توضیح بده خیلی خوبه.



خودمونیش این میشه

فیلمای آلفرد چون عمدتا شما رو پرتاب میکنه تو داستان های گیج کننده و تعلیق های سنگین لذت بخشه

فقط یچیزی

آیا چون هیچکاک اینکارو میکرده این خوبه

یا نه کلا این کار چیز خوبیه

مثال تو نقاشی

من اگر عین نقاشی پیکاسو رو کپی کنم و به کسی که قبلا اون نقاشی رو ندیده نشون بدم

چی میگه؟

میگه برو کنار باد بیاد

یا نه واقعا توش معنا خوابیده؟
(۱۹/اردیبهشت/۹۳ ۱۶:۲۱)Reza2035 نوشته است: [ -> ]من اینو متوجه نشدم ... میشه یکی توضیح بده ؟ Huh

به نظر میاد این تاپیک در حد یه شعار مطرح شده و حرفهای داخلش هم هرگز توجیه پذیر نیستن! من موندم اون آدم هایی زیر اون پست تشکر زدن واسه چی اینکارو کردن ؟ به خاطر اسم شهید آوینی ؟
(۲۷/اردیبهشت/۹۳ ۲۰:۰۸)Reza2035 نوشته است: [ -> ]به نظر میاد این تاپیک در حد یه شعار مطرح شده و حرفهای داخلش هم هرگز توجیه پذیر نیستن! من موندم اون آدم هایی زیر اون پست تشکر زدن واسه چی اینکارو کردن ؟ به خاطر اسم شهید آوینی ؟
در آثار هیچکاک شما شاهد دوگانگی تفکر و شیوه های بیان نا متعارف نخواهید شد. آلفرد هیچکاک تمام سیر های داستانیش دارای منطق کامل بودن و تمام رفتار ها در کاراکتر ها حساب شده هستند. یعنی از گاف فیلم نامه ای توشون استفاده نمی شه.
از طرفی هیچکاک شرف کاری داشت و تمایلات درونی رو مورد نقد قرا میده. دچار فرقه های کاری نبوده و اهل جنبش های تمسکی هم نیست. در عین حال به شدت در برابر افکار الحادی ایستادگی می کرد.
برادر من! همچین کسی نمی تونه یه مهره ی خاموش خوب توی مبارزات باشه؟ از طرفی این فرد توی اکثر اقشار فکری نفوذ خوبی داره. چرا باید ازش دوری کرد. ما می تونیم هنگام صادرات افکار از این فرد استفاده کنیم. بالاخره یه کارگردان و هنرمند و ... غربی واسه حمایت می خواییم یا نه؟ مثلا ارکنار، یا همین هیچکاک که مانور روی اونها می تونه دهان تجدد گراهای غرب زده رو ببنده و از طرفی مخاطبان بیشتری برای القای فکری داشت.
جناب بیدل گرامی بنده با انتخاب هیچکاک مشکلی ندارم فقط مقداری توضیح در مورد این قسمت خواستم :

نقل قول:هیچ یک از هنرهای دیگر را هم نباید به مثابه وسایل و ابزاری که باید در خدمت تبلیغ و یا بیان تفکرات ما درآیند،

اینکه دو خط اونجا تشکر خورده و کسی نمیاد توضیح بده چه معنایی غیر از این داره کسی نمیتونه این جمله رو تفسیر کنه ؟ اگه برداشت خود من از این جمله صحیح باشه , به نظرم اون موقع پرداختن به هیچکاک و دست تمسک انداختن شیعه بهش چیز رو به سینمای دینی اضافه نخواهد کرد Smile
من میخوام یکی این جمله رو توضیح بده
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع