همه حرفاتون رو زدین،نظراتتون رو گفتین،یه مطلبی بود که پیج "ستاد مبارزه با چرندیات" در فیس بوک نگارش کرده بود،به نظرم جالب اومد اینجا هم قرار میدمش
قبلش هم نظر خودمو میگم،متاسفانه قشر مذهبی و حاکم نمی خواد قبول کنه که الان دیگه 35 سال پیش نیست،نظرات تغییر کرده،عقاید تغییر کرده،سبک زندگی مردم تغییر کرده،اصلا بحث اینجا بحث این نیست که چرا و به چه وسیله تغییر کرده،تفتیش عقاید نمیکنیم که، حالا یه عده به همون حال 35 سال پیش موندن،همون طور که این عده میخوان با قوانین و آداب و رفتار 35 سال،یا اصلا کلی بگم قوانین و عقاید دین اسلام زندگی کنن،یه عده ای هم میخوان با عقاید امروزی و جدید و تغییر کرده خودشون زندگی کنن،هیچ کدوم از این دو گروه نباید در صدد حذف گروه مقابل باشن،بلکه باید این آمادگی رو پیدا کنن که با تمام اختلاف عقایدشون در کنار هم زندگی کنن،مثل مردم کشورهای دیگه،مگه فرانسه مسلمون نداره؟آمریکا مسلمون نداره؟مالزی،اندونزی،ترکیه،اینا غیر مسلمون ندارن؟چجوری دارن با مسالمت با هم زندگی میکنن پس؟
حالا با این پیش زمینه برین مطلب زیر رو بخونین
بحث در باب "آزادیهای یواشکی" نه در حوزه تخصص ماست و نه مربوط به این پیج. اما متاسفانه نگاهی گذرا به این پیج این حقیقت را آشکار میکند که کامنتها سرشار از نفرت، توهین و تحقیر میان موافقان و مخالفان است. تو گویی اگر این افراد توان دسترسی به یکدیگر را داشتند، از ریختن خون و دریدن دیگری هم دریغ نمیکردند.
اینکه "ما چگونه ما شدیم؟" حدیث درازیست، اما امروز بخش عمدهای از مردم ما تحمل شنیدن صدای مخالف
را ندارند.*
«دیگران» برای بخش عظیمی از ایرانیان به دو دسته تقسیم میشوند؛ یا با آنها موافقند و یا دشمن هستند. این دشمنی چنان نفرتی در ما انباشته که گاه در تحقیر و تخطئه از هیچ رذالتی فروگذار نمیکنیم. کامنتهای پیج فوق گواهی بر این مدعاست.
در این میانه چند روز پیش پیج "مردم نیویورک" عکسی از یک دختر محجبه که از جشن فارغالتحصیلی دانشگاه میآید منتشر کرد. دختر به عکاس گفته " یه لحظه صبر کن، امروز حجابم قشنگ نشده" (تکیه کلام خانم ها با این مضامین که امروز موهام خوب نیس، امروز لباسام بهم نمیاد و ...) کامنتهای زیر این پست نشانه اوج احترام به عقاید دیگران است. شاید بتوان نمونه خوبی از برخورد با "آنچه و آنکه با من همعقیده نیست" را در نوشتههای زیر این عکس دید.
http://goo.gl/FfPSCN
تعدادی از کامنتهای زیر این عکس را مرور کنیم:
• دروا زامبرگ: من یک زن مذهبی یهودی هستم و فکر میکنم زنانی که حجاب دارند تحسین برانگیز هستند. من شرایط پوشش متفاوت را می دانم چون خودم همیشه دامن یا شلوار میپوشم. احسنت به زنان مسلمان و یهودی و همه کسانی که به خاطر عقایدشان جور دیگری لباس میپوشند.
• فاطیما صلاح: من یک زن مسلمان هستم و انتظار داشتم پای این عکس تعداد زیادی توهین و نفرت ببینم. اما آنچه میبینم فقط در مورد زیبایی، تحسین و بانمکی این دختر است. خدا حفظتان کند مردم مهربان.
• کیم هاجز: امروز موهام بد شده، امروز حجابم خوب نیست... زن بودن همه جا یه جوره!
• مکس فلیکس: به خاطر فارغ التحصیلی از دانشگاه کلمبیا بهت تبریک میگم
• ری الکسنادریا: من عاشق دخترایی هستم که به معنای کلمه "دختر" هستن. فارغ از نژاد و دین و کشور.
• هایدی گرین: تا حالا شده به یکی نگاه کنید و همینجوری حس کنید که آدم خوبیه؟ این دختر از اوناست!
• جاستین دیویس: چرا کسی به اون لبخند ملیح توجه نمیکنه؟!
• رابین الکساندر کراسنسکی: باحجاب یا بیحجاب، اون یه فارغالتحصیل دانشگاه کلمبیاست! ایول!
• ماری جوئت: عاشق لبخندشم، خیلی دوس دارم ثبت لحظهی ساده شاد بودن مردم رو ببینم.
مقایسه این دو پیج مرا به وحشت انداخت. اینکه اگر روزی سیستم دینی بر کشور حاکم نباشد یا حجاب اختیاری شود، آیا احترامی برای آنکه حجابش را انتخاب میکند باقی خواهد بود؟ آیا دو طرفِ متنفر از دیگری قرار است با همین توان به تخریب و تجاوز روحی و جسمی هم بپردازند؟
از نظر من آمادگی "تحمل مخالف و مدارا" پیشزمینه آزادی است، یادمان باشد آزادی ما باید به آزادی دیگران احترام بگذارد و نباید آزادی دیگری را محدود کند.**
نظر شما چیست؟
*تحمل مخالف با تحمل کسی که آزادی دیگران را محدود کرده و با توهین، تخریب و تخطئه قصد نابودی یا خفه کردن مخالفان را دارد تفاوت دارد.
**به شخصه با حجاب اختیاری و آزادی پوشش و عقیده موافقم، امیدوارم متن را تفسیر شخصی نکنید.
سری گفتگوهای میان کاربران با نام «سیزده شنبه» از ادمین "13"
https://www.facebook.com/photo.php?fbid=...226&type=1